استقرار داعش در افغانستان را جدی بگیرید

۱۸ عقرب ۱۳۹۵
روزنامه اطلاعات روز / شریف حضوری
در مورد ظهور و گسترش داعش (دولت اسلامی عراق و شام) دو دیدگاه کاملا متضاد را میتوان دید:
دیدگاه اول، داعش را با عینک اسلام سیاسی به بررسی میگیرد که گویا عدهیی از مسلمانان خواستهاند تا حکومت اسلامی برپا نمایند و نوستالوژییی که از عصر خلافت اسلامی دارند را دوباره تجربه نمایند. بنابر این باور، جنگجویان داعش تلاش دارند تا با تصرفات بیشتر، مرزهای تعیینشدهی ملی را به چالش بکشند و با اعادهی خلافت اسلامی، مفهوم امت اسلامی را نیز به واقعیت تبدیل نمایند. به همین دلیل، شورشگری و بغاوت آنها تنها به سرزمینهای اسلامی خلاصه نمیشود بلکه تصرف سرزمین کفار (دارالحرب) را نیز در اذهان و اندیشههای خود میپرورانند.
دیدگاه دوم، داعش را از منظر تئوری توطئه (conspiracy theory) میبیند و نیز به تحلیل آن میپردازد. این نوع تئوری بیشتر زاییدهی حدث و گمان و یا در بعضی مواقع برگرفته از شایعه و یا هم مستند به سندهای تاییدناشده است. همین امر موجب شده است که اتکا به تئوری توطئه و مشاهدهی قضایا و تجزیهی پدیدهها با آن چالشبرانگیز بوده تا جاییکه برآیند تحقیق و بررسی را با شک و شبهه مواجه میسازد. داعش در نگاه دوم تولید غرب و شرکای غربیشان میباشد تا از این راه توانسته باشد، اسلام را بدنام و دشمنی دیرینهی خود را در عمل ثابت سازد. طرفداران نگاه دوم تلاش دارند تا با استناد به قرآن و حدیث مبنی بر عدم ذکر و تشویق آدمکشی و قتل و غارت در اسلام و با صلحجو و مهربان خواندن این دین، راه داعش و اسلام را از هم جدا کنند.
داعش را با هر زاویهیی که به تحلیل بپردازیم اینک به واقعیتی از وقایع سیاسی در جهان تبدیل شده و توانسته مرزهای دولت-ملت را در هم نوردد و قلمرو وسیعی را در اختیار خویش قرار دهد.
بهطور معمول افکار رادیکال زمانی در یک جامعه رشد میکند و شکوفا میشود که اقلیت و یا قسمتی از جامعه رویگردان از دولت و نظام حاکم باشد. ممکن این رویگردانی عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی داشته باشد و یا هم گسستهای اجتماعی زمینهی بارور شدن این افکار را در افراد تقویت نماید. اگر زمینههای رشد و گسترش داعش را در سه منطقهی آسیای جنوبی، خاورمیانه و آسیای مرکزی بررسی نماییم، دیده میشود که این سه منطقه ظرفیت بارور نمودن و رشد دادن این پدیده را در خود دارا میباشد.
در مرحلهی نخست باید گفت: منطقهی آسیای جنوبی که هشت کشور را در خود جای داده، از فقر مفرط رنج میبرد، بیشترین جمعیت مسلمان در اینجا زندگی میکند و مدارس و سازمانهای رادیکال نیز در این منطقه و در دو کشور افغانستان و پاکستان فعال و در حال یارگیریاند. از میان کشورهای این منطقه افغانستان اکنون در یک درگیری داخلی گرفتار است و قسمتی از سرزمیناش، تحت کنترل مخالفین مسلح میباشد و داعش نیز در بعضی از مناطق کشور شروع به لانهسازی نموده است. در امتداد اهمیت موضوع، اشرف غنی رییسجمهور افغانستان در نشستهای مختلف جهانی از جمله نشست اولفا که در روسیه برگزار شد از گسترش داعش در قلمرو افغانستان و تهدید کشورهای همسایه خبر داد و از شرکای منطقهیی نیز خواست تا با همکاری همدیگر، مبارزهیی جدی را برای مقابله با چنین پدیدهیی آغاز نمایند. کشورهای دیگر این منطقه از جمله پاکستان، مهد سازمانهای افراطی و افراطپروری بوده و اخیرا بنگلادش و هند نیز با مشکلات اینچنینی دستوپنجه نرم میکنند.
خاورمیانه نیز بهدلیل اهمیت ژئوپولیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک همیشه مورد توجه قدرتهای بزرگ بوده است. در طول تاریخ نیر همواره تلاش شده است تا با حفظ امنیت این منطقه، امنیت انرژی جهان تضمین گردد و روی همین اهمیت، تندباد بهار عربی نیز نتوانست پایهی رژیمهای اقتدارگرای خلیج را دچار لرزش کند. اما یک امر مهم را نباید نادیده گرفت که همین کمک و معاونت غربیها با سران حکومتهای منطقه جهت سرکوب حرکتهای دموکراتیک مردم موجب شده است که امروزه همان خواستهای دموکراتیک به بدترین شکل خود که همانا افراطگرایی و خشونت باشد جلوهگری کنند و حتا خود را با جامهی داعش عرضه نماید. بدون شک جنبشهای افراطی نوظهور همانند حرکتهای قدیم بهدنبال اصلاح نظامهای سیاسی نیست بلکه نابودی رژیم، از بین بردن نظام دولت- ملتها و بهوجود آوردن دولتهای شرعمحور در منطقه را محور حرکت خود قرار داده است.
در مورد آسیای مرکزی تاتیانا درونزیا، پژوهشگر مسایل اسلامی و قومیت در دانشگاه صوفیا ضمن خطرناک خواندن پدیدهی داعش، تحقیقی را روی علل پیوستن شهروندان این منطقه، به داعش انجام داده است که میرساند: آنان بهدلایل فقر چنین عملی را مرتکب نشده است بلکه عقیدهی اسلامی و در عینحال ایمان بدون آگاهی آنان موجب شده تا آنها به صفوف داعش ملحق شوند. واسلی کاشین از مرکز استراتژی و تکنولوژی مسکو که وابسته به وزارت دفاع روسیه است معتقد است که داعش خطر بسیار بزرگی برای آسیای مرکزی میباشد. در همینحال آقای پوتین رییسجمهور روسیه، در نطقهای خود از خطر گسترش سازمانهای افراطی و تروریستی از جمله داعش، از افغانستان به کشورهای همسایهاش یاد نموده است.
اینک بعد از نیم دهه نفسهای دولت اسلامی عراق و شام به شماره افتاده است. از یکطرف ائتلاف سوریه، ایران و روسیه پایگاههای آنان را در سوریه آماج حمله قرار میدهد و از طرف دیگر عراق و همپیمانان داخلی و خارجی آنها، موصل، آن خواستگاه خلافت اسلامی و مقر ابوبکر بغدادی را در حال بازپسگیری میباشند. برآیند از همپاشی این گروه پراکندگی آنها به سایر مکانهاست و یا هم جستوجوی سرزمین دیگر برای اعمار دولت شکستخوردهی خویش. سرزمینهایی با حاکمیت ضعیف ملی، اختلافهای داخلی و وجود منازعات مسلحانه، بیتردید قلمروهایی خواهند بود که لشکر شکستخوردهی داعش تسکین درد خود را در آنجا جستوجو خواهد کرد.
سابقهی پناهگزین شدن بنلادن بعد از اخراج او از سودان به افغانستان، حضور سرسامآور جنگجویان چیچنی در روستاها و کوهپایههای این کشور، عدم توانایی حکومت مرکزی در اعادهی حاکمیت ملی و حضور پر قدرت مخالفان مسلح در نقاط روستایی، این امکان را خواهد داد تا جنگجویان فراری داعش راه خود را به سوی افغانستان کج نمایند. صحبتهای مقامات نظامی و ملکی کشور مبنی بر عدم بیتوجهی دولت و تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه داعش نیز گواه بر این است که خطر سرایت این ویروس به افغانستان جدی است و جهت جلوگیری از آن، راهحلهای جدی را نیز باید جستوجو نمود.
بهکارگیری سیاست تکگرایی جهت مبارزه با گروهی که اعادهی شریعت، از بین بردن دولت-ملتها، احیای امت اسلامی، اقتدارگرایی مطلق، سلطهگری و استبداد، عدم تحمل و انتقادپذیری و مخالفت با ناهمکیشان و کشتن آنها را در کارنامهی خود دارد راه معقولی بهنظر نمیرسد.
حملات نمایشی ارتش پاکستان، درگیری و جنگهای سنگربهسنگر ارتش افغانستان و سیاستهای گاه متفاوت روسیه و امریکا در نابودی داعش، راهی به جایی نخواهد برد.
باید گفت خاورمیانه امن و خالی از داعش زمانی میسر خواهد بود تا دو قدرت و دو دشمن قسمخوردهی منطقهیی مانند ایران و عربستان از رقابت و تسلیح مخالفین یکدیگر دست بردارند.
رویای آسیای جنوبی امن زمانی به تحقق خواهد پیوست که کشورهای این حوزه مانند پاکستان، استفادهی ابزاری از تروریسم و افراطگرایی را متوقف نمایند.
ضمانت دیوار بلند امنیتی جهت مقابله با داعش و افراطگرایی در آسیای مرکزی زمانی ممکن خواهد بود که کشورها با یاری همدیگر دست افغانستان و نیروهای امنیتی آن را به گرمی بفشارند.
در اخیر بر دولت افغانستان و شرکای قدرت واجب است تا با استراتژی واحد و حفظ اتحاد درونی، صفهای نیروهای امنیتی را مستحکم نمایند و با امنیتی نمودن پدیدهی داعش راه را برای چانهزنی با شرکای سیاسی خویش در سطح منطقه و جهان جهت جلب حمایتهای دوامدار از نیروهای دفاعی کشور هموار سازند.
http://www.etilaatroz.com/42934
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ ساعت 22:36 توسط ابراهیمی
|