سرتیپ محمود‌ شاه : طالبان پاکستان در حال تبدیل شدن به داعش در افغانستان هستند

کارشناس مسائل دفاعی پاکستان:

طالبان پاکستان در حال تبدیل شدن به داعش در افغانستان هستند

کارشناس مسائل دفاعی پاکستان گفت: طالبان پاکستان که بر اثر عملیات ارتش از مناطق قبایلی گریخته‌اند سعی دارند برای ادامه فعالیت خود از داعش در افغانستان کمک بگیرند.

۹۵/۱۱/۲۶ :: ۱۳:۱۵

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، سرتیپ «محمود‌شاه» کارشناس مسائل دفاعی پاکستان گفت: طالبان پاکستان که بر اثر عملیات ارتش از مناطق قبایلی گریخته‌اند سعی دارند برای ادامه فعالیت خود از داعش افغانستان کمک بگیرند.

وی افزود: طالبان پاکستان هیچ هدف مشخصی ندارند و فقط برای کسب منافع خود همچنین انجام عملیات‌های ترورریستی با سایر گروه‌ها مانند داعش متحد می‌شوند.

به گزارش دیلی پاکستان،کارشناس مسائل دفاعی پاکستان تأکید کرد: طالبان افغانستان هدفمند هستند و عملیات‌های آنها زمینه دارد.

محمود‌شاه گفت: سخنان اخیر ژنرال نیکلسون فرمانده ناتو در افغانستان ناشی از نگرانی وی از به راه افتادن یک جنگ ناخواسته با مشارکت شبه‌نظامیان است.

وی ضمن هشدار نسبت به نفوذ داعش در افغانستان بیان کرد: اگر طالبان پاکستان با این گروه متحد شوند اوضاع پیچیده‌تر خواهد شد و برقراری صلح سال‌ها به عقب می‌افتد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951126000885

حضور 440 سغدی تاجیکستان در جنگ های خارجی سوریه ، افغانستان و پاکستان

حضور 440 سغدی تاجیکستان در جنگ های خارجی

 

۲۹ دی ۱۳۹۵, ۱۳:۵۴

عبدالرحمان قادری رئیس ولایت سغد در نشست خبری گفت: از این تعداد 322 نفر  در جنگ سوریه علیه دولت این کشور می جنگند  که 39 نفر از آنان به همراه خانواده هایشان  به سوریه رفته‌ اند.

قادری  افزود: ، 42 نفر از این افراد مردان جوان و 28 نفر دختر بوده‌ و در مجموع تاکنون 51 تن از آنان نیز کشته شده اند.

رئیس ولایت سغد گفت: در جنگ های افغانستان نیز 51  از اهالی این منطقه و در درگیری های پاکستان 73 نفر از ساکنان سغد مشارکت دارند. 

قادری در عین حال از کاهش آمار ساکنان استان سغد در جنگ های خارجی خبر داد و افزود: آگاهی مردم از توطئه های برخی کشورها و گروهها در این زمینه افزایش یافته و اطلاع رسانی در این خصوص  در همه شهرها و نواحی این استان ادامه‌ دارد.

http://parstoday.com/tajiki/news/tajikistan-i11914

دکتر سید رضا رفیعی : علل رشد و سرنوشت گروه‌های اسلام‌گرای جهادی

علل رشد و سرنوشت گروه‌های اسلام‌گرای جهادی

1395/10/08 

نویسنده: دکتر سید رضا رفیعی /  پژوهشگاه مطالعات جهان

امروز سرتاسر جهان اسلام از مناطق مسلمان نشین فیلیپین در شرق آسیا گرفته تا کشورهای غرب آفریقا در آتش گروه‌هایی که به نام اسلام جهادی به مبارزه مشغول شده‌اند می‌سوزد. کشتارها، حملات و بمب‌گذاری‌هایی که توسط اعضا یا طرفداران این گروه‌ها رخ می‌دهد حتی گاه از محدوده جهان اسلام نیز فراتر رفته و کشورهای غیر مسلمان اروپا و آمریکا را نیز درگیر خود کرده‌اند. به راستی علت رشد این گروه‌ها در مناطق مختلف دنیا علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که برای مبارزه با آن‌ها می‌شود چیست؟

در پاسخ به سؤال بالا به طور کلی باید دانست که هر گروه شورشی برای نمو و ادامه حیات خود به دو عنصرِ حیاتی نیازمند است. عنصر اول، یک ایدئولوژی، عقیده یا مرامنامه است که بتواند افراد را به پیوستن به گروه و جانفشانی در راه تحقق اهداف آن تشویق نماید. بدون وجود یک ایدئولوژی قوی، که اعضای گروه‌ را به ساختن جامعه‌ای آرمانی نوید می‌دهد، گروه‌ شورشی تشکیل نمی‌شود و یا در صورت تشکیل تنها به عنوان دسته‌ای راهزن یا مزدور که از راه جنگیدن، غارت و جمع‌آوری غنایم به دنبال کسب منافع مادی است فعالیت می‌نماید. بدیهی است که در مقایسه با جنگجویانی که برای تحقق هدفی والا می‌جنگند، انسجام و دوام چنین گروه‌هایی بسیار کم است و به سادگی در مقابل حملات بیرونی دچار شکست و اضمحلال می‌شوند. وجود ایدئولوژی آرمانگرایانۀ قوی، مردم محلی را به سمت حمایت از گروه شورشی سوق می‌دهد و زمینه مشروعیت و جذب نیرو برای آن را فراهم می‌نماید.

 عنصر ضروری دوم برای دوام گروه‌های شورشی حمایت مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی است که غالباً از سوی یک قدرت خارجی فراهم می‌شود، اگرچه...

ادامه نوشته

وحید مژده : ریشه‌های بحران در ایالت خیبر پشتونخواه و مناطق قبایلی پاکستان

ریشه‌های بحران در ایالت خیبر پشتونخواه و مناطق قبایلی پاکستان

منتشر شده در 01 دی 1395

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام  iiwfs

وحید مژده / کارشناس مسائل پاکستان و تحلیلگر

در نیمه‌شب 14 اوت سال 1947 کشوری بنام پاکستان در نیم قارۀ هند از  پیکر هندوستان جدا شد و به‌عنوان یک کشور مستقل در جنوب آسیا پدید آمد. این‌زمانی بود که امپراتوری بریتانیا پس از تقریباً 150 سال، به تسلط استعماری خویش در نیم قاره هند پایان داد. منطق تشکیل پاکستان این بود که مسلمانان هند نیز حق‌دارند تا از خود کشوری مستقل داشته باشند.

استعمار انگلیس که با دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی کاذب در جهان عرب، چندین کشور عربی با هویت‌های تازه را از بطن خلافت عثمانی بیرون آورد و کشور جعلی بنام اسرائیل را برجهان اسلام مسلط ساخت، تقسیم نیم قاره را بر بنیاد دوستی با مسلمانان انجام نداد بلکه در پشت پردۀ این اقدام، اهداف دیگری نهفته بود که سه دهه بعد و پس از حملۀ ارتش سرخ بر افغانستان، هدفی که پاکستان به خاطرش به میان آمده بود، مشخص گردید.

اگر دقیق‌تر به این دوره از تاریخ جهان بنگریم، بعد از پایان جنگ جهانی دوم اتحاد شوروی به‌عنوان یک ابرقدرت در جهان قامت برافراشت که مرزهایش از خاور دور تا شرق اروپا وسعت داشت. این قدرت جدید نه‌تنها یک نیروی بزرگ نظامی بود بلکه از یک ایدئولوژی ضد سرمایه‌داری نمایندگی می‌کرد که از جاذبه در کشورهای فقیر جهان سوم برخوردار بود. در پایان جنگ دوم جهانی هرچند کشورهای پیروز، جهان را به حوزه‌های نفوذ میان خود تقسیم کردند اما مشکل بزرگ شوروی این بود که بنادر آبی‌اش در بخشی از سال یخ‌بسته بود و برای نجات از این محاصرۀ طبیعی، روس‌ها از زمان پطر کبیر تلاش داشتند تا خود را به آب‌های گرم برسانند. حرکت روس‌ها به‌سوی جنوب در شمال آمودریا متوقف شد.

شاه ایران با حمایت غرب می‌توانست مانع از گسترش نفوذ شوروی به‌سوی خلیج‌فارس گردد اما اگر شوروی‌ها می‌توانستند با عبور از آمودریا و تسخیر افغانستان با هندوستان هم‌سرحد شوند، با توجه به تمایلات سوسیالیستی رهبران هند چون جواهر لعل نهرو و شخصیت‌هایی چون خان عبدالغفار خان در ایالت سرحد، شوروی از این محاصره نجات می‌یافت و دوام سیطرۀ غرب برجهان را با چالشی بزرگ مواجه می‌ساخت. بنابراین نیاز به ایجاد مانعی بود تا بتواند سدی فرا راه اهداف شوروی در این منطقۀ حساس از جهان شود. به‌این‌ترتیب نیم قارۀ هند تقسیم شد...

ادامه نوشته

پاکستان و بوسنی روابط خود را گسترش می دهند

پاکستان و بوسنی روابط خود را گسترش می دهند

اسلام آباد - ایرنا - 'محمد نواز شریف' نخست وزیر پاکستان که در راس یک هیات بلند پایه به بوسنی و هرزگوین سفر کرده است، روز گذشته از سوی همتای بوسنیایی خود مورد استقبال رسمی قرار گرفت و دو طرف بر ضرورت توسعه روابط دوجانبه در همه زمینه ها تاکید کردند.

تاریخ خبر: 02/10/1395 | ساعت: 7:14

به گزارش ایرنا، از رسانه های رسمی دولت پاکستان، نواز شریف پس از دیدار با دنیس زیودویچ همتای بوسنیایی با حضور در جمع خبرنگاران گفت : اسلام آباد و سارایوو روابط خود را در حوزه های مختلف بویژه تجارت ، انرژی و امور دفاعی گسترش خواهند داد . وی افزود : روابط مردم با مردم می تواند در گسترش روابط تجاری و اقتصادی بین دو کشور تاثیرگذار باشد .

در این سفر طارق فاطمی معاون خصوصی نخست وزیر در امور روابط خارجی، نواز شریف را همراهمی می کند . حسین اف کاوازوویک رهبر جامعه علما و مفتی اعظم بوسنی و هرزگوین نیز با نواز شریف دیدار و گفت و گو کرد . وی از تلاش نواز شریف برای ایجاد همگرایی بین مذاهبی مختلف اسلامی قدردانی کرد.

نواز شریف همچنین در گفت و گو با یک گروه پارلمانی در بوسنی و هرزگوین، حضور داعش در خاک پاکستان را قویا تکذیب کرد و گفت : ارتش پاکستان توانسته است ضربه جبران ناپذیری بر بدنه طالبان و دیگر گروههای تروریستی در خاک این کشور بزند . نخست وزیر پاکستان افزود : پاکستان در مبارزه با تروریسم جدی است و در حال حاضر گروه های تروریستی هیچ گونه پناهگاه امن در خاک پاکستان ندارند .

وی همچنین آمادگی خود را برای حل و فصل مسائل و اختلافات با هند از طریق گفت و گوهای مسالمت آمیز اعلام کرد .

http://www.irna.ir/fa/News/82356243/

منابع مالی طالبان چگونه تامین می‌شود؟  

منابع مالی طالبان چگونه تامین می‌شود؟ 

آریانانیوز : قاچاق موادمخدر؛ سرقت‌های مسلحانه و زورگیری‌ها ، جمع آوری عشر و زکات، استخراج غیرقانونی معادن از جمله منابع اساسی درآمد طالبان در افغانستان و پاکستان شمرده می‌شود. گروه طالبان همواره با استفاده از قدرت خود، تهدیدهای بی‌شمار امنیتی را دراین دو کشور به وجود آورده‌اند.

 زمان مخابره: دوشنبه, 12 دسامبر , 2016

یکی از مهمترین پرسش‌هایی که در رابطه درآمد طالبان می‌تواند مطرح باشد این است که به راستی منابع مالی این جنگ ویرانگر و طولانی چگونه تامین می‌شود و طالبان چگونه می‌تواند در تهیه سلاح و مهمات جنگی هزینه منابع آن را فراهم کند. زیرا روزی نیست که راپور‌های حمله مخالفان مسلح بر ادارات دولتی نیروهای پولیس و اردوی ملی و همین طور کاروان‌های ناتو در آژانس خبررسانی‌های مختلف نشر نشود.

روزنامه امریکایی هافینگتن‌پست در راپوری چنین می‌نویسد: سلاح‌های مورد استفاده شبه‌نظامیان مسلح در برخی موارد بسیار گران‌قیمت و تجهیزات آنان نیز از پیشرفته‌ترین تجهیزات روز دنیا است. سلاح‌ها و مهماتی که توسط پولیس و اردوی ملی افغانستان از مخالفان مسلح کشف و ضبط می‌شود نشان می‌دهد که این گروه‌های مسلح توان تامین سلاح‌ها و تجهیزات گران قیمت را به مقدار کلان دارند.

حال باید پرسید که براستی وقتی حکومت افغانستان با کمک‌های چندین ملیارد دالری جامعه جهانی ناتوان از تامین تجهیزات اردوی ملی و پولیس خود است، یک گروه تروریستی در کشور چگونه می‌تواند به راحتی این حجم زیاد از سلاح و مهمات را تامین کند؟

طالبان مدعی است که این گروه با تصرف برخی پایگاه‌های پولیس و اردوی ملی در مناطق مختلف و همینطور کمک‌های مردمی در سرحدات بین افغانستان و پاکستان، این تجهیزات و مهمات را بدست آورند؛ ولی...

ادامه نوشته

وحید «مژده» : افغانستان برزخ میان «داعش» و «داعش هراسی»

افغانستان برزخ میان «داعش» و «داعش هراسی»

 20.11.2016

وحید «مژده» / سایت فارسی رو

از مدتی بدینسو شایعاتی در مورد رابطه میان طالبان و فدارسیون روسیه به گوش می رسید. در گذشته شایعاتی هم در مورد سفر رهبران طالبان به ماسکو شنیده شده بود و مشاهد حسین رئیس کمیسیون امور دفاعی سنای پاکستان نیز در سخنانی در واشنگتن گفته بود که طالبان افغان تماس های مخفیانه با روسیه برقرار کرده اند.

چون روسیه خود منتقد امریکا و غرب به دلیل حمایت آنان از بعضی از گروه های اسلامگرا در سوریه است، پیشبینی نمی شد که با طالبان نزدیک گردد اما به نظر می رسد که روسیه قصد دارد تا در دیپلوماسی خود در مورد منطقه تغییرات جدی تری را به وجود آورد.

ضمیر کابلوف نمایندۀ خاص روسیه برای افغانستان و پاکستان اخیرا در اظهاراتی صریح و غیرمنتظره سخنانی به زبان آورد که می تواند تاحدی تائیدی بر شایعات گذشته باشد. کابلوف به خبر گزاری انترفاکس گفت که داعش دشمن مشترک فدارسیون روسیه و طالبان است و همین دشمن مشترک موجب شده تا روسیه با طالبان افغان در تماس گردد. وی گفت که روسیه و طالبان در مورد مبارزه با داعش منافع مشترک دارند و روسیه در این مورد با طالبان معلومات تبادله می کند. کابلوف همچنان گفته که این مسئله را بسیار مهم وقابل دقت می داند که طالبان و پاکستانی هردو، ابوبکر بغدادی را به عنوان خلیفه به رسمیت نمی شناسند.

ضمیرکابلوف از شخصیت های نزدیک به ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه می باشد و این نخستین بار هم نیست که وی در مورد طالبان چنین مطالبی را بیان می کند، وی قبلا 23 دسامبر 2015 در مصاحبه با آژانس خبری انترفاکس روسیه گفته بود که: "با توجه به حضور گروه داعش در افغانستان، در رابطه میان منافع ما و طالبان، نوعی نزدیکی ایجاد شده است". وی در آن زمان نیز به وجود کانال های ارتباطی میان مسکو و طالبان در مورد تبادلهء اطلاعات اشاره کرده بود.

بیشترین نگرانی روسیه از حضور داعش در افغانستان ناشی از شرایط در سوریه و عراق است. اخیرا تلاش ها برای شکست داعش در سوریه و عراق شدت گرفته و این گروه که خود را دولت اسلامی می خواند، بخشی از قلمروی را که در دوسال قبل در عراق و سوریه تحت کنترول خود در آورده بود، از دست داده است.

از جانب دیگر تعدادی از رهبران داعش در سوریه که با ابوبکر بغدادی نزدیک اند، از کشور های آسیای میانه و قفقاز اند. روسیه نگران از آنست که اگر داعش با فشارهای بیشتری در سوریه و عراق مواجه گردد، احتمال دارد تا این جنگجویان سعی نمایند خود را به افغانستان برسانند و از این طریق سعی نمایند تا به آسیای میانه نفوذ کنند.

سابقۀ حضور داعش در افغانستان به دو سال قبل بر می گردد که دعوت داعش در مناطق قبایلی آنسوی دیورند موجب شد تا تعدادی از طالبان پاکستانی از منطقۀ قبایلی اروکزی اجنسی به این گروه بپیوندند. ابوبکر بغدادی حافظ سعید خان را رهبر دولت اسلامی در اقلیم خراسان و عبدالروف خادم از فرماندهان نظامی طالبان افغان را معاون وی تعیین نمود. عبدالروف خادم قبل از این که در این مورد سخنی بگوید، در حملۀ هوایی امریکا در هلمند کشته شد.

طالبان که به هیچ گروه جنگجوی دیگری اجازه نمی دهند تا در قلمر نفوذ آنان در افغانستان فعالیت نمایند، با این گروه نوظهور در افتادند. نخستین برخورد میان داعش و طالبان زمانی صورت گرفت که هنوز خبر مرگ ملامحمد عمر فاش نشده بود. در آن زمان داعش قصد داشت محموله ای از سلاح را از آنسوی دیورند به شرق افغانستان انتقال دهد که طالبان افغان این محمولۀ سلاح را ضبط کردند.

تحرکات داعش موجب گردید تا اختر محمد منصور نامه ای به ابوبکر بغدادی بنویسد. او در این نامه تذکر داد که در شرایطی که در افغانستان جنگ طالبان علیه امریکا ادامه دارد، ایجاد این گروه جدید به خیر مسلمانان نیست و از وی خواست موقف خود را در مورد این گروه اعلام نماید. جواب البغدادی به منصور تند توهین آمیز بود و بعد از آن جنگ میان دو گروه در شرق افغانستان شدت گرفت. داعش توانست میان طالبان اختلاف به میان آورد و تعدادی از ازبیک های مربوط حرکت اسلامی ازبیکستان به داعش بیعت کردند. این مسئله موجب جنگ در ولسوالی ارغنداب در ولایت زابل شد و سرانجام به کشته شدن ملامنصور دادالله انجامید.

فدراسیون روسیه از نزدیک این جریانات را تحت نظر داشت و جنگ های طالبان در شمال افغانستان و به خصوص سقوط کندز در سال گذشته این نگرانی را در روسیه به میان آورد که طالبان با داعش هم پیمان شده اند. از جانب دیگر در میان دولت افغانستان هم کسانی بودند که داعش در افغانستان را برنامه ای از طرف حکومت افغانستان با تبانی خارجی ها می دانستند. آنها بعضی از اراکین دولت را به حمایت از داعش متهم کردند اما دولت در این مورد خاموش باقی ماند.

وقتی جواب دولت به چنین اتهام سنگین سکوت بود، طبیعی است که کشور های همسایه نسبت به وقایع افغانستان مشکوک شدند. بخصوص فدراسیون روسیه به این نتیجه رسید که آوردن داعش به مرزهای آسیای میانه برای بی ثبات ساختن روسیه است و بنابراین باید با آن مقابله کرد.

از آنجایی که دشمن دشمن دوست بشمار می آید، فدارسیون روسیه با طالبان در تماس شد. گفته می شود که آخرین سلسله از این تماس ها در ماه اگست امسال صورت گرفت. روسها در دیدار با طالبان، نگرانی خود را از سه مسئله در افغانستان با آنها شریک ساختند:

1. داعش و شایعات حضور بعضی از آنها در صف طالبان.
2. حضور جنگجویان آسیای میانه در صف طالبان که با داعش هم پیمان نیستند.
3. مسئلۀ مواد مخدر و امکانات همکاری مشترک برای جلوگیری از قاچاق آن به آسیای میانه.

فدراسیون روسیه برای مقابله با این تهدید در سطح بزرگتر نیز مشغول اقدام است. سرگی شایگو وزیر دفاع روسیه نیز در دیدار با وزیر دفاع تاجیکستان گفته است که حضور داعش در افغانستان یک تهدید بالقوه برای آسیای میانه و فدراسیون روسیه است و روسیه برای مقابله با این چالش، مشغول کمک به تقویت نیروهای بعضی از کشور های آسیای میانه است.

این مسئله کاملا روشن است که سروصدای حضور داعش در افغانستان به هیچ صورت به نفع دولت افغانستان نیست و تاکنون این گونه بزرگ نمایی بیشتر به نفع طالبان تمام شده است اما دولت افغانستان هنوز هم ظاهرا متوجه این مسئله نیست. چند روز قبل بار دیگر رسانه های کابل از حضور فزایندۀ داعش در ولایت زابل و مناطق تحت کنترول طالبان خبر دادند. یکی از مقامات محلی مدعی شد که "در جاهائی بیرق های سفید پایین شده و بیرق های سیاه بالا شده و در جاهایی هم بیرق های سیاه پایین شده و بیرق های سفید بالا شده!؟". اما طالبان طی اعلامیه ای این ادعا ها را رد کردند و از حضور گروه داعش ابراز بی اطلاعی نمودند.

به نظر می رسد که این دسته وکلای پارلمان یا بخشی از پروژۀ داعش هراسی اند و یا اینکه معلومات دقیق از جریانات ندارند و اطلاعات شان را از کسانی می گیرند که جنگ جویان ازبیک در ولایت زابل را داعش می دانند اما حقیقت اینست که بعد از آخرین برخورد میان طالبان و افراد پیوسته به داعش در سال گذشته در این منطقه که در نتیجه منصور دادالله و تعدادی از رهبران حرکت اسلامی ازبیکستان کشته شدند، طالبان به جنگجویان خارجی دستور داده اند که بعد از این حق ندارند در یک منطقه تجمع نمایند و هر چند خانواده را در منطقه ای سکونت داده اند تا بار دیگر با هم یکجا نشوند و مشکل ایجاد نکنند.

فدارسیون روسیه اگر از یک طرف این شایعات را با نگرانی دنبال می کند و آنرا حداقل در آینده چالشی امنیتی برای خود می شمارد، از جانب دیگر در صدد مبدل کردن این چالش به فرصت است. ماسکو اکنون درصدد تقویت حضور نظامی خود در آسیای میانه است جایی که امریکا در سال 2001 و بعد از حمله به افغانستان، چشم طمع به آن دوخته بود.

بهرحال وضع در جهان در حال تغییر است و باید دید که با پایان کار داعش در سوریه و عراق، آیا بقایای آن گروه سر از افغانستان بیرون خواهند کرد؟ چنین تغییر تاحدی به روابط میان روسیه و پاکستان از یک طرف و امریکا و پاکستان از جانب دیگر نیز مربوط است. اگر پاکستان همچنان مورد بی مهری امریکا باشد، اسلام آباد به ماسکو نزدیک تر خواهد شد و برنامۀ حضور قدرتمند داعش در افغانستان به مانع برخواهد خورد.

همچنان باید منتظر بود و دید که با قدم نهادن دونالد ترامپ به قصر سفید، روابط میان روسیه و امریکا چه سمت وسویی خواهد یافت. اگر روابط میان ماسکو و واشنگتن بهبود یابد، احتمال دارد تا پروژۀ داعش هراسی در افغانستان به پروژۀ حضور قدرتمند داعش که کشور های دیگر منطقه را تهدید نماید، مبدل نگردد و قدرت این گروه در حد فعلی آن محدود باقی بماند.

http://www.farsi.ru/doc/13300.html

«ناصر خان جنجوعه»:تشویق تروریست‌ها توسط افغانستان و هند برای حمله به پاکستان

 مقام پاکستانی در دیدار با سفیر آمریکا مطرح کرد

تشویق تروریست‌ها توسط افغانستان و هند برای حمله به اهدافی در پاکستان

مشاور شورای امنیت ملی پاکستان در دیدار با سفیر آمریکا در اسلام‌آباد تاکید کرد که سازمان‌های اطلاعاتی افغانستان و هند تروریست‌ها را به حمله در پاکستان تشویق می‌کنند.

۰۶ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۸

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، به نقل از «پاکستان‌تودی»، «ناصر خان جنجوعه» مشاور شورای امنیت ملی پاکستان اعلام کرد که سازمان اطلاعات هند (راو) و سازمان اطلاعات افغانستان (ان.دی.اس) گروه‌های تروریستی در پاکستان را به حمله علیه این کشور تشویق می‌کنند.جنجوعه این اظهارات را در دیدار با «دیوید هیل» سفیر آمریکا در اسلام‌آباد عنوان کرد.

مشاور امنیت ملی پاکستان اظهارداشت که آمریکا در قطع ارتباطات گروه‌های تروریستی تحت نظارت سازمان‌های اطلاعاتی افغانستان و هند با دولت پاکستان همکاری کند.وی افزود: تنها زمانی صلح در افغانستان ممکن می‌شود که صلح در پاکستان برقرار باشد.

«انوار الحق کاکر» سخنگوی دولت ایالتی بلوچستان پاکستان نیز مدعی شده بود که سازمان‌های اطلاعاتی افغانستان و هند به صورت مشترک برای حمله به مرکز آموزش پلیس در «کویته» برنامه‌ریزی کرده‌اند.

«شیرافکن» فرمانده نیروهای مرزی در ایالت بلوچستان نیز گفته بود که مهاجمان مسلحی که به مرکز آموزشی پلیس حمله کرده‌اند وابسته به گروه تروریستی «لشکرجهنگوی» بوده‌اند.وی مدعی شد که عاملان حمله به مرکز آموزشی پلیس، شهروندان افغانستان بوده‌اند.

روز گذشته نیز دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان در بیانیه‌ای ضمن محکومیت حملات کویته، تروریسم را یک تهدید مشترک برای ثبات منطقه و جهان اعلام کرده بود.

حمله تروریستی به مرکز آموزشی پلیس کویته نیمه شب دوشنبه هفته جاری آغاز شد که در نتیجه 63 کشته و 150 زخمی برجا گذاشت.

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/06/1223246/

۶۰ کشته در حمله به مرکز آموزشی نیروهای پلیس در ایالت بلوچستان پاکستان

۶۰ کشته در حمله به مرکز آموزشی نیروهای پلیس در ایالت بلوچستان پاکستان

تلفات حمله انتحاری به مرکز آموزشی نیروهای پلیس در شهر «کویته» مرکز ایالت بلوچستان به ۶۰ کشته و ۱۲۵ زخمی افزایش یافت.

۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۹

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، حمله انتحاری و درگیری افراد مسلح به مرکز آموزشی پلیس در شهر کویته تاکنون 60 کشته و بیش از 125 زخمی برجا گذاشته است.

«سرفراز بوگتی» وزیر کشور ایالت بلوچستان اعلام کرد  سه مهاجم مسلح حدود نیمه شب گذشته به ساختمان مرکز آموزشی پلیس در منطقه «سریاب» حمله کردند.این افراد مسلح با کشتن محافظان امنیتی، داخل ساختمان شدند و درگیری تا بامداد امروز صبح ادامه یافت.

مقامات امنیتی اعلام کردند که در این درگیری سه مهاجم کشته شده‌اند.وزیر کشور ایالت بلوچستان اظهار کرد که مهاجمان جلیقه‌های انفجاری به تن داشتند و دو تن از آنها موفق به انفجار انتحاری شدند.

«شیرافگن» فرمانده نیروهای مرزی ایالت بلوچستان نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرد که این حمله توسط «لشکر جهنگوی» صورت گرفته است.وی بطور تلویحی افغانستان را متهم کرده است.

ماه گذشته نیز بر اثر  حمله‌ مشابه به بیمارستان دولتی شهر کویته دست کم 72 نفر کشته و بیش از 112 نفر زخمی شدند.

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/04/1221157

ناند ارنی و پرانی کوتاستین : پیش‌بینی اقدامات بعدی پاکستان در افغانستان

پیش‌بینی اقدامات بعدی پاکستان در افغانستان

با این‌که هند و ایالات متحده، برای یک بار، در افغانستان همسو شده‌اند، اما این خطر واقعی وجود دارد که توسط پاکستان غافلگیر شوند.

۲۷ میزان ۱۳۹۵

دِ وایر / اناند ارنی و پرانی کوتاستین / ترجمه: حمید مهدوی

از دید پاکستان، سال ۲۰۱۶ برای روابط این کشور با همسایه‌ی غربی‌اش یک سال پر سروصدایی بوده است. نخست این‌که گروه هماهنگی چهارجانبه به رهبری پاکستان که هدف آن جمع کردن ایالات متحده و چین در کنار افغانستان و بیرون نگهداشتن هند بود، به نتیجه‌یی دست نیافت. سپس، در حالی‌که ترتیبات جدیدی بین افغانستان، هند و ایالات متحده به‌شکل گفت‌وگوهای سه‌جانبه شکل گرفت، پاکستان شدیدا اعتراض کرد. در حالی‌که معادلات جدیدی در سطح دیپلماتیک فرمول‌بندی شد، وضعیت در خط دیورند بدتر شد و نقاط مرزی ترانزیتی میان پاکستان و افغانستان در تورخم و چمن چندین دوره مسدود شدند، چیزی که حکومت افغانستان را خشمگین ساخت و همچنین بر معیشت مردم در دو طرف تاثیر منفی گذاشت.
اساسا، پاکستان باید با یک رشته از مسائل ناخوشایند در جبهه‌ی غربش مواجهه می‌کرد. با استفاده از این مسأله به‌عنوان یک پس‌زمینه، حالا لحظه مناسب است تا تجزیه و تحلیل کنیم که پاکستان برای به‌دست آوردن دوباره‌ی زمینه‌های از دست‌رفته چه‌کار خواهد کرد. این تحلیل نه‌تنها برای افغانستان مهم است، بلکه برای هند و ایالات متحده، دو بازیگر قدرتمند در منطقه که احتمالا برای نخستین‌بار در افغانستان همسواند نیز مهم است.
اولین گزینه برای پاکستان رویکرد «خاموشی و عدم دخالت» خواهد بود – این‌که یک سیاست انتظار و تماشا را در پیش بگیرد و قبل از راه‌اندازی تهاجم خودش، بگذارد گفت‌وگوهای سه‌جانبه دچار مشکل شود. خوبی‌های این گزینه هرچه باشد، آن‌چه که هزینه‌های یکجا شدن افغانستان، هند و ایالات متحده پنداشته می‌شود احتمالا پاکستان...

ادامه نوشته

روزنامه اطلاعات روز : عربستان؛ آخرین قربانی تکفیر و تروریسم!

عربستان؛ آخرین قربانی تکفیر و تروریسم!

۲۴ میزان ۱۳۹۵

حمله بر عزاداران شب عاشورا در کارته سخی شهر کابل و کشته و زخمی کردن ده‌ها مرد و زن و جوان و کودک، اولین‌بار نیست و آخرینش هم نخواهد بود. قبلا نیز حمله‌ی انتحاری بر دسته‌ی عزاداران عاشورا در مرادخانی کابل صورت گرفته و ده‌ها کشته و زخمی بر جا گذاشته بود!
خشونت، انتحار و رگبار بر مراسم مذهبی از سوی جریان‌های افراطی- انحرافی و سازمان‌های دینی- مذهبی صورت می‌گیرد و نشانه‌ی وحشت و شکست سردمداران و اربابان تکفیر و ترور در ایجاد موازنه‌ی مثبت با فرهنگ برتر، و نمایه‌ی زوال اخلاقی و عجز فرهنگی در مواجهه با منطق مدنی رقیب در گفتمان دینی- انسانی دنیای معاصر است!
ردپای افراطیون تکفیری- مذهبی در جهان امروز به‌خصوص خاورمیانه و کشورهای منطقه، به عربستان سعودی و شاهان وهابی آن منتهی می‌شود و نهایتا به اسرائیل و شرکای جهانی- منطقوی‌شان سر می‌رساند. سیستم سیاسی- وهابی حاکم بر عربستان در هیأت و قامت آل سعود، از دهه‌ها بدین‌سو با هراس از دشمن تاریخی- فرهنگی‌اش عجم شیعی، تمام سرمایه و برنامه‌اش را در حذف و نفی شیعه متمرکز کرده و تیرگی روابط ایران با اسرائیل و غرب، فرصت داده تا از لابی‌های یهود در بسیج و تهیج افکار جهان علیه اردوگاه شیعی منعطف به عجم و کشورهای اسلامی مخالف با اندیشه‌ی افراطی وهابیت مخصوصا نظام‌های متمایل به ایران، استفاده کند و سیلی از جریان‌های تکفیری- افراطی را باپول نفت عرب و اسلحه‌ی اسرائیل در جهان جاری نموده با قتل و کشتار دینی- مذهبی، کشورهای آزاد و آباد اسلامى را يکی‌پى‌ديگرى در خون و خاکستر هستى و دارايى‌شان ويران و با خاک یکسان سازد!
وهابی‌های آل سعود، در شکست سیاسی- فرهنگی با عجم، به اسرائیل پناه برده و در شیعه‌هراسی مغرضانه‌ی غرب، حجاز اسلام را به بازار پرفروش سلاح و مهمات یهود تبدیل کرده‌اند. اما بلاهت سیاسی و عصبیت کور مذهبی‌شان اجازه نمی‌دهد که از تنيده‌هاى عنکبوتى افکار افراطى-ارتجاعى‌شان برون شوند و واقعیت ترسناک فردای خود را نیز در آیینه‌ی آمال یهود ببینند و بدانند که غرب و اسرائیل، به ویرانی کشورهای اسلامی منطقه، اکتفا نخواهند کرد و سرانجام برای خشکاندن چشمه‌های افراطیت و کشیدن ریشه‌های ترور و وحشت، به سراغ عربستان نیز خواهند آمد و بلد امن رادیکال‌های وهابی را با کروزهای افراشته در آب‌های اطراف شبه‌جزیره‌ی عرب، نشانه خواهند رفت!...

...وقتی مهاجمین بر عزاداران حسینی در کارته سخی، با لباس پولیس وارد می‌شوند و مردم را به رگبار می‌بندند و مسئولیت حمله را داعش بر عهده می‌گیرد، از کجا معلوم که این مهاجمین داعشی، همان هموطنانی نباشند که از سوی دولت افغانستان برای کار در عربستان اعزام شده، اما آموزش افراطيت و دهشت دیده و براى قتل و کشتار در افغانستان فرستاده شده‌اند! از کجا معلوم که هزاران طالب صف‌کشیده در پشت خط دیورند و صدها جنگجوی فعال داعش در کنر و ننگرهار و نقاط دیگر نیز از جمع همین هزاران کارگری نباشند که دولت افغانستان، با موافقت‌نامه‌ی رسمی، در اختیار آل سعود گذاشته و هیج خبر و اثری از نوع کار و شغل و پیشه و محل و موقعيت‌شان در سعودی، از سوی عربستان و افغانستان به بیرون درز نکرده است!...

ادامه نوشته

قطعه سرخ ؛ پاکستانی‌های لشکر طیبه و جیش‌المحمد در افغانستان

قطعه سرخ ؛پاکستانی‌های لشکر طیبه و جیش‌المحمد در افغانستان

 

دوشنبه ۱۹ میزان ۱۳۹۵

۸صبح، کابل: بحث حضور نظامیان پاکستانی در جنگ علیه دولت و مردم افغانستان یک مساله تکرار شده و زاید است. زیرا در این باره، بار‌ها و بار‌ها گفته شده است. اما چگونگی و نحوه این حضور چیزی است که به طور دایم، ابعاد تازه‌تر پیدا می‌کند. تا جایی که می‌توان پاکستانی‌ها را مستقیما در سنگر‌ها نیز مشاهده کرد. جنگ‌های چند ماه اخیر در گوشه و کنار کشور طالبان را به شدت ضربه زده است. تلفات طالبان بر اساس گزارش منابع موثق به شدت بالا است. تا جایی که طالبان دچار کمبود نیرو در جبهات جنگ شده‌اند. به همین خاطر «آی.اس.آی» پاکستان طرحی را روی دست گرفت تا بخشی از تروریستان پاکستانی را وارد افغانستان کند. روی همین لحاظ «آی.اس.آی» از نیرو‌های پنجابی لشکر طیبه و جیش‌المحمد که در کشمیر علیه هندوستان مصروف فعالیت‌های تروریستی بودند، خواست تا به‌جنوب افغانستان رفته و علیه دولت افغانستان بجنگند. بخشی از این نیرو‌ها از کشمیر به یکی از پایگاه‌های مربوط به سازمان «آی.اس.آی» برده شده و مورد آموزش قرار گرفتند و پس از آموزش، به مناطق جنوب افغانستان فرستاده شدند. بر اساس آمار غیررسمی تعداد این افراد به چهار تا پنج‌صد نفر می‌رسد و به نام «قطعه سرخ» یاد می‌شوند و بیشتر برای تک‌تیراندازی آموزش دیده‌اند. منابع غیررسمی می‌گویند تعداد کوچکی از نیروهای قطعه سرخ (حدود سی تا چهل نفر) از مسیر هرات خود را به ولایت کندز رسانده‌اند. آنان بیشتر با تفنگ‌های (سنایپر) که در افغانستان به نام تفنگ دوربین‌دار و سیمینوف هم مشهور‌ است، مجهز می‌باشند و وظیفه اساسی‌شان هدف قراردادن سربازان افغان از دور است. هرچند منابع رسمی حضور این تعداد از اعضای قطعه سرخ در کندز را رد می‌کنند، ولی با توجه به گزارش تلفات نیرو‌های امنیتی کشور که بیشتر از مسیر راه دور مورد هدف قرار گرفته‌اند، حضور بخشی از این افراد در کندز محتمل است. از سوی دیگر تنها نیرو‌های پاکستانی نیستند که در افغانستان علیه نظام کشور ما می‌جنگند. یک تعداد از نظامیان پاکستانی که با اصول جنگ به خوبی آشنایی دارند، به‌طور کل رهبری جنگ در افغانستان را به عهده دارند. راه‌کار‌های که طالبان در جنگ علیه دولت افغانستان استفاده می‌کنند، نشان می‌دهد که در عقب این راه‌کار‌ها تیوریسن‌های جنگی قدرتمندی حضور دارند. به‌خصوص در جنگ کندز روش‌هایی که طالبان استفاده کردند، نشان داد که پشت این حمله‌ها، دست‌های قدرتمند و آگاه نظامی وجود دارد که استراتژی جنگ در افغانستان را طرح می‌کنند. به طور مثال کمتر کسی می‌داند که بستن راه‌های مواصلاتی نقش تاثیرگذاری در سنگر‌های جنگ دارد. این مساله در جنگ کندز کاملا هویدا است. طالبان هم‌زمان که در کندز جنگ می‌کنند و مسیر‌های منتهی به کندز را نیز زیر ضربه قرار داده‌اند تا نیروی کمکی به کندز به‌زودی و سادگی نرسند.
این گونه طرح‌ها از تفکر نظامی آموزش‌دیده و آگاه بیرون می‌شود. لشکر طیبه و جیش‌المحمد دو گروه تروریستی‌اند که در لیست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارند. این دو گروه بیشتر حوزه‌ی فعالیت‌شان کشمیر مربوط به هند و در کل هندوستان است. اما به تازگی این گروه‌ها نیرو‌های خود را به‌طور دسته‌جمعی به داخل افغانستان فرستاده است، تا جلو تضعیف بیشتر طالبان خصوصا در هلمند را بگیرند. اما یک چیز دیگر که این روز‌ها بیشتر به چشم می‌خورد، سکوت عجیب غریب و معنادار دستگاه تبلیغاتی طالبان است. طالبان در گذشته به محض این‌که بینی یک نفر در افغانستان خون می‌شد، در بوق تبلیغات خود می‌دمید و از دستاورد‌های اغراق‌آمیز و گرفتن مسوولیت آن خبر می‌داد. اما این بار با وجود گستردگی جنگ در افغانستان دستگاه تبلیغاتی طالبان کاملا خاموش است. شما این روز‌ها نه از رهبری طالبان سخنی در مورد جنگ در افغانستان شنیده‌اید و نه سخنگویان متعدد طالبان حرفی در این باره می‌زنند. به نظر می‌رسد ابتکار عمل در جبهات جنگ را به‌طور کاملا نظامیان پاکستانی که در افغانستان و صفوف طالبان حضور دارند، به عهده گرفته‌اند و رهبری طالبان شکل سمبولیک را به خود گرفته است. نظامیان پاکستان خصوصا سازمان استخباراتی «آی.اس.آی» تقریبا تمام رهبری جنگ را بر عهده گرفته و طالبان در این وضعیت حیثیت ابزار را برای منافع پاکستانی‌ها پیدا کرده‌‌اند.
اکثریت افرادی که از طرف گروه تروریستی لشکر طیبه و جیش‌المحمد به افغانستان آمده‌اند، نه با زبان فارسی آشنایی دارند و نه به پشتو. حتا یک عده می‌گویند آنان به هندی هم درست صحبت کرده نمی‌توانند و فقط به پنجابی سخن می‌رانند. این‌ طرح جدید پاکستان برای تشدید جنگ در افغانستان است که هدفش بی‌ثبات‌سازی بیشتر افغانستان و گرفتن حداقل یک ولایت توسط طالبان می‌باشد.

http://8am.af/1395/07/19/pakistan-afghanistan-jish-almohammad-tayebe/

داعش مسئولیت حمله به عزاداران حسینی در زیارت سخی کابل را پذیرفت/جهنگوی مظنون اصلی

آسیا نیوز

22/07/95

داعش مسئولیت حمله به عزاداران حسینی در زیارت سخی کابل را پذیرفت

گروه تروریستی جهنگوی مظنون اصلی

به گزارش سایت اعماق ؛ داعش مسئولیت حمله سه شنبه شب بیستم میزان/مهر 95 و شب تاسوعای حسینی به مراسم عزاداری شیعیان در زیارت سخی کابل در افغانستان را بر عهده گرفت. در این مراسم بیش از 50 نفر از عزاداران حسینی به خاک و خون کشیده شدند.

به نظر می رسد با توجه به سابقه گروه تروریستی جهنگوی پاکستان در کشتن و ترور شیعیان و اهل سنت و همسویی این گروه با گروه تروریستی داعش در پاکستان و افغانستان  ؛ گروه تروریستی جهنگوی یکی از مظنون این حادثه تروریستی خونین در مکان مقدس دینی افغانان در افغانستان باشد.

فردوس کاوش : بـن‌لادن  را کـی به افغانستان آورد؟

 بـن‌لادن  را کـی به افغانستان آورد؟

 

یکشنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۵ 

فردوس کاوش

۱۵ سال پیش از امروز ایالات متحده امریکا برای سقوط امارت طالبان و محو پایگاه‌های القاعده عملیات نظامی گسترده‌ای را در افغانستان آغاز کرد. جنگی که آن روز آغاز شد، تا حال ادامه دارد. دولت امریکا در آن زمان به پاسخ حمله‌ی تروریستی یازده‌ی سپتامبر به طالبان و القاعده حمله کرد. در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ القاعده به نیویارک و واشنگتن حمله‌ی تروریستی کرد، در این رویداد فاجعه‌بار، سه‌هزار انسان بی‌گناه جان باختند. القاعده بعد از سقوط گروه طالبان، به طراحی و اجرای حمله‌ی تروریستی یازده سپتامبر اعتراف کرد. ملامحمدعمر که در آن زمان امیرالمومنین طالبان و القاعده بود نیز به صورت کلی از حمله‌ی احتمالی القاعده به قلمرو دولت ایالات متحده اطلاع داشت، اما ظاهرا به صورت مشخص در مورد ابعاد این حمله‌ی بزرگ که در نتیجه‌ی آن، جان سه هزار انسان گرفته شد، چیزی نمی‌دانست.
اصرار طالبان به حمایت از بن لادن سبب شد که نیروهای ویژه‌ی امریکایی و هواپیماهای آنان به افغانستان بیایند و به طالبان و القاعده حمله کنند. جورج بوش رییس‌جمهور امریکا در سال ۲۰۰۱ دشمن امریکا را به خوبی شناخته بود. او القاعده را در آن زمان برای مردم امریکا، سازمانی متشکل از سنی‌های افراطی معرفی کرد که قصد دارند یک امپراتوری توتالیتر درگستره‌ی خاورمیانه، شمال افریقا، آسیای جنوبی، آسیای میانه و بخش‌هایی از اروپا ایجاد کنند. برنامه‌ی القاعده این بود که با راه‌اندازی حمله‌های تروریستی بر تاسیسات دیپلوماتیک، سیاسی، اقتصادی و نظامی امریکا در خاور میانه، هزینه‌ی حضور امریکا را در این بخش دنیا را بالا ببرد و در کنار آن با راه‌اندازی حملاتی در داخل قلمرو ایالات متحده و دیگر ممالک غربی، این کشور‌ها را زیر فشار قرار دهد تا از خاور میانه خارج شوند. القاعده می‌دانست که با خروج این کشور‌ها از خاورمیانه، دولت‌های مدرن ویستفالیایی سقوط می‌کنند و زمینه برای ایجاد یک امپراتوری توتالیتر، که اسلام‌گرایان تندرو ازآن به‌عنوان «خلافت» تعبیر می‌کنند، مساعد می‌شود.
تصور القاعده این بود که با ایجاد این امپراتوری، جلال و جبروت اعراب بر می‌گردد و تمام تمدن‌های دنیا از جمله تمدن معاصر یا تمدن غربی، مغلوب این خلافت می‌شود. گروه القاعده قدم اول را به سوی تاسیس این خلافت یا‌‌ همان امپراطوری قهار و توتالیتر برداشته بود. سران القاعده از جمله بن لادن بنیان‌گذار این گروه و ایمن‌الظوهری رهبر برحال آن، با ملامحمدعمر به‌عنوان امیرالمومنین یا فرمانده کل مسلمانان دنیا بیعت کرده بودند. بیعت با ملامحمدعمر، به این معنا بود که گروه القاعده می‌خواست قلمرو حاکمیت او را گسترش دهد.
القاعده بخش‌هایی از افغانستان را به پایگاه آموزش نظامی و عقیدتی برای جوانان بنیادگرای سراسر دنیا بدل کرده بود. سازمان‌های بنیادگرایی که به اسلام ملیتاریزه معتقد بودند، از سراسر جهان اعضای جوان‌شان را به افغانستان می‌فرستادند تا در اردوگاه القاعده درس‌های نظامی، مهارت تولید بمب و انفجار آن را یاد و درس‌های عقیدتی را نیز فراگیرند. سازمان‌های بنیادگرای معتقد به اسلام سیاسی یا اسلام ملیتاریزه که در کشورهای اروپایی فعال بودند، نیز اعضای‌شان را به افغانستان می‌فرستادند تا القاعده آنان را آموزش دهد. این جوانان بعدا عضو القاعده می‌شدند و هسته‌های این سازمان تروریستی را در کشورهایی که از آن آمده بودند، تشکل می‌دادند.
القاعده در سال‌هایی که در افغانستان حضور داشت، هزاران جنگجوی جوان را آموزش داد. این گروه که افغانستان برایش حیثیت یک پایگاه را داشت، دنباله‌رو عبدالله عزام فلسطینی بود. عزام فلسطینی در سال‌های ۱۹۸۰ برای کمک به تنظیم‌های ضد شوروی به پاکستان آمد و در همکاری با بن لادن، مرکزی را به اسم «مکتب‌الخدمات» تاسیس کرد تا به جنگجویان عرب ضد شوروی خدمات لوژستیکی، فنی و آموزشی عرضه کند. او به بن لادن اجازه داد تا در جنب این مرکز، سازمانی را به نام «قاعده‌الانصار» نیز تاسیس کند. وظیفه‌ی قاعده‌الانصار برگزاری مشق و تمرین‌های نظامی برای جنگجویان عرب بود. بن لادن و قاعده‌الانصار یک اردوگاه آموزش نظامی را به نام «ماصده الانصار» در جاجی پکتیا نیز تاسیس کردند. این اردوگاه در سال ۱۹۸۸ ساخته شد. تاسیس این اردوگاه را بسیاری‌ها سرآغاز شکل‌گیری القاعده می‌دانند.
در اردوگاه «قاصده الانصار» و دیگر اردوگاه‌هایی که عبدالله عزام و اسامه بن لادن تاسیس کردند، هزاران جنگجوی عرب، فلیپینی، سومالیایی، پاکستانی و حتا برمایی آموزش دیدند. عزام انتظار داشت که از این‌ها لشکری چند ملیتی درست کند و به جنگ تمام دولت‌های مدرن ویستفالیایی در دنیای اسلام برود تا بعدا موفق به تاسیس خلافت شود و به کشورهای غربی لشکرکشی کند. عزام در سال ۱۹۸۹ ترور شد و تمام تاسیسات، پول و امکانات برای بن لادن باقی ماند. بن لادن پس از سال ۱۹۹۲ به سودان رفت. اما در سال ۱۹۹۶ شماری از فرماندهان تنظیمی و برخی از مقام‌های حکومت استاد برهان‌الدین ربانی، او را به افغانستان برگرداندند. شرکت هوایی آریانا به‌دستور دکترعبدالرحمان، وزیر هوانوردی حکومت استاد ربانی، دو هواپیما را برای آوردن بن لادن از سودان به جلال آباد تنظیم کرد. این هواپیما‌ها هنگام عزیمت به سودان، در جده سوخت‌گیری کردند. روایت دیگر حاکی از آن است که حداقل یکی از این هواپیما‌ها، در برگشت از سودان، در شهر شیراز ایران سوخت‌گیری کرده بود.
هیچ یک از مقام‌های حکومت استاد ربانی تا حال در باره‌ی داستان برگرداندن اسامه بن لادن از خرطوم پایتخت سودان به شهر جلال‌آباد، سخن نگفته‌اند. داکتر عبدالرحمان وزیر هوانوردی آن حکومت، دیگر در قید حیات نیست. اما انجنیر روح‌الله، رییس شرکت هوایی آریانا در حکومت برهان‌الدین ربانی، در قید حیات است و رسالت دارد که روزی در این باره بنویسد یا سخن بگوید. گلبدین حکمتیار و آقای عبدرب‌الرسول سیاف هم چیزهای زیادی در مورد داستان برگشت اسامه بن لادن از سودان به جلال‌آباد می‌دانند که وقت آن است در باره‌ی آن سخن بگویند. حکمتیار در سال ۱۹۹۶ و هنگام برگشت بن لادن به جلال‌آباد، نخست وزیر بود و یکی از فرماندهان تنظیم او به استقبال بن‌لادن در فرودگاه جلال‌آباد رفته بود. سازنور یکی از فرماندهان تنظیم عبدرب‌الرسول سیاف هم وظیفه‌ی حفاظت از بن‌لادن در شهر جلال‌آباد را به دوش داشت. بسیار بعید است که این فرماندهان در باره‌ی استقرار بن‌لادن در جلال‌آباد به رهبران تنظیم‌‌های‌شان گزارش نداده باشند.
بن‌لادن در اگست سال ۱۹۹۶ در شهر جلال‌آباد علیه امریکا و غرب اعلام جنگ کرد. یکی دو روز بعد از این اعلام جنگ، طالبان به شهرجلال‌آباد مسلط شدند. طالبان، در سپتامبر همان سال کابل را نیز اشغال کردند. طالبان به بن‌لادن آزادی و اختیار مطلق دادند تا هرکاری که می‌خواهد در افغانستان انجام دهد. بن لادن هم در بدل آن به طالبان پول و نیروی جنگی فراهم می‌کرد و امارتِ رهبر این گروه را نیز پذیرفته بود.
بن‌لادن پس از ۱۹۹۶ یک رشته مصاحبه‌ها را با رسانه‌های جهانی انجام می‌داد و در آن امریکا و غرب را تهدید به حملات تروریستی می‌کرد. روایت‌ها، گزارش‌ها و خاطرات برخی از مقام‌های طالبان و القاعده نشان می‌دهد که حکومت طالبان، نمی‌خواست بن‌لادن با رسانه‌ها مصاحبه کند، اما هیچ‌گاهی این حکومت به‌صورت قاطع و جدی مانع بن‌لادن نشد. اسامه بن لادن در فبروری سال ۱۹۹۸ با گروه «تنظیم‌الجهاد» ایمن الظواهری که یکی از گروه‌های انشعابی از اخوان‌المسلمون مصر بود، ایتلاف کرد. بن‌لادن و ظواهری موجودیت سازمانی را اعلام کردند که «قاعده‌الجهاد» نام داشت. بن‌لادن و ظواهری مشترکا اعلام کردند که با غرب و امریکا می‌جنگند. پنچ ماه پس از این رویداد، یعنی در اگست سال ۱۹۹۸، القاعده سفارت‌خانه‌های امریکا در کشورهای کنیا و تانزانیا را هدف حملات تروریستی قرار داد. در آن حملات، ۱۲ امریکایی و ۲۲۴ شهروند مسلمان این دو کشور افریقایی جان‌شان را از دست دادند.
این حمله‌ی تروریستی، دنیای غرب را متوجه القاعده ساخت. آنان درک کردند که دشمنان‌شان در افغانستان، پایگاه امن دارند. پس از آن، شورای امنیت سازمان ملل متحد، تعزیراتی را برگروه طالبان وضع کرد تا زیر فشار قرار گیرند و بن‌لادن و گروهش را از افغانستان اخراج کنند. اما گروه طالبان زیربار نرفت و به حمایت از بن‌لادن ادامه داد. حمایت طالبان از بن لادن، القاعده را دل‌گرم کرد تا به فعالیت‌هایش ادامه دهد. استراتژی القاعده صرف ضربه‌زدن به تاسیسات و منافع امریکا در دنیای اسلام نبود. این سازمان می‌خواست که امریکا را در درون قلمروش هم ضربه بزند تا فشار برملت امریکا افزایش یابد و این ملت، دولتش را وادار به ترک خاور میانه کند. برمبنای همین استراتژی بود که القاعده حملات تروریستی یازده سپتامبر را طرح و اجرا کرد.
گروه طالبان پس از حملات یازده سپتامبر هم به حمایت از بن‌لادن ادامه داد.‌‌ همان بود که امریکا در هفت اکتبر سال ۲۰۰۱ به طالبان و القاعده حمله کرد. طالبان غیر از عملیات نظامی دیگر، راهی برای امریکا باقی نگذاشتند و از اخراج بن‌لادن و سازمانش از افغانستان امتناع کردند. این را هیچ‌کسی نمی‌تواند انکار کند. این گروه طالبان بودند که با حمایت از بن لادن، القاعده و دیگر گروه‌های قتال‌باور اسلام‌گرا، وضعیتی را خلق کنند که کشورهای غربی به افغانستان نیرو بفرستند. غرب ناگزیر شد که طالبان را سرنگون کند و به‌جای آن از دولتی حمایت کند که دوست غرب باشد و به تروریسم پناه ندهد.
گروه طالبان پس از سرنگونی حکومت‌شان، نیز به جنگ ادامه دادند. آنان حالا هم در نقشه‌ی القاعده جای ویژه‌ی دارند. القاعده با آن‌که خیلی تضعیف شده است، اما از بین نرفته است. این سازمان به‌شمول گروه طالبان، از تمام سازمان‌های اسلام‌گرای قتال‌باور حمایت می‌کند. اهداف القاعده تغییر نکرده، این سازمان می‌خواهد دولت‌های مدرن را در آُسیای میانه، جنوب آسیا و خاور میانه سقوط دهد و به جای آن امپراطوری دل‌خواه خود را تاسیس کند تا با قدرت بیشتر به جنگ غرب برود. هنوز هم رهبر القاعده به‌رهبر برحال گروه طالبان بیعت دارد.
عده‌ای از توهم‌زدگان گمان می‌کنند که گویا طالب از القاعده جدا است و گویا امریکا حتا پیش از این‌که حادثه‌ی یازدهم سپتامبر اتفاق بیفتد قصد داشت به افغانستان نیرو بفرستد. این حلقات متوهم، فکت‌ها و واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و تلاش بیهوده به خرج می‌دهند تا تاریخ را مسخ کنند.

http://8am.af/1395/07/18/ben-ladan-america-afghanistan/

اسوشیتدپرس: رهبر لشکر جهنگوی پاکستان در پکتیکا کشته شد

اسوشیتدپرس:

رهبر لشکر جهنگوی پاکستان در پکتیکا کشته شد

اسوشیتدپرس در خبری اعلام کرد «قاری اجمل» رهبر لشکر جنگوی پاکستان در عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و افغانستانی کشته شده است.

۹۵/۰۷/۱۸ :: ۱۶:۴۳

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس،‌ رهبر «لشکر جنگوی» پاکستان که تحت تعقیب بود در یک عملیات مشترک نیروهای ارتش ملی و سربازان آمریکایی در ولایت پکتیکا کشته شده است.

وی در انجام حمله تروریستی علیه تیم ملی کریکت سریلانکا در سال 2009 میلادی در پاکستان دست داشته است.در آن حمله شش پلیس پاکستان کشته و هفت بازیکن تیم ملی کریکت سریلانکا زخمی شده بودند. شماری از فرماندهان طالبان در شرق افغانستان کشته‌شدن قاری اجمل را تایید کردند.

ای پی نوشت: در همین حال «خلیل ضیایی» فرمانده پلیس ولایت پکتیکا تایید می کند در حمله شب گذشته دراین ولایت یک فرمانده طالبان پاکستانی کشته و سه تن دیگر بازداشت شده‌اند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950718001187

اولگ سیرومولوتف معاون وزیر امور خارجه روسیه: داعش در پی اشغال آسیای میانه و قفقاز است

 روسیه:

داعش در پی اشغال آسیای میانه و قفقاز است

مسکو - ایرنا - معاون وزیر امور خارجه روسیه هشدار داد: هدف گروه تروریستی داعش اشغال کشورهای آسیای میانه و تسلط بر مناطق قفقاز است و در این زمینه برنامه ریزی می کند.

تاریخ خبر: 10/07/1395 | ساعت: 8:11

به گزارش ایرنا، اولگ سیرومولوتف در این زمینه گفت: داعش تلاش های خود را برای نفوذ هر چه بیشتر در افغانستان متمرکز کرده است، ولی هدفی فراتر از مرزها دارد و می خواهد آسیای مرکزی را اشغال کند، زیرا در این منطقه منافع اصلی دارد.
خبرگزاری روسیا سگودنیا روز شنبه به نقل از سخنان این مقام روسی نوشت: اطلاعات نشان می دهد تا 60 درصد تروریست های گروه داعش شهروندان کشورهای آسیای میانه و منطقه قفقاز هستند و به همین دلیل می خواهد پیشروی کند، اما توانایی کافی برای انجام این عملیات ندارد.
سیرومولوتف اظهار کرد: داعش برای رسیدن به این هدف یارگیری اعضای طالبان را پیگیری می کرد که با محدود شدن دسترسی ها به منابع مالی، اقدام های این گروه تروریستی با مشکل برخورد کرده است.
وی تاکید کرد: داعش اکنون برای دستیابی به درآمدهای حاصل از قاچاق مواد مخدر با طالبان رقابت می کند که در زمان حاضر بخش اصلی منافع این بازار در اختیار این گروه در افغانستان است.
معاون وزیر امور خارجه روسیه در پایان تاکید کرد: داعش در برخی مناطق با طالبان همزیستی دارد و در چندین منطقه دیگر تنش دارند که در مواردی اختلاف ها به بروز درگیری منجر می شود.
به گزارش ایرنا، براساس اطلاعات انتشار یافته در یک رسانه روسی، طی دو سال اخیر بیش از 600 شهروند تاجیک در صفوف داعش جنگیده اند که تقریبا 300 نفر آنان کشته شده اند.
در زمان حاضر دادستانی کل تاجیکستان 400 پرونده در ارتباط با افرادی تشکیل داده است که در درگیری های خاور میانه شرکت دارند.
اسپوتنیک همچنین در این باره نوشته است: رقم های وحشت برانگیزی از قزاقستان و قرقیزستان نیز به گوش می رسد. رسانه های این کشورها پیشتر اطلاعاتی درباره حضور احتمالی بیش از 300 شهروند قزاقستان و صدها نفر از قرقیزستان در گروهک داعش را منتشر کرده بودند.

http://www.irna.ir/fa/News/82250514/

اعظم خان طریق / «رئیس خان» فرمانده ارشد تحریک طالبان پاکستان در افغانستان کشته شد

فرمانده ارشد تحریک طالبان پاکستان در افغانستان کشته شد

نیروهای امنیتی افغانستان یکی از فرماندهان ارشد طالبان پاکستان و دست‌کم ۱۰ شبه‌نظامی دیگر را در یک عملیات مرزی کشتند.

دوشنبه / ۵ مهر ۱۳۹۵ / ۱۰:۳۸

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری فرانسه، «رئیس خان» که با نام «اعظم خان طریق» هم شناخته می‌شد، جایزه ۲۰ میلیون روپیه‌ای برای سرش در نظر گرفته شده بود و چهارمین فرمانده عالی‌رتبه تحریک طالبان پاکستان بود.

یک از فرماندهان ارشد وفادار به طریق گفت: کشته شدن اعظم طریق و دست‌کم ۱۰ شبه‌نظامی دیگر طالبان پاکستان را در ولایت پکتیکا تایید می‌کنم.

هنوز از جزئیات عملیات نیروهای امنیتی افغانستان اطلاعاتی منتشر نشده است اما سه منبع مطلع در میان شبه‌نظامیان گفتند که اعظم طریق در نزدیکی منطقه وزیرستان جنوبی پاکستان و در منطقه لامان در ولایت افغانستان کشته شده است.

اعظم طریق از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ سخنگوی ارشد تحریک طالبان پاکستان بود و مشاور نزدیک حکیم‌الله محسود، رئیس سابق این گروه شبه‌نظامی محسوب می‌شد. حکیم‌الله سال ۲۰۱۳ در حمله پهپادی آمریکا در پاکستان کشته شد. در سال ۲۰۰۹ دولت پاکستان برای اطلاعاتی که به بازداشت فرماندهان تحریک طالبان پاکستان ختم شود، جایزه پنج میلیون دلاری تعیین کرد.

http://www.isna.ir/news/95070502340/

جان نیکلسون فرمانده ناتو در افغانستان:تنها 62 درصد از خاک افغانستان در اختیار دولت است

تاریخ خبر: 21/06/1395 | ساعت: 17:40|

جان نیکلسون فرمانده ناتو در افغانستان:

تنها 62 درصد از خاک افغانستان در اختیار دولت است

کابل - ایرنا - «جان نیکلسون» فرمانده آمریکایی ناتو در افغانستان گفت، تنها 62 درصد از خاک افغانستان در اختیار دولت این کشور است و نیروهای امنیتی نیز بر 68 درصد از جمعیت این کشور کنترل دارند.

 به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری صدای افغان (اوا)، نیکلسون افزود، جنگ هم اکنون در 25 درصد از خاک افغانستان بین نیروهای امنیتی و ارتش با طالبان ادامه دارد و این مناطق بین طالبان و نیروهای دولتی دست به دست می شود.

وی گفت که شدت درگیری ها در افغانستان، نه تنها سبب افزایش تلفات نظامیان شده، بلکه روند آموزش نیروهای امنیتی این کشور را با دشواری مواجه کرده است.
نیکلسون افزود: برای کاهش تلفات نظامیان و مقابله بهتر با چالش ‎ها، باید هماهنگی بهتری در فرماندهی جنگ ایجاد شود.
به گفته وی، آموزش نظامیانی که سرگرم جنگ هستند، مانند ترمیم جنگنده ای است که هنگام پرواز در آسمان دچار نقص فنی شده باشد.
فرمانده ناتو در افغانستان افزود که نیروهای خارجی و دولت افغانستان با یک دشمنی که از جنگ افزارهای پیشرفته برخوردارند، مواجه هستند.
نیکلسون گفت که ده ها گروه های تروریستی در مرز میان افغانستان و پاکستان فعالیت دارند و امریکا تلاش می کند با زیر فشار قرار دادن این گروه ها، از تکرار حملات 11 سپتامبر جلوگیری کند.
فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان پیشتر نیز گفته بود که تهدید داعش را نباید دست کم گرفت و 70 درصد از عناصر گروه داعش در افغانستان را پاکستانی ها تشکیل می دهند.
به گفته وی، افرادی که در صفوف گروه داعش می رزمند افراد مسلح تحریک طالبان پاکستانی اند که از این گروه جدا شده و پس از عملیات نیروهای پاکستانی در وزیرستان شمالی و سایر مناطق، به افغانستان آمده و در این کشور به داعش پیوسته اند.

http://www.irna.ir/fa/News/82227002/