محمدامین کریم، نمایندهی حزب اسلامی برای پیشبرد روند صلح با دولت است. روندی که منجر به امضای توافقنامهی صلح میان دولت اسلامی افغانستان و حزب اسلامی شد و گلبدین حکمتیار امیر این حزب، آن را امضا کرد. امضای این توافقنامه در ۱۰ سالی که تلاشها برای مصالحه با گروههای مخالف نظام جریان داشته، اولین دستاورد دولت در این زمینه تلقی میشود. با امضای این توافقنامه، یکی از دو گروه مخالف دولت، رسماً دست از مخالفت برداشته و شامل نظام کنونی شده است.
برای نخستین بار گلبدین حکمتیار که سالها بهشکل مخفی زندگی میکرد و علیه آنچه که او اشغالگران و حامیان آنها میگوید، دستور جهاد صادر کرده بود. اکنون او قرار است در چارچوب همین نظام سیاسی که با امریکا پیمان امنیتی امضا کرده و مخالف گروههای رادیکال و بنیادگراست، فعالیت سیاسی خواهد کرد. او چرا تن به مصالحه داد و هدفش از امضای این توافقنامه چیست؟ در این سالها چگونه و در کجا زندگی میکرده است؟ دیدگاهش در مورد مسایل سیاسی، آزادیهای مدنی و قوانین افغانستان چیست؟ و سرانجام این که حزب اسلامی چه پاسخی به رفتار گذشتهاش دارد؟
تمامی این سوالها قطعاً در ذهن بسیاریها خلق شده است. روزنامهی اطلاعات روز، این پرسشها را با نمایندهی حزب اسلامی و فرد مورد اعتماد حکمتیار، محمدامین کریم، مطرح کرده است. آقای کریم، یکی از چهرههای اصلی روندی است که سرانجام به امضای توافقنامه میان حزب اسلامی و دولت منجر شد. او متولد کابل است، در لیسهی استقلال درس خوانده است و همزمان با آن، با مسایل نظری آن زمان، از نزدیک درگیر بوده است. در نوجوانی کتابهای دکتر علی شریعتی را در کتابخانهی عامه میخوانده و به نهضت روشنفکری اسلامی علاقهمند شده است. با آثاری از سید قطب، سید جمالالدین افغانی، عبده و کسانی دیگر آشنا شده است.
در سال ۱۹۷۶ از لیسهی استقلال فارغ شده و برای تحصیل دورهی لیسانس در رشتهی مهندسی به فرانسه رفته است. ماستریاش را در این کشور در رشتهی جامعهشناسی گرفته است. همزمان با آن، در تأسیس انجمن دانشجویان مسلمان و فدراسیون مسلمانان فرانسه نقش داشته است.
زمانی که آیت الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی ایران به فرانسه تبعید شده بود، آقای کریم در جمع جوانان پرشوری بوده است که نوارهای سخنرانی او را تکثیر و پخش میکردند. در همان زمان، با نزدیکان آیت الله خمینی، کسانی که بعداً در سپاه پاسداران مناصب بلندی یافتند رابطهی دوستانهیی داشته است. در ایران میتوانسته بدون ویزا برود.
خودش پیوستنش به گروههای اسلامی سیاسی را بسته به دو دلیل میداند: قحطی بزرگ سالهای ۱۹۷۱ و ۷۲ که ظاهرشاه، آن را پنهان میکرد و سرانجام دو خبرنگار آلمانی آن را افشا کردند. دومی، مطالعهی آثار روشنفکران مسلمان. کریم میگوید، همزمان که خبرهای دردناک فقر و قحطی را میشنید، روزی در هوتل انترکانتنینتال شاهد حضور ظاهرشاه در یک برنامهی مُد بود و از آن متأثر شد. به این ترتیب، در سالهای جوانی به نهضتهای اسلامی فعال در افغانستان گرایش پیدا کرد و زمانی که در ماه سرطان ۱۳۵۷ به فرانسه رفت، بر تلاشهایش برای فعالیت سیاسی افزود. او در آن زمان تنها نمایندهی گروههای جهادی در فرانسه و بهویژه نمایندهی حزب اسلامی در این کشور بود.
امین کریم، از سید قطب، محمد عبده، سید جمالالدین افغانی و اقبال لاهوری بهعنوان کسانی یاد میکند که در پرورش فکرش نقش داشتهاند. در سالهای جهاد بهدلیل ارتباط نزدیکی با احزاب جهادی داشته، به استثنای مناطقی در شمال غرب کشور، بهقول خودش با پای پیاده باقی مناطق افغانستان را گشته است و آشنایی نزدیکی با گروههای جهادی و مردم دارد.
در سال ۲۰۱۰، زمانی که برای دیدار با کرزی به کابل آمده بود، در حالی که امیدش را نسبت به تمایل کرزی برای مصالحه با حکمتیار از دست داده بود، با اشرف غنی دیدار کرد و از همان زمان، با او ارتباطش را ادامه داد. امین کریم اکنون در هوتل سرینا است و روزانه با بسیاری از مقامات سیاسی و دولتی دیدار میکند و امیدوار است که روند صلح با حزب اسلامی موفقانه به پایان برسد و حکمتیار به کابل بیاید.
این گفتوگو در دو نوبت با آقای کریم انجام شده و روزنامهی اطلاعات روز از وقتی که بابت آن اختصاص داده شد، از ایشان تشکر میکند. این گفتوگو از ادامهی صحبتهای آقای کریم در مورد خودش، شروع میشود.
شما به ارتباط نزدیکتان با مقامات ایرانی، بهخصوص مسئولان سپاه اشاره کردید. میخواهم بپرسم که آقای حکمتیار از چه زمانی به ایران رفت و چرا پس از ۲۰۰۱ و حملهی امریکاییها بر طالبان، این کشور را ترک کرد؟
برادر مجاهد، حکمتیار، در دوران انقلاب چند سفر رسمی به ایران داشت ولی مقیم آنجا نبود. اما در دوران غائلهی طالبان بعد از اینکه آنها کابل را تسخیر کردند، مدتی در شمال افغانستان در ولایتهای مختلف بودند و بعد از آن از سال ۹۷ و ۹۸ تا اخیر ۲۰۰۱ در ایران زندگی میکردند. از دورانی که حکومت ایران تصمیم گرفت که برادر حکمتیار را تسلیم نیروهای امریکایی بکند، در اخیر ۲۰۰۱ از ایران خارج شد. از آن بهبعد تا امروز در داخل افغانستان حضور دارد.
حکمتیار بر مبنای چه توافقی به ایران رفت و از طرف کیها در داخل ایران حمایت میشد؟
منافع دولت ایران اقتضا میکرد که از نیروهایی که با طالبان درگیر هستند، حمایت کند.
منظور من این بود که فراتر از این، کانالهای ارتباطی شخصییی، با توجه به شناخت و ارتباطات شما و حزب اسلامی، بین حکمتیار و ایرانیها وجود داشت؟
البته من در این رابطه شخصاً مداخله نداشتم. حزب اسلامی روابط متعدد و متنوعی با ایران داشت. چنانچه در سالهای جهاد بنیانگذار سپاه پاسداران ایران، آقای ابوشریف ( عباس آقا زمانی، اولین فرمانده سپاه) سالها در نزد حزب اسلامی بود. تا همین اواخر همکاری نزدیکی با حزب اسلامی داشتند. ولی احتمالاً در آن زمان آقای قاسم سلیمانی و شخص آقای خامنهای نظر بسیار خاص و نیک نسبت به برادر مجاهد حکمتیار داشتند و علیالظاهر کماکان دارند. با وصف اینکه دولت ایران سیاست خیلی خشن و غیردوستانه با حزب اسلامی افغانستان در پیش گرفته و در پیمان ائتلاف جبلالسراج که نقطهی بربادی جهاد از آن شروع شد، ایران نقش تعیینکننده داشت. اما از نگاه شخصی به گمان اغلب تا جایی که من اطلاع دارم، شخص آقای خامنهای مقام خاصی به برادر مجاهد حکمتیار و احترام خاصی به ایشان دارند. یعنی حتا ممکن است که آنها مانع ترور برادر حکمتیار در ایران شده باشند.
شما گفتید حکمتیار احتمالاً معامله میشد؛ این معامله از طرف حکومت ایران صورت میگرفت، یعنی خارج از سپاه و دفتر خامنهای؟ یا احتمالاً در جریان گفتوگوهای بن، طرفهای گفتوگو به این توافق رسیده بودند که حکمتیار به امریکاییها تسلیم داده شود؟
بله! وزیر داخلهی ایران در زمان حکومت آقای خاتمی که پیشتر به عنوان امام مسجد هامبورگ در آلمان بود، آشنایی شخصی داشتم در این مسأله نقش داشت-قبل از آن آقای شبستری و بعد از آن آقای بهشتی که هرسه امام مسجد هامبورگ بودند را نیز میشناختم-متأسفانه در نشست بن موقف بسیار ظالمانهیی در مقابل حزب اسلامی اتخاذ کرد. مسایل را مطلقاً قومی ساختند و خلاف منافع ملی افغانستان. بعد از آن وزیر داخلهی ایران شخصی بهنام «ناطق لاری» [موسوی لاری، وزیر داخلهی دولت خاتمی] جملهیی را گفتند که ما فهمیدیم ایران در حال معامله کردن بر سر حکمتیار است؛ گفت که اگر از طریق امیر حزب اسلامی[کلمهی شیطنت را استعال کرد] شیطنتی رخ دهد ما مانع میشویم. این برای ما سیگنال بسیار روشنی بود که حکومت آقای خاتمی با امریکا بر سر رهبر حزب اسلامی افغانستان در حال معامله است. قبل از این که آنها به این عمل شوم خود برسند، امیر حزب اسلامی مخفیانه ایران را ترک کردند...