آمریکا و ناتو غایبان اجلاس مسکو درباره صلح افغانستان

آمریکا و ناتو غایبان اجلاس مسکو درباره صلح افغانستان

قرار است کشورهای مهم منطقه که بر سرنوشت افغانستان تأثیر‌گذار هستند در اجلاس مسکو شرکت کنند اما از آمریکا، اتحادیه اروپا، ناتو و به طور کلی کشورهای غربی برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل نیامده است.

۹۵/۱۱/۲۷ :: ۱۱:۵۱

... به گزارش روزنامه جنگ، نشست قبلی روسیه درباره صلح افغانستان در دسامبر سال 2016 میلادی با شرکت پاکستان و چین برگزار شد.

دولت کابل از برگزاری نشست روسیه با شرکت پاکستان و چین چندان راضی نبود اما در اجلاس مسکو افغانستان، هند و ایران شرکت خواهند کرد که مشروعیت بیشتری به این اجلاس می‌بخشد.

بیشتر کارشناسان معتقد هستند که تلاش روسیه برای نقش‌آفرینی در افغانستان و نزدیک شدن این کشور به پاکستان نتیجه تنش بین واشنگتن و مسکو است.به گفته این کارشناسان روس‌ها از آمریکا به عنوان مانع صلح در افغانستان یاد می‌کنند و این کشور را راه حل به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح نمی‌دانند.

آمنه‌خان کارشناس مسائل دفاعی و عضو موسسه مطالعات استراتژیک پاکستان در این زمینه گفت: تمام کشورهای تأثیر‌گذار منطقه در اجلاس مسکو شرکت می‌کنند بنابراین باید به نتایج آن امیدوار بود. وی افزود: با اینکه گسترش تروریسم یک مشکل جهانی است اما درباره صلح افغانستان کشورهای منطقه بیشتر می‌توانند نقش‌آفرینی کنند تا کشورهای دیگر مانند آمریکا.

«آمنه‌خان» در ادامه تأکید کرد: با توجه به پیچیده بودن اوضاع افغانستان انتظار زیادی از اجلاس مسکو نداریم و رسیدن به یک نتیجه قطعی بعید به نظر می‌رسد...

ادامه نوشته

ایوان تیموفیوف : روسیه و ناتو در دریای بالتیک

روسیه و ناتو در دریای بالتیک

ایوان تیموفیوف دکتری علوم سیاسی، مدیر برنامه‌های شورای امور بین الملل روسیه (RIAC) و رئیس برنامه "دولت معاصر" در باشگاه والدیا دیسکاشن (Valdai Discussion Club) به بررسی روابط روسیه و ناتو در دریای بالتیک پرداخته است که در ادامه می خوانید.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۵

نویسنده:ایوان تیموفیوف/مدیر برنامه‌های شورای امور بین‌المللی روسیه (ریاک)... برگردان:شهربانو جمعه‌پور/کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه؛

دیدبان روسیه: ایوان تیموفیوف معتقد است که امروزه دریای بالتیک یکی از پیچیده‌ترین مناطق برای تعامل روسیه و ناتو است. به طوریکه استونی، لتونی، لیتوانی و لهستان که همگی از اعضای پیمان ناتو هستند با همسایه شرقی خود (روسیه) نیز تعامل دارند و این شرایط پیچیدگی‌های خاصی را به وجود می‌آورد...

ادامه نوشته

آرشین ادیب مقدم : سیاست خارجی ترامپ راهبردی نیست/ لزوم کاهش تنش اروپا با روسیه

 استاد دانشگاه لندن در گفتگو با مهر:

سیاست خارجی ترامپ راهبردی نیست

لزوم کاهش تنش اروپا با روسیه

پروفسور «آرشین ادیب مقدم» با تاکید بر لزوم کاهش تنش ها بین روسیه و اروپا، «ترامپ» را فردی اقتدارگرا و فاقد سواد سیاسی دانست که تهدیدی برای جهان است.

شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۰

گفتگو با پروفسور آرشین ادیب مقدم/ رئیس مرکز مطالعات ایرانی مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل-پیمان یزدانی: دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا رسما از روز ۲۰ ژانویه کار خود را آغاز کرد. اظهارات و موضع گیری های دونالد ترامپ در خصوص بسیاری از مسائل جهانی در هفته های گذشته حکایت از آن دارد جهان شاهد شروع فصلی تازه در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.

از موضوعات بین المللی که وی به موضع گیری در خصوص آنها پرداخته و موجبات تردیدهایی را در میان رهبران جهان ایجاد کرده است اظهارات وی درباه برجام، سیاست چین واحد، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) و پیمان تجارت ترانس پاسیفیک(TPP) هستند...

ادامه نوشته

مرکز فرماندهی ناتو در خلیج فارس [کویت] تأسیس شد

مرکز فرماندهی ناتو در خلیج فارس تأسیس شد

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از تأسیس اولین مرکز فرماندهی منطقه‌ای خود در منطقه خلیج فارس خبر دادند.
 
سه شنبه 5 بهمن 1395 - 22:59:52

سازمان کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) روز سه‌شنبه مرکز فرماندهی خود در کویت را تأسیس کرد. به گزارش خبرگزاری رسمی کویت «کونا»، این مرکز فرماندهی طی نشستی با حضور «ینس استولتنبرگ»، دبیر کل ناتو و در چارچوب طرح ابتکاری نشست استانبول برای همکاری بین کشورهای عرب خلیج فارس و ناتو تأسیس شده است.

علاوه بر استولنبرگ، «صباح الخالد»، وزیر خارجه کویت، تعدادی از شخصیت‌های این کشور، «خالد بن احمد آل خلیفه»، وزیر خارجه بحرین، «عبد اللطیف بن راشد الزیانی»، دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس و سفیران کشورهای این شورا و تعدادی از سفرای کشورهای خارجی حاضر در کویت در این نشست حضور داشتند.

وزیر خارجه کویت در سخنرانی خود در این نشست، بر اهمیت تقویت همکاری و تحکیم روابط با سازمان‌ها و هیأت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با هدف مقابله با چالش‌های خطرناک پیشروی کشورهای جهان به ویژه پدیده منفور «تروریسم» تأکید کرد.

دبیر کل ناتو نیز در این نشست مدعی شد که این مرکز منطقه‌ای «با هدف ایجاد همکاری در ثبات منطقه در بلند مدت» تأسیس شده است.

وی افزود، این مرکز در تاریخ تأسیس ناتو، در نوع خود اولین مرکزی است که در منطقه خلیج فارس تأسیس می‌شود و مرکز مذکور برای همکاری بین ناتو و شرکای آن در خلیج فارس در همه زمینه‌ها به ویژه در خصوص جنگ علیه تروریسم مرکزی فعال و پویا خواهد بود.

دولت کویت و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی همچنین در 28 فوریه سال گذشته میلادی «توافق نامه عبور» را بین خود امضا کردند که به موجب این توافقنامه، نیروهای کشورهای عضو ناتو حق عبور از اراضی و آسمان این کشور را دارند.

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو  در 4 آوریل 1949 میلادی با هدف دفاع جمعی در واشنگتن دی.سی پایتخت آمریکا شکل گرفت و اینک 28 عضو دارد.

ناتو قصد دارد یک مقر فرماندهی دیگر نیز در سرزمین‌های اشغالی تاسیس نماید.

کشورهای عرب خلیج فارس از جمله کویت و دبیر کل ناتو هدف از تأسیس این مرکز فرماندهی منطقه‌ای را مقابله با تروریسم عنوان داشته‌اند.

با این حال عدم جدیت این سازمان نظامی در مقابله با داعش در سوریه و عراق از یک طرف و حمایت مالی و تسلیحاتی برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از گروهک داعش از سوی دیگر، این احتمال را تقویت می‌کند که تحرکات این کشورها و ناتو تنها با هدف مقابله با ایران و کاهش نفوذ آن در منطقه صورت می‌گیرد.

http://fa.alalam.ir/news/1915930

شهرزاد مفتوح : تأثیرگذاری مثلث برگزیت ـ ترامپ ـ اتحادیه اروپا بر رابطه آتی ناتو و روسیه

تأثیرگذاری مثلث برگزیت ـ ترامپ ـ اتحادیه اروپا بر رابطه آتی ناتو و روسیه

شهرزاد مفتوح: بقای ناتو که ابتدا توسط ایالات متحده و اروپا تشکیل شد بستگی به تقویت رابطه فراآتلانتیکی بین آنها دارد و بدین منظور حضور دشمنی مانند روسیه لازم است، اما ظاهراً تحولات اخیر ضربات جدی به پیکره این سازمان وارد کرده است. در حالی که اتحادیه اروپا و ناتو - با 22 عضو مشترک - باید برای مواجهه با تهدیدات امنیتی با یکدیگر همکاری کنند، به نظر می رسد آنها در حال حاضر علیه یکدیگر کار می کنند! سخنان ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آتی ایالات متحده، پیام تأثیرگذاری را به دوستان و دشمنان به طور یکسان مبنی بر این موضوع منتقل می کند که این کشور دیگر حاضر به حمایت کامل از ناتو نیست ...
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۰
 
نویسنده: شهرزاد مفتوح/ کارشناس مسائل اروپا

ایراس: در ژانویه 2016 پوتین، رئیس جمهور روسیه، راهبرد امنیتی جدیدی را تصویب نمود که گسترش ناتو را تهدیدی برای این کشور تلقی می کرد. اکنون پس از گذشت یک سال، به نظر می رسد تحولات مهمی مانند برگزیت، پیروزی ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب آمریکا و تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر ایجاد مقر نظامی دائمی اتحادیه اروپا در خارج از ناتو، آینده روابط ناتو و روسیه را تحت تأثیر قرار دهند...

ادامه نوشته

ایوان تیموفیوف : آیا نظام بی‌نظمی بین‌المللی امتیازی برای روسیه است؟

 آیا نظام بی‌نظمی بین‌المللی ، امتیازی برای روسیه است؟

ایوان تیموفیوف، مدیر برنامه‌های شورای امور بین‌المللی روسیه (ریاک) به بررسی این موضوع پرداخته است که آیا نظام بی‌نظمی فعلی بین‌المللی امتیازی برای روسیه به شمار می‌رود یا خیر. این موضوع در وبگاه ریاک منتشر شده است و ترجمه آن را در زیر می‌خوانید.
 
 تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۱
 
نویسنده: ایوان تیموفیوف Ivan Timofeev/ مدیر برنامه‌های شورای امور بین‌المللی روسیه (ریاک)

برگردان:شهربانو جمعه‌پور/کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه
 
دیدبان روسیه: پس از جنگ سرد، جوامع سیاسی و کارشناسان در این اعتقاد راسخ اشتراک داشتند که نظام روابط بین الملل در حال گذار است. تا به امروز، بسیاری از کتاب‌ها و بحث‌های خود را با این گفته آغاز کرده‌ام که این گذار هنوز به اتمام نرسیده‌است. علاوه براین هرروز صداهای بلندی می‌شنویم که می‌گویند قوانین بازی فرسایش یافته و به هرج و مرج تبدیل شده‌است که دیگر نمی‌توان فرآیند‌های بین المللی را تصحیح و مدیریت کرد.

وضعیتی منحصر به فرد در 25 سال اخیر بروز کرده ‌است، وضعیتی که از نظر کیفی با دو قرن پیش (تا اواخر دهه 1980) که در آن روابط بین الملل و دارای ساختاری روشن بر اساس ائتلاف‌های پردوام  بودند، فرق می‌کند. اما این ائتلاف‌ها به سرعت اصلاح شدند. که نشان‌دهنده تغییر منافع ملی و توازن قدرت بود. به عبارت دیگر، سیستم سریعا دوباره تعادل خود را به دست آورد.

از نظر علمی این بدین معنا بود هریک از بازیگران بین المللی باید متهدان و رقبا یکی را انتخاب می‌کردند و منافع خود را مشخص می‌کردند. روابط بین المللی در همان وضعیت هرج و مرج باقی ماندند و عضویت در ائتلاف‌ها راهی مؤثر برای بقا درجنگ« همه بر علیه» همه بود...

ادامه نوشته

عرفان مهران : آیا نیروهای ناتو دوباره به میدان‌های جنگ در افغانستان بازخواهند گشت؟

آیا نیروهای ناتو دوباره به میدان‌های جنگ در افغانستان بازخواهند گشت؟

 ۲۱ جدی ۱۳۹۵

روزنامه اطلاعات روز / عرفان مهران

نیروهای ناتو به‌رهبری ایالات متحده‌ی امریکا بیش از یک‌ونیم دهه است که در افغانستان حضور دارند. این نیروها بعد از حملات یازدهم سپتامبر در امریکا ماموریت مبارزه علیه تروریزم را به عهده گرفتند و تا سال ۲۰۱۴ در میدان‌های جنگ علیه طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی در افغانستان حضور مستقیم داشتند...

ادامه نوشته

ناتو : تلفات سربازان خارجى در ٢٠١٦ نسبت به سال هاى پيش کمتر بوده است

تلفات سربازان خارجى در ٢٠١٦ نسبت به سال هاى پيش کمتر بوده است

Jan 01, 2017 - 15:35

کابل(پژواک،١٢جدى ٩٥): ناتو مى گويد که درسال ٢٠١٦ ميلادى، صرف ١٥فرد ملکى و سرباز آنها در افغانستان جان باخته، که بيشتر شان امريکايى اند.

جنرال چارليس کليوليند سخنگوى نيروهاى امريکايى و ناتو درکابل، به تاريخ ١٢جدى به آژانس خبرى پژواک گفت که ماموريت نظامى ناتو، در آغازسال گذشته به پايان رسيد؛ از اين رو رقم کشته و زخمى شدۀ سربازان شان، کاهش يافته است.

به گفتۀ موصوف، عدم حضور نيروهاى خارجى درميدان نبرد و آغاز ماموريت آموزشى، باعث شده تا تلفات سربازان کم شود.نامبرده افزود که درسال ٢٠١٦ميلادى، در سراسر افغانستان ١٥فرد ملکى و نظامى سازمان ناتو، جان باخته اند.اما جنرال چارليس، درمورد زخمى ها معلومات ارايه نکرد.

نوامبرسال٢٠١٦، براى نيروهاى خارجى، خونين ترين برج بود؛ در برج يادشده ٤ سربازخارجى و قراردادى خارجى کشته شده و ١٥فرد ديگر زخمى شده بودند.رويداد متذکره، در پايگاه نظامى بگرام از اثر يک حملۀ انتحارى به وقوع پيوست.

ازجانب ديگر، ويب سايت موسوم به"تلفات" که در مورد تلفات نيروهاى خارجى در افغانستان معلومات ارايه مى کند، گزارش داده است که درسال ٢٠١٦ در افغانستان، ١٦سربازخارجى جان باخته اند.به اساس معلومات منبع، درميان کشته شدگان، ١٤سرباز امريکايى و متباقى مربوط کشورهاى ديگراند. شايان ذکراست که بعد ازسال ٢٠٠٢،  رقم يادشده کمترين تلفات نيروهاى خارجى دريکسال است.

زمانيکه در برج اکتوبر سال ٢٠٠١ ميلادى، امريکا و کشورهاى متحد آن، در افغانستان برضد طالبان والقاعده عمليات را راه اندازى کردند، در سال اول فقط ١٢سرباز آنها کشته شدند.

اما درسال ٢٠٠٢، ٧٠؛ درسال ٢٠٠٣، ٥٨؛ درسال ٢٠٠٤، ٦٠؛ درسال ٢٠٠٥، ١٣١؛ درسال ٢٠٠٦، ١٩١؛ درسال ٢٠٠٧، ٢٣٢؛ درسال ٢٠٠٨، ٢٩٥؛ درسال ٢٠٠٩، ٥٢١؛ درسال ٢٠١٠، ٧١١؛ درسال ٢٠١١، ٥٦٦؛ درسال ٢٠١٢، ٤٠٢؛ درسال ٢٠١٣، ١٦١؛ درسال ٢٠١٤،٧٥؛ درسال ٢٠١٥، ٢٧ سرباز خارجى کشته شده اند.

به اساس معلومات ويب سايت متذکره، ازسال ٢٠٠١ ميلادى تاکنون، در افغانستان ٣٥٢٨ سرباز خارجى کشته شده اند، که ٢٣٩٢تن شان امريکايى، ٤٥٥ تن بريتانوى، ٦٨١ تن ديگر مربوط کشورهاى ديگر خارجى بوده اند.

منبع افزوده است که هلمند، مرگبارترين ولايت براى نيروهاى بين المللى عنوان شده است؛ دراين ولايت ازسال ٢٠٠١ ميلادى تاکنون، ٩٥٦سربازخارجى جان باخته اند، که اکثريت شان امريکايى و بريتانوى اند.

همچنان در کندهار ٥٥٨، در کابل ١٩١، در کنر ١٧٧، در پکتيکا ١٤٦، در ميدان وردک ١٣٠، در زابل ١٢٤، در غزنى ١١٥، و در ارزگان ٦٩ سرباز خارجى کشته شده اند.

بدخشان، سرپل و دايکندى، ولاياتى اند که طى ١٥سال گذشته درآن، هيچ سربازخارجى کشته نشده است.

اما به نسبت ناتو، ميزان تلفات نيروهاى امنيتى افغان، به طور قابل ملاحظه اى بلند رفته است.

به اساس گزارش ادارۀ تحقيقاتى امريکا (سيگار)، در هشت ماه اول سال ٢٠١٦ ميلادى، ٥٥٢٣ سربازافغان کشته شده و حدود ١٠هزار تن ديگر زخم برداشته اند.

http://www.pajhwok.com/dr/2017/01/01/

آسوشیتدپرس : قدرت نرم رفت!

قدرت نرم رفت!

با توجه به تهدیدهای احتمالی روسیه و رویکردهای جنجالی رئیس‌جمهوری منتخب آمریکا در قبال اروپا، کشورهای اتحادیه اروپا وادار به تشدید تدابیر دفاعی خود می‌شوند...

ادامه نوشته

دکتر "علیبمان اقبالی زارچ" : جایگاه اتحادیه اروپا در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه

جایگاه اتحادیه اروپا در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه

 تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۵

دیدبان روسیه: دکترین جدید سیاست خارجی روسیه در 30 نوامبر به فرمان "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه به تصویب رسید و جایگزین سند قبلی ‌شد. اگر چه برخی موضوعات این سند مثل سند قبلی به قوت خود باقی‌ است، اما این سند به طیف وسیعی از موضوعات از جمله روابط متقابل با آمریکا و ناتو، اولویت‌های فدراسیون روسیه، توسعه طلبی ناتو و اتحادیه اروپا عامل تیرگی مناسبات با غربی‌ها، توسعه طلبی ژئوپولتتیکی ناتو و اتحادیه اروپا توجه کرده است. دیدبان روسیه این هفته برای بررسی بیشتر جایگاه اروپا در دكترين نوین سياست خارجي روسيه و آینده روابط این کشور با قاره سبز به گفتگو با دکتر "علیبمان اقبالی زارچ" سفیر اسبق ایران در رومانی و کارشناس ارشد معاونت اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه پرداخته است.
 
  ► جایگاه و  اهميت  اروپا در سه سال گذشته روسیه چه بوده است؟

ابتدا ضرورت دارد تا اشاره ای به حوادث و اتفاقاتی که در ربع قرن پیش در حوزه اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد و منجر به فروپاشی شوروی و بزرگترین سرزمین جغرافیایی جهان شد، بنماییم. در واقع در روزهای پایانی دسامبر 91 بود که ناآرامی ها در مسکو موجب گردید تا اوضاع از کنترل و نظارت ساختار قدرت مرکزی خارج شود و به هر حال زمینه فروپاشی شوروی سابق و شکل گیری 15 کشور جدید فراهم شود. در واقع به این دلیل که یکی از مباحث ما هم در مورد همکاری روسیه با حوزه CIS است، شاید باید گفت که شکل گیری CIS در واقع نقطه شروع فروپاشی شوروی سابق بود و در اجلاسی که سران روسیه، اوکراین و روسیه سفید در آن زمان یعنی در اوایل دسامبر 91 برگزار کردند و توافق پنهانی را بدون اطلاع آقای گورباچف امضا کردند، ضربه نهایی به پیکره شوروی سابق بود و غربی ها به یک رویای دیرینه خودشان دستیابی پیدا کردند و مهم ترین واقعه سیاسی و بین المللی جهان بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت...

ادامه نوشته

گزارش تحلیلی مهر : همگرایی ترامپ با مسکو؛ از شعار تا واقعیت

گزارش تحلیلی:

همگرایی ترامپ با مسکو؛ از شعار تا واقعیت

ایجاد روابط دوستانه و نزدیکی با روسیه یکی از شعارهای اصلی دونالد ترامپ در جریان کمپین انتخاباتی خود بود، مساله ای که بسیاری از کارشناسان آن را باور نداشته و معتقدند هیچگاه عملی نخواهد شد.

جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۶

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل – وحید پورتجریشی: بدون شک ورود «دونالد ترامپ» به عرصه سیاست آن هم به عنوان رئیس جمهوری آمریکا، شوکی بزرگ به ساختار نظام بین الملل وارد کرد. در همان نخستین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری و برگزیده شدن ترامپ، نگرانی بسیاری ازقدرتهای غربی به خصوص در حوزه همکاری های مشترک با آمریکا در زمینه مسائلی چون تغییرات آب و هوایی که رئیس جمهوری جدید آمریکا می گوید آنها را قبول ندارد رو به فزونی گذاشت.

اما یکی از قول هایی که ترامپ در خصوص آینده سیاست خارجی آمریکا داده، مربوط به بهبود آینده روابط این کشور با روسیه می شود. مساله ای که از نظر بسیاری از کارشناسان روابط بین الملل، شاید حتی به دلیل ماهیت جهت گیری های دو کشور به صورت انتزاعی و البته نقش آنها در نظام بین الملل در برابر هم، بیشتر شبیه به یک شعار پوپولیستی به نظر برسد...

ادامه نوشته

رابرت مری : راهکاری ترامپ برای ترمیم روابط با روسیه ؛ خرسی که نباید تحریک شود

 راهکاری ترامپ برای ترمیم روابط با روسیه ؛

خرسی که نباید تحریک شود

اما در تمام روزهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا، تنها دونالد ترامپ نسخه‌ای سیاسی طراحی کرده بود تا روند تحریک‌آمیز غرب نسبت به شرق را معکوس و برای کاهش تنش واقعی با روسیه اقدام کند.
 
 تاریخ انتشار:پنجشنبه 9 دى 1395      18:0

منبع: نشنال اینترست/ نویسنده: رابرت مری

دیپلماسی ایرانی: بزرگترین بحرانی که آمریکا و غرب با آن مواجه هستند می تواند غیرضروری ترین نیز باشد: وخامتی بدشگون در روابط با روسیه. به دور از خطر ایجاد جنگ سرد، روسیه را نمی توان به عنوان سرزمینی حیاتی در قلب اوراسیا با استحکاماتی استراتژیک نادیده گرفت.

چیزی که باید همیشه در ذهن داشت این است که روسیه همیشه یک تهدید بالقوه برای اروپا بوده و باقی خواهد ماند. در عین حال تحریک آمیزترین اقدامات در سال های اخیر علیه روسیه از ناحیه اروپا، ناتو و آمریکا صورت گرفته است....

ادامه نوشته

احمد وخشیته : اولویت های منطقه ای در سیاست خارجی روسیه

 اولویت های منطقه ای در سیاست خارجی روسیه

ویژه نامه شطرنج روسی به تحلیل دکترین جدید دفاعی-دیپلماتیک روسیه در آستانه آغاز سال 2017 پرداخته است. "احمد وخشیته" سردبیر دیدبان روسیه در نگاه پنجم این ویژه نامه معتقد است:"اروپا جایگاه دوم در سیاست خارجی روسیه را دارد و کرملین به دنبال گسترش هر چه بیشتر تعاملات خود با این اتحادیه و بخصوص در حوزه اقتصادی است. که بندهای 63 تا 69 این سند به خوبی این نشانگر این موضوع است."
 
 تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۴
 
احمد وخشیته/ سردبیر دیدبان روسیه و کارشناس مسائل روسیه

دیدبان روسیه: در آستانه آغاز سال 2017 میلادی، روسیه با انتشار سند جدید دکترین سیاست خارجی، دفاعی و اطلاعاتی خود، تلاش کرده تصویری تازه از قدرت مسکو در عرصه جهانی ارائه دهد. از آنجا که نقش روسیه در معادلات منطقه‌ای و جهانی قابل انکار نیست، ویژه نامه جام‌سیاست روزنامه جام جم درباره دکترین جدید دفاعی روس‌ها با "احمد وخشیته" سردبیر دیدبان روسیه و کارشناس مسائل روسیه به گفت‌وگو نشسته است.

► در دکترین جدید دفاعی تا چه اندازه بر قدرت نرم این کشور (مساله محبوبیت افکار عمومی تبلیغات، قدرت اقتصادی و...) تاکید شده است؟
 
کرملین و در واقع شخص پوتین طی سال‌های اخیر به اهمیت قدرت نرم و رسانه پی برده است و شاید از همین‌روست که همواره نظرسنجی‌های منظمی از سوی مراکز مختلف دولتی و غیردولتی در این کشور به صورت هفتگی مطرح و بررسی می‌شود. گرچه ممکن است برخی این نظرسنجی‌ها را مهندسی شده بدانند، اما باید توجه داشت که ماهیت انجام این اقدامات در جامعه‌ای همچون روسیه بسیار پراهمیت بوده و بخصوص که نتایج آن برای مردمان روس بسیار قابل مشاهده است.

باید توجه داشت که سیاست خارجی روسیه که در قسمت‌های مختلف این سند و اسناد گذشته مشخص می‌باشد، در اولویت است، یعنی همان کشورهای مشترک المنافع یا بهتر بگوییم اتحاد جماهیر شوروی. روس‌ها همچنان دغدغه دارند که زبان روسی میان این کشورها زبان اول باشد، اقتصاد این کشورها به هم گره خورده باشد و این سال‌ها می‌خواهند از قدرت نرم نیز در شکل‌گیری هرچه بیشتر این نزدیکی و ائتلاف استفاده کنند. به نظر من آنها پس از تجربه بحران اوکراین بخوبی به اهمیت قدرت نرم آگاه شدند و به نقش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها در شکل‌گیری افکار عمومی پی بردند...

ادامه نوشته

دکتر نوذر شفیعی : راهبرد رئالیسم تهاجمی پوتین

راهبرد رئالیسم تهاجمی پوتین

ویژه نامه شطرنج روسی به تحلیل دکترین جدید دفاعی-دیپلماتیک روسیه در آستانه آغاز سال 2017 پرداخته است. دکتر "نوذر شفیعی" استاد دانشگاه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم در نگاه ششم این ویژه نامه معتقد است: "هانتینگتون در مقاله ابرقدرت تنها، به آمریکایی‌ها توصیه کرده بود که شما به تنهایی نمی‌توانید نظم و امنیت بین‌الملل را تامین کنید یا به تنهایی نمی‌توانید به یک موقعیت هژمون در مناطق مختلف برسید. بنابر این ناچار هستید با قدرت‌های منطقه‌ای وارد تعامل شوید؛ به نظرم می‌آید روسیه هم این کار را انجام می‌دهد."
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۵۲
 
 دکتر نوذر شفیعی/استاد دانشگاه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم

دیدبان روسیه: "ولادیمیر پوتین" رئیس‌جمهور روسیه بتازگی دکترین جدید سیاست خارجی روسیه را تبیین کرد. این سند به معرفی اهداف کلی و وظایف دستگاه سیاست خارجی روسیه پرداخته و آنها را با توجه به تحولات صورت گرفته در عرصه بین‌المللی طی سه سال گذشته به‌روزرسانی می‌کند.در ارتباط با نگاه روسیه در این دکترین جدید به سازمان ملل، نگاه روسیه در مورد سوریه، همچنین چشم انداز روابط آمریکا و روسیه با توجه به روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید آمریکا؛ با دکتر "نوذر شفیعی" استاد دانشگاه و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم به گفت‌وگو پرداختیم.
 
► براساس دکترین جدید روسیه، چه چشم‌اندازی را می‌توان برای نقش روسیه در آینده بحران سوریه ترسیم کرد؟
 
بر سیاست خارجی یک کشور عوامل مختلفی تاثیرگذار است؛ یکی از این عوامل گذشته تاریخی است. براساس این عامل مسکو تلاش دارد جایگاه و اقتدار روسیه را به جایگاه و اقتدار گذشته این کشور در زمان اتحاد جماهیر شوروی ارتقا بدهد. بنابراین روسیه نوعی بازگشت به حوزه‌های نفوذ خودش در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق دارد، یکی دیگر از عواملی که در سیاست خارجی کشورها موثر است ویژگی‌های فردی سیاستمداران است. پوتین به‌عنوان رئیس جمهور روسیه فردی است که در چارچوب نگرش‌های رئالیستی تصور می‌کند در پی گسترش قلمرو نفوذ روسیه در مناطق مختلف جهان است. جبران تحقیرهایی که روسیه در دوره پس از جنگ سرد دچار آن شد یکی از عواملی است که پوتین را به این سمت و سو سوق داده است. یعنی غرب؛ مجموعه اروپا و آمریکا در این مدت رفتارهای تحقیرآمیزی را با روسیه داشتند، بنابر این روسیه این رفتارهای تحقیرآمیز را نمی‌پذیرد و به همین دلیل با ابزار سخت وارد تعاملات امنیتی با غرب شده است...

ادامه نوشته

دکتر سیدرضا میرطاهر : رقص جهان به ساز پوتین

رقص جهان به ساز پوتین

ویژه نامه شطرنج روسی به تحلیل دکترین جدید دفاعی-دیپلماتیک روسیه در آستانه آغاز سال 2017 پرداخته است. دکتر "سیدرضا میرطاهر" تحلیلگر مسائل بین الملل در نگاه سوم این ویژه نامه معتقد است: "دکترین سیاست خارجی جدید روسیه نشانگر تلقی جدید روس‌ها از محیط منطقه‌ای و بین‌المللی با توجه به تحولات کنونی، چالش‌ها و فرصت‌های موجود و شیوه‌های برخورد مسکو با این چالش‌ها و تهدیدات و از سوی دیگر تبیین نظم بین‌المللی مطلوب روسیه است."
 
 تاریخ انتشار : شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۸
 
نویسنده: دکتر سیدرضا میرطاهر / کارشناس ارشد مسائل روسیه؛

دیدبان روسیه: دولت روسیه همواره برای تبیین ابعاد مختلف سیاست‌های خود در زمینه‌های مختلف به تدوین و اعلام دکترین‌ها و نیز استراتژی‌های خود می‌پردازد که از جمله آنهامی توان به دکترین امنیت اطلاعاتی، استراتژی امنیت ملی، دکترین نظامی و دکترین دریایی روسیه اشاره کرد.

جدیدترین سند ملی روسیه که بعد از مدت‌ها انتظار منتشر شد، دکترین سیاست خارجی روسیه است. این سند در واقع به منزله اعلام نگاه روسیه به تحولات در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی و چشم انداز سیاست‌های جدید این کشور است...

ادامه نوشته

چرا طالبان به ولسوالی مارجه‌ی هلمند علاقه‌مند هستند؟

چرا طالبان به ولسوالی مارجه‌ی هلمند علاقه‌مند هستند؟

ولسوالی مارجه‌ی هلمند که در فاصله‌ی ۳۵ کیلومتری شهر لشکرگاه مرکز این ولایت موقعیت دارد، پس از خروج طالبان از افغانستان در سال ۱۳۸۱ توسط ایتلاف بین‌المللی به رهبری امریکا، دوباره به یکی از پناه‌‌گاهای امن برای طالبان مبدل شد.

2016-12-21   1 جدی/دی  1395

در سال ۱۳۸۸ ماموریت پاکسازی گسترده‌ موسوم به "عملیات مشترک" با شرکت ۱۵ هزار سرباز ناتو و افغان در ولسوالی‌های مارجه و نادعلی هلمند آغاز شد که حدود یک ماه دوام کرد. این ماموریت بزرگ‌ترین عملیات نظامی ناتو در افغانستان بعد از سقوط طالبان خوانده شد.

در سال جاری خورشیدی فعالیت‌های هراس‌‎افگنانه‌ی طالبان در ولسوالی‌های مختلف هلمند افزایش یافت و ماموریت‌های گوناگون از سوی نیروهای امنیتی کشور و همکاری نیروهای بین‌المللی برای سرکوبی آنان صورت گرفت.

اما پرسش اینجاست که چرا ولسوالی مارجه در میان ولسوالی‌های دیگر هلمند، بیشتر مورد توجه‌ی گروه طالبان است؟

پس از اینکه ولسوالی مارجه در سال ۱۳۸۸ در "عملیات مشترک" از وجود طالبان پاکسازی شد، این ولسوالی از بدنه‌ی ولسوالی نادعلی جدا و به یک ولسوالی مستقل مبدل شد.

این ولسوالی که هلمند را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است، نفوس آن میان ۸۰ هزار تا ۱۲۰هزار نفر گفته شده است که تمام ساکنان این ولسوالی از قوم پشتون هستند.

این ولسوالی با داشتن زمین‌های زراعتی و منبع‌های سرشار آب و کانال‌های آبی برای آبیاری زمین، مکان مناسب برای زراعت به ویژه کشت مواد مخدر است، چناچه این منطقه برای مدت طولانی یکی از بازارهای پررونق کشت و صادرات مواد مخدر بوده است.

این ولسوالی برای مدت‌ طولانی در اختیار طالبان و قاچاقچیان مواد مخدر قرار داشته است و بنابر گزارش‌های طالبان سال‌ها بخشی از هزینه‌ی جنگ‌شان را از این منطقه به دست آورده‌اند.

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که پیش از راه اندازی ماموریت‌های پاکسازی این ولسوالی؛ در سال ۲۰۰۰ میلادی نزدیک به ۱۰ درصد کل مواد مخدر جهان در همین ولسوالی و از سوی طالبان تولید شده بود.

میان سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، مارجه در کنار یک منبع خوب اقتصادی برای طالبان، به یکی از پناه‌گاه‌های امن این گروه تبدیل شده بود تا آنجا که طالبان از این منطقه برای آموزش جنگجویان‌شان استفاده می کردند، اما در کنار آموزش‌دهی، مارجه به یکی از مکان‌های مناسب برای نگه‌داری جنگ افزارهای طالبان نیز بدل شده بود.

افزون بر این، امسال تلویزیون ۱ به سند‌هایی دست یافت که تنها دلیل افزایش جنگ در هلمند و سقوط برخی از ولسوالی‌های این ولایت به دست طالبان، راهبردی بودن هلمند نیست؛ بلکه معامله‌گری‌های بزرگ جنگ در این ولایت را افزایش داده است.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که همدستی مقام‌های محلی با طالبان، فروش پاسگاه‌های امنیتی به این گروه، رابطه‌ی نزدیک طالبان با قاچاقبران مواد مخدر، آب این ولایت، فساد در تجهیزات نیروهای امنیتی و آوردن شورای کویته به این ولایت، عامل‌های اصلی جنگ در هلمند است

در همین حال در سال جاری خورشیدی، خبرگزاری اسوشیتد پرس گزارشی منتشر کرد که گویا طالبان موفق شده‌اند که شورای رهبری خود را از پاکستان به افغانستان منتقل کنند، اما حیات الله حیات، والی هلمند به تلویزیون ۱ گفت که این موضوع "شایعه" است.

http://1tvnews.af/fa/news/afghanistan/26781-2016-12-21-08-11-23

دکترجهانگیرکرمی:سندجدیدسیاست خارجی روسیه؛مشارکت جهانی باغرب وهمکاری با ایران

سند جدید تدبیر سیاست خارجی روسیه؛

مشارکت جهانی با غرب و همکاری همه جانبه با ایران

دکتر جهانگیر کرمی:کرملین با هدف جلوگیری از تهدیدات برخاسته از افراط گرایی و تروریسم و به هم خوردن موازنه منطقه ای وارد منطقه شده و برای تحقق این اهداف، از راهبرد همکاری فراگیر با همه دولتها و تعادل در روابط منطقه ای، حفظ موازنه منطقه ای میان بازیگران اصلی منطقه و سرانجام بهره گیری از عملیات نظامی برای جلوگیری از سرایت تهدیدات تروریستی و بهم خوردن موازنه منطقه ای به زیان متحدان خود کمک گرفته است. در این سند اشاره مستقیمی به حضور نظامی نشده است. اما صراحتا بر مقابله با تروریسم و حفظ تمامیت سرزمینی و حاکمیت سوریه و نیز بر حل و فصل بحران سوریه از طریق توافق در چارچوب گفتگوهای بین المللی تاکید شده است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۴
 
دکتر جهانگیر کرمی/ استاد دانشگاه تهران در گفتگو با ایراس:

ایراس: در حالی که در دو سال اخیر سیاست خارجی روسیه از حیث تغییر و پیامدهای آن، بیش از پیش در کانون توجه نه تنها متخصصان روابط بین الملل که محافل خبری و تحلیلی عمومی تر قرار گرفته، روس ها نیز بر خلاف بسیاری از ادوار گذشته زودتر از موعد اقدام به تصویب و انتشار دکترین جدید سیاست خارجی روسیه کرده اند. اکنون با توجه به نقش تعیین کننده ای که روسیه در بحران خاورمیانه یافته و افزایش تنش ها میان مسکو ـ واشنگتن در دو سال اخیر و در نتیجه تاثیر آن بر روندهای مهم بین المللی، کارشناسان در سطر به سطر این دکترین به کنکاش درباره نوع نگرش و خط فکری سیاست سازان روس می پردازند. بر این اساس، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) بر آن شد در گفتگو با دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین الملل و مدیر گروه مطالعات روسیه دانشگاه تهران که دستی طولانی در ترجمه و تحلیل اسناد سیاسی-امنیتی روسیه دارد، به بخشی از این پرسش ها پاسخ دهد.
 
ایراس: آقای دکتر، دکترین جدید سیاست خارجی روسیه  چه تغییری با دکترین قبلی دارد؟ و آیا اهداف و اولویت های جدیدی را دنبال می کند؟ آیا افق نگاه سیاست سازان روسیه درباره جهان، مناطق پیرامون و در اولویت، سبک و روش پاسخگویی روسیه به چالش ها و موانع مزمن در مسیر اهداف بین المللی روسیه را نشان می دهد؟
 
دکتر کرمی: پیش از ورود به بحث یک نکته را طرح کنم و آن اینکه اساسا اسناد منتشره دولتها در موضوعات سیاسی و امنیتی و از جمله روابط خارجی، تنها بخشی از واقعیت های سیاست آن کشورها را به ما نشان می دهند و بیان کننده نگرش رسمی و دیپلماتیک اعلامی آنهاست و نمی توان تنها با استناد به آنها درک درستی از سیاست خارجی شان را ترسیم نمود. و از این رو، هر کوششی برای فهم رفتار خارجی دولت ها مستلزم فراتر رفتن از اسناد اعلامی است. اما از آنجا که معمولا دولت ها اهداف و اولویت های خود را در اسناد بیان می کنند، این مکتوب ها می توانند به فهم ما کمک کنند.
 
در سند جدید تدبیر سیاست خارجی روسیه بسیاری از مفاهیم و مفاد همانند سند سال 2013 است اما با توجه به شرایط جدید منطقه ای و بین المللی و بویژه دو بحران مهم اوکراین و سوریه و اقدامات نظامی روسیه در هر دو مورد و بویژه تیرگی روابط با غرب و تحریم اقتصادی که پس از 2013 بوده است، کرملین کوشیده است تا این موضوعات را نیز در نظر بگیرد و لذا شاهد تفاوت هایی نیز هستیم.
 
در مورد مناطق نیز همچنان اولویت های یکم تا چهارم به مناطق کشورهای خارج نزدیک یا سی. آی . اس و سپس اروپا و امریکا و شرق آسیا و خاورمیانه اختصاص یافته است. لذا تغییری در اولویت های منطقه ای داده نشده است. این اولویت ها سالهاست که کمابیش پابرجاست و بویژه از سال 2000 تا کنون کمتر دستخوش تحول شده است. اما طبیعتا مسائل هر منطقه در گذر زمان تغییر کرده است.
 
ایراس: چنانچه شما هم اشاره فرمودید گفته می شود این دکترین بر اساس الزامات و به اقتضای زمان و با در نظرگرفتن تغییر شرایط و واقعیت‌های جاری به تصویب رسیده است. آیا این به معنای آن است که در دکترین قبلی روندهای جاری پیش بینی نشده بود؟ دکترین قبلی پیش از وقوع بحران اوکراین و پیامدهای آن در روابط روسیه و غرب تصویب شده بود، آیا آن سند پاسخگوی شرایط جدید روسیه نبود؟
 
دکتر کرمی: هیچ سندی در خلاء شکل نمی گیرد. شاید منظور این بوده که این شرایط جدید موجب تغییر در متن و مفاد سند جدید و در نتیجه لزوم تصویب سند دیگری شده است. بحران های اوکراین و سوریه در تصمیم برای بازنویسی این متن تاثیر اساسی را داشته اند. البته بحران سوریه از سال 2012 شروع شد ولی دولت روسیه تا سال 2015 همیشه به شکل غیر مستقیم در آن درگیر بود و سپس در یک سال و نیم اخیر برای اولین بار اقدام به عملیات نظامی هوایی در خارج از قلمرو کشورهای جدا شده از شوروی نمود. از این رو، حساسیت روسیه نسبت به مسائل منطقه ای افزایش یافته و همین موجب توجه بیشتر به بحران های منطقه ای و نیز بحران سوریه در متن جدید شده است.
 
ایراس: با شرایط رخ داده در سال های اخیر، یکی از پرسش های مهم درباره روابط خارجی روسیه و غرب این است که آیا این رابطه بهبود می یابد و یا به سمت تنش بیشتر می رود؟ خط مشی روس ها چه خواهد بود؟ آیا روسیه قادر به تفکیک روابط خود با آمریکا و اروپا خواهد بود؟ و ...آیا می توان بر اساس سند جدید  پیش بینی دقیق تری از ابعاد برنامه روسیه در این داشت؟
 
دکتر کرمی: روابط با غرب از سال 2012 بتدریج وخیم تر شده و از 2014 به قبل از سال  2009 و طرح ریست بازگشته است. این سند هم حکایت از این تنش و نگرانی های بیشتر دارد. این موضوع هم بر سر چهار مساله مهم بوده است: سپر موشکی، گسترش ناتو، بحران اوکراین و بحران سوریه. روس ها کوشیده اند تا این مشکلات پیش نیاید یا بعدا تلاش کرده اند که به راه حلی برسند. اما وسعت تنش ها و منافع متضاد پشت سر آنها و تعدد بازیگران درگیر و نوع بازی امنیتی به گونه ای است که امکان حل و فصل ساده آنها وجود ندارد. و اگر هم وجود داشته باشد مستلزم تغییری اساسی در نگاه دولتمردان دو بازیگر اصلی یعنی روسیه و امریکا است.
 
روس ها همواره کوشیده اند تا میان امریکا و اروپا از یک سو و بازیگران اروپای قدیم و جدید از دیگر سو جدایی بیندازند و در موارد محدودی نیز موفق بوده اند اما عموما در این بازی ناکام مانده اند. علت هم به نگرانی بنیادین دولت های اروپایی و بویژه اروپای جوان از گسترش گرایی روسی در مرزهای اروپای شرقی بر می گردد.
 
ایراس: بر اساس اصول تدوین شده برای سیاست خارجی روسیه و شرایط و روند جاری در روابط مسکو و غرب، آیا می توان گفت اگر تحول جدیدی در زمینه توسعه طلبی ناتو در خارج نزدیک روسیه رخ دهد، این کشور چه واکنشی خواهد داشت؟ در حالی که در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه آمده است: «روسیه به برقراری مناسبات دوجانبه با امریکا، باتوجه به مسئولیت ویژه دو کشور در امنیت بین المللی علاقمند است... »؟
 
دکتر کرمی: روسیه قبلا در سند دکترین نظامی خود در سال 2014 صراحتا به مساله تلافی با سلاح هسته ای اشاره کرده است. بر اساس آن متن، افزایش قدرت ناتو و ماموریت های جهانی آن، که  در نقض قواعد بین المللی می باشند،  نزدیک شدن ناتو به مرزهای روسیه به عنوان یک تهدید تلقی شده  و  به استفاده از جنگ افزار های هسته ای اشاره می کند و روسیه را مستحق بکارگیری تسلیحات هسته ای در پاسخ به استفاده از تسلیحات  هسته ای و  یا دیگر  انواع  سلاح های کشتار جمعی علیه خود و یا متحدانش می داند و نیز در صورت تجاوز غیر هسته ای علیه فدراسیون روسیه با استفاده از سلاح های متعارف، زمانی که موجودیت  دولت  مورد  تهدید  قرار داده شود.  از این رو در سند جدید نیز اشاراتی به حق تلافی و اقدام متقابل شده است.
 
همینطور در اینجا اشاره شده که احتمال جنگ هسته ای کم است اما سپر موشکی ناتو امنیت ملی روسیه را تهدید می کند و نیز بحران های منطقه ای در حال افزایش هستند. اما این موضوع منافاتی با این ندارد که مسکو برای مجموعه ای از مسائل و مشکلات مشترک بین المللی مانند مقابله با تروریسم و کنترل تسلیحات کشتار جمعی با امریکا همکاری کند. کما اینکه در کنار اشاره به تهدید ناتو بلافاصله از شراکت برابر با آن سخن به میان آمده است. و یا از تلاش جمعی با غرب برای حل مشکلات مشترک سخن گفته شده است. این موضوع از عمگرایی و غیر ایدئولوژیک بودن دولت در روسیه و بازی درون سیستمی آن حکایت دارد.
 
ایراس: بر اساس اخبار منتشر شده در سند جدید، روسیه اعلام آمادگی کرده است به منظور تحکیم امنیت بین‌المللی در جهت کاهش جنگ افزارهای هسته‌ای اقدام کند، آیا این عبارت با روند موجود در رقابت تسلیحاتی هسته ای موجود بین روسیه و غرب که گاهی نگرانی ها درباره امکان وقوع جنگ اتمی را افزایش می دهد، منطبق است؟ برنامه و هدف واقعی روس ها در این زمینه چیست؟
 
دکتر کرمی: منظور روسیه از امنیت بین المللی با مفاهیمی چون ثبات راهبردی، همپایگی راهبردی و بازدارندگی تعریف می شود. و در همه آنها نیز منظور حفظ وصعیت روسیه به عنوان یک قدرت نظامی جهانی در کنار امریکا است. روسيه همچنان خود را يك قدرت بزرگ جهانی مي‌داند و در اين راستا، بر میراث مهم دوره شوروی یعنی همپايگي استراتژيك و به قول خودشان ثبات جهانی تاکید دارند و برای حفظ آن هزینه می کند. محور اصلی راهبرد امنیتی روسیه را در مفاهیم  کلان سیاست دفاعی و نظامی  این کشور یعنی؛ ثبات راهبردی جهانی ست.  اما روسیه مخالفتی با کاهش تسلیحات هسته ای ندارد،  منوط به اینکه لطمه ای به این همپایگی نخورد. اما خط قرمزی که در این رابطه ترسیم می کنند توافق جدی با غرب را دشوار می سازد زیرا غرب در حوزه جنگ افزار های متعارف برتری گسترده ای نسبت به روسیه دارد.
 
ایراس: یکی دیگر از تغییرات رخ داده در سیاست خارجی روسیه در فاصله تصویب دو سند، حضور فعال و نظامی روسیه در خاورمیانه بود، این موضوع چه تاثیری بر دکترین جدید سیاست خارجی روسیه داشت؟ ایران علاقمند به حضور فعال و جدی روسیه در خاورمیانه است، آیا سند جدید این انتظار تهران را برآورده می  سازد؟
 
دکتر کرمی:کرملین با هدف جلوگیری از تهدیدات برخاسته از افراط گرایی و تروریسم و به هم خوردن موازنه منطقه ای وارد منطقه شده و برای تحقق این اهداف،  از راهبرد همکاری فراگیر با همه دولتها و تعادل در روابط منطقه ای، حفظ موازنه منطقه ای میان بازیگران اصلی منطقه و سرانجام بهره گیری از عملیات نظامی برای جلوگیری از سرایت تهدیدات تروریستی و بهم خوردن موازنه منطقه ای به زیان متحدان خود کمک گرفته است. در این سند اشاره مستقیمی به حضور نظامی نشده است. اما صراحتا بر مقابله با تروریسم و حفظ تمامیت سرزمینی و حاکمیت سوریه و نیز بر حل و فصل بحران سوریه از طریق توافق در چارچوب گفتگوهای بین المللی تاکید شده است.
 
ایراس: آیا در سند سیاست خارجی روسیه اشاره ای به  ايران و چگونگی ترسیم روابط روسیه با ایران می شود؟ اگر اینگونه است با توجه به تحولات مثبت اخیر در روابط تهران و مسکو، جایگاه ایران در سیاست خارجی روسیه در اين سند با سند قبلي چه فرقي مي كند و به طور كلي اينكه از تعريف یا عدم تعریف ايران در اين سند چه نتيجه اي مي توان گرفت؟
 
دکتر کرمی: در این سند در سه مورد مشخص به ایران اشاره شده است. در واقع نخستین باریست که از واژه های "توسعه همکاری های همه جانبه با ایران" سخن به میان آمده است. شاید از این هم مهمتر آن بندی است که در مورد دریای خزر به همکاری پنج کشور ساحلی اشاره شده است. در اسناد گذشته این موضوع وجود نداشته است. در موضوع برجام نیز به اجرای آن اشاره شده و آمده است که روسیه خط مشیء توسعه همه‌جانبه همکاری با جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کند و در اجرای مداوم توافق جامع هسته‌ای ایران بر اساس قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب 20 جولای 2015، متناسب با تصمیمات شورای حکام آژانس انرژی اتمی می‌کوشد و به طور همه‌جانبه ای به این روند مساعدت می نماید. لذا، در این سند نگاه مثبتی به ایران مطرح شده است.
 
ایراس: با توجه به تخصص و اشراف شما بر اسناد سیاست خارجی روسیه، می فرمایید چه اندازه اسناد منتشر شده روس ها با واقعیت های نمایان شده پس از خود منطبق بوده اند؟ و بر این ساس سند جدید چه اندازه به پیش بینی رفتارهای خارجی روسیه به ویژه در مقاطع بحرانی و البته در موضوعات مهم برای ایران کمک می کند؟
 
دکتر کرمی: قبلا اشاره کردم که اسناد فقط سیاستهای اعلامی هستند و بیانگر شرائط زمان خود و البته با نگاه به آینده تنظیم می شوند. اما معمولا حوادث و اتفاقات و تعاملات سایر بازیگران موجب می شوند که رفتارها لزوما منطبق بر این نوشته ها نباشد. به هر حال این اسناد بر اساس درک و دریافت و اجماع نسبی  پژوهشگران و دست اندرکاران یک کشور نوشته می شوند و طبیعی است که امکان پیش بینی و آینده پژوهی بشر همیشه اندک مانده است.
 
در مورد روسیه هم وضع همین است و با توجه به نقش محوری غرب و به ویژه امریکا و باز بودن باب دیالوگ و گفتگو و به ویژه روی کار آمدن ترامپ این احتمال محدودی وجود دارد که دو کشور به توافقی در مورد سوریه برسند. طبعا این توافق برای ایران هم پیامدهایی دارد و می تواند به موضوعات دیگر مانند تحریم ها و اوکراین هم برسد. در این سند هم در بندهایی از لزوم همکاری سازنده با امریکا منافع بلند مدت دو طرف در مورد همکاری در مورد طیفی از موضوعات مشترک صحبت شده است.

مصاحبه کننده: عفیفه عابدی

http://www.iras.ir/fa/doc/interview/2406/

سیده زهرا موسوی : اتحادیه اروپا در مقابل اردوغان؛ کدام‌ یک پیروز می‌شوند؟

اتحادیه اروپا در مقابل اردوغان ؛ کدام‌ یک پیروز می‌شوند؟

پرچم تركيه و اتحاديه اروپا

این روزها تنش‌های روزافزون بین ترکیه و اتحادیه اروپا بر هیچ کس پوشیده نیست. بازداشت‌ مخالفان و روزنامه‌نگاران به ویژه بعد از کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه و برخورد شدید اردوغان با کودتاچیان نیز آتش این تنش را تندتر کرده است. اما اینکه کدام طرف بر طرف دیگر غالب شود مساله‌ای است که جای بحث و بررسی دارد.

یکشنبه / ۱۴ آذر ۱۳۹۵ / ۱۴:۵۹

تحلیل از خبرنگار ایسنا: سیده زهرا موسوی

به گزارش ایسنا، به نظر نمی‌رسد سیاستمداران ترکیه که از زمان تاسیس ترکیه‌نوین در سال ۱۹۲۳ هدف غربی شدن را پیگیری کرده‌اند، به این راحتی از آرزوی دیرینه خود در پیوستن به اتحادیه اروپا دست بردارند؛ آرزویی که گرچه از همان ابتدا با موانعی نظیر کردها، مداخله نظامیان در امر سیاست، موضوع دین و حتی مساله قبرس، روبه‌رو بوده است. در این میان هر چند با پاره‌ای اصلاحات، ترکیه سعی کرده خود را به جغرافیای سیاسی اروپا پیوند زده و حسابش را از آسیا جدا کند اما سیاست‌های سرکوبگرانه به ویژه اقدامات پساکودتا نشان داده که این کشور هنوز نتوانسته موجبات نگرانی اتحادیه اروپا را در زمینه تحقق دموکراسی و اصلاحات رفع کند. حال باید دید برای عملی شدن رویای دیرینه مردم ترکیه اردوغان چقدر حاضر است فداکاری کند.

ترکیه  از ۱۴ آوریل ۱۹۸۷ با ارائه درخواست رسمی عضویت خود به جامعه اقتصادی اروپا که بعدها به "اتحادیه اروپا" تغییر نام یافت اولین گام عملی در این زمینه را برداشت و بعد از آن در ۱۲ دسامبر ۱۹۹۹ رسما تحت عنوان "نامزد عضویت در اتحادیه اروپا" معرفی شد و بالاخره با وقفه‌ای چند ساله در سه اکتبر ۲۰۰۵ مذاکرات برای الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا آغاز شد. هر چند در ابتدا کارشناسان با نگاهی خوشبینانه بر این باور بودند که الحاق ترکیه به اروپا یک روند ۱۰ ساله داشته باشد آن هم به دلیل یک سری اصلاحاتی که حزب عدالت و توسعه در زمینه‌های فعالیت‌های احزاب سیاسی، مطبوعات مستقل و انتخابات آزاد انجام داد اما با رخدادهای بعد از کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه این روند در هاله‌ای از ابهام فرو رفت و از شواهد امر پیداست که این پرسه به این زودی‌ها به نتیجه نخواهد رسید.

ترکیه با موقعیت ژئواستراتژیک بین خاورمیانه و اروپا، موضوعات مهم و حل نشده‌ای از نظر اتحادیه اروپا در راه پیوستن به این بلوک داشته و دارد که از جمله آنها می‌توان به ماده ۳۰۱ "قانون کیفری ترکیه" اشاره کرد که بر اساس آن توهین‌کنندگان به ملت و اقوام ترک و دولت ترکیه از شش ماه تا دو سال به زندان محکوم می‌شوند. مساله قبرس و بستن بنادر ترکیه به روی قبرسی‌های یونانی، موضوع نسل‌کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵، مساله حقوق اقلیت‌ها و در کل ساختار زیربنایی دموکراسی ترکیه نیز مزید بر علت است. هرچند در سایه حزب عدالت و توسعه برخی اصلاحات موجب جذب سرمایه‌های اروپایی شد اما ترکیه آن طور که باید و شاید نتوانسته نظر این بلوک را جلب کند و از این نظر ترکیه با استانداردهای پذیرفته اروپایی فاصله بسیاری دارد.

شاید بعد از رای مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا که زمینه شکنندگی اتحادیه اروپا را چه در حال و چه در آینده فراهم کرده، ترکیه کمی آتش تندش را برای پیوستن به این اتحادیه کم کرده باشد اما به نظر نمی‌رسد که بتواند از سرمایه‌گذاری‌های اروپایی بگذرد چون بعد از اصلاحات حزب عدالت و توسعه و جلب نظر اتحادیه اروپا به بازارهای ترکیه، پیشرفت‌های چشمگیری در عرصه اقتصادی این کشور رقم خورد. در این میان اتحادیه اروپا هم کم کم احساس کرد که روابط و تعاملات اقتصادی با ترکیه خطر پیوند با کشورهای غیردموکرات یا کشورهای فاقد احزاب سیاسی را ندارد و می‌تواند مثمر ثمر باشد. به این ترتیب با باز شدن بازار سرمایه‌گذاری در ترکیه، دیگر کشورها نیز تشویق شدند تا به فرایند سرمایه‌گذاری در ترکیه بپیوندند و ترکیه حالا که مزه وضعیت خوب اقتصادی را چشیده، بعید است که به این راحتی‌ها از این رشد و شکوفایی دست بردارد و در این زمینه به اروپا نیازمند است.

در این میان هر چند با پیش آمدن جنگ علیه داعش و جاری شدن سیل مهاجران به سمت اروپا بهانه‌ای تازه برای پرداختن به موضوع الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا دست داده بود -در توافقی که بین ترکیه و اتحادیه اروپا در ۱۸ مارس ۲۰۱۶ در بروکسل امضا شد اروپا این اجازه را پیدا کرد پناهجویان در سواحل یونان را به ترکیه بازگرداند و در عوض  کمک چند میلیارد یورویی را تا پایان سال ۲۰۱۸ در اختیار آنکارا بگذارد هم‌چنین لغو ویزا برای اتباع ترکیه و از سرگیری مذاکرات پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا نیز در رئوس برنامه‌های این اتحادیه قرار گرفت-  اما بعد از کودتای ۱۵ ژوئیه یک باره همه توافقات فروپاشید.

از همان روزهای اول بعد از کودتا اختلافات ترکیه با اتحادیه اروپا علنی شد. آن دسته از راست‌گراهای تندروی اروپا که به باور آنها ترکیه با توافق مهاجران به دنبال اخاذی از اتحادیه اروپا بود، علیه این توافق زبان به انتقاد گشودند. دو دستگی میان مقامات اروپایی دستاویز اعمال فشارهایی بر اتحادیه اروپا و به تبع آن اعمال فشار بر ترکیه شد تا اقدامات پساکودتا را متوقف کند؛ چیزی که تا به این لحظه عقب‌نشینی در این اقدامات را به همراه نداشته و اردوغان را لحظه‌ای از مواضع خود باز نداشته و او همچنان سیاست پاکسازی و برخورد خود با معترضان داخلی را پیش ‌می‌برد. حتی بعد از ۲۴ نوامبر که ۴۷۹ تن از مجموع ۶۲۳ نماینده پارلمان اروپا به تعلیق مذاکرات درخصوص پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا رای دادند، ترکیه باز هم مواضع تند و سرسختانه خود را تکرار می‌کند.

از آن طرف اروپا نیز در پی ناامنی‌ها در منطقه خاورمیانه و سرازیر شدن سیل مهاجران به سوی اروپای مرکزی، بدون ترکیه که دروازه امن اروپا محسوب می‌شود شاید نتواند به راحتی ترکیه را کنار بگذارد. شاهد این ادعا اظهارات ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا در مصاحبه با یورونیوز درباره لزوم مذاکره اتحادیه اروپا با "خودکامه‌هایی" مثل رجب طیب اردوغان است که گفت: لازم است که با رژیم‌های نفرت‌انگیز هم ارتباط داشته باشیم. ما با تمام حکومت‌های استبدادی ارتباط داریم چرا که نیاز داریم تا جهان را سازماندهی کنیم. اتحادیه اروپا با رژیم‌هایی ارتباط دارد که نفرت‌انگیز هستند و هیچ کس هم درباره آن از ما سوال نمی‌کند." این موضع گیری صراحتا نشان می‌دهد درست است که اتحادیه اروپا از وضعیت حقوق بشر در ترکیه ناراضی است و اختلافاتی بر سر مسائل داخلی ترکیه دارد اما حاضر نیست آن را از دست بدهد. اتحادیه اروپا برای حفظ امنیتش باید با آنکارا مذاکره کند. در واقع ترکیه قبل از یونان یک دژ امنیتی برای اروپا محسوب می‌شود. شاهد دیگر برای این گفته حرف‌های فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اروپا است که تعلیق روند مذاکرات پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا را یک بازی "باخت - باخت" خوانده است.

بحث سیاسی و اصلی اخیر ترکیه و اتحادیه اروپا درباره دو مساله است که باید همزمان حل شوند؛ مساله لغو روادید برای اتباع ترکیه و توقف سیل مهاجران غیرقانونی از ترکیه به اتحادیه اروپا. ترکیه مدعی است اتحادیه اروپا به رغم قول مساعدی که در این باره داده لغو روادید را عملی نکرده و اگر به وعده خود عمل نکند ترکیه نیز ممانعت از ورود پناهجویان به مرزهای اروپا را متوقف می‌کند. اردوغان تصور می‌کند که اتحادیه اروپا به خاطر پناهجویان و ترسش از تبدیل شدن دریای اژه به معبری برای عبور آوارگان پا پس کشیده و به خواسته‌های او  تن می‌دهد. از این رو اخیرا از تمدید وضعیت فوق‌العاده و احیای مجازات اعدام سخن به میان آورده؛ موضوعی که دولت ترکیه در سال ۲۰۰۴ در راستای نشان دادن حسن نیت خود در قبال درخواست‌های اروپا که آن را مانعی در الحاق ترکیه می‌دانست، لغو کرد. اتحادیه اروپا نیز موضع خود را به صراحت در این باره اعلام کرده و گفته است، در صورت احیای مجازات اعدام مذاکرات را متوقف می‌کند چرا که در منظر پارلمان اروپا آن یک خط قرمز است.

اما نگاهی به سیاست‌های اردوغان درخصوص مسائل خارجی به راحتی ما را به این نتیجه می‌رساند که اردوغان همیشه در پشت منافع ملی‌اش حرکت می‌کند و همانطور که در قبال روسیه و اسرائیل تغییر موضع داد و حتی برای پوتین نامه عذرخواهی فرستاد این بار هم نمی‌تواند اتحادیه اروپا را به راحتی کنار بگذارد. شاید اردوغان اتحادیه اروپا را با پیوستن به سازمان همکاری‌های شانگهای تهدید کرده و  یا مدعی است که رای گیری پارلمان اروپا برایش ارزش و اهمیتی ندارد اما هرگز تهدیداتش را عملی نخواهد کرد. شاید ترکیه بخواهد به منظور تقویت حضورش در بالکان به سازمان شانگهای بپیوندد اما هرگز این را جایگزین اتحادیه اروپا نمی‌کند چون آن را در حد و اندازه اتحادیه اروپا نمی‌داند. در ضمن رویکرد این سازمان تقابل با ناتو بوده و حال آنکه ترکیه عضو ناتو است و به نفعش نیست در چنین سازمانی عضو شود. پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا یک هدف ملی و فراحزبی است.

حال که اتحادیه اروپا در پی موج روزافزون بازداشت‌ها و اخراج کارمندان دولتی در ترکیه درباره بستن هرگونه باب مذاکره زنگ خطر را به صدا درآورده و آنکارا همچنان به سونامی بازداشت‌ها و پاکسازی‌هایش ادامه می‌دهد، باید دید در روزهای ۱۵ و ۱۶ دسامبر (۲۵ و ۲۶ آذر) آیا سران اتحادیه اروپا واقعا این تصمیم پارلمان اروپا را عملی می‌کنند و اردوغان را بار دیگر وادار به عذرخواهی می‌کنند یا اینکه اردوغان از برگ برنده مهاجران استفاده کرده و بلوک اروپا را وادار به عقبگرد می‌کند؟

http://www.isna.ir/news/95091407777

دیمیتری پسکوف: ناتو یک بلوک متخاصم است/اتخاذ تدایبر لازم در حفاظت از سراسر روسیه

 دیمیتری پسکوف:

ناتو یک بلوک متخاصم است

اتخاذ تدایبر لازم در حفاظت از سراسر روسیه

سخنگوی ریاست جمهوری روسیه در سخنانی اعلام کرد: مسکو تمامی اقدامات لازم را در سراسر قلمرو سرزمینی خود در برابر سیاست های توسعه طلبانه ناتو به کار خواهد بست.

سه‌شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۵

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اسپوتنیک، «دیمیتری پسکوف» سخنگوی ریاست جمهوری روسیه امروز در اظهاراتی اعلام کرد که مسکو در برابر سیاست های توسعه طلبانه ناتو هراقدامی را که لازم باشد به انجام خواهد رساند.

سخنگوی ریاست جمهوری روسیه در این باره گفت: روسیه تمامی اقدامات لازم را برای حفاظت از خود در برابر سیاست های توسعه طلبانه ناتو در مرزهایش به کار می گیرد.

وی تصریح کرد: ناتو به واقع یک بلوک متخاصم است و لذا روسیه باید به هر اقدام لازم برای محافظت از خود مبادرت ورزد.

«دیمیتری پسکوف» تأکید کرد: در این راستا، روسیه بر اساس حق استقلال خود، تمامی اقدامات لازم را در سراسر قلمرو سرزمینی خود به کار خواهد بست.

http://www.mehrnews.com/news/3831429

CSRS : بازگشت خونبار نیروهای خارجی به میدان جنگ در افغانستان

بازگشت خونبار نیروهای خارجی به میدان جنگ در افغانستان

تاریخ نشر: ۲۲ عقرب ,۱۳۹۵

مرکز مطالعات استراتژيک و منطقوی افغانستان CSRS

روز پنجشنبه سوم نوامبر، در یک حملۀ هوایی نیروهای امریکایی در ولایت کندز ۳۲ غیرنظامی که بسیاری از آنها کودک بودند، کشته شدند، بیش از ۲۰ غیرنظامی دیگر زخم برداشتند و چندین خانۀ مسکونی مردم محل به مخروبه‌ها تبدیل شد.

این حمله پس از کشته شدن دو سرباز امریکایی در عملیات مشترک با نیروهای افغان در این ولایت رخ داد و مردم محل آنرا یک حملۀ انتقام‌جویانه عنوان کرده است.

دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارشی گفته است که در ۵ روز (از ۳۰ اکتوبر تا ۵ نوامبر سال ۲۰۱۶) حداقل ۹۵ فرد ملکی کشته و ۱۱۱ تن دیگر زخمی شده‌اند. مسؤولیت بخش بزرگ تلفات اخیر غیرنظامیان افغان در کندز به نیروهای خارجی برمی‌گردد و این وضعیت نگرانی‌هایی را در مورد بازگشت نیروهای خارجی به میدان جنگ در افغانستان برانگیخته است.

با آنکه در طول یک‌ونیم دهۀ گذشته ده‌ها هزار غیرنظامی در جنگ افغانستان کشته شده و با توجه به ارقام سازمان ملل متحد، تنها از سال ۲۰۰۷ تا پایان سال ۲۰۱۵ میلادی، شمار کشته و زخمی شده‌گان افراد ملکی در افغانستان به ۶۲۳۷۵ تن می‌رسد که عاملین آن تمامی جهت‌های درگیر جنگ (طالبان، حکومت افغانستان و نیروهای خارجی) اند و در گزارش‌های یوناما عامل بیشترین تلفات ملکی مخالفین مسلح دولت پنداشته شده است؛ ولی تلفات غیرنظامیان و حتی نیروهای امنیتی افغان در حملات هوایی نیروهای خارجی یکی از مسائل مورد بحث در طول ۱۵ ساله گذشته بوده و همین امر باعث بروز مخالفت‌های زیادی حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور با ایالات متحده امریکا نیز بوده است.

پرسش اینجاست که چرا حکومت وحدت ملی در برابر حملات مرگبار و تلفات افراد ملکی و نیروهای امنیتی افغان در حملات نیروهای خارجی، سکوت اختیار کرده است؟

 کشتار نظامیان و غیرنظامیان افغان

نخستین حملۀ نیروهای خارجی که به کشتار دسته‌جمعی منجر شد، حمله به یک محفل عروسی در ولایت ارزگان بود که در آن حمله ده‌ها نفر به شمول عروس کشته شدند. در آن زمان مقامات دولتی افغان به حمایت از امریکا مدعی شدند که ملابرادر در این مراسم عروسی شرکت نموده بود و عروس نیز از بسته‌گان وی بود، در حالیکه بعدا مشخص شد که قربانیان آن حادثه بسته‌گان کسانی بودند که با حامدکرزی در جریان سقوط رژیم طالبان همکاری کرده بودند. این‌گونه حملات از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۱۴ به کثرت تکرار شد و در سال‌های اخیر خشم حامد کرزی را نیز برانگیخت.

پس از ایجاد حکومت وحدت ملی، نیروهای خارجی به خصوص پس از بازگشت به میدان جنگ در برخی ولایات و از سرگیری عملیات شبانه، بارها نظامیان افغان و افراد ملکی را در حملات هوایی خویش هدف قرار داده و تلفات سنگینی را به آن‌ها وارد کرده است.

در ماه سرطان (۱۳۹۴) تعدادی از سربازان اردوی ملی در یک پاسگاه امنیتی در ولایت لوگر در شرایطی مورد حملۀ هلیکوپتر‌های امریکایی قرار گرفته و کشته و مجروح شدند که در منطقه هیچ‌گونه برخورد نظامی در جریان نبود. طبق گزارش‌های رسمی، ۹ سرباز اردوی ملی ملبس به یونیفورم نظامی در آن رویداد کشته و شش تن دیگر زخمی شدند. در ماه سنبلۀ سال جاری مقامات امنیتی ولایت ارزگان اعلام کردند که در جریان عملیات خودسرانۀ نیروهای خارجی در این ولایت هشت پولیس کشته شده‌اند.در همین ماه، در پی حملۀ هوایی نیروهای خارجی در ولسوالی نادعلی ولایت هلمند ۱۷ سرباز اردوی ملی و ۶ پولیس کشته شدند.

غیرنظامیان افغان نیز بارها در چنین حملات کشته شده‌اند. در اوایل ماه اکتوبر سال ۲۰۱۵، پس از سقوط شهر کندز به دست طالبان، در حملات هوایی نیروهای خارجی بر شفاخانۀ داکتران بی‌سرحد ۴۲ غیرنظامی افغان کشته و شماری نیز زخمی شدند. در یک حادثۀ دیگر، حدود یک ماه پیش در حمله هوایی نیروهای امریکایی در ولایت ننگرهار ۲۷ غیر نظامی کشته و زخمی شدند. حادثۀ کندز نیز یکی از این گونه رویدادهاست که در آن غیرنظامیان مورد هدف حملات هوایی نیروهای خارجی قرار می‌گیرند.

 چرا حکومت خاموش است؟

حکومت وحدت ملی این‌گونه رویدادها را هیچ‌گاه تقبیح نکرده و واکنشی در برابر حملات غیرمسؤولانه نیروهای خارجی نشان نداده است و حتی در برخی موارد سخنگویان حکومت چنین حملات را توجیه نیز کرده‌اند.

در حادثۀ اخیر کندز که واکنش‌های ملی و بین‌المللی را در پی داشت، ریاست جمهوری افغانستان با نشر اعلامیه‌ای هرچند این رویداد را “جنایت بشری” خوانده، اما هیچ اشاره‌ای به نیروهای خارجی و تعهدات شان در مورد حفظ جان مردم ملکی نداشته و به نحوی این حمله را به سود نیروهای خارجی توجیه کرده است. ریاست اجرائیه نیز بدون هیچ‌گونه اشاره به نیروهای خارجی در اعلامیۀ خویش این حمله را بر “مواضع طالبان” عنوان کرده و مسؤولیت آنرا به دوش طالبان گذاشته است.

اعلامیه‌های ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه همیشه در رابطۀ چنین رویدادها به صورت کامل نشان از ضعف و بی‌اراده‌گی عالی‌ترین مقام کشور در قبال حفظ جان اتباع کشور، دارد. این اعلامیه‌ها طبق معمول شبیه اعلامیه‌های صادر شده از جانب نیروهای امریکایی بعد از وقوع حادثه می‌باشند که در آن از کشته شدن افراد بی‌گناه ابراز تاسف و با خانواده‌های قربانیان ابراز همدردی می‌شود.

در این اعلامیه‌ها معمولا به تعهد نیروهای امریکایی که در قرارداد امنیتی به جانب افغانستان سپرده‌‌اند، اشاره‌ای نمی‌شود و از آن‌ها به گونۀ غیرمستقیم و با لهجۀ نرم تقاضا می‌گردد که در آینده از احتیاط کامل کار بگیرند تا وقایع مشابه تکرار نشود. این سخن به معنای آن است که نیروهای امریکایی در این جریان نیز احتیاط کرده‌اند اما نیاز به احتیاط بیشتر است!

دلیل این همه ضعف و خاموشی در برابر حملات خودسرانه و مرگبار نیروهای خارجی، حمایت مالی و نظامی ایالات متحدۀ امریکا و ناتو از حکومت وحدت ملی است. این حکومت در نتیجۀ مداخله امریکا ایجاد شده و از همان آغاز طوری تشکیل داده شد که هرگز در برابر اهداف درازمدت امریکا در منطقه مانعی ایجاد نکند. بنابراین حکومت وحدت ملی ادامۀ عمر خویش را در خاموشی در برابر چنین رویدادها می‌داند.

 واکنش‌های ملی و بین‌المللی بر حادثۀ کندز

باوجود خاموشی استراتیژیک حکومت، حملۀ خونین نیروهای خارجی در کندز واکنش‌های تند ملی و بین‌المللی را در پی داشت.

نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد در امور افغانستان و رئیس یوناما، در واکنش به کشتار غیرنظامیان در حمله هوایی نیروهای امریکایی در کندز گفت که جان باختن افراد ملکی قابل قبول نیست و این اقدام تلاش‌ها برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان را بی‌اثر خواهد کرد. یوناما با صدور بیانیه‌ی گفته است که در زمینه کشته شدن غیرنظامیان در کندز، تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه انجام خواهد داد و از مقامات افغان خواسته است تا زمینه انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه را فراهم کنند.

از سوی دیگر، وزارت خارجه روسیه نیز کشتار غیرنظامیان در کندز را شدیدا محکوم کرده و خواستار تحقیقات بی‌طرفانه شده است. به گفته مقامات روسی، این اولین بار نیست که غیرنظامیان بی‌گناه در افغانستان هدف قرار می‌گیرند، بلکه در گذشته نیز بارها چنین رویدادها رخ داده و اگر عاملین این رویدادها مجازات شوند جلو این‌گونه رویدادها گرفته خواهد شد.

روسیه پس از آن در برابر حملۀ نیروهای امریکایی بر غیرنظامیان در کندز واکنش نشان داده که در قضایای منطقوی به خصوص قضیۀ سوریه روابطش با ایالات متحده به وخامت گراییده است. واشنگتن نیز در چند ماه اخیر روسیه را در پی حملات هوایی این کشور در شهر حلب سوریه و کشتن افراد ملکی مورد انتقادهای تند قرار داده است.

حملۀ اخیر در کندز، در داخل کشور نیز واکنش‌های تندی را در پی داشت. حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، ولسی جرگه و مشرانو جرگه و جامعۀ مدنی این حمله را شدیدا نکوهش کرده و حتی اعضای ولسی جرگه خواستار لغو پیمان امنیتی با امریکا نیز شده‌اند.

 پیامدهای کشتار غیرنظامیان

کشتارهای غیرنظامیان لااقل یک و یا دو بار تحت عنوان “اشتباه” توجیه شده می‌تواند، اما اگر به پانزده سال گذشته نگاهی داشته باشیم، کشتن افراد ملکی به گونۀ متواتر و توجیه کردن آن تحت عنوان “اشتباه” و “خطا” مورد قبول مردم نخواهد بود.

یکی از عواملی که باعث تداوم این حوادث گردیده، عدم مجازات عاملین این رویدادهاست. اگر یک سرباز افغان در پی کشتن یک سرباز خارجی مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرد، پس در برابر سربازان خارجی که نظامیان و غیرنظامیان افغان را در روز روشن هدف قرار می‌دهند، نیز باید اقدام صورت گیرد. این برخورد دوگانه و حتی توجیه کردن این‌گونه حملات، فاصله میان حکومت و مردم را بیشتر می‌کند.

به طور عموم کشتار افراد بی‌گناه ملکی در کنار واکنش‌های تند، انزجار و نفرت مردم را در برابر مرتکبین چنین رویدادها برمی‌انگیزد و در تداوم جنگ در کشور نقش برازنده دارد.

http://csrskabul.com/pa/?p=3146

گسترش نفوذ طالبان در افغانستان

گسترش نفوذ طالبان در افغانستان

هنوز روشن نیست که چه تعداد مشاور خارجی به ولایت فراه اعزام شده‌اند

 13:31 17.10.2016
 
به گزارش اسپوتنیک به نقل از واشنگتن پست, با نزدیک شدن فصل زمستان در افغانستان، به نظر می‌رسد که شبه نظامیان طالبان بیشتر از همیشه دامنه نفوذ خود را در سراسر این کشور گسترش دهند. واشنگتن پست می نویسد: روز جمعه ناتو اعلام کرد که این سازمان شماری از مشاوران خارجی را در فراه مستقر کرده است، هدف از اعزام این مشاوران به فراه راهنمایی و مشورت به نیروهای امنیتی افغانستان است که مشغول نبرد با گروه‌های شورشی در این منطقه هستند. حضور دوباره مشاوران غربی به فراه در حالی صورت می‌گیرد که در یک هفته اخیر جنگجویان وابسته به گروه طالبان دست به حملات تهاجمی و هماهنگی برای گرفتن مرکز این ولایت زدند، همزمان با این طالبان نیز در نزدیکی‌های لشکرگاه مرکز ولایت هلمند دست به حملات گسترده زدند هم چنین موفق به ورود به ولایت قندوز در شمال افغانستان شدند اما پس از یک هفته درگیری‌های سنگین، نیروهای امنیتی افغانستان موفق شدند که طالبان را به حومه این شهر عقب برانند.
 
جنرال چارلز کلیولند سخنگوی نیروهای امریکائی در افغانستان اعلام کرده است که آن چیزی که در حال حاضر در افغانستان شاهد آن هستیم، طالبان سخت در تلاش‌ هستند که پیش از اتمام سال 2016 میلادی یک ولایت را در این کشور تصرف کنند. هنوز روشن نیست که چه تعداد مشاور خارجی به ولایت فراه اعزام شده‌اند اما ماموریت حمایت قاطع ناتو در افغانستان در یک پیام توئیتری گفت که تعدادی مشاور همراه با شماری از سربازان ناتو را به ولایت فراه اعزام کرده‌اند. واشنگتن پست می‌افزاید: در همین حال یک مشاور امریکایی گفت که هم اکنون شماری از مشاوران خارجی به لشکرگاه مرکز ولایت هلمند و ترینکوت مرکز ولایت ارزگان نیز اعزام شده‌اند. این مشاور امریکایی افزود در کنار این مشاوران گروه‌های 50 نفری سربازان نظامی ناتو نیز به این ولایت‌ها فرستاده شده‌اند.  وی تایید کرده که در کنار این که مشاوران خارجی در این ولایت‌ها نیروهای امنیتی افغانستان را در میدان‌های جنگ مشورت و حمایت می‌کنند، نیروهای امریکایی بیشتر به دنبال تقویت نیروهای افغانستان در میادین نبرد هستند. نیروهای امریکائی نیز نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را در میدان‌های جنگ پشتیبانی‌های هوایی می‌کنند و صدها حمله هوایی را علیه مواضع طالبان انجام داده‌اند.
 
این روزنامه در ادامه نوشت:‌ درماه جون باراک اوباما رئیس جمهور امریکا به نیروهای مستقر این کشور در افغانستان اجازه گسترش حملات هوایی علیه طالبان در این کشور را داد، در واقع این حملات اثرات بسیار قابل توجهی را بر پیشرفت طالبان وارد کرده و به این گروه اجازه نداده است که مناطق مهم و حیاتی مانند مرکز شهرستان را برای مدت طولانی در دست بگیرند. وزارت امور داخله افغانستان پیش از تصمیم تابستان، نیروهای امریکایی در افغانستان فقط اجازه داشتند که گروه‌های تروریستی را در این کشور هدف حملات هوایی قرار دهند و از نیروهای ویژه آمریکایی درسراسر این کشور حمایت نمایند. هر چند آن زمان درباره مدت ماموریت هوایی در افغانستان چیزی گفته نشد، اما اعلام شد که انجام حملات هوایی تازه نیروهای آمریکایی در حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان در میدان‌های نبرد موقتی است. اما اکنون بعضی از مقام‌های نظامی آمریکایی می‌گویند که این حملات هوایی در آینده نیز ادامه خواهند یافت. آدام اسمیت سخنگوی پنتاگون در این رابطه گفت:‌ تاثیر این اقدام استراتژیک در افغانستان انعطاف پذیری بیشتری را به جنرال جان نیکلسون فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان داده تا پشتیبانی بیشتری از نیروهای امنیتی افغانستان در میادین نبرد انجام دهد و از این استراتژی به گونه مناسب برای فعال‌تر ساختن مبارزه با گروههای شورشی و چگونگی تاکتیک‌های مشورت دهی در میدان‌های جنگ استفاده نماید.
 
در همین حال یک مقام ارشد کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود درباره بدتر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان گفت که با وجود گسترش پشتیبانی هوایی ایالات متحده امریکا از نیروهای امنیتی افغانستان درمیدان‌های جنگ، کاخ سفید به این باور است که جنگ در افغانستان به نفع طالبان به پیش می‌رود، این مقام ارشد آمریکایی افزود که وضعیت در این کشور به یک بن‌بست فرسایشی مبدل شده است. با توجه به مباحثات کمی که در مناظره اخیر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا درباره افغانستان هنوز روشن نیست که رئیس جمهور اینده امریکا چگونه مرحله بعدی جنگ امریکا در افغانستان را اداره می‌کند.

https://dari.sputniknews.com/afghan/20161017922645/

اسماعیل باقری : حمایت از طالبان؛ راهبرد جدید ناتو برای تداوم اشغال افغانستان

حمایت از طالبان؛ راهبرد جدید ناتو برای تداوم اشغال افغانستان

چهارشنبه 14 مهر 1395

اسماعیل باقری

الوقت-  در نشست اخیر سران پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) در ورشو که دومین روز آن به بررسی وضعیت فعالیت‌های این سازمان نظامی در افغانستان اختصاص داشت، در خصوص تصمیم این سازمان مبنی بر ادامه اشغال افغانستان بحث شد. همچنانکه باراک اوباما دلیل ادامه حضور ناتو و آمریکا در افغانستان را شكننده بودن وضعیت در این کشور اعلام كرده و اظهار داشت جامعه جهانی دیگر هرگز اجازه نخواهد داد که افغانستان دوباره به پایگاه تروریست‌ها تبدیل شود.

به دنبال این اظهارات، سران ناتو در دومین روز نشست خود در ورشو توافق کردند تا شمار نیروهای این سازمان در افغانستان را تا سال ۲۰۲۰ در سطح کنونی نگه دارند و سالانه ۴ونیم میلیارد دلار به نیروهای امنیتی افغانستان کمک کنند. در حال حاضر ۱۳ هزار سرباز ناتو که بیشترشان آمریکایی‌اند، در چارچوب مأموریت حمایت قاطع در افغانستان حضور دارند و ینس اشتولتنبرگ، دبیرکل ناتو امروز اعلام کرد «ناتو تا زمانی که نیاز باشد، در افغانستان حضور خواهد داشت و دلیلی وجود ندارد که در مورد زمان پایان این مأموریت گمانه‌زنی کنیم.

چیزی را که ما امروز شاهد بودیم، تعهد دراز مدت ناتو در قبال افغانستان است. هزینه مأموریت ناتو در افغانستان سالانه ۵ میلیارد دلار است که براساس نتایج نشست، ۳.۵ میلیارد دلار را آمریکا، ۱ میلیارد دلار را دیگر کشورهای عضو ناتو و ۵۰۰ میلیون دلار را هم دولت افغانستان فراهم می‌کند.»

در حالی مأموریت نظامی ناتو در سال ۲۰۱۴ پایان یافت كه آمریکا بخشی از نیروهایش را به بهانه مبارزه با گروه‌های القاعده، داعش و شبکه‌های بین‌المللی تروریستی در افغانستان نگه‌داشته است و طی یک سال گذشته نبرد نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان شدت بی‌سابقه‌ای یافته است و تلفات نیروهای امنیتی افغانستان نیز پس از گرفتن مسئولیت کامل امنیت افغانستان در بسیار نگران‌کننده است... 

ادامه نوشته

«ینس استولتنبرگ»دبیرکل ناتو : توسعه افغانستان نیازمند شکست طالبان است

دبیرکل ناتو:

توسعه افغانستان نیازمند شکست طالبان است

دبیرکل ناتو بعد از کنفرانس بروکسل اظهار داشت: توسعه و پیشرفت افغانستان نیازمند شکست طالبان است.

 تاریخ:۱۳:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۵

به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس،‌ «ینس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو پس از اعلام حمایت کشورهای شرکت کننده در کنفرانس ناتو از افغانستان اظهار داشت: توسعه و پیشرفت نیازمند شکست طالبان است.این مقام ناتو افزود آنچه شما بارها و بارها مشاهده می‌کنید این است که نیروهای افغانستانی قادرند حملات طالبان را دفع کنند و این دستاورد حضور نیروهای ناتو در افغانستان است.

استولتنبرگ گفت: ما تمام مسئولیت امنیت افغانستان را در سال ۲۰۱۵به نیروهای نظامی این کشور داده‌ایم. وی افزود: هر چند خشونت ها در این کشور افزایش یافته است ولی از سوی دیگر ما مشاهده می کنیم که نیروهای نظامی افغانستان بخوبی توانسته‌اند بسیاری از این حملات را دفع کنند.

دبیر کل ناتو گفت: بین امنیت و توسعه رابطه متقابل وجود دارد، توسعه بدون امنیت ایجاد نمی شود و بدون توسعه امنیت پایدار نخواهد بود.وی تاکید کرد که توسعه در افغانستان نیازمند شکست طالبان است.

http://af.farsnews.com/world/news/13950715000330