۲۶ دلو ۱۳۶۷؛ نقطۀ جوشانِ تاریخ افغانستان  

۲۶ دلو ؛ نقطۀ جوشانِ تاریخ افغانستان

دوشنبه 25 دلو 1395

روزنامه ماندگار

گاهی اوقات، اتفاقاتِ بزرگ و مثبتِ تاریخی در جهـان، به سودِ کسانی غیر از صاحبانِ اصیلِ آن مصادره شده و یا کسانی بیرون از دایرۀ این اتفاقات، ثمراتِ نیکِ آن را به تاراج برده‌اند. شاید افغانستان در این زمینه، کم‌بخت‌ترین سرزمینِ دنیا باشد که از رشادت و ایثارِ فرزندانش، همه‌ سود جسته‌اند اِلا مادر داغ‌دیدۀ وطن.

خروج ارتش سرخ شوروی سابق از افغانستان در ۲۶ دلو ۱۳۶۷، یکی از اتفاقاتِ بزرگِ جهانی است که اکثر ساکنانِ روی زمین، آرزوهای منجمدِ خویش را در شعاعِ آن جان دادند و دل به پیـروزی‌ها و آزادی‌های بزرگ‎تر بستند. در این میانه اما مردم افغانستان همۀ لذتِ پیروزی قهرمانانۀ خویش را در فتنه‌ها و مصایبِ بعدی از دست دادند و بسیار زود در معرضِ امتحان‌ها و کارزارهای دشوارتر قرار گرفتند.

ارتش سرخ شوروی سابق که در سال ۱۳۵۸ با ساز و برگِ نظامیِ فوق‌العاده و با نیتِ حضورِ دایمی به این کشور هجوم آورده بود، تنها به نیروی ایمان و رشادتِ مردمِ بی‌سلاح و بی‌پناهِ افغانستان مجبور به ترکِ این سرزمین وقبول شکست شد و این پیروزی بدون شک استثنایی‌ترین حادثه در حساس‌ترین برهه از تاریخِ جهان بوده است. پس از این حادثه، اردوگاه شرق در سراشیبِ سقوط قرار گرفت و در نهایت ازهم پاشید و با پایان جنگ سرد، خیالِ غرب از خطرِ کمونیسمِ جهان‌خوار راحتِ راحت شد.

این پیروزی در مقیاس وسیعِ جهانی اما در مرزهای سیاسیِ افغانستان به تیرِ کینه و حسادتِ بسیاری از کشورهای دور و نزدیک و به‌ویژه همسایۀ جنوبیِ ما آلوده شد. پاکستان که در دورانِ جهاد در برابر شوروی به پل ارتباطی میان غرب و جبهاتِ جنگ تبدیل شده بود، به اندازۀ کافی توانست در میان صفوفِ اکثرِ تنظیم‌ها و گروه‌های جهادی نفوذ کند و آن‌ها را به‌نحوی در مسیرِ اهدافِ استیلاگرایانۀ خود قرار دهد. یکی از عمده‌ترین هدف‌ها نیز، پُر کردنِ جای خالیِ شوروی پس از پیروزی جهاد و در نهایت، مصادرۀ سیاسی و نظامیِ افغانستان بود. مسلماً در میان تمام گروه‌ها و شخصیت‌های جهادی، شهید احمدشاه مسعود قهرمان ملی کشور، یکی از بارزترین چهره‌ها بود که هرگز در مدارِ اهدافِ پاکستان و بازی‌های آی‌اس‌آی قرار نگرفت و شاید به‌واسطۀ مقاومت و آزاده‌گیِ همین چهرۀ استثنایی بوده که هنوز ۲۶ دلو نقطۀ جوشان تاریخِ معاصرِ ماست و هنوز پاکستان در تقلایِ سیطره بر این سرزمین و مردمانش می‌سوزد...

ادامه نوشته

پیرمحمد ملازهی : نظام سیاسی افغانستان نیازمند تغییر است؟

نظام سیاسی افغانستان نیازمند تغییر است؟

سه شنبه 19 بهمن 1395

گفتگو با پیرمحمد ملازهی

...در این ارتباط باید به گذشته نگاه کرد تا بتوان پاسخ واقع‌بینانه‌ای به این پرسش داشت. در واقع بعد از حمله آمریکا و سقوط طالبان در افغانستان، "اجلاس اول بن" در آلمان شکل گرفت که در آن جا دو دیدگاه کلی نسبت به نظام سیاسی که قرار بود جایگزین امارت اسلامی طالبان شود، مطرح شد.

دیدگاه نخست آن بود که نظام سیاسی افغانستان ریاستی باشد و با توجه به شرایط و تاریخ و گذشته افغانستان و آن ذهنیتی که در میان قوم پشتون وجود دارد که از گذشته قدرت را بصورت انحصاری در اختیار داشته اند، لذا اقوام پشتون زیر بار هیچ نوع تغییری در قدرت متمرکز نمی‌رفتند و به همین دلیل در "اجلاس بن" آقای کرزی که از قوم پشتون می‌باشد، نظام ریاستی را با تاکید بر تمرکز قدرت مطرح کرد.

در مقابل دیدگاه نخست، دیدگاه دیگری وجود داشت که معتقد بود افغانستان کشور چند قومی است که شرایط خاصی دارد و مشکلات گذشته نیز ناشی از همین قدرت طلبی قبایل پشتون بوده است. لذا در شرایط فعلی لازم است به سمت توزیع قدرت قومی و مذهبی در افغانستان پیش رفت. در حال حاضر نیز مباحثی را که دکتر عبدالله و اطرافیان وی دنبال می‌کنند، در همین دیدگاه قابل پیگیری است...

ادامه نوشته

احمدعمران : [جلسه رهبریِ جمعیت اسلامی افغانستان]گفت‌وگوهایی که سوءتعبیر می‌شوند

گفت‌وگوهایی که سوءتعبیر می‌شوند

یک شنبه 17 دلو 1395

روزنامه ماندگار / احمد عمران

در حالی که سران و اعضای رهبریِ جمعیت اسلامی در حالِ گفت‌وگو میانِ خود استند، ارگ ریاست جمهوری در واکنش به دیدارهای استاد عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ و رییس اجراییِ جمعیت اسلامی گفته است که این‌گونه دیدارها و گفت‌وگوها به هدفِ مشارکتِ بیشتر و ایجاد اصلاحات در حکومت صورت می‌گیرد و به تقسیم قدرت با هیچ جناح و شخصی نباید تعبیـر شود.

به گفتۀ معاون سخنگوی ریاست جمهوری، گفت‌وگوهای ارگ شامل همۀ جناح‌های مطرح در کشور می‌شود. او همچنین تأکید کرده که رییس جمهوری با خیلی از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسیِ تأثیرگذار برای کارآمد ساختنِ نقش دولت مشوره و گفت‌وگو می‌کند، ولی هرگز با کسی و جناحی بر سرِ تقسیم قدرت گفت‌وگو نخواهد کرد.

در همین حال، گفت‌وگوهایِ سران جمعیت اسلامی افغانستان که این روزها بیشتر از هر جناح و سازمانِ سیاسیِ دیگری با یکدیگر دیدار و رای‌زنی دارند، این شایبه را تقویت کرده که گویا این حزب در میانِ خود به اختلاف‌هایی تازه رسیده و همین اختلاف‌ها سبب شده اند که آن‌ها با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو داشته باشند...

ادامه نوشته

عطامحمدنور:موافقت غنی با اختصاص ۱۵ولایت،۳۰سفارتخانه و ۱۵سناتوربه حزب جمعیت اسلامی

  رئیس اجرایی حزب جمیعت اسلامی افغانستان خبر داد

موافقت اشرف غنی با

اختصاص ۱۵ ولایت، ۳۰ سفارتخانه و ۱۵ سناتور به حزب جمعیت اسلامی

رئیس اجرایی حزب جمیعت اسلامی افغانستان اظهارداشت که مذاکره با ریاست جمهوری به نتیجه رسیده و اشرف غنی با درخواست اختصاص ۱۵ ولایت، ۳۰ سفارتخانه و ۱۵ سناتور انتصابی برای این حزب موافقت کرده است.

۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۰

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، «عطامحمدنور» رئیس اجرایی حزب جمیعت اسلامی اعلام کرد که مذاکراتش با ریاست جمهوری از آدرس حزب و ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی کلی بوده و هیچ گونه‌ معامله‌ای شخصی در کار نیست بلکه منافع مردم را در نظر گرفته است.

وی افزود که در این مذاکرات از اشرف غنی خواسته است تا 15 ولایت، 30 سفارت و 15 سناتور انتصابی در مجلس سنا را به این حزب تخصیص دهد که رئیس جمهور نیز خواسته‌هایش را پذیرفته است.

عطا محمدنور سرپرست ولایت بلخ تصریح کرد: زمانی با آمدن تغییرات در ولایت بلخ موافقت خواهد کرد که مذاکراتش با کاخ ریاست جمهوری نهایی شود...

ادامه نوشته

عطا محمد نور : ساختار کنونی حزب جمعیت افغانستان باید تغییر کند

 رئیس اجرایی حزب جمعیت افغانستان:

ساختار کنونی «حزب جمعیت افغانستان» باید تغییر کند

«عطا محمد نور» رئیس اجرایی حزب جمعیت افغانستان، در ادامه مذاکرات با ریاست جمهوری در کابل، بر لزوم ساماندهی و تحول در این حزب تاکید کرد.

۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۴

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، «عطا محمد نور» سرپرست ولایت بلخ و رئیس اجرایی حزب جمعیت افغانستان، وضعیت کنونی این حزب را قابل قبول نمی‌داند و خواستار تحول و ساماندهی در این حزب شده است.

رئیس اجرایی حزب جمعیت خاطرنشان کرد که همزمان با ادامه مذاکراتش با اشرف‌غنی تلاش می‌کند تا وضعیت کنونی حزب را نیز سر و سامان بخشد. وی به صدای آمریکا گفت: حزب جمعیت برای اینکه متحول و متحرک شود، باید سروسامان یابد...

ادامه نوشته

مذاکرات رئیس جمهور افغانستان با عطا محمد نور یکی از رهبران تاجیک و احتمال دور زدن عبدالله

مذاکرات رئیس جمهور افغانستان با یکی از رهبران تاجیک و احتمال دور زدن عبدالله

عطا محمد نور یکی از قدرتمندترین رهبران قومیتی افغانستان در حال مذاکره با اشرف غنی، رئیس‌جمهور این کشور برای پیوستن به دولت مرکزی است. در صورت تحقق این امر عرصه سیاست افغانستان در آستانه انتخابات 2019 می‌تواند دستخوش تغییرات اساسی شود.

سه‌شنبه / ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ / ۱۵:۵۸

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری رویترز، این مذاکرات ظاهرا چندین هفته برقرار بوده و نتیجه آن هنوز مشخص نیست و همچنین معلوم نیست که خواسته‌های او چه تبعاتی را برای موازنه قدرت میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت افغانستان در پی خواهد داشت. و نیز معلوم نیست که عطا محمد نور در خاتمه این مذاکرات چه نقشی را در دولت در صورت رسیدن به یک توافق به دست خواهد آورد...

ادامه نوشته

عطا محمد نور والی ولایت بلخ  : عبدالله نتوانست حق سیاسی ما را بگیرد

عبدالله نتوانست حق سیاسی ما را بگیرد

امروز اگر مردم احساس کنند ما از گرفتن حق شان ناتوان هستیم، فردا از ما حمایت نمی‌کنند. من‌ به حیث عضوی از مجاهدین حق فعالیت سیاسی دارم، همانگونه که قبلاً آنان حق فعالیت سیاسی داشتند، من نیز نیاز دانستم از مردم خود نمایندگی کنم.

انتشار: ۱۱ دلو / بهمن  ۱۳۹۵

عطا محمد نور والی ولایت بلخ طی سخنانی بیان کرده است از ۲۰۰۱ تا امروز در برابر هر تصمیم و کار سیاسی دوستان احترام گذاشتم. هرکسی که در هرجایی مشغول شد گفتم کار نیک است ولی کار باید بکنند.

در انتخابات از دکتر عبدالله حمایت کردم اما نتوانست حق سیاسی ما را بگیرد، مجبور شدم اقدام بکنم و این اقدام به‌خاطر ضدیت و مقابله با دوستانم نبود بلکه برای این بود که دیگر مردم در برابر ما بی‌باور شده بودند.

امروز اگر مردم احساس کنند ما از گرفتن حق شان ناتوان هستیم، فردا از ما حمایت نمی‌کنند. من‌ به حیث عضوی از مجاهدین حق فعالیت سیاسی دارم، همانگونه که قبلاً آنان حق فعالیت سیاسی داشتند، من نیز نیاز دانستم از مردم خود نمایندگی کنم.

نمایندگی من به معنای مخالفت و ضدیت با کسی نیست بلکه برای تحقیق حقوق سیاسی همین مردم است. مذاکرات من با ارگ به‌خاطر چیزی دادن برای آنان نیست بلکه به‌خاطر گرفتن حق مردم است.

خبرگزاری رشد/نجیب بارور

http://www.roushd.com

زمزمۀ تغییر ساختار نظام سیاسی در افغانستان و تکاپوی سران حزب «جمعیت اسلامی»

زمزمۀ تغییر ساختار نظام سیاسی در افغانستان

و تکاپوی سران حزب «جمعیت اسلامی»

سران حزب جمعیت اسلامی طی ماه گذشته از «عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان تا «یونس قانونی» معاون اول دولت سابق این کشور از تریبون‌های مختلف بحث لزوم پارلمانی شدن در این کشور را پیش کشیده‌اند.

۱۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۶

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، مدتی است که نخبگان سیاسی افغانستان در دو صف مجزّا تعدادی طرفدار نظام ریاستی متمرکز و برخی نیز طرفدار نظام پارلمانی غیرمتمرکز شده‌اند. در جبهۀ طرفداران پارلمانی شدن افغانستان، اکثراً سران حزب جمعیت اسلامی به چشم می‌خورند.

عبدالله رئیس اجرایی دولت افغانستان، از بدو امضای توافقنامۀ حکومت وحدت ملی با اشرف غنی رئیس جمهور این کشور بر عملی شدن این توافقنامه پافشاری می‌کرد؛ اما تاکنون در راستای تعدیل قانون اساسی گامی برداشته نشده است.

اخیراً خواستۀ تغییر ساختار سیاسی نظام از ریاستی به پارلمانی، توسط سران جمعیت بیشتر به چشم می‌خورد که در تازه ترین مورد در سالگرد شهدای «سالنگ» ولایت «پروان»، یونس قانونی و عبدالله بر ناکارآمدی نظام ریاستی در افغانستان تأکید کردند...

ادامه نوشته

سيميون باگداساروف : همکاری روسیه باائتلاف شمال افغانستان درگذشته اشتباه بزرگی بود

همکاری روسیه با ائتلاف پیشین شمال افغانستان در گذشته اشتباه بزرگی بود

 23.1.2017   / دوشنبه  95/11/04

سيميون باگداساروف يكي از كارشناسان روسي و نماينده پيشين پارلمان روسيه روز گذشته در يك برنامه تلويزيون دولتي روسيه، تاکید کرد:  در دهه 90 میلادی همكاري روسيه با ائتلاف پیشین شمال افغانستان به رهبری احمد شاه مسعود، اشتباه بزرگی بود.

این کارشناس در تحلیل های خود، مسعود و حكومت رباني را دشمن روس ها خواند. به عقیده وی، احمد شاه مسعود  ده ها عسكر شوري سابق را در سال هاي جنگ  "گریدن برید".

اين ادعا و مطالب در حالی مطرح مي شود كه احمد شاه مسعود در جامعه روسيه، به خصوص در بين نظاميان روس، به دليل آنچه روابط انساني با اسیران جنگي عنوان مي شود، محبوب است. به باور دیگر كارشناسان، همين محبوبيت يكي از عوامل جلب همكاري و حمايت روسیه در سال هاي جنگ با طالبان بوده است.

باگداساروف همچنین گفته است: در آن زمان كه در صدارت روسيه كار مي كرد، با همكاري نظامي روسيه و حكومت ربابي شديدا مخالفت کرده بوده، اما حكومت يلسن به اين مخالت ها توجهی نكرد.

 گفتنی است از شهادت احمدشاه مسعود هرساله در مسکو بزرگداشت به عمل می آید. در این مراسم های یادبود که توسط افغان ها برگزار می شود، شرکت کنندگان و کارشناسان روس، احمد شاه مسعود را شخصیتی نمونه عنوان می کنند.

http://www.farsi.ru/doc/13595.html

مجاهدعضو شورای عالی صلح افغانستان باتوصیف طالبان به«فرشتگان صلح»؛ازسمتش برکنار شد

مجاهد برکنار شد

 ۲۶ جدی ۱۳۹۵

اطلاعات روز: عبدالحکیم مجاهد عضو، ارشد شورای عالی صلح پس از اظهارات غیرمسئولانه‌اش با به کاربردن «فرشتگان صلح» برای طالبان، توسط مقامات حکومت وحدت ملی از وظیفه‌اش برکنار شده است.

منابعی از ریاست اجراییه برکناری آقای مجاهد را تأیید می‌کنند. مجیب الرحمن الرحیمی، سخن‌گوی ریاست اجراییه گفته است که آقای مجاهد بر اساس فیصله‌ی رهبران حکومت وحدت ملی دیگر نمی‌تواند به وظیفه‌اش در شورای عالی صلح ادامه دهد.

عبدالحکیم مجاهد در زمان طالبان نماینده‌ی فوق‎العاده امارت اسلامی در سازمان ملل بود و اکنون مشاور شورای عالی صلح است. آقای مجاهد روز پنج‌شنبه، ۲۳ جدی در کنفرانس خبری در انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان از طالبان و کارنامه‌های این گروه به نیکویی یاد کرد و این گروه را «فرشتگان صلح» خواند.

آقای مجاهد گفته بود: «طالبان یک طبقه مقدس اند. آن‌ها یکبار در برابر روس جهاد را به کامیابی رساندند و بار دیگر به هرج و مرج مجاهدین پایان دادند و امنیت را به‌وجود آوردند.»

آقای مجاهد در این نشست افزود: «طالبان تا زمانی‌که به کابل رسیدند، به قول استاد ربانی فرشته‌های صلح بودند و اینکه بعد از آن چه کردند که نجیب اعدام شد و دولت یک جانبه خود را اعلام کردند، بحث جداگانه است.»

آقای مجاهد همچنان در صحبت‎هایش داکتر نجیب‌الله، رییس‌جمهور سابق را «خایین» خواند و قیام احمدشاه مسعود علیه دولت داوودخان در سال ۱۳۵۴ در پنجشیر را «بغاوت» توصیف کرد...

ادامه نوشته

جواد سروری : آیا حزب جمعیت اسلامی افغانستان ، پراکنده خواهد شد؟

آیا جمعیت اسلامی، پراکنده خواهد شد؟

یک حزب سیاسی ریشه دار و بزرگی مثل جمعیت را نه میتوان متعلق به شخص و یا اشخاصی خاصی دانست و نه هم مربوط به یک یا دو ولایت خاص. حزب جمعیت نه از یک خانواده است و نه هم مربوط به ولایت خاصی می شود که عده ای بنشینند و پیرامون آیندۀ حزب جمعیت، جلسه دایر کنند!

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۱

این روزها بزرگترین، فراگیرترین، موفقترین و محبوبترین حزب تاریخ افغانستان حال و روز خوشی ندارد. بعد از تشکیل دولت وحدت ملی و تقسیم حکومت بین اشرف غنی و عبدالله عبدالله ، به عنوان کاندید حزب جمعیت و احزاب متحدش، با وجود گذشت بیش از دوسال از عمر حکومت ائتلافی اختلافات سیاسی بین دو نیمه قدرت دولت همچنان ادامه داشت...

ادامه نوشته

هشدار اسماعیل خان از پیامد نزدیکی طالبان با روسیه

هشدار اسماعیل خان از پیامد نزدیکی طالبان با روسیه ؛

افغانستان بسوی یک بحران خطرناک به پیش می رود

به گزارش خبرگزاری رشد، وی می گوید که اگرحکومت وحدت ملی به کمک مردم وسران برجسته کشور این بحران را مدیریت نکند افغانستان به سوریه دوم مبدل خواهد شد.

انتشار: ۱۴ جدی ۱۳۹۵

محمد اسماعیل فرمانده پیشین جهادی با اشاره به پیامدهای نزدیکی گروه طالبان و روسیه گفته است که این روابط افغانستان را بسوی بحران خطرناکی سوق خواهد داد.

به گزارش خبرگزاری رشد، وی می گوید که اگرحکومت وحدت ملی به کمک مردم وسران برجسته کشور این بحران را مدیریت نکند افغانستان به سوریه دوم مبدل خواهد شد.

تورن محمد اسماعیل خان در گفتگوی با طلوع نیوز گفته است که نزدیکی روسیه با طالبان را نشانه ازسرآغازفصل تازه یی از جنگ و ویرانگری درکشور اعلام کرد.

فاش شدن رابطه روسیه با طالبان وخواست نشست سه جانبه کشورهای منطقه درمسکو برای بیرون کردن نام های سران طالبان ازفهرست سیاه سازمان ملل بحران تازه یی سرراه حکومت افغانستان قرارداده است این رابطه ها شماری ازچهره های سیاسی وفرماندهان پیشین جهادی را نیزسخت نگران ساخته است.

محمد اسماعیل خان وزیرپیشین انرژی واب می گوید که افغانستان بسوی یک بحران خطرناک به پیش می رود ، و سران حکومت درکار مدیریت این بحران ناکام بوده اند وی که دریک گفتگوی ویژه با طلوع نیوز سخن می گفت تاکید می ورزد که سیاست های ناکام حکومت افغانستان سبب شده اند کشورهای بزرگ منطقه بشمول روسیه ، ایران ، و چین بر ضد افغانستان یک جاه شوند...

ادامه نوشته

مرکز مطالعات استراتژيک و منطقوی : جمعیت اسلامی و تقسیم دوبارۀ قدرت سیاسی در ارگ

جمعیت اسلامی و تقسیم دوبارۀ قدرت سیاسی در ارگ

تاریخ نشر: ۱۳۹۵-۱۰-۱۱

 مرکز مطالعات استراتژيک و منطقوی افغانستان  CSRS

برخی اعضای ارشد جمعیت اسلامی افغانستان از توافقنامۀ ایجاد حکومت وحدت ملی راضی به نظر نمی‌رسند و در تلاش متوازن ساختن بیشتر تقسیم قدرت سیاسی اند. به تازه‌گی از گفتگوها میان ارگ ریاست جمهوری و عطامحمد نور رئیس اجرائی این حزب بر سر همین مسئله، پرده برداشته شده است...

ادامه نوشته

رحمت‌الله ارشاد : جنگ فیس‌بوکی هواداران دو جنرال بر سر شمال

جنگ فیس‌بوکی هواداران دو جنرال بر سر شمال

۱۳ جدی ۱۳۹۵

روزنامه اطلاعات روز / رحمت‌الله ارشاد

«استاد عطا كابل بيايد، خوش مي‌آيد، تشويش شمال ره نكنين، ما استيم». این جمله‌یی بود که از زمان نشرش توسط بشیر احمدته‌ینج سخن‌گوی حزب جنبش ملی به‌رهبری جنرال دوستم معاول اول رییس‌جمهور، تا هنوز درگیری‌های لفظی و دشنام‌های قومی و نژادی را میان هواداران دو جنرال شمال «عطامحمدنور» و «عبدالرشید دوستم» دامن زده است.

صدها هوادار دو جنرال در چند روز گذشته پس از نشر این جمله در صفحه‌ی سخن‌گوی حزب جنبش، اتهام‌ها و دشنام‌های فراوانی را علیه یکدیگر نوشته‌اند و دو طرف بر سر این‌که «صاحب» شمال کیست، دعوا دارند.

در حالی‌که هواداران دو جنرال بر سر شمال درگیر جنگ‌اند، حال و روز هر دو جنرال در تحولات سیاسی چندان خوشایند نیست.

جنرال دوستم پس از زنده ماندن از یک کمین تروریستی با اتهام سنگین آزار جنسی دست‌وپنجه نرم می‌کند و در پی آن است که این جنجال را با تلاش‌های دیپلماتیک از طریق سیاسی حل کند.

عطامحمد نور که پس از ۱۳ سال ولایت در بلخ راهی کابل است و در پی بازی‌های کلان‌تر سیاسی، از همین اکنون حباب امنیتی – قومی‌اش سوراخ شده و چهره‌های جدی حزب جمعیت اسلامی به مذاکرات او با ارگ ریاست‌جمهوری واکنش منفی نشان داده‌اند.

در حالی‌که هوادارن دو جنرال فکر می‌کنند که جنرال محبوب‌شان صاحب شمال و ناجی مردم‌اند، حقیقت اما این است که هر دو جنرال در بازی پیچیده‌ی سیاسی و مناسبات قدرت به حریفان باخته‌اند و در یک سناریوی طولانی سیاسی در برابر قدرت متمرکز شده در ارگ ریاست‌جمهوری و در دستان رییس‌جمهور و اطرافیانش، بی‌صلاحیت و مچاله شده‌اند...

ادامه نوشته

برگزاری همایش حمایت از استاد عطا والی بلخ در کابل/فراخوانی برای همدلی و همگرایی  

برگزاری همایش حمایت از استاد عطا والی بلخ در کابل ؛

فراخوانی برای همدلی و همگرایی 

جوانان در قالب گروههای فرهنگی و برخی نیز بدون تعلق سازمانی، در همکاری با علمای دینی تصمیم گرفتند که از استادعطا حمایت کنند اما این حمایت به معنای عبور از داکترعبدالله نبود. نه استادعطا قصد رهبری داشته و نه همایش امروزی، محفل بیعت با وی بود؛ بلکه جوانان، فراخوانی برای همدلی و همگرایی دادند تا بتوانند مسئولیت تاریخی خود را ادا نمایند.

تاریخ انتشار : جمعه ۳ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۱۴

خبرگزاری جمهور : محفل بزرگی در کابل دایر شد که به بهانه حمایت از استادعطامحمد نور بود. در سالن بزرگ محفل، تصاویری از شهدای افغانستان مخصوصاً شهید احمدشاه مسعود، شهید استاد ربانی، شهید کاظمی، امیر حبیب الله کلکانی، مولوی نقیب الله شهید، شهید داود داود، شهید سیدخیلی و همچنین تصاویر بزرگی از استاد عطامحمد نور نصب شده بود.

سه جمله در بنر جایگاه سخنرانی جلب توجه می کرد:
هرکجا مرز کشیدند شما پل بزنید...؛
فراخوانی برای همدلی و همگرایی؛
پنجشیر، نگین جهاد و مقاومت است. (به نقل از استادعطامحمد نور)

شرکت کنندگان غالباً از لحاظ سنی، جوانان بودند؛ چهره های سیاسی شاخص ولایت پنجشیر، غیر از محمدعلم ایزدیار در این محفل حضور نداشتند؛ او هم صرفاً مهمان محفل بود. محوریت این همایش بزرگ، جوانان گمنام بودند؛ این جوانان با همکاری علمای دینی، نمایش خوبی از اقتدار مردمی را جلوه گر ساختند. اما چه کسانی این محفل را برگزار کردند؟ و دلیل برگزاری چنین همایش بزرگی چه بود؟

بعد از انتشار خبرهایی مبنی بر مذاکرات سیاسی استادعطا محمد نور با رئیس جمهور غنی، دیدگاه های متفاوتی در این زمینه در موافقت و مخالفت با استادعطا منتشر شد. برخی از سران سیاسی جبهه مقاومت، خوش نداشته و ندارند که استاد عطا پای خود را از ولایت بلخ بیرون بگذارد و در فضای سیاسی بزرگتری قدم بنهد. این دسته از سیاستمداران، خوش دارند خودشان تا زنده هستند میدان داری کنند و دیگران دنباله رو باشند. این گروه هرگز دوست ندارند، کسی از مجموعه سیاسی خودی، از آنان سبقت بگیرد و کاری بکند...

ادامه نوشته

وحید مژده : قندهار سرزمین جرگه ها

قندهار سرزمین جرگه ها

23.12.2016

وحید «مژده» : نشست سه روزه در مورد صلح که از 26، 27 و 28 قوس در قندهار برگزار گردید، امید به رسیدن به صلح را بیش از هر زمان دیگر تقویت نمود. در این نشست که روز آخر آن با حضور حدود 5000 نفر در تالار تاج محل شهر قندهار دایر گردیده بود، نمایندگانی از قندهار، هرات، هلمند، بادغیس، غور، فراه و ارزگان سخنرانی نمودند و به پایان جنگ و آغاز مذاکرات صلح تاکید کردند. زمانیکه از من هم در کنار دوستانی چون مزمل صاحب، مطمین صاحب، داکتر لطیف نظری صاحب و وحیدی صاحب به عنوان یک فعال صلح برای شرکت در این نشست دعوت شد، در شرکت در این نشست متردد بودم.

شنیده بودم که جنرال عبدالرازق اچکزی فرمانده قدرتمند نظامی قندهار یکی از سرسخت ترین دشمنان طالبان است و او به این باور است که طالبان جز زبان جنگ به زبان دیگری آشنا نیستند و باید با آنها از میلۀ تفنگ سخن گفت. آیا تدویر نشستی برای صلح در چنین شهر به منظور صلح است و یا نوعی قدرت نمایی علیه طالبان؟

من که در نشست های مختلف در خارج از افغانستان با طالبان در مورد صلح مذاکرات طولانی داشته ام، با خودم درگیر این کشمکش بودم که شرکت در چنین نشست ما را به صلح نزدیک خواهد ساخت؟ طالبان می گویند که همین اکنون هشت گروه که هریک خود را فعال در روند صلح قلمداد می کنند، با دفتر قطر در رابطه اند و بعضی از نمایندگان این گروه ها قبلا سفرهایی هم به قطر داشته اند. طالبان نگران اند که تعدد چنین گروه های فعال صلح موجب بی اعتبار شدن پروسۀ صلح گردد. آنها حتی این شبهه را هم ظاهر کرده اند که شاید دست های مخالف صلح از این راه در صدد بی اهمیت ساختن پروسۀ صلح اند. سرانجام تصمیم گرفتم تا دوستان را در این سفر همراهی کنم هرچند از جزئیات گردهمایی اطلاع دقیقی نداشتم. پرواز روز جمعه بعد از ظهر بود و در میدان هوایی بین المللی کابل متوجه شدم که دوستان دیگری از جمله سردار محمد نادر نعیم نواسۀ سردار محمد نعیم خان نیز با ما همسفر است. در میدان هوائی قندهار با استقبال گرم عطاالله صادق قرار گرفتیم و سپس عازم شهر شدیم. قصر مندیگک در شهر قندهار برای اقامت ما در نظر گرفته شده بود.

اندکی بعد وقتی برای صرف غذا از اطاق خارج شدیم، در دهلیز با قوماندان عبدالرازق اچکزی قوماندان امنیۀ قندهار مقابل شدیم. او با جبین گشاده و گرم جوشی به ما خوش آمد گفت و ابراز امیدواری نمود که در سفر به قندهار به ما خوش بگذرد. در جریان صرف غذا برای نخستین بار از زبان وی سخنانی شنیدم که نظر من و همراهان مرا نسبت به وی کاملا تغییر داد. وی گفت که بعد از سالها جنگ من می خواهم به ملت بگویم که همۀ ما از جنگ خسته شده ایم. این جنگ خونین وبی حاصل به نفع هیچ جهت در افغانستان نیست. من اطلاعات دقیق دارم که طالبان در پاکستان زیر فشار شدید قرار دارند و ما باید به آنها کمک کنیم تا در کشور خود با عزت زندگی کنند. پاکستان از یک طرف طالبان را زیر فشار قرار داده تا از آن کشور خارج شوند، از جانب دیگر کسانی را که قصد دارند خانواده های خود را از پاکستان بیرون کنند، دستگیر می کنند. ملا احمد الله مطیع و ملا عبدالصمد ثانی و تعداد دیگر به همین دلیل دستگیر شده اند. من به بعضی از رهبران طالبان اطمینان دادم که می توانند خانواده های خود را به قندهار انتقال دهند. ما با خانواده های آنان کاری نداریم و جنگ آنها با ما هرگز موجب نخواهد شد تا ما خانواده های آنان را زیر فشار قرار دهیم. همین اکنون در قندهار و ارزگان خانواده های تعدادی از فرماندهان طالبان آمده اند که خودشان با ما شدیدا درگیر جنگ اند اما من به هیچکس اجازه نخواهم داد تا به خانواده های آنان کوچکترین فشار وارد سازد. جنگ ما به جای خود، اما من به این باورم که باید خانواده های آنان احساس کنند که در داخل کشور خود از کشور بیگانه مصئون تر اند. اما اگر ما از آنها بترسیم و آنها از ما بترسند، دشمنان از این فرصت استفاده خواهند کرد.

در یک نشست دیگر من خواست های طالبان را که در کنفرانس های متعدد در مورد صلح بیان کرده اند، تشریح کردم. او گفت که من سعی می کنم این خواست ها را برآورده سازم. من یک فرمانده از جانب دولت افغانستان هستم اما کسی هستم که اگر شرط طالبان برای برقراری صلح کشته شدن من باشد و اگر با کشته شدن من از کشته شدن هزاران نفر دیگر جلوگیری شود، این نامردی خواهد بود که من حفظ جان خود را بر جان دیگران ترجیح دهم. ضرورت یک آدرس برای طالبان به منظور مذاکره و حذف نام های رهبران طالبان از لیست سیاه مطرح بحث قرار گرفت. قوماندان عبدالرازق گفت که بعضی کارها از اختیار ما خارج است و من عادت ندارم بالاتر از توان خود به کسی وعده بدهم. (منظور وی کار هایی بود که مربوط به امریکایی ها و جامعۀ جهانی است.) اما گفت که من می خواهم یک منطقه به عنوان منطقۀ امن مشخص گردد تا خانواده های طالبان در آنجا در امنیت زندگی کنند. من به هیچ قدرتی اجازه نمی دهم که آن منطقه را ناامن بسازد.

من اگر بگویم که طالبان مزدور آی اس آی اند، این گونه سخنان هیچ مشکلی از مشکلات کشور را حل نمی کنند. اگر ما دست صلح بسوی طالبان دراز نکنیم و برای رسیدن به صلح دست نیاز بسوی پاکستان دراز کنیم، هرگز به صلح نخواهیم رسید. من می گویم که طالبان برادران ما هستند. من خود شاهد بودم که در سال 2001 تمام رهبران طالبان به جز از دونفر با ما در تماس شدند که اگر زندگی شان تضمین شود، به افغانستان می آیند و می خواهند در افغانستان زندگی کنند اما کسانی بودند که این خواست آنها را رد کردند و کسانی هم که آمده بودند زجر دیدند و به زندان افتادند. این کار به این منظور صورت گرفت تا این کشور همچنان درگیر جنگ باقی بماند.

همایون عزیزی والی ولایت قندهار که جوانی تحصیل کرده از ولسوالی شیندند هرات است، صبح روز 27 قوس به دیدن ما آمد. من قبلا در مورد وی شنیده بودم که برخلاف اکثر والیان ولایات، شخصی است بسیار نزدیک با مردم و همه روزه جمع بزرگی از مردم به دفتر وی می روند و مشکلات خود را مستقیما با وی در میان می گذارند. او در جهت آبادی شهر قندهار نیز تلاش زیاد دارد. نظر وی را در مورد صلح پرسیدم. وی گفت که من به عنوان والی این ولایت، از تمام تلاش هایی که هدف از آن تامین صلح در افغانستان باشد حمایت می کنم. من با اقدامات قوماندان اچکزی که می خواهد یک حرکت واقعی را برای رسیدن به صلح آغاز نماید، بصورت جدی حمایت می کنم اما من تاکید دارم که این حرکت نباید به قندهار یا لوی قندهار ویا حتی به حوزۀ غرب و غرب محدود بماند. این حرکت باید به تمام افغانستان گسترش یابد و مردم باید به دولت و طالبان فشار آورند تا برای حل مشکل افغانستان، راه مذاکره را در پیش بگیرند.

روز شنبه 27 قوس بیش از 200 تن از شرکت کنندگان از ولایات مختلف کشور در تالار عینو گرد هم آمدند. در این نشست شرکت کنندگان به شش گروپ تقسیم شدند و خواست های مردم ولایات مختلف را با هم شریک ساختند.

روز یکشنبه 28 قوس گردهمایی بزرگی با اشتراک حدود 5000 نفر از مناطق مختلف قندهار برزگ، هرات، بادغیس و غور در تالار بزرگ تاج محل دایر گردید. آنچه که برای من عجیب می نمود این بود که تدابیر امنیتی نیز چندان سخت نبود و وقتی ما همراه با قوماندان عبدالرازق پیاده بسوی این تالار رفتیم، مردم نیز به صورت عادی داخل تالار می شدند. در میان هزاران نفری که به این گردهمایی آمده بودند، تعدادی از مخالفین دولت هم دیده می شدند. من عملا می دیدم که چگونه در قندهار، جنگ مانع مذاکره و انتقال پیام صلح نیست. زمانیکه بعد از تلاوت قرآن کریم، سرود ملی نواخته شد، تعداد زیادی از شرکت کنندگان سر جای خود نشسته بودند تا نشان دهند که با دولت مخالف اند اما هیچکس به آنها اعتراض نکرد.

همایون عزیزی والی قندهار در سخنان خود بر ضرورت صلح تاکید ورزید و گفت که این جنگ اگر تا سالهای بعد نیز ادامه یابد، نه برای ما و نه برای مخالفین دولت هیچ دست آوردی جز بدبختی نخواهد داشت.

بعد از وی گردانندۀ پروگرام به قوماندان عبدالرازق اچکزی دعوت سخنرانی داد. قوماندان اچکزی با سخنان بسیار ساده و عام فهم از مصیبت های ناشی از جنگ بر مردم افغانستان سخن گفت و به صراحت اعتراف نمود که این جنگ اگر دهها سال دیگر دوام نماید، فاتح و پیروز نخواهد داشت. وی گفت که ما از جنگ خسته شده ایم و طالبان نیز مانند ما از جنگ خسته اند. دشمنان این ملت می خواهند این جنگ تا سالهای طولانی و تا زمانیکه اهداف خود شان برآورده شود، ادامه یابد. جنگ افغانستان، جنگ بیگانه هاست اما سربازان این جنگ ما افغانها هستیم. من اطلاع دارم طالبان تلاش دارند تا خانواده های خود را از پاکستان خارج سازند اما دولت پاکستان جلو آنها را می گیرد. کسانی که بخواهند دست به این کار بزنند، دستگیر می شوند.

من می خواهم برای طالبان یک منطقۀ امن در داخل کشور به میان آید. تاکید من این نیست که این منطقه در قندهار ویا در جنوب کشور باشد اما هدف ما اینست که خانواده های طالبان در آنجا با عزت و بدون تشویش زندگی کنند. من به طالبان هرگز نمی گویم که اسلحه بر زمین بگذارید و تسلیم شوید. من می دانم که آنها به خاطر یک هدف جنگیده اند و قبول می کنم که ما قادر به شکست آنها نیستیم اما آنها هم باید بدانند که وقتی از راه مذاکره امکان رسیدن به هدف میسر باشد، لزومی ندارد که به جنگ تاکید نماییم. وی به این مسئله هم اعتراف کرد که در گذشته بعضی از حق تلفی ها موجب مشکلات شده و در تمایل مردم به سوی جنگ موثر بوده است.

او از شرکت کنندگان در جلسه تقاضا کرد که این پیام را به روستا ها برسانند و مردم می توانند بر جهت های درگیر جنگ فشار وارد سازند تا جنگ را از اولویت برنامه های خود کنار بگذارند. در این جلسه نمایندگانی از ولایات دیگر نیز سخنرانی نمودند. کسانی هم بودند که در سخنان شان مستقیما به مسئولین دولتی از جمله شخص قوماندان عبدالرازق انتقاد های شدید نمودند اما کسی به آنان اعتراض نکرد. من با خود اندیشیدم که اگر چنین سخنانی در برابر یک مقام دولتی زورمند در کابل گفته می شد، کار به زدوخورد می کشید.

بخش بزرگی از سخنرانی ها به زبان دری صورت گرفت و نمایندگان از ولایت هرات هم از دولت و هم از طالبان به خاطر بی اعتنایی به جان غیرنظامیان در جنگ انتقاد کردند. شب که قوماندان عبدالرازق دیر تر به دیدن ما آمد گفت که برای خداحافظی با مهمانان ولایات دیگر رفته بود که قرار است فردا بسوی ولایات شان حرکت کنند. وی گفت که اگر ما تحمل انتقاد و سخنان تند را نداشته باشیم، نباید به فکر جرگه، مفاهمه و مصالحه بیافتیم.

در این سفر فرصتی بدست آمد تا با بسیاری از سران اقوام لوی قندهار نیز آشنا شوم. در بحث ها من نشنیدم که نام یک رهبر جهادی با احترام برده نشود. وقتی از شهید استاد ربانی و احمدشاه مسعود سخن به میان آمد، چنان سخن می گفتند که گویی همه وابسته به جمیعت اند. از کسی نشنیدم که نام استاد سیاف را بدون لقب استاد برده باشد. حکمتیار را انجنیر صاحب و یا حکمتیار صاحب می خواندند و همه به خصوص قوماندان عبدالرازق که گاهی به نظرم می رسید وی در گذشته با شورای نظار یا جمیعت بوده است، چنین برخوردی داشتند.

ملا محمد عمر را یا ملا صاحب می خواندند و یا ملا محمد عمر آخند. سایر رهبران طالبان را نیز با احترام مولوی اختر محمد منصور صاحب و یا مولوی هبت الله صاحب می خواندند. حتی در مورد جنرال دوستم حرف بدی از زبان کسی نشنیدم فقط یکبار که نام دوستم در مجلسی به میان آمد، چند نفر تبسم کردند. همین و دیگر هیچ!

در مورد این احتمال که شاید تعدادی از طالبان هم در این نشست شرکت نموده باشند صحبت شد. قوماندان عبدالرازق در این مورد با بی اعتنایی گفت که اگر چنین کسانی در این محفل شرکت نموده باشند تا پیام صلح را بشنوند، این یک موفقیت است.

http://www.farsi.ru/doc/13454.html

جاوید حسینی کارشناس منطقه‌ای : دوستم لطمۀ بزرگی به حیات سیاسی خود وارد کرد

کارشناس منطقه‌ای:

دوستم لطمۀ بزرگی به حیات سیاسی خود وارد کرد

22.12.2016   2جدی/دی 1395

یادداشت: جاوید حسینی از پژوهشگران مسایل منطقه‌ای در افغانستان است... با آقای حسینی در زمینۀ برخی تحولات اخیر از جمله اتهامات بر جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری و مذاکرات عطا محمد نور با رییس جمهوری افغانستان به گفت‌وگو پرداخته‌ایم...

افغانستان.رو: جنرال دوستم به یکی از جنجال‌برانگیزترین چهره‌ها در کشور تبدیل شده است. او همواره سرخط خبرهاست. در آخرین مورد پروندۀ تازه‌یی بر ضد او باز شده است که از جریان آن با خبر هستید. در پی اتهامات ایشچی عده‌یی از توطیه بر ضد آقای دوستم سخن زده‌اند و عدۀ دیگر او را متهم به نقض حقوق بشر و قانون کرده‌اند. باور شما چیست؟

عبدالرشید دوستم پس از انتخاب به عنوان معاون اول رییس‌جمهور تلاش کرد که خط مشی جدیدی را در پیش گیرد و حتی از مردم افغانستان به دلیل اشتباهات سابق خود عذرخواهی کرد. تلاش وی برای ایفای نقش مفید در ساختار دولت وحدت ملی و حضور در خط مقدم نبرد با مخالفان مسلح دولت بر همین اساس بود؛ اما همکاری بین رییس جمهور و معاون اول وی دیری نپایید که شاید عامل مهم در ایجاد این اختلاف، سبک و سیاق حکومتداری اشرف‌غنی بود. از نکات مثبت حکومتداری حامد کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان مشارکت سران سیاسی و جهادی در ساختار حکومت بود حال آن‌که اشرف غنی اعتقادی به این اصل ندارد و شاهدیم که در دوران حکومت غنی، سران سیاسی و جهادی به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت در افغانستان، به حاشیه رانده شده و شکل اپوزیسیون گرفته‌اند. جنرال دوستم هم به دلیل همین مسایل از دستگاه حاکمیت رانده شد و به مرور به یک چهره منتقد بدل گشت. بیان اختلافات با رییس جمهور از جانب وی، یکی از علل رسانه‌ای شدن وی در ماه‌های اخیر بود.

اما رخداد اخیر مبنی بر ضرب و شتم و هتک حرمت جنسی معاون سابق حزب جنبش احمد ایشچی توسط دوستم را باید بازگشت وی به گذشته عنوان کرد. گذشته‌یی‌که تبعیت از قانون در آن جایگاهی نداشت و در افغانستان نوین که دموکراسی و حقوق بشر از محورهای اساسی آن بیان می‌شوند، این رفتار از یک مقام بلند پایه دولتی غیرقابل تحمل است.

بیان ابعاد غیر اخلاقی رفتار دوستم توسط احمد ایشچی، نقش موثری در بازتاب رسانه‌ای این موضوع داشت. به نظر می‌رسد که ایشچی با تحریک و حمایت برخی افراد دست به چنین اعترافاتی زده است. هدف از بزرگ جلوه‌دادن این رفتار ناپسند را تلاش برای خلع دوستم از کرسی معاونت ریاست جمهوری و یا دست کم انزوای وی باید قلمداد کرد.

در مجموع باید گفت دوستم با این اقدام، لطمۀ بزرگی به حیات سیاسی خود وارد کرد و این بار برعکس گذشته که متهم به تعدی به قوم پشتون بود، خودزنی کرد زیرا ایشچی هم از سران ازبک‌تبار است...

ادامه نوشته

وحید مژده: اختلافات درون حزبی از دلایل افول «دوستم» و آمدن «عطا»

 کارشناس مسائل سیاسی افغانستان در گفت‌وگو با تسنیم:

اختلافات درون حزبی از دلایل افول «دوستم» و آمدن «عطا»

دولت برای خلاص شدن از شر معاون اول تلاش می‌کند

کارشناس مسائل افغانستان با اشاره به حضور سرپرست ولایت بلخ و جنجال‌های اخیر معاون اول «اشرف غنی»، گفت که دولت کابل از اشتباه ژنرال «دوستم» استفاده خواهد کرد در عین حال اختلافات در احزاب «جنبش و جمعیت» سبب تغییراتی در رهبری این احزاب شده است.

۰۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۷:۰۰

«وحید مژده» کارشناس مسائل سیاسی افغانستان با اشاره به جنجال‌ هفته‌های اخیر معاون اول رئیس جمهور این کشور در گفت‌وگو با خبرنگار دفتر منطقه‌ای تسنیم اذعان داشت که اشتباه دوستم فرصت خوبی برای حکومت داد تا از شر وی خلاص شود از آن طرف هم اختلافات حزب جمعیت اسلامی نور را به کاخ ریاست جمهوری نزدیک کرده است...

ادامه نوشته

دکتر محمدصالح مصلح : استادعطا و احياي قدرتِ دوباره

استادعطا و احياي قدرتِ دوباره

استاد عطامحمد نور از يكسو سیليِ حمايتهايِ بيدريغ خودرا مي خورد كه بخاطر داكترعبدالله حتي در مقابل رئيس جمهور كشور ايستاد شد و از سوي ديگر، مورد انتقاد و فشار افكارعمومي قرار داشت كه دستاورد اينهمه جان نثاري چه بود؟ از جانب سوم رئيس جمهور با سرپرست ساختن جناب نور، برايش نشان داد كه ضمن ناتواني داكترعبدالله، استادعطامحمد نور را در ميان افكار طرفدارانش سرخورده و ناكام جلوه دهد.

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱ جدی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۶

دکتر محمدصالح مصلح

در اين روزها حلقات معين و مشخصي درپي سبوتاژ دستاوردها، تلاشها و زحمات بزرگمردي شده اند كه مطمئناً لقمه اي بزرگتر از دهان شان را است؛ اينكه گفته مي شود استاد عطامحمد نور، درپي معامله باحكومت است و بخاطر چندتا وزارت و معينيت با رئيس جمهور گفتگو مي كند؛ اينكه تبليغات مي شود، استادعطامحمد نور، به نمايندگي از خودش وارد گفتگو شده است نه حزب جمعيت اسلامي؛ اينكه گفته مي شود، استادعطا محمدنور، مانند داكترعبدالله در بازي، فريبِ چرب زباني و نرمش رئيس جمهور را خواهد خورد؛ اينكه او را متهم به تفرقه مي سازند و موارد ديگر... اولاً سرِ خطابم به كساني است كه دردِ ناتواني رهبران، رنج شان ميدهد؛ از نظر شما استاد عطامحمد نور چه بايد مي كرد؟

اول: مطابق توافقنامه حكومت وحدت ملي، تاكنون اصلاحات مهم و اساسي در دستگاه حكومت بايد وارد مي شد، تا تقسيم قدرت از طريق ايجاد پستِ صدارت عظمي ميان اقوام صورت مي گرفت و اين دقيقا يكي از بندهاي توافقنامه سياسي و تاريخي بود، از طريق لويه جرگه اصلاحات لازم در قانون اساسي بايد به وجود مي آمد و انتخابات مجدد برگذار ميشد تا سرنوشت حكومت وحدت ملي مشخص مي گرديد.

دوم: تذكره الكترونيكي - كه يك روند ملي و تاثيرگذار بر آينده افغانستان است- بايد توزيع مي گرديد، متاسفانه تاهنوز هيچ كاري صورت نگرفته است.

سوم: سهم پنجاه درصدي حكومت از بندهاي ديگري بود كه بايد اجرائي مي شد، اما تنها در همان بحبوحه آغاز كارِ حكومت وحدت ملي، چند وزارتِ معدودي به تيم آقاي عبدالله داده شد و تمام.

از دو چوكي[پست] مهمِ حكومتي - لوي سارنوالي و ستره محكمه - [دادستانی و ریاست قوه قضاییه] يكي سهم مسلّم اين تيم بود ولي هردو را رئيس جمهور دراختيار خود گرفت و از همفكران خودش را گماشت.

گذشته از اين، رياست هاي مستقل و تاثيرگذار ديگري نيز وجود داشتند كه بايد در سهميه بندي به تيم اصلاحات ميرسيد ولي پرِكاهي هم نرسيد. مثلا :رياست امنيت ملي، رياست ارگانهاي محل، رياست اصلاحات اداري و ... موارد ديگر هيچكدام به تيم آقاي عبدالله نرسيد و همه را ياران داكتر اشرف غني گرفتند...

...خب وقتي بازي به بن بست مي رسد، نمي شود كه پايان بازي را اعلان كنيم، اگر اين باشد ديگر سياست به پايان مي رسد.
حداقل يكي از موارد زير بايد اتفاق مي افتاد:
١- تيم داكترعبدالله در مورد نوع برخورد با رئيس جمهور بايد تجديد نظر مي كردند.
٢- داكترعبدالله با اعلام شكست، مسئوليت را به يكي ديگري از اين تيم مي سپرد.
٣- كاملا اين تيم از حكومت خارج مي شد.

خارج شدن از حكومت، اساسا كار خردمندانه اي نيست...

ادامه نوشته

محمد رهیاب:نظام سیاسیِ حاکم در کشور میراث کیست؟ سالروز انتقال قدرت در افغانستان

نظام سیاسیِ حاکم در کشور میراث کیست؟

به مناسبت پانزدهمین سالروز انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در افغانستان

 چهار شنبه 1 جدی 1395

روزنامه ماندگار / پاینده‌محمد رهیاب

برخلاف تبلیغاتِ انحصارگرایان و باورمندی یک‌عدۀ محدود که می‌گویند حکومت افغانستان، از پادشاهانِ منسوب به قبایل درانی و غلزایی (مانند: ظاهرشاه، داوودخان، تره‌کی، نجیب‌الله و ملاعمر) به حامد کرزی و اشرف‌غنی به میراث مانده است، واقعیت این است که حکومت کنونیِ افغانستان محصولِ جهاد و مبارزۀ جبهۀ مقاومت ملیِ تحت رهبریِ قهرمان ملی کشور شهید احمدشاه مسعود و میراث اصلیِ رییس‌جمهور اسبقِ کشور، پروفیسور برهان‌الدین ربانی، است.

جهانیان و مردم افغانستان به خاطر دارند که با پیروزی جبهۀ مقاومت ملی و فروپاشی ادارۀ جهنمیِ تروریستانِ مسلط بر بخش‌ اعظمِ کشور و از کار افتادن ماشین جنگیِ آنان در ۱۸ عقرب ۱۳۸۰، تمام قلمرو افغانستان تحت حاکمیت دولت اسلامی وقت قرار گرفت و در سراسر کشور اندک‌ترین مشکلِ امنیتی باقی نماند و حکومت تحت رهبری استاد برهان‌الدین ربانی، به‌طور کامل بر اوضاع مسلط گردید.

در آن زمان، با توجه به این‌که هیچ مخالفِ بالفعلی در مقابل حکومت قرار نداشت، دولتِ وقت می‌توانست به حاکمیتش ادامه دهد. اما رهبرِ خردمند دولت اسلامی افغانستان ـ به دلیل این‌که انحصار و استبداد را مردود می‌شمرد و سخت باورمند به اصول دموکراسی، مردم‌سالاری و حکومت مشارکتِ ملی به معنای واقعی آن بود ـ ترجیح داد که بعد از ده سال زمامداری، رهبری حکومت را به حامد کزی واگذار شود.

بنا بر همین تصمیم، در محفل بزرگی که در شهر کابل به تاریخ اول جدی ۱۳۸۰ تدویر یافت و در آن، علاوه بر اخضر ابراهیمی نمایندۀ خاص سرمنشی ملل متحد، نماینده‌گان کشورهای ایالات متحدۀ امریکا و فدراسیون روسیه، نماینده‌گان کشورهای اسلامی و همسایه، سران احزاب جهادی و شخصیت‌های سیاسی افغانستان حضور داشتند، استاد برهان‌الدین ربانی رییس برحالِ دولت اسلامی، پست ریاست دولت را رسماً به حامد کرزی به حیث رییس ادارۀ مؤقت افغانستان، تفویض کرد.

این انتقال قدرت سیاسی که در فضای مسالمت‌آمیز صورت گرفت، در تاریخ افغانستان بی‌پیشینه بوده و بازتاب‌گرِ این واقعیت است که استاد ربانی تا کدام حد فداکاری کرده و به‌خاطر مصلحتِ ملت و تحقق عدالت، قدرت سیاسی و اختیاراتِ دولتی را با دستِ خود به حامد کرزی تحویل داده است.

اکنون که از آن‌روز پانزده سال تمام گذشته است، دیده می‌شود که سران حکومت فعلی، ولی‌نعمت‌شان را فراموش نموده و ناجوان‌مردانه تلاش دارند که این میراث را دگرگونه جلوه دهند و تشکیل دولت وحدت ملی بعد از یک انتخاباتِ پُرتقلب و رسوا را نخستین انتقالِ مسالمت‌آمیزِ قدرت مطرح کنند و جفاهای فراوانی را در حقِ ارزش‌های جهاد و مقاومتِ کشور مرتکب شوند. درحالی که حرکت‌های جهادستیزانه و موضع‌گیری‌های ضد جبهۀ مقاومتی که کشور را از کام پاکستان نجات داد را از سوی اشخاص معلوم‌الحال در دولت، ناسپاسی آشکار به فداکاری‌ها و سخاوتمندی‌های استاد شهید به عنوان نخستین‌انتقال دهندۀ مسالمت‌آمیز قدرت در تاریخ افغانستان می‌دانم، این نکته را یادآور می‌شوم که آفتاب با دو انگشت پنهان نمی‌شود و مردم افغانستان می‌دانند که نظام مردم‌سالار کنونی، دستاورد مستقیمِ دولت استاد ربانی و جبهۀ مقاومتِ ضد تروریسم است.

بنابرین، در پانزدهمین سالگرد نخستین انتقال مسالمت‌آمیزِ قدرت در افغانستان، توصیه می‌کنم که تاریخ باید اهمیتِ انتقال مسالمت‌آمیز قدرت را به یاد داشته باشد و آنانی که بعد از استاد ربانی به سمتِ زعامت رسیده و می‌رسند، باید پاسدارِ آن پاکبازی باشند و نباید در تلاش حذف دیگران و کنترل همیشه‌گیِ قدرت برآیند. باید رویه‌های دمکراتیک، جاگزینِ تقلب‌ها و زورگویی‌ها و حذفِ دیگران گردد. به انحصارطلبان و افراط‌گرایان و سیاست‌مدارانی که ریشه در بیشۀ علم و اخلاق ندارند، گوشزد می‌کنم که به ارزش‌ها احترام بگذارند؛ زیرا تاریخ روزی دربارۀ آن‌ها قضاوت خواهد کرد.

http://www.mandegardaily.com

دومین نشست مشورتی اشرف غنی با شخصیت‌های سیاسی و جهادی افغانستان

دومین نشست مشورتی رییس جمهور با شخصیت‌های سیاسی و جهادی در چند روز اخیر

 ۲۸ قوس ۱۳۹۵

اطلاعات روز: رییس جمهور غنی طی روزهای اخیر برای دومین بار نشست مشورتی را امروز با شخصیت‌های سیاسی، ملی و جهادی کشور برگزار کرد.

دفتر رسانه‌های ریاست‌جمهوری در خبرنامه‎یی نوشته است که در این نشست روی موضوعات مختلف به‌ویژه «تحکیم مناسبات با کشورهای همسایه در چوکات منافع ملی، تأمین ثبات منطقوی و گسترش امنیت در افغانستان و کشورهای منطقه بحث‌های همه جانبه و عمیق» صورت گرفت.

در این نشست محمد سرور دانش معاون دوم ریاست‌جمهوری، داکتر عبدالله عبدالله رییس اجراییه، حامد کرزی رییس‎جمهور پیشین، پیر سیداحمد گیلانی رییس شورای عالی صلح، عبدالرب رسول سیاف، محمد یوسف حلیم قاضی القضات و رییس ستره محکمه، عبدالرئوف ابراهیمی رییس مجلس نمایندگان، فضل هادی مسلمیار رییس مجلس سنا، محمدخان و محمد محقق معاونین ریاست اجراییه، محمد یونس قانونی، محمدکریم خلیلی معاون ارشد شورای عالی صلح، محمد حنیف اتمر مشاور امنیت ملی، هدایت امین ارسلا، محمد اسماعیل خان، احمد نادر نادری مشاور ارشد رییس‌جمهور در امور روابط عامه و استراتژیک و محمد اکرم خپلواک نماینده‌ی خاص رییس‎جمهور در امور سیاسی حضور داشته‌اند.

براساس خبرنامه‌ی ارگ، اشتراک کنندگان در این نشست، نظریات شان را روی تحکیم مناسبات با کشورهای همسایه تأمین ثبات منطقوی و گسترش امنیت در افغانستان به‌صورت همه‌جانبه بیان کرده‌اند. همچنان آنان بر تحکیم روابط افغانستان با همسایه‎ها تأکید کرده‌اند.

نشست مشورتی رییس‌جمهور با شخصیت‌های سیاسی در روزهای اخیر افزایش یافته است. این نشست‌ها در حالی‌ست که مسأله‌ی جنجال جنرال دوستم با احمد ایشچی داغ است و همچنان عطا محمد نور سرپرست والی بلخ در حال مذاکره با ارگ.

در نشست قبلی ارگ با این شخصیت‌ها که در مورد ادعای احمد ایشچی علیه جنرال دوستم برگزار شده بود، آنان از موقف حکومت که همانا بررسی قضیه توسط نهادهای قضایی است، پشتیبانی کرده بودند.

http://www.etilaatroz.com/44129

اعلام آمادگی «عطامحمد نور» برای کناره‌گیری از سرپرستی ولایت بلخ افغانستان

اعلام آمادگی «عطامحمد نور» برای کناره‌گیری از سرپرستی ولایت بلخ

سرپرست ولایت بلخ سرانجام پس از ۱۵ سال اعلام کرد که از این مقام کناره‌گیری می‌کند.

۲۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم،  «عطامحمد نور» سرپرست ولایت بلخ اعلام کرد که توافقنامه‌ای بین ریاست جمهوری افغانستان و حزب جمعیت اسلامی به امضا رسیده است که بزودی درباره آن اطلاع رسانی خواهد شد. وی افزود: باوجودی که رئیس جمهور افغانستان از او نخواسته است اما از مقامش کناره‌گیری می‌کند.

سرپرست ولایت بلخ اظهارداشت که بر اساس این توافقنامه، اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان در گرفتن تصمیم‌های مهم با حزب جمعیت اسلامی مشورت می‌کند.

دو هفته قبل رسانه‌های افغان به نقل از منابع نزدیک به والی بلخ خبر دادند که دیدارهای «عطامحمد نور» و «اشرف‌غنی» با هدف امضای توافقنامه مشارکت عادلانه حزب «جمعیت اسلامی» در دولت افغانستان صورت گرفته است.

منابع نزدیک به سرپرست ولایت بلخ تأکید کرده بودند که امضای توافقنامه حزب جمعیت اسلامی و ریاست جمهوری افغانستان به معنای لغو توافقنامه حکومت وحدت ملی نبوده و ریاست اجرایی همچنان در ساختار حکومت باقی می‌ماند.

همچنین پیش از این نیز رسانه‌های افغان از تنش‌ها بین حزب جمعیت اسلامی بویژه «عطامحمدنور» والی بلخ و عبدالله عبدالله رئیس اجرایی دولت افغانستان خبر دادند.

براساس گزارش‌ها مدتی است که عبدالله عبدالله از چانه‌زنی با کاخ ریاست جمهوری افغانستان کنار گذاشته شده و عطا محمد نور مذاکرات را آغاز کرده است.

این در حالی است که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان پس از اولین روزهای آغاز به کارش با صدور فرمانی تمام والی‌ها را سرپرست اعلام کرد که بلافاصله با واکنش تند عطامحمد نور والی بلخ و رئیس اجرایی حزب جمیعت مواجه شد.

عطامحمدنور مهر ماه سال 1393 اعلام کرده بود که برکناری وی از ولایت بلخ به سادگی ممکن نخواهد بود چرا که اشرف غنی رئیس جمهور منتخب افغانستان نیست بلکه بر اساس توافق سیاسی رئیس جمهور شده است و 50 درصد از قدرت را تیم اصلاحات و همگرایی در دست دارد.

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/26/1268637

احمد ولی مسعود: نظام کنونی شایستۀ حکومت‌کردن نیست

                 احمد ولی مسعود:

نظام کنونی شایستۀ حکومت‌کردن نیست

شنبه 27 قوس 1395

روزنامه ماندگار

احمدولی مسعود رییس عمومی بنیاد شهید احمدشاه مسعود در سیمیناری در دانشگاه خاتم‌النبیین گفته است: نظامی‌که دیگر مشروعیت خود را از دست داده است، لیاقت حکومت کردن خوب ندارد.

آقای مسعود گفت که ما از حکومت داری خوب فرسنگ‌ها فاصله داریم. دولتمردان بیشتر به گونۀ آماتورانه، شعاری، پوپولیستی، عوام‌فریبانه و حتاً جهان فریبانه، این مقوله را تکرار می‌کنند، جنانچه ۱۵ سال تمام همین گفتند و اما حاصلش جز فساد سازمان‌یافته و دولتی چیزی نیست. تا هنوز ذهنیت سیاسیون به قابیدن قدرت، ثروت و حفظ آن متمرکز است و بس.

او افزود که نظام کنونی دقیقاً خود به یک معضل در مقابل حکومت‌داری خوب قرار دارد. به گفتۀ او، تا کنون رقابت برسر قدرت، ترویج ایدیولوژی‌های افراطی، بازی‌های منطقه‌یی، به گونۀ چند صد سال اخیر همچنان بالفعل و بالقوه ادامه دارد. گره‌های تاریخی، بحران مشارکت، بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران اعتماد … ناگشوده همچنان باقیست.

او تصریح کرد: چلنج‌های بزرگ، چنبرۀ فساد، سوء مدیریت، بحران‌های اقتصادی، امنیتی، اجتماعی، امروز و هرروز فربه‌تر شده می‌روند.

به باور آقای مسعود، اکنون تا عبور از این معرکه‌ها، گره‌ها و چلنج‌ها، عمر چند نسل دیگر را خواهد گرفت. روی‌همرفته و اگر امروز هم بتوانیم در مسیر و جادۀ درست قرار گیریم، می‌توانیم به آینده ها خوش‌بین باشیم.

رییس بنیاد شهید معسود خاطرنشان ساخت: معضل امروزی ما نظام فساد پرور موجود و فرهنگ سیاسی سنتی است. به قول داکتر سجادی، فرهنگ سیاسی سنتی و قبیله، ذاتاً فرهنگ غیر پاسخگو می‌باشد، فرهنگ شفاهی و غیر قابل باز خواست است. و به قول داکتر بینش، فرهنگی که فکر پایمال کردن قانون در خون و ذهن های شهروندان عجین گردانیده است، در مقابل ارزش‌ها و مدنیت قرار دارد.

آقای مسعود تصریح کرد: نظامی‌که با تقلب روی کار آمده است و در آن فساد سیستماتیک دولتی، انحصار قدرت و ثروت، خویش خوری‌ها از در و دیوار آن سرازیر شده است، قانون شکنی و حساسیت‌های قومی، مذهبی و زبانی را به اوج خود رسانیده است، نظامی‌که با معیارهای غیر متعادل و رهبری نا متعادل تر حضور در صحنه دارد، قطعاً مشروعیت خود را از دست داده است، شایسته حکومت کردن نیست.

http://www.mandegardaily.com

کارگردان سریال کشتار شیعیان در افغانستان کیست؟

کارگردان سریال کشتار شیعیان در افغانستان کیست؟

پیام آفتاب: طی هفته‌های اخیر شمار زیادی از شیعیان افغانستان در هرات و کابل هدف حملات تروریستی قرار گرفتند؛ هر چند این حملات به گروه داعش نسبت داده شد اما با توجه به شرایط داخلی و منطقه‌ای افغانستان به نظر می‌رسد که دستهای پنهانی در این حوادث نقش دارند.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۹ قوس ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۹

افغانستان از اقوام متعدد صاحب قدرت و نفوذی تشکیل شده که همواره در رقابت قومی و مذهبی با یکدیگر بوده‌اند، آنچه باعث درگیری‌های خونین طی ادوار مختلف تاریخی کشور بوده و مانع اساسی در راه همزیستی مسالمت آمیز بین مردم کشور نیز به شمار می‌رفته، دو عامل قومیت و مذهب بوده است.
در بسیاری از مسایل سیاسی ـ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز می‌توان ریشه‌های عوامل قومی و مذهبی را به خوبی مشاهده نمود.
هر چند درگیری‌های قومی و مذهبی عامل مهمی در ناآرامی‌های افغانستان بوده و هست؛ اما نباید از این نکته غافل شد که همین موضوع دستاویزی برای برخی کشورهای منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گرفته تا از قِبل این نقطعه ضعف، اهداف پشت پرده خود را در قالب بازی سازی‌های قومی و مذهبی دنبال کنند. در این راستا کشتار گاه و بیگاه شیعیان در افغانستان موید این ادعا است.
این مساله زمانی به واقعیت نزدیک می‌شود که با مدنظر قرار دادن این نکته همراه باشد که در حملات اخیر، طالبان بلافاصله دست داشتن در چنین حملاتی را رد و حتی این اقدامات را محکوم کرده‌اند.
هر چند در اکثر این حملات در سطح رسانه‌ای حضور داعش به عنوان عامل چنین اقداماتی پررنگ شده اما واقعیت‌های سیاسی حکایت از دستهای پنهان دیگری در این کشتارها و حملات دارد. به عبارت دیگر از حملات دهمزنگ و کارته سخی گرفته تا حمله به مسجد باقرالعلوم کابل و رضائیه هرات را باید در فراسوی داعش و بانیان اصلی تشکیل چنین گروه‌هایی جستجو کرد. ضمن اینکه ترور حجت الاسلام والمسلمین «سید یونس علوی» از فضلای شیعه حوزه علمیه هرات و پیش از آن ترور شیخ «عزیزالله نجفی» از روحانیون برجسته هرات نیز در این راستا قابل تحلیل می‌باشد.
با نگاهی موشکافانه به کلیت حملات علیه شیعیان در نقاط مختلف دنیا و به خصوص در افغانستان و همچنین با توجه به شرایط داخلی و منطقه‌ای این کشور به نظر می‌رسد که می‌توان انگشت اتهام را به سوی مقامات سعودی و حامیان بین‌المللی شان دراز کرد.
این موضوع از یک سو با توجه به عناد اعتقاداتی سعودی‌ها نسبت به شیعیان و همچنین مخالفت عربستان با نفوذ ایران در منطقه و افغانستان و از سوی دیگر به دلیل همراهی عربستان با اهداف قدرت‌های فرامنطقه‌ای چون آمریکا و انگلیس ملموس‌تر می‌نماید.
در عرصه سیاسی هر چند عربستان در رویکرد اشرف غنی در حلقه دوم سیاست خارجی افغانستان قرار داشت و از همین رو عربستان امید فراوانی جهت دستیابی به فرصت‌های بیشتری در کشور داشت، اما موانع و دامنه مخالفت‌ها و چالش‌های داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی عملاً جایگاه عربستان را در افغانستان افزایش نداد.
این در حالی بود که نفوذ رو به افزایش چین و هند در افغانستان در کنار نقش سنتی ایران و روسیه در کشور در شرایطی که این چهار بازیگر نگاه مثبتی به حضور بیشتر عربستان در افغانستان نداشتند، وضعیت را برای سعودی‌ها دشوارتر می‌ساخت.
در این شرایط با توجه به وضعیت کنونی افغانستان حضور و نفوذ بیشتر ریاض در بدنه حزب جمعیت اسلامی و هواداران اصلاحات و همگرایی در افغانستان می‌توانست جدا از مهار ایران به تقویت حضور امنیتی سیاسی و ژئوپلیتیک آن‌ها در منطقه در مقایسه با دیگر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی کمک کند.
در این بین سفر عبدالله به عربستان و استقبال گرم مقامات سعودی رویکردهای نوین ریاض را به نمایش گذاشت. به کلام دیگر ریاض در شرایط کنونی درصدد است تا از دامنه مخالفت‌های ریاست اجرایی و تیم وی در دولت با سیاست‌های عربستان در افغانستان بکاهد و با نفوذ در تمام جریان‌های قدرت افغانستان تنها به پشتون‌ها تکیه نکند. از این منظر کاهش مخالفت منتقدان افغانستان از ریاض می‌تواند بستری برای حضور بیشتر سیاسی فرهنگی و ایدئولوژیکی عربستان در افغانستان به‌ویژه در بخش‌های غیرپشتون باشد و همچنین به همگرایی بیشتر این جناح با دوستان ریاض در افغانستان کمک کند.
در کنار استراتژی جدید سعودی در عرصه سیاسی افغانستان، آنها برآنند تا با تاکتیک کشتار شیعیان، شعله درگیری‌های طایفه‌ای را در کشور روشن نگاه داشته و بدین ترتیب بتوانند جا پای محکمی برای خود در افغانستان ایجاد کنند.
از سوی دیگر و در سطح کلان نیز نمی‌توان همکاری سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی کشورهای خارجی از جمله انگلیس و آمریکا و همراهی برخی مشاوران دولت افغانستان در چنین اقدامی را نادیده گرفت.
به نظر می‌رسد سازمان‌های امنیتی خارجی در افغانستان و همچنین برخی افراد در کاخ ریاست‌جمهوری، شیعیان افغانستان را قربانی اهداف سیاسی و نظامی خود کرده‌اند.
با توجه به مسائل پیش گفته، هر چند با تأمل می‌توان نقش عربستان و حامیان بین‌المللی آن را در کشتار شیعیان نزدیک به واقعیت تفسیر کرد، اما قدر مسلم اینکه در شرایط فعلی مردم و شیعیان افغانستان نباید  بازیچه دست گردانندگان چنین حوادثی قرار گیرند. از همین رو بهتر آن است که در شرایط فعلی مردم بر طبل تفرقه نکوبند و با حفظ وحدت و آرامش، ارگ‌نشینان را متوجه این مسائل کرده و پیگیری بیشتر را از آنان طلب کنند.

http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/59679

جانعلی شکرعلیزاده:استیضاح هفت وزیر از کابینه دولت و تشدید بحران سیاسی[در افغانستان]

 استیضاح هفت وزیر از کابینه دولت و تشدید بحران سیاسی

یک شنبه 30 عقرب 1395 

تر جمه: جانعلی شکرعلیزاده / روزنامه افغانستان

پارلمان افغانستان هفت وزير را طي چهار روز گذشته رد صلاحيت کردند، پست هايي که با کشمکش هاي فراوان پس از ماه ها تلاش پر شده بود، اين اقدام پارلمان ضربه اي ديگري بر پيکر ايتلاف شکننده اي حکومت وحدت ملي بود. پايههاي لرزان حکومت وحدت ملي که  از درون يک انتخابات جنجالي و پرتقلب و يک توافقنامهاي سياسي با ميانجي گري امريکا و سازمان ملل متحد برخاسته بود، با استيضاح هفت وزير از کابينه دولت ، بيشتر لرزيد.

رد صلاحيت اين وزيران از کابينه دولت در کنار استعفاي دو وزيري که قبلا استعفا داده بودند دولت را گرفتار مشکلات جدي ساخته است، اين در حالي است که دولت در مقابله با طالبان کماکان ناتوان هست و اقبال عمومي در حمايت از دولت رو به کاهش هست.

پارلمان افغانستان هفته گذشته حرف هاي وزرايي که نتوانستند بودجه انکشافي خود را به مصرف برسانند شنيدند، رد صلاحيت  يک وزير در روز پنجشنبه آغاز، رد صلاحيت هفت وزير از دوازده وزير که به پارلمان فراخوانده شد بود را در پي داشت. اين وزيران شامل وزير امور خارجه، فوايد عامه، مخابرات و تکنولوژي، کار و امور اجتماعي ، معارف ، تحصيلات عالي و وزارت ترانسپورت بودند. پس از استيضاح وزيران ، اشرف غني، رئيسجمهوري افغانستان و عبدالله عبدالله رئيس اجرايي حکومت اين کشور از مجلس خواستند تا روند استيضاح را متوقف کنند.  آنها نمايندگان را به کاخ رياستجمهوري دعوت کردند و از آنها خواستند  روند رأيگيريها را متوقف سازند. با اين حال، نمايندگان مجلس به درخواست رهبران افغانستان توجه نکردند.

اشرف غني رييس جمهور اين رد صلاحيت ها را به چالش کشيد و به وزيران گفتند به سر کارهاي تان برويد و به کارتان ادامه بدهيد تا دادگاه عالي نظرشان را در مورد ادامه کارشان اعلام کند و به وزاري باقي مانده هم توصيه کرد به فراخواني پارلمان توجهي نکنند و به مجلس نروند.

حاجي ظاهر قدير معاون اول مجلس روز سه شنبه گفت عليرغم درخواست هاي اشرف غني از دادگاه عالي وزراي رد صلاحيت شده نمي توانند به کارشان ادامه دهند اين در حالي است که پارلمان افغانستان خود با مشکل قانوني روبرو است و بيش از يک سال از مدت اعتبار آن گذشته است و همچنان هيچ برنامه اي براي انتخابات در دستور کار نيست. آقاي قدير گفت اگر دولت خود را فريب مي دهد آن بحث جداگانه اي است.

بعضي از تحليل گران بر اين باور هستند که ممکن است يک توطيه سياسي در حال جريان باشد. علي رغم اعتراض هاي اشرف غني عليه پارلمان در رسانه ها  او  با اين کارش دست به تصفيه کابينه زده است. اشرف غني که از ابتدا تصميمي براي تقسيم و اشتراک قدرت نداشت و طي ماه هاي اخير با مخالفت هاي شديد نزديکترين مقامات به حکومت روبه رو شد در اقدامي زيرکانه و به وسيله مجلس با خانه تکاني خواهان کابينه اي نو است، شاهد اين مدعا اين است که برخي از وزراي اخراجي قبلا توسط اشرف غني مورد اتهام بي کفايتي و فساد اداري قرار گرفته بود و حالا مي خواهد نشان بدهد که اشرف غني از حمايت سياسي قوي برخوردار است و توانست آنها را توسط استيضاح پارلمان از کار بر کنار کند.

انتظار خادم يکي از تحليلگران مي گويد اشرف غني از پارلمان مانند صفحه شطرنج استفاده مي کند، دو سال پيش وزرا را با عجله انتخاب کرد حالا تلاش دارد افراد حرفه اي تري را جايگزين کند او اين کار ها را توسط پارلمان انجام مي دهد.

اما مشاور سياسي ارشد آقاي غني، محمد اکرم خپلواک، با صراحت رد کرد که بين پارلمان و دولت در اين استيضاح ها هماهنگي وجود دارد . او اذعان کرد که بعضي از وزرا قبلا تحت بررسي دولت بوده است، اما دولت اين بررسي ها را به نشانه پاسخگويي به مردم و تقاضاي دونرها براي مبارزه بيشتر با فساد انجام داده است. آقاي خپلواک گفت اگر رييس جمهور يک وزيري را نخواهد که به کارش ادامه بدهد مي تواند اقدام به عزل او نمايد و اينکار را از طريق پارلمان مطمينا نمي کرد.

در سطح کلان درگيري دولت براي جابجايي افراد از کارايي بيشتر دولت مي کاهد. بطور نمونه تنش هايي که بين اشرف غني رييس جمهور و عبدالله عبدالله رييس اجرايه حکومت وحدت ملي بوجودآمده است، آقاي عبدالله عبدالله، اشرف غني را متهم به تمرکز قدرت مي نمايد در حالي که اين حکومت با وساطت امريکا به عنوان حکومت وحدت ملي به جنجال هاي انتخاباتي پايان داد و تقسيم قدرت صورت گرفت و به آن بايد احترام گذاشت و موازين آن بايد از سوي دو طرف رعايت شود. از سوي برخي در درون حکومت براي گسترش پايگاه شان تلاش مي کنند با آوردن جناح هاي بيشتر سهم بيشتري را کسب کنند و دولت را با بحران هاي بيشتري مواجه سازند همين طور زمان از دست مي رود و کار روي انتخابات صورت نگرفته و بازنگري قانون اساسي ناتمام مانده است، يک مورد از اين بحران را مي توان در مورد ساختن تشکيلات رييس اجراييه براي عبدالله عبدالله نام برد.

اخير آقاي اشرف غني با رقيب سياسي اش عطا محمد نور والي قدرتمند ولايت بلخ در شمال به توافقاتي دست يافته است، عطا محمد نور يکي از متحدين تاثير گزار آقاي عبدالله عبدالله بود زماني که عبدالله براي رياست جمهوري از طرف حزب جمعيت اسلامي طرفدار نور محمد عطا شرکت کرده بود بعدا عطا محمد نور از عبدالله عبدالله نااميد شد که نتوانست سهم بيشتري را براي حزب جمعيت اسلامي بدست آورد. با اين حال سيد فاضل سنگچارکي مي گويد هيچ معامله اي پشت پرده اي وجود ندارد هر دو رهبر حکومت وحدت ملي متحدا اين گونه استيضاح ها را به نفع کشور نمي داند .

http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=138012

دکتر فرامرز تمنا : دلایل استیضاح گروهی وزرا در افغانستان

دلایل استیضاح گروهی وزرا در افغانستان

چهارشنبه 26 آبان 1395

در حالی که پارلمان افغانستان طی چند روز اخیر مسئله استیضاح وزرای دولت را دنبال می‌کند، حکومت افغانستان، این استیضاح‌ها و رد صلاحیت گروهی وزرای کابینه از سوی مجلس نمایندگان این کشور را غیرموجه خوانده ‌است. نمایندگان مجلس بر عدم مصرف و هزینه بودجه انکشافی و توسعه افغانستان تاکید دارند، اما استیضاح گروهی وزرا در پارلمان شائبه وجود اهداف سیاسی در پشت پرده این استیضاح‌ها را مطرح ساخته است. این موضوع بویژه در ارتباط با استیضاح وزیر امورخارجه بدلیل مصرف نکردن بودجه توسعه‌ای، قابل توجه است.

نظر به اهمیت این موضوع گفتگویی را با جناب آقای دکتر فرامز تمنا ، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت خارجه افغانستان در کابل داشته‌ایم و از ایشان ابعاد استیضاح‌های اخیر را بویژه در استیضاح وزیر امورخارجه جویا شدیم.

طی هفته اخیر چند تن از وزرای دولت به پارلمان احضار شدند. مسئله از کجا شروع شد و چرا پارلمان وزاری دولت را احضار کرد؟

بحث استیضاح وزرا از وقتی مطرح شد که بحث مصرف بودجه انکشافی یا توسعه‌ای وزرات‌خانه ها مورد توجه نمایندگان قرار گرفت و مجلس نمایندگان تصویب کرد که وزرایی که کمتر از 70 درصد از بودجه توسعه‌ای خود را مصرف کرده‌اند، می بایست استیضاح شوند و بحث اصلی از همین جا آغاز شد و با توجه به این که بودجه انکشافی با توسعه‌ای از کمک‌های بین‌المللی تامین می‌شود طبیعی است که وزاریی که طرح و خلاقیت داشته باشند می‌توانند این بودجه را مصرف کنند. مجلس نمایندگان بر این باور است که وقتی بودجه توسعه‌ای یا انکشافی به مصرف نمی‌رسد، این به معنای ناتوانی وزیر مربوطه در طراحی برنامه‌های بدیع و خلاقانه در امور مرتبط با وزارت است و به عبارتی چون بصورت مستقیم با توسعه افغانستان مرتبط است، لذا یک بحث جدی است و می‌بایست وزرایی که توانایی کفایت مصرف بودجه انکشافی را نداشتند، استیضاح شوند.

 ولی براساس آن چه که شما گفتید، این استیضاح‌ها مرتبط با مسائل انکشافی و توسعه‌ای بوده است. حال آیا وزیر خارجه که به همراه دیگر وزرا در پارلمان استیضاح شد، ارتباطی با مسائل توسعه‌ای و انکشافی دولت دارد؟

بله. وزارت خارجه نیز یک بودجه کوچک انکشافی دارد که بیشتر این بودجه برای توسعه نمایندگی‌های سیاسی افغانستان در خارج از کشور، خرید املاک و مسائل این چنینی به مصرف می‌رسد که البته رابطه مستقیمی با مساله سیاست خارجی به عنوان وظیفه اصلی وزارت خارجه ندارد. متاسفانه وزیر امور خارجه هم در مجلس نمایندگان استیضاح شد که طبیعی است این موضوع مورد موافقت وزارت امورخارجه و حکومت افغانستان نیست، بدلیل این که وزیر امورخارجه نه بخاطر عدم انجام دقیق وظیفه اصلی خودش که پیشبرد سیاست خارجی است، بلکه بخاطر یک امر اداری و مالی حاشیه‌ای در وزارت امورخارجه مورد استیضاح قرار گرفته است، که طبیعتا این روند طبیعی و معقولانه‌ای نیست.

در عین حال این استیضاح‌ها در روزهای بعد نیز ادامه داشت و حتی برخی وزرا بصورت غیابی استیضاح شدند. با این شرایط اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، دولت بدون شک با بحران مواجه خواهد شد و اعضای پارلمان نیز از این موضوع آگاه هستند. لذا در این شرایط هدف پارلمان از پیگیری و اصرار بر این استیضاح‌ها چیست؟

باید توجه داشت که موضوع کمی سیاسی شده است و برخی تصفیه حساب‌ها نیز در این میان وجود دارد و نگرانی که جناب رئیس جمهوری اسلامی افغانستان و جناب رئیس اجرایی دارند، همین است که استیضاح گروهی وزرا به نفع افغانستان نیست و طبیعتا می‌تواند مشکلات جاری در مصرف بودجه را با تعلل و تاخیر مواجه کند و به هر حال این یک روند گره گشا نیست. فعلا حکومت افغانستان، استیضاح گروهی وزار را موجه نمی‌داند و ما امیدوار هستیم که در مذاکراتی که میان حکومت و مجلس در جریان است ما به یک نتیجه عادلانه‌ای برسیم که روند حکومت‌داری در افغانستان بیش از این آسیب نبیند.

واکنش سایر احزاب و گروه‌‎ها به مسائل اخیر در ارتباط با استیضاح گروهی وزرا چگونه بوده است؟ با توجه به این که به نظر می‌رسد حتی برخی احزاب مخالف دولت نیز با رویه فعلی پارلمان مخالفت کرده‌اند؟

در این ارتباط باید توجه داشت که یکی بحث رقابت‌های حزبی و سیاسی است و دیگری روند حکومت‌داری. در رقابت‌های سیاسی طبیعتا نباید روند حکومت‌داری فدا شود. احزاب سیاسی چه درون و چه بیرون حکومت، ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما بطور مشخص با توجه به دیدگاه‌شان نسبت به وزیرامورخارجه و جمعیت اسلامی افغانستان، استیضاح آقای ربانی را روندی غیرعادلانه و غیرمعقول می‌دانند و جناب وزیر امورخارجه نیز پس از جلسه پارلمان، در وزارت امورخارجه حاضر شدند و گفتند تا زمانی که حکومت وحدت ملی به من نیاز داشته باشد و من تشخیص دهم که در افغانستان مفید خواهم بود، در مسند خودم به عنوان وزیرامورخارجه باقی خواهم ماند و ایشان تصمیم مجلس نمایندگان را نپذیرفتند.

با این شرایط اگر آقای وزیر تصمیم پارلمان را مورد پذیرش قرار ندهند، این مسئله ممکن نیست که به شکل‌گیری بحران و پیچیده‌تر شدن شرایط بیانجامد؟

در این زمینه حکومت موضوع را به دادگاه عالی افغانستان ارجاع داده است و بصورت جدی استیضاح‌های اخیر را بویژه در مورد وزیر امور خارجه پیگیری خواهد کرد، چون وزیرامورخارجه در مورد امری استیضاح و از نظر مجلس نمایندگان فاقد صلاحیت عنوان شده، که جز وظایف اصلی وزیر امورخارجه نیست. اگر وزیرامورخارجه در وظایف اصلی که پیشبرد سیاست خارجی است، عدم کفایت داشت، این بحث دیگری بود. ولی بحث مصرف بودجه توسعه‌ای از وظایف وزیر امورخارجه نیست.

بعضی‌ها هم از آقای اشرف غنی انتقاد دارند و معتقدند آقای اشرف غنی خیلی دیر اعلام کرد که آمار اشتباه و ناصحیح به مجلس داده شده است، در صورتی که آقای غنی می‌بایست پیش از استیضاح این مسئله را دنبال می‌کرد. آیا واقعا آقای اشرف غنی می‌توانست از وقوع استیضاح وزیر امور خارجه جلوگیری کند؟

سیستم تدارکاتی افغانستان سیستم طولانی و طویل مدت است، اگر حتی پولی از طرف یک وزارت به مصرف برسد، آن پول تا مراحل اصلی خود را نهایی نکند، در پایگاه اطلاعاتی و آماری وزارت مالیه، آن پول مصرف شده به حساب نمی‌آید. وزارت امورخارجه آن پول‌هایی را که در اختیار داشته مصرف کرده و حتی بیش از 75درصد از بودجه خود را مصرف کرده اما در پایگاه آماری وزارت مالیه این مصرف ثبت نشده است. علاوه بر این بخشی دیگر از بودجه‌ای که در سایر وزارت‌خانه‌ها وجود دارد و به وزارت‌خانه‌ها تعلق می‌گیرد، این بودجه‌ها، غیر اختیاریه است، یعنی وزارت‌خانه‌های مربوطه اجازه مصرف این بودجه‌ها را ندارند. مثلا بخشی از بودجه توسعه‌ای وزارت امورخارجه مربوط به خرید ملک برای نهادهای بین‌المللی است که در کابل فعالیت دارند و طبیعتا اجازه مصرف و خرج این بودجه را ندارند. نهادهای بین‌المللی که در کابل حضور دارند، آن بودجه را می‌دهند به مالکی که زمین در دست اوست و وزارت خارجه نقش واسطه را دارد. اما متاسفانه وزارت مالیه این بودجه را جز بودجه توسعه‌ای و انکشافی وزارت خارجه به شمار آورده و مجلس نمایندگان عدم خرید ملک توسط بانک جهانی را، عدم توانایی وزارت خارجه در مصرف بودجه انکشافی محاسبه کرده است.

با این حال در صورتی که تحولات اخیر به ایجاد بحران داخلی مقطعی منجر شود، چشم‌انداز حل مشکلات اخیر به چه صورت است و چگونه می‌توان مسائل اخیر میان دولت و پارلمان را حل و فصل کرد؟

بطور طبیعی این موضوع با گفتگو و تفاهم حل خواهد شد و مذاکرات دولت با بزرگان پارلمان جریان دارد و بویژه در ارتباط با وزیر امورخارجه، محکمه عالی افغانستان موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهد و در صورتی که رای نمایندگان پارلمان فاقد وجه قانونی باشد، پارلمان وزیرامورخارجه را در سمت خود ابقا خواهد کرد.

http://alwaght.com/fa/News/74792/

جنبش روشنایی در سالیاد شهدای زابل : سر از دهم قوس نافرمانی مدنی را آغاز می‌کند

جنبش روشنایی در سالیاد شهدای زابل اعلام کرد؛

سر از دهم قوس(10 آذر) نافرمانی مدنی را آغاز می‌کند

 ۲۲ عقرب ۱۳۹۵

اطلاعات روز: جنبش روشنایی در یکمین سالیاد شهدای زابل (شکریه تبسم و همراهانش) اعلام کرد از آن‌جایی که تاکنون حکومت به خواست جنبش توجه نکرده و حاضر به مذاکره‌ی «منطقی و اصولی» نشده، سر از تاریخ دهم ماه بعد (قوس) به نافرمانی مدنی دست خواهد زد.
یکمین سالیاد هفت تن از افراد ملکی که در ماه عقرب سال گذشته در ولایت زابل از سوی ربایندگان سر بریده شدند، دیروز (جمعه، ۲۱ عقرب) از سوی هوادارن «جنبش تبسم» و «جنبش روشنایی» در کابل برگزار شد.
«جنبش روشنایی» که از چند ماه به این‌سو بر تغییر مسیر لین برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از مسیر بامیان به سالنگ اعتراض دارد، در مراسم یادبود از شهدای زابل اعلام کرد که «پس از دهم قوس سال جاری سلسله‌یی از حرکت‌های اعتراضی خود را در کابل و ولایات آغاز کرده و تا رسیدن به مطالبات برحق خود به این نافرمانی مدنی ادامه خواهد داد. از آن‌جایی که نمی‌شود به حکومت (حکومت افغانستان) اعتماد کرد، این حرکات به‌صورت آنی و از قبل اعلام‌ناشده عملی خواهد شد.»
همچنان سخنرانان مراسم دیروز گفتند که تظاهرات بیستم عقرب سال گذشته مسیر تازه‌یی را در مبارزات عدالت‌خواهانه و انسانی در افغانستان گشوده است.
جنبش روشنایی می‌گوید که «حکومت افغانستان علیه بخش‌های بزرگی از شهروندانش همواره و به‌صورت سیستماتیک اعمال تبعیض می‌کند، این حکومت حتا حاضر نیست پروژه‌هایی را که هزینه‌ی آن از کمک‌های جامعه‌ی جهانی تأمین می‌شود، به‌صورت عادلانه و مساویانه و براساس اصل انکشاف متوازن اجرا کند.»

تأکید بر غیرمتمرکز بودن قدرت و تغییر نظام
از سوی دیگر شماری از سخنرانان این مراسم بر غیرمتمرکز بودن قدرت در دستان یک فرد یا افراد محدود تأکید کردند و گفتند که نظام سیاسی افغانستان پاسخ‌گوی نیازمندی‌های فعلی کشور نیست و نظام باید تغییر یابد.
جنرال دوستم، معاون اول ریاست‌جمهوری با ارسال بیانیه‌یی به این مراسم گفت که مظاهر قدرت مردم در نظام به توزیع و تقسیم عادلانه‌ی قدرت مربوط می‌شود تا همه‌ی گروه‌های قومی حضور برابر و متعادل خویش را در نظام سیاسی احساس کنند.
آقای دوستم همچنان بر برگزاری انتخابات و لویه‌جرگه‌ی تعدیل قانون اساسی تأکید کرد و گفت که باید از طریق تعدیل قانون اساسی زمينه برای غيرمتمركز نمودن قدرت مطابق با شرايط مختص به افغانستان، مهيا گردد و مشاركت ملی در قدرت سياسی برای همه‌ی اقوام و شهروندان كشور تضمين شود.
احمد ولی مسعود، رییس بنیاد شهید احمد شاه مسعود با انتقاد از حکومت گفت که هرچند حکومت فعلی افغانستان «حکومت وحدت ملی» است، اما وحدت ملی در این حکومت وجود ندارد.
آقای مسعود گفت که حکومت فعلی خود بخشی از مشکل و معضل افغانستان است، اکنون نیز به بن‌بست رسیده و تاکنون سند اولیه‌ی خود را اجرایی نتواسته است.
او هرچند از افراد مشخصی نام نبرد، اما گفت که عده‌یی در افغانستان می‌خواهند کشور را به سال‌ها قبل برگردانند. مسعود گفت: «ذهنیت و تفکر این دولت (دولت وحدت ملی) مشکل دارد.» به گفته‌ی او، ذهنیت در حکومت فعلی «انحصارگرایانه، تمامیت‌خواهانه، فردمحور با اجندای شخصی و سیاست رویکرد به گذشته یا رفتن به گذشته» است.
احمد بهزاد، نماینده‌ی مجلس و یکی از رهبران جنبش روشنایی ضمن انتقاد از سران حکومت و تأکید بر عملی شدن خواسته‌های جنبش روشنایی (عبور لین برق ۵۰۰ کیلوولت از مسیر بامیان) گفت عده‌یی در افغانستان از پدیده‌ی ترور و گروگان‌گیری استفاده می‌کنند و این افراد حتا علیه‌ی معاون اول ریاست‌جمهوری توطئه‌ی ترور راه‌اندازی کردند.
به‌تاریخ ۱۶ عقرب سال سال گذشته آدم‌ربایان هفت تن از ۱۰ گروگان‌ از باشندگان ولسوالی جاغوری ولایت غزنی را که به‌تاریخ ۲۱ میزان از منطقه‌ی «دشت دالو» از مربوطات ولسوالی گیلان، ولایت غزنی ربوده بودند، در ولایت زابل سر بریدند. شکریه تبسم دختر ۹ ساله نیز در جمع قربانیان بود. در بیستم عقرب باشندگان کابل با پیکرهای شهدا تظاهرات میلیونی را برای دادخواهی شهدای زابل به راه انداختند که بعداً دادخواهی برای قربانیان «جنبش تبسم» نام گرفت.

http://www.etilaatroz.com/42993

الکساندر کنیازف : «دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»

الکساندر کنیازف : 

«دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»

کارشناس سیاسی روس با اشاره به حوادث اخیر افغانستان و کاهش کمک‌های داخلی به ژنرال «دوستم» گفت: سفر این مقام افغانستانی به «تاشکند» با هدف جلب حمایت‌های ازبکستان صورت گرفته است.

۹۵/۰۸/۱۵ :: ۰۸:۴۱

«الکساندر کنیازف» کارشناس سیاسی روس در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد به بررسی اهداف سفر ژنرال «عبدالرشید دوستم» معاون اول رئیس جمهور افغانستان به ازبکستان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: موضوع سفر دوستم به ازبکستان زمانی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت که «ابومسلم» روزنامه نگار شناخته شده افغانستانی در این خصوص در شبکه های اجتماعی اطلاعاتی را بیان کرد.

البته هیچ یک از اطرافیان ژنرال نیز این خبر را تکذیب نکردند و فراتر از آن حتی شبکه اطلاع رسانی افغانستان از آن گزارش داد که دوستم در حالی اقدام به سفر به ازبکستان کرد که یک هیئت متشکل از اعضای دولت و افراد متنفذ قومی وارد «جوزجان» شدند تا با وی دیدار کنند ولی از سوی رئیس دفتر دوستم به حضور پذیرفته نشدند.

از چندین سال به این طرف دختر دوستم در تاشکند به سر می‌برد و اگر در افکار عمومی تصور کلیشه ای «روابط سیستمیک» ژنرال با رهبری تاشکند وجود نداشت، می شد توجیه به اصطلاح خانوادگی این سفر را به راحتی پذیرفت.

واقعیت امر این است که سیاست تاشکند به صورت قابل توجهی عمل گرایانه بوده و نگاهی به حوادث سالهای گذشته از جمله در دهه 1990 ارتباط دوستم با ترکیه موجب شک و تردیدها و حتی سوء ظن برای مقامات عالی ازبکستان بوجود آورد.

موقعی که در ماه می سال 1997 دوستم بار اول از ترس طالبان به ترکیه فرار می‌کرد، مرزبانان ازبکستان وی را به عنوان یک نفر «درخواست کننده» به صورت طولانی در گذرگاه مرزی «حیرتان-ترمذ» نگاه داشتند و بعدا امکان عزیمت به وی را به استانبول دادند.

پس از سال 2002 موقعی که در پی رقابت‌های شدید بین دوستم و «عطا محمد نور» کنترل «مزار شریف» در اختیار جمعیت اسلامی قرار گرفت، تاشکند مصمم به همکاری با والی واقعی «بلخ» شد. در تمام این مدت تعلق قومی دوستم برای رهبری ازبکستان در درجه دوم مورد اهمیت بود.

به خصوص موقعی که عطا محمد نور توانایی خود برای تبدیل بلخ به با ثبات ترین منطقه افغانستان را به نمایش گذاشت.

با این وجود نمی‌توان سفر دوستم به تاشکند و محتوای احتمالی سیاسی آن را نادیده گرفت. در همان روزی که سفر دوستم در شبکه های اجتماعی مطرح شد (3 نوامبر)، «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت کابل در حاشیه اجلاس نخست وزیران سازمان همکاری های شانگهای در بیشکک با «رستم عنایت اف» معاون اول نخست وزیر ازبکستان ملاقات کرد.

در محافل نزدیک به عبدالله در رابطه به توسعه روابط اقتصادی با ازبکستان انتظارات بالایی وجود دارد.

این نکته نیز قابل یادآوری است که نخستین فرد از سیاسمتداران افغان، عطا محمد نور بود که بر خلاف مقررات رسمی جلوتر از «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان مراتب درگذشت «اسلام کریم‌اف» را تسلیت گفت.

با توجه به تحولات اخیر افغانستان و از دست دادن همه متحدان بالقوه سیاسی از سوی دوستم، سفر وی به تاشکند می‌تواند هدف جلب حمایت‌های خارجی داشته باشد.

توافقات صورت گرفته بین عبدالله و غنی برای رفع بحران قدرت، سهیم کردن حزب اسلامی «گلبدین حکمتیار» در سیاست داخلی افغانستان، روابط پیچیده دوستم با سیاست گذاران کلیدی در عرصه مسائل نظامی (حنیف اتمر، معصوم استانکزی و دیگران)... این همه به طور چشمگیری اهمیت دوستم نه تنها در کشور بلکه حتی در منطقه خودش «جوزجان» را نیز (که بعد از شکست فاجعه آمیز اقدامات نظامی علیه طالبان در «فاریاب» به این جا برگشت) پائین آورده است. تغییر و تحولات مربوط به چشم انداز سیاسی افغانستان می‌تواند نقش دوستم در این کشور را در مجموع تا نقطه صفر پائین آورد.

دوستم در تاشکند در تلاش هست تا روی تضادها و منافع خصوصی سیاستمداران ازبک مانور دهد. چنانچه دوستم با مقامات تاشکند دیدار کرده باشد، پس بالاترین سطح ممکن پذیرش وی از سوی «شهرت غلام اف» معاون اول سازمان امنیت ملی ازبکستان خواهد بود که مسائل مربوط به امنیت مرزی کشور و از جمله با افغانستان را زیر نظر دارد.

این مقام ازبک رابطه نسبتا پیچیده‌ای با «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور موقت و «رستم عظیم اف» معاون نخست‌وزیر ازبکستان داشته و حمایت از دوستم ممکن است برایش جذاب به نظر رسد.

قابل یادآوری است که این حرکت دوستم برای بار اول نیست که به علت عدم پشتیبانی داخلی به دنبال حمایت‌های خارجی بر می‌آید. وی در بهار سال 2014 نیز سفرهای مشابهی به «تاشکند»، «آستانه» و «دهلی نو»  و در سال 2015 به «گروزنی» و «مسکو» انجام داده بود.

دوستم برای بسیاری از سیاستمداران و مقامات نظامی کشورهای شوروی سابق بر خلاف رهبران جمعیت اسلامی (که علیه شوروی می جنگیدند) و یا سیاستمداران پشتون به صراحت غرب گرا (مانند اشرف غنی)، هنوز هم از مهره‌های نسبتا قابل اعتماد می‌باشد.

اما در حال حاضر غنی با واگذاری حوزه‌های نظامی و امنیتی به آن عده از پشتون‌های که در گذشته با نظامیان شوروی ارتباط داشتند (مانند اتمر و ستانکزی)، در این زمینه نیز محیط را برای دوستم تنگ تر می‌کند.

در هر صورت بعید است که رهبران آسیای مرکزی ضمن در نظر گرفتن منطقه حائل مرزی با افغانستان به صورت جدی روی دوستم حساب باز کنند. هر گونه تماس و ارتباط با وی با هدف اقدامات واقعی نبوده بلکه فقط می‌تواند موضوع بازی‌های سیاسی باشد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950814000779

محمد غنی عمار : درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان

درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان

 October 31, 2016

محمد غنی عمار / استاد دانشگاه

سیاست حرف‌های کوچه‌ای و کنش‌های سلیقه‌ای و زیکزاکی نیست؛ بل سیاست حلقه زدن بر گردونه‌ی قدرت سیاسی در راستای منافع ملی، جهت اِحقاق همه حقوق شهروندی از سوی نخبه‌گان و شخصیت‌های سیاسی است.مفاهیم قدرت سیاسی، منافع ملی، حقوق شهروندی و شخصیت‌های سیاسی در ادبیات علوم سیاسی با علم، هنر و فن، درایت و تفکر و اراده‌ی سیاسی پیوند عمیق و ناگُسستنی دارند و در عدم آن سیاست‌بازی جز حرف میان‌تهی و افُتادن تشت‌های رسوایی نیست.

مفاهیم قدرت سیاسی، منافع ملی، حقوق شهروندی و شخصیت‌های سیاسی در ادبیات علوم سیاسی با علم، هنر و فن، درایت و تفکر و اراده‌ی سیاسی پیوند عمیق و ناگُسستنی دارند و در عدم آن سیاست‌بازی جز حرف میان‌تهی و افُتادن تشت‌های رسوایی نیست.

حداقل با ورق خوردن تاریخ معاصر کشور در مراحل گوناگون زندگی سیاسی مملکت، پهلوها و ساختارهای سیاسی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی کشور بر قاعده‌ی تیوری‌های قومی و قبیله‌گرایی جا افُتاده و از همه مردم به شمول اقوام، که داعیه‌ی سیاست‌مداران کم درایت قرارگرفته اند، قربانی گرفت و جبهه بندی‌های غلط فکری بر دایره‌ی منافع شخصی و فردی شان، روی بستر نو پای دموکراسی کشور رقم خورد.

از جهت دیگر تقسیم قدرت سیاسی، بر اساس معاهده‌ی( بُن اول) ریشه‌های تفکر قومی و قبیلوی را در درون جامعه‌ی سنتی و دولت نو ظهور با خط و مشی دموکراسی بیش‌تر از پیش چاق کرد و سه بار واژگونی دموکراسی در کشور، زمینه های رشد همگرای فکری و وحدت ملی را آسیب زد و اداره‌ی افغانستان با ساختار مدیریتی آسیب پذیر، در همه‌ی تشکیلات سیاسی و اقتصادی روبرو گردید.

در مکتب سیاسی کشور، افُت و خیزهای تحرکات سیاسی و فکری، تطبیق پروژه‌های کلان اقتصادی و اجتماعی، نصب و عزل ماموران اداری و نظامی_امنیتی به شمول اهدای رتبه‌های جنرالی و جفت و تاق شدن احزاب و شخصیت‌های سیاسی، در محوریت درایت و ظرفیت‌های سیاسی و منافع ملی نمو و رشد نکردند؛ چون ملاک و معیار، منافع قومی و گروهی است.

پیامد ها:
1. نبود بسترهای مناسب برای تربیت نبوغ فکری و پختگی بام سیاسی دولت_ملت؛ در پی عمده ترین تبعات خام سیاست و نبود سیاست‌مداران حرفه‌ای، بی‌ثباتی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ماورای جنگ‌های به اصطلاح “زرگری” حاکمان قدرت و تاخت و اندازهای گروه‌ها و مراکز قدرت علیه هم‌دیگر، گستره‌ی بیش‌تر پیدا می‌کند و شکننده‌گی سیاسی و اجتماعی مستدام می‌گردد.

2. پهن شدن دامنه‌ی داعیه‌های قومی و قبیله‌گرایی و لمیدن رهبران قبیلوی بر اریکه‌ی قدرت؛ در پای‌گاه‌های تصمیم‌گیری سیاسی کشور، خاطرهای قومی و قبیلوی حرف اول را دارند و تعلُق‌های قومی و پیوندهای خونی در بطن جامعه به شدت متزلزل گردیده و جزیره‌های تعصب و بدبینی رنگ می‌خورند.

3. نقض ارزش‌های ملی و عدم انتوکراسی اداری؛ ارزش‌های دینی، فرهنگی و باورهای ملی مردم شدیداٌ زیر پا می‌شوند و در تمامی لایه‌های حکومت‌داری مؤثر، به عوض تخصص‌گرایی و ظرفیت‌های تخنیکی، روابط حاکمیت دارد و بروکراسی اداری فربیه‌تر می‌شود.

4. ضعف و عدم مشروعیت نظام حاکم و نبود اجماع نظر؛ فاصله بین ساختارهای سیاسی و اداری و مردم عام جامعه رنگ باخته و نبود حمایت‌های گسترده‌ی مردمی از نظام، گراف مشروعیت و قانونیت دولت را در سطح ملی و بین المللی زیر سؤال قرار می‌دهد و در کل توافق نظر بر سر مسایل کلان کشوری و تعریف منافع ملی رقم نمی‌خورد.

5. با توجه به همه پیامدهای عمده‌ی فوق، راه برای مداخله‌ی بیش‌تر قدرت‌های بیرونی در داخل نظام و جامعه گشوده می‌شود.

در جوامع پیش‌رفته و دموکراتیک جهان علرغم تنوع فکری و قومی، درایت و ظرفیت‌های سیاسی بیش‌تر و رسوایی‌های سیاسی و اداری کمتر، ملت را به قله‌های پیروزی رسانیده و در تمامی زمینه‌ها و بازی‌های قدرت سیاسی، یک سر و گردن بالاتر حرکت می‌کنند و برای تأمین منافع ملی خود حرف و حدیث‌های منطقی و سیاسی دارند.

برای پخته کردن بام سیاست و محقق شدن تمامی مؤلفه‌های دموکراسی در افغانستان، نیاز به حضور سیاست‌مداران حرفه‌ای و با درایت و نخبه‌گان و روشن‌فکران سیاسی در مجمع‌های تصمیم‌گیری است، جوانه زدن و قرار گرفتن نسل دوم و سوم سیاسیون از قماش نسل اول با طرز و فکر پدرانه، به معنای جمع کردن بیش‌تر قدرت و خلق کردن حوادث دیگر، پشت درهای بسته است.

پشنهادات:
نخست؛ برای جلوگیری از رفتن کشور از این بیش به سوی لبه‌ی پرت‌گاه؛ تیم‌های قدرت مخصوصاً مربع ارگ نشین ریسمان انحصار قدرت و خودخواهی‌های درون ارگی را شُل کنند و در تطبیق مواد توافق نامه‌ی سیاسی حکومت وحدت ملی با شرکای قدرت همکاری جدی نمایند، تا زمینه برای تحقق فرضیه‌های دیگر مساعد گردد.

دوم؛ گذشت و تسامح در برابر منافع ملی کشور، پرهیز از چنگ زدن به تربیون رسانه‌ها و وارد ساختن اتهامات جدی علیه هم‌دیگر، برای شکل گیری اجماع نظر در مورد همه قضایای سیاسی مملکت بخصوص صلح و جنگ.

سوم؛ تقویت اصل مشارکت گروه‌ها و اقشار مختلف در مبحث حکومت‌داری و حفظ دست آورد‌ها و موقف افغانستان در جامعه‌ی بین المللی.

چهارم؛ شکل گیری اجماع بزرگ، متشکل از شخصیت‌های سیاسی و ایجاد اتاق ” فکر سیاسی” از جمع نخبه‌گان و روشن‌فکران سیاسی کشور در بدنه‌ی نظام، جهت تقویت موقف حکومت وحدت ملی و روشن شدن سرنوشت شرکای قدرت.

http://www.eslahonline.net/?p=64450

ابراهیمی:در صورت بى تفاوتى حکومت، چگونگى حمله بر کاظمی در بغلان را افشا خواهیم کرد

در صورت بى تفاوتى حکومت، چگونگى حمله بر کاظمی در بغلان را افشا خواهیم کرد

Nov 05, 2016 - 15:16

کابل (پژواک،۱۵عقرب۹۵): در مراسم يادبود از «شهدای شوراى ملى» بر پيگيرى قضيۀ کشتار اعضاى اين شورا در بغلان تاکيد شد و برخى ها گفتند که در صورت بى تفاوتى حکومت، چگونگى اين حمله را افشا خواهند کرد.

 در چندین انفجار پى در پى و حمله مسلحانه که در ١٥ عقرب سال١٣٨٦، نزديک فابريکۀ قند ولايت بغلان صورت گرفت، ٨٠ تن به شمول شش عضو کميسيون اقتصاد ملى ولسى جرگه، کشته شدند و بيش از يک صد تن به شمول معلمان و شاگردان مکاتب جراحت برداشتند. مسووليت اين حمله را کسى و گروهى بر عهده نگرفته است.

سید مصطفی کاظمی رییس کمیسیون اقتصاد ملی ولسى جرگه و پنج عضو ديگر اين جرگه؛ شامل محمد عارف ظريف نماينده کابل، نازک مير سرفراز نماینده کندز، حاجى عبدالمتين نماينده هلمند، صاحب الرحمان نماينده کنر و صبغت الله ذکى نماينده مردم تخار، از جمله قربانيان اين رويداد بودند.

قابل ذکر است که در دو دوره کارى شوراى ملى؛ بر علاوه شش تن یادشده، نُه عضو ديگر ولسى جرگه و سه عضو مشرانوجرگه در رويدادهاى جداگانه کشته شده اند.

امروز مراسم يادبود از قربانيان شوراى ملى در مقر اين شورا در کابل برگزار شد.

عبدالرووف ابراهیمی رییس ولسی جرگه، در اين مراسم، از نهمین سالروز کشته شدن اعضاى يادشدۀ جرگه، ضمن انتقاد برمسوولان گفت: «همیشه به مجرد وقوع رویداد، ارگانهای کشفی و استخباراتی وعده می دهند و هیئت حقیقت یاب تعیین می شود؛ اما در عمل از افشاگری و گرفتاری عاملین خبری هم نیست."

 موصوف، عاملان رويداد بغلان را دشمنان افغانستان خوانده گفت که آنها به دليلى نمايندگان مردم، معلمان و شاگردان را هدف قرار دادند تا مانع ترقی، سعادت، علم و دانش در افغانستان شوند.

او ضمن اشاره به رویداد پانزدهم عقرب بغلان گفت: «نمایندگان مردم در شورای ملی، به منظور نظارت برآمده بودند تا وضعیت اقتصادی که فعلاً مردم را نگران ساخته راهکاری داشته باشند؛ اما دشمنان مانع بهتر شدن وضعیت اقتصادی در کشور شدند.»

وی افزود: «فساد گستردۀ مالی، فقر، بیکاری و افزایش فساد اداری، باعث موج نارضایتی مردم شده است و اگر حکومت تدابیر لازم نداشته باشد، موج نگرانی های مردم بیشتر خواهد شد.»

فرهاد سخی نایب اول مشرانوجرگه نیز از نیروهای امنیتی بخصوص ارگانهای کشفی انتقاد نموده گفت که با گذشت نُه سال، تاکنون عاملان رویداد بغلان را شناسایی نکرده اند.

وی ازحکومت خواست تا ضمن رسیدگی به حمله بر نمایندگان مردم در بغلان، به خانواده هاى قربانيان به خصوص قربانیان نیروهای امنیتی توجه جدی صورت نمايد.

سید علی کاظمی نماینده مردم کابل در ولسی جرگه و برادر سید مصطفی کاظمی نیز بر ارگانهای کشفی و استخباراتی انتقاد کرده گفت: "هر سال پشنهاد کردیم تا اصل حادثه روشن شود؛ یک روشنی در حکومت آقای کرزی و در دو سال حکومت وحدت ملی دیده نشده است."

وی در ادامه افزود: "ما منحیث فامیل شهداء دلیل به وجود آمدن حادثۀ بغلان را می دانیم، حکومت هم می داند؛ اما علتی را نمی دانیم که چرا تاکنون حکومت حد اقل از عاملان رويداد نام نمی برد."

او گفت که خانواده هاى قربانيان رويداد بغلان، به دليلى در حال حاضر نام افراد دخيل درحمله بر اعضاى ولسى جرگه را افشا نمى کنند که در شرایط شکننده کنونی، فاش ساختن چگونگى اين قضیه را به خیر افغانستان نمی دانند.

اما وی هشدار داد: "در صورتی که حکومت بی تفاوتی بکند، زبان یکی ما باز خواهد شد و قضیه را فاش خواهیم کرد."

موصوف نیز بار دیگر از حکومت خواست تا در راستای شناسایی و دستگیری آنانی که در حمله بر نمایندگان مردم دست داشته اند، اقدام جدى نمايد.

قدرت الله ذکی برادر صبغت الله ذکی و نماینده مردم تخار در ولسی جرگه نیز از کارکرد نیروهای امنیتی انتقاد نمود و گفت که در راستاى تامين امنيت و پيگيرى قضاياى قتل شخصيت ها، کارهاى لازم انجام نداده است.

موصوف کشته شدن اعضای شورای ملی در بغلان را کار مافیای اقتصادی دانسته افزود: "کشورهای منطقه نمی­خواهند که افغانستان به پا ایستاده شود، اعضاى کمیسیون اقتصاد ملی ولسی جرگه طرح و میکانیزم برای رشد اقتصادی داشتند که کشته شدند."

وى علاوه کرد که اعضای کمیسیون یادشدۀ جرگه، ۹ سال قبل در فکر امروز بودند و می دانستند که کمک هاى جامعه جهانی، کاهش پیدا می کند و باید افغانستان خودکفا شود؛ اما دشمنان مردم مانع اهداف آنها شدند. 

http://www.pajhwok.com/dr