ستار ثابت : شمال؛ نیازمند بیشترین تحرک حکومت
شمال؛ نیازمند بیشترین تحرک حکومت

۲۷ میزان ۱۳۹۵
ستار ثابت
از وقتی که جنرال دوستم معاون اول ریاستجمهوری به شمال کشور رفته و خود عملاً فرماندهی نیروهای جنگی را در برابر طالبان عهدهدار شده است، پنج روز میگذرد. دوستم در روزهای آغازین حضورش در سنگر مبارزه علیه طالبان اظهار داشته بود که بر اساس گزارشهای اطلاعاتی و سمتوسوگیری خاص حملات اخیر گروه داعش، این گروه قصد دارد تا سال آینده در ولایتهای شمالی کشور مستقر شود. اما اکنون او به فاریاب و دیگر ولایتهای شمالی رفته است تا ساحات را از وجود طالبان پاکسازی کند. گذشته از تلفاتی که نیروهای امنیتی در سنگرها متحمل میشوند، کشته شدن دستکم ده تن از افراد نزدیک و محافظان جنرال دوستم، هزینهیی بوده که معاون اول ریاستجمهوری شخصاً پرداخته است. گزارشهای جسته-گریخته از زخمی شدن خود جنرال نیز خبر میدادند، اما آنگونه که از مصاحبهی یکشنبهشب ایشان با تلویزیون طلوع میشد فهمید، این گزارش صحت ندارد و بعد از آن نیز وقوع چنین حادثهیی از سوی نهادهای اطلاعاتی رسمی تکذیب گردیده است.
اینها اما، حاشیههای ماجرا است. برای اینکه بتوان به متن قضیه وارد شد، لازم است که تصویری کلی از وضعیت جاری در افغانستان داشته باشیم. اما ارائهی چنین تصویری در حال حاضر، امری است نهچندان ساده. کافی است در همین موقعیت مکث کوتاهی بر نقش و حالات سران حکومتی بیندازیم تا به دشواری فهم درست قضیه پی ببریم. معاون نخست ریاستجمهوری یک کشور در هیأت یک فرمانده جنگ عملاً پا به میدان گذاشته و جبههی پر از مخاطرات نبرد را رهبری میکند، اما در سمت دیگر ماجرا نهادهای مسئول از شورای امنیت گرفته تا وزارت دفاع و داخله، طوری با قضیه برخورد میکنند که انگار چیزی مهمی در حال جریان نیست. معاون اول ریاستجمهوری و تمام سربازان صادق کشور که امروزها در سمت شمال درگیر مبارزات سنگیناند، دقیقاً در برابر کسانی میرزمند که رییس شورای امنیت کشور شخص حامی آنها را مصئون از نقد و اعتراض میداند. منظورم ماجرای چندی قبل آقای کرزی، اظهارات محیرالعقول ایشان در حمایت از طالبان و سپس حمایت آقای اتمر از کرزی است. از دید رییسجمهور پیشین کشور، مشکلی ندارد اگر طالبان بخشی از ولایتهای شمالی را در تصرف خود دربیاورند، و این همان چیزی است که مشاور امنیت ملی کشور اظهار و اذعان به آن را حق آقای کرزی میداند. در اینوسط، فاصلهیی که میان جنگ عملی معاون اول رییسجمهور و سربازان کشور با طالبان و راندن آنها از مناطق، و بهصورت غیرمستقیم قایل شدن حق تصرف به طالبان بهمثابهی گروهی که بیشترین ویرانی را در کشور سبب شده، وجود دارد، فاصلهیی است بهغایت تکاندهنده.
در چند سال گذشته پس از سقوط امارت طالبان، بهاستثنای یکی-دو ولایت شمالی، دیگر اغلب ولایتهای سمت شمال کشور آرام بودند. مردم نیز زمانی که پس از سالهای طولانی جنگ و آتش تازه داشتند اهمیت آرامش و امنیت را درک میکردند، با تمام توان و نیرویشان از آن به حمایت برخواستند. ولایت بلخ و شماری دیگر از ولایتهای شمالی در طی این چند سال در قیاس به دیگر بخشهای کشور، به پیشرفت و توسعهی قابل توجهی نایل آمده بودند. اما حالا بیشتر از دو سال است که این سمت اندکاندک بهسوی ناآرامی و ناامنی سوق داده شده و دامنهی تهدیدات امنیتی آن بهشکل نگرانکنندهیی افزایش یافته است. از بغلان تا بدخشان و فاریاب، امروزه درگیر جنگ شدیدی با طالبان است و هیچ ولایت شمالی نیست که تهدیدی در آن وجود نداشته باشد. مسافر از شاهراه ربوده میشود، خانههای مسکونی به آتش کشیده میشوند، ولسوالی و گاه حتا یک ولایت سقوط میکنند. مجموع این تحولات مهیب، تقریباً در طی این دو سال اخیر رخ دادهاند. تهدیدی که اخیراً آقای دوستم از آن پرده برداشته، یعنی استقرار گروه داعش که برخی از آگاهان امور امنیتی حتا وجود آن را در افغانستان شبههبرانگیز و مشکوک میدانند، در سمت شمال، بیش از پیش بر پیچیدگی و مخاطرهآمیز بودن وضعیت در اکنون و آینده میافزاید.
تنشها در کشور به این یک مسأله خلاصه نمیشود و شرایط کنونی بیشتر از آن نابهسامان است که مثلاً با پاک شدن ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب از وجود طالبان، بتوان بر آرامش و ایدآل بودن کل وضعیت حکم داد. اما با توجه به یکسری رخدادها با نشانههای خاصی، در این امر نیز نمیتوان تردیدی داشت که نیاز به بیشترین توجه و تمرکز، در سمت شمال کشور است. آنچه که حکومت باید در چنین شرایطی انجام بدهد، غمشریکی فیسبوکی و یا احیاناً تماس تلفنی به خانوادههای شهدا نیست؛ حکومت باید جدیترین توجه و تحرکش را در این زمینه بهکار ببندد تا کشور نرود به آن سمتی که تباهی ناشی از تجربههای قبلی آن هنوز شعلهور است و تا خاموش شدن، به سالهای طولانی نیاز است برای تلاش و آرامش و صلح.
تلگرام 09158919412