تاریخ درهم‌آمیخته و پیچیده‌ی مثلث افغانستان ـ هند ـ پاکستان

۳۰ قوس/آذر  ۱۳۹۵

دیپلمات/ احمد بلال خلیل ... روزنامه اطلاعات روز /  حمید مهدوی

بخش اول
اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان، که در ششمین کنفرانس قلب آسیا در آمریتسار هند سخن می‌گفت، نه‌تنها از پاکستان انتقاد کرد بلکه، مهم‌تر از آن، ۵۰۰ میلیون دالر کمک پاکستان را که اخیرا در کنفرانس بروکسل در اروپا تعهد کرده بود، رد کرد. اشرف غنی، اندکی پس از بازگشتش به کشور، پا را فراتر از این گذاشت و گفت: «ما روابط موقر و معزز می‌خواهیم، نه خیرات». رییس‌جمهور افغانستان با خوش‌بینی اضافه کرد: «اگر به ما اجازه بدهند تا در صلح [زندگی کنیم] ما می‌توانیم ۵۰۰ میلیون دالر پیدا کنیم و اگر برای پنج سال [صلح وجود داشته باشد]، ما در حالتی خواهیم بود که به دیگران ۵۰۰ میلیون دالر بدهیم».

رد [کمک پاکستان] توسط غنی، بیشترین افت روابط دوجانبه میان کابل و اسلام‌آباد در پانزده سال گذشته، به‌ویژه در دوران حاکمیت حکومت وحدت ملی در افغانستان، را رقم زد. درست است که ماه عسل [روابط] کابل-اسلام‌آباد مدت‌ها پیش پایان یافت و از آن‌جایی که پاکستان در آوردن طالبان به میز مذاکرات در ماه مارچ ۲۰۱۵ و سپس در ماه مارچ ۲۰۱۶ ناکام بوده است، حکومت وحدت ملی قبلا اسلام‌آباد را سرزنش کرده است. با این‌حال، در ۱۵ سال گذشته این نخستین باری است که کابل کمک یک کشور را رد می‌کند. این تغییر در سیاست کابل در قبال پاکستان واکنش‌های زیادی را در افغانستان و پاکستان برانگیخت.

سرتاج عزیز، مشاور امور خارجه [نخست‌وزیر] پاکستان و نمایندگان ارشد در کنفرانس قلب آسیا، اظهارات غنی را «اتهامات بی‌اساس» خواندند. او گفت: «ساده‌لوحانه است که صرف یک کشور را به‌خاطر افزایش اخیر در سطح خشونت‌ها مقصر بدانیم. نیاز است که هدف و یک دیدگاه جامع داشته باشیم». وقتی عزیز به کشورش بازگشت به خبرنگاران در اسلام‌آباد گفت: «هدف بیانیه‌ی اشرف غنی خوش ساختن هند بود. او اضافه کرد: «تلاش‌های هند برای تفرقه‌افگنی بین ما [پاکستان و افغانستان] زیاد دوام نخواهد آورد».
با این‌حال، واکنش‌ها در کابل عمدتا مثبت بود. واکنش پاکستان، با نگاهی به رسانه‌های چاپی و الکترونیکی اردوزبان و انگلیسی‌زبان پاکستانی به‌خوبی قابل درک است، رسانه‌هایی که در نخست سرزنش [رهبران پاکستان] توسط غنی را به‌طور گسترده پوشش دادند و سپس، در حالی‌که رسانه‌ها توجه‌شان را به اخبار مرگ جنید جمشید در نتیجه‌ی سقوط هواپیما معطوف کردند، از سرخط اخبار ناپدید شد.
متاسفانه، وقتی پای سیاست خارجی افغانستان، هند و پاکستان در قبال یکدیگر به میان می‌آید، آن‌ها از عینک روابط دوجانبه به آن نگاه نمی‌کنند. همیشه مثلثی وجود دارد که بر سیاست‌های آن‌ها عمیقا تاثیر می‌گذارد. سیاست پاکستان در قبال افغانستان بسیار هند-محور است؛ سیاست هند در افغانستان به‌شدت از تمایل به یک برتری امنیتی و روانی بر پاکستان اثر می‌پذیرد. در همین‌حال، کابل از کارت‌های پاکستان و هند، شبیه کاری که رهبران افغانستان در جریان «بازی بزرگ» در ایجاد توازن میان روسیه‌ی تزاری و هند بریتانوی انجام می‌دادند، استفاده می‌کنند. کابل، از جنگ سرد تا امروز، گاهی به هند و گاهی به پاکستان نزدیک بوده است و دستاورد و نفع از یک طرف به قیمت طرف دیگر به‌دست آمده است.

سیاست خارجی افغانستان در جریان جنگ سرد
استقلال شبه‌قاره‌ی هند از یوغ امپراطوری بریتانیا و به دنبال آن تجزیه‌ی این شبه‌قاره، به‌خاطر توافق جنجالی بر سر «خط دیورند» با امپراطوری بریتانوی که کابل هرگز آن را نپذیرفت و احتمالا هرگز آن را به رسمیت نخواهد شناخت، فورا بر سیاست خارجی افغانستان تاثیر گذاشت. ظهور پاکستان نه‌تنها سیاست در آسیای جنوبی و نقشه‌ی آن را تغییر داد، بلکه سیاست داخلی و خارجی، ادبیات و روانشناسی افغانستان را نیز دگرگون کرد.
از سال ۱۹۴۷ بدین‌سو، سیاست کابل در قبال هند و پاکستان بحث‌برانگیزترین موضوع در سیاست خارجی افغانستان بوده است و بحث‌ها روی این‌که آیا افغانستان بین دهلی و اسلام‌آباد توازن برقرار کند، بیشتر به هند متمایل شود یا به‌خاطر صلح و امنیت به پاکستان نزدیک شود، وجود داشته است. از لحاظ تاریخی، سیاست کابل در قبال هند و پاکستان آمیزه‌یی از ایده‌آلیسم، پراگماتیسم و رئالیسم بوده است. وقتی پاکستان در جریان جنگ سرد رهبران ملی گرای پشتون و بلوچ را دستگیر کرده یا زندانی ساخت، کابل با بلاغت به آن پاسخ گفت.
علاوه برآن، کابل اقدام پاکستان برای ادغام ولایت‌های مختلف غرب پاکستان (پاکستان امروزی) به یک واحد به منظور خنثا کردن غرش نارضایتی در شرق پاکستان (بنگلادیش امروزی) را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد. این سیاست افغانستان از «پشتونستانیسم» تاثیر پذیرفته بود که توسط علل ایده‌آلیستی و اصولی، (از قبیل کمک به پشتون‌ها و بلوچ‌ها در تعیین سرنوشت‌شان، به رسمیت نشاختن خط دیورند و بیشتر از همه تداوم خواست قلمرو از دست‌رفته در توافق دیورند در سال ۱۸۹۳ به‌عنوان خاک افغانستان که بخش‌هایی از ایالت‌های خیبر پشتونخواه و بلوچستان امروزه است» پیش برده می‌شد. براساس این سیاست، کابل حتا به ناسیونالیست‌ها و جدایی‌طلبان بلوچ و پشتون که خواهان جدایی از پاکستان بودند، پناهگاه داد. پس از آن، وقتی رهبران جوان جنش اسلامی افغانستان مانند گلبدین حکمت یار، احمدشاه مسعود، برهان‌الدین ربانی و دیگران برای آموزش به پاکستان رفتند، پاکستان نیز همین کار را کرد. با این‌حال، در جریان جنگ‌های هند و پاکستان در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱، کابل، برخلاف این سیاست عمومی، موضع بی‌طرفی بین دهلی و اسلام‌آباد اختیار کرد. در حقیقت، کابل در اوج تنش‌های دو جانبه با پاکستان، چنانچه اسلم ختک، سفیر پیشین پاکستان در کابل در کتابش توضیح داده است و از خورشید محمود قصوری، وزیر خارجه‌ی پیشین پاکستان، در کتابش نقل‌قول کرده است، حتا پیشنهاد کنفدراسیون بین پاکستان و افغانستان را داد.
در جریان سال‌های آخر حکومت رییس‌جمهور داوود خان فرصتی برای هردو کشور به‌دست آمد تا مسأله‌ی مهم دوجانبه‌ی خط دیورند را حل کنند. داوودخان و ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر پاکستان، تا رسیدن به توافقِ متوقف ساختن استفاده از خاک هردو کشور علیه یکدیگر و تسلیم‌دهی مخالفان فاصله زیادی نداشتند. با این‌حال، کودتای کمونیستی در افغانستان و کودتای ضیاالحق در پاکستان این رویاها را در هم شکست.
حکومت کمونیستی در افغانستان به‌شدت به روابط مردم افغانستان با هند صدمه زد و برعکس، روابط با پاکستان بهبود یافت. پاکستان به مجاهدین افغانستان کمک‌های مالی، دیپلماتیکی و نظامی کرد و از بیش از ۵ میلیون افغانی میزبانی کرد، در حالی‌که هندی‌ها در عوض، با حکومت کمونیست افغانستان روابط نزدیک داشت و تجاوز شوروی را علنا محکوم نکرد.

بخش دوم
سیاست کابل در قبال هند و پاکستان در دوران پس از جنگ سرد
پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، هند برای نخستین‌بار از زمان استقلالش از امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۴۷، از چشم‌انداز سیاسی افغانستان به انزوا رفته بود. دهلی جدید در دوران جهاد (۱۹۷۹ – ۱۹۸۹) با مجاهدین افغانستان تماس‌های بسیار محدود داشت؛ در عوض روابط هند با حکومت کمونیست در ا فغانستان قوی‌تر بود. با این‌حال، وقتی برهان‌الدین ربانی رییس‌جمهور افغانستان شد، روابط بین کابل و هند بهبود یافت. رویدادهای جدید ربانی را وادار کرد تا فکر کند که پاکستان از حزب اسلامی گلبدین حمایت می‌کند، حزبی که افغانستان را در آستانه‌ی جنگ داخلی قرار داده بود و هدف اصلی آن سقوط حکومت ربانی بود.
ریاض احمد خان، دیپلمات پیشین پاکستانی و مسئول امور افغانستان در کتابش (افغانستان و پاکستان: جنگ، بنیادگرایی و مقاومت تا مدرنیته) می‌نویسد که وقتی یک فرمانده ارشد جمعیت اسلامی به‌رهبری ربانی و احمدشاه مسعود، وزیر دفاع حکومت مجاهدین «شورای نظار» را شکل دادند تا علیه تهاجم شوروی بجنگد، پاکستان این کار را «عنصر منفی جدید در سیاست افغانستان که هر وقتی می‌تواند علیه منافع پاکستان عمل کند» دانست. این نشان‌دهنده‌ی نارضایتی پاکستان از جمعیت اسلامی و حکومت ربانی است.
وقتی طالبان افغانستان در چشم‌انداز سیاسی افغانستان ظهور کرد، اوضاع پیچیده‌تر شد. این نخستین‌بار در تاریخ افغانستان بود که روابط دوجانبه‌ی کابل با اسلام‌آباد، در مقایسه با دهلی، بسیار بهبود یافته بود. در دوران جنگ داخلی افغانستان و جنگ بین حزب اسلامی به‌رهبری حکمت‌یار و جمعیت اسلامی به‌رهبری ربانی، هند با جمعیت اسلامی همسو بود. وقتی طالبان ظهور کرد، هند به حمایتش از جمعیت اسلامی و اتحاد شمال، که پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶ توسط احمدشاه مسعود، فرمانده جمعیت اسلامی، تشکل شد، ادامه داد. حمایت هند از اتحاد شمال بر طرز فکر طالبان اثر گذاشت و به این دلیل است که حکومت طالبان هرگز تلاش نکرد روابط دیپلماتیک‌اش با دهلی را بهبود ببخشد.
در عین زمان، طالبان از آغاز نخستین عملیات نظامی بزرگ‌شان در امتداد مرز پاکستان، حمایت پاکستان را با خود داشتند. بنابراین، در جریان [حکومت] امارت طالبان در افغانستان، روابط افغانستان – پاکستان بیش از هر زمانی نزدیک‌تر بود و اسلام‌آباد، برای نخستین‌بار در تاریخ دو طرف موفق شده بود به «عمق استراتژیک» در افغانستان دست یابد. («عمق استراتژیک» یک اصطلاح بحث‌برانگیز است، اما یکی از ویژگی‌های آن محدود نگهداشتن روابط استراتژیک و امنیتی هند و افغانستان است). پاکستان نیز از خاک افغانستان به‌عنوان زمین راه‌اندازی [حملات] و مرکز آموزش بنیادگراها علیه هند استفاده کرد. از سوی دیگر، همه‌ی افغان‌ها نسبت به اسلام‌آباد دید مثبت نداشتند. وقتی هرات، شهر کلانی در غرب افغانستان، به‌دست طالبان سقوط کرد، برخی از افغان‌ها در تلافی آن سفارت پاکستان در کابل را به‌دلیل حمایت پاکستان از طالبان به آتش کشیدند.

سیاست حامد کرزی در قبال هند و پاکستان
پس از آن‌که ایالات متحده حکومت طالبان را سرنگون کرد، حامد کرزی رییس‌جمهور جدید افغانستان شد. در تمام این مدت، از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۱۴، روابط افغانستان – پاکستان بیشتر به سوی هرج‌ومرج رفت تا توازن و همسازی. در کل، سیاست کابل در قبال هند و پاکستان بسیار متمایل به هند بود. این حقیقت که در جریان جنگ سرد هردو کشور پناهگاه گروه‌های مخالف حکومت دیگر بودند، بر این عادت اثر گذاشته بود. این حالت بر طرز فکر استراتژیک در هردو کشور افغانستان و پاکستان اثر گذاشته بود.
در دوره‌ی پس از سال ۲۰۰۱ نگرانی‌ها و کابوس‌ها، از نوع نگرانی‌ها و کابوس‌های جنگ سرد احیا شده بودند. پاکستان کابل و سازمان استخبارات هند را به‌خاطر بی‌ثبات ساختن بلوچستان، مناطق فدرال قبایلی و دیگر مناطق پاکستان مقصر می‌دانست. افغانستان، از سوی دیگر، ادعا کرد که پاکستان برای طالبان سرنگون‌شده پناهگاه فراهم می‌کند و از آن‌ها حمایت می‌کند. بنابراین، در دوران کرزی جنگ نیابتی دیگری بین هند-افغانستان-پاکستان در منطقه‌ی مرزی بین افغانستان و پاکستان آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.
در جریان دوره‌ی نخست [ریاست‌جمهوری] حامد کرزی، افغانستان عمدتا امن و آرام بود؛ بنابراین سیاست کابل در قبال هند و پاکستان جایی میان بی‌طرفی و موضع آشکار طرفداری از هند قرار داشت. هرچند روابط نظامی میان کابل-دهلی جدید در سال ۲۰۰۷ با اعزام یک تیم نظامی آغاز شد، اما این تعامل صرف «محدود به آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در استفاده از اسلحه، نقشه‌خوانی و کار با پرسونل در سطح کندک بود».
با این‌حال، در سال ۲۰۰۹، روابط کرزی با باراک اوباما، رییس‌جمهور جدید ایالات متحده فرو ریخت. در نتیجه، کابل به‌دنبال بهبود روابط با کشورهای منطقه مانند هند، چین و روسیه برآمد. در این دوره بود که افغانستان یکی از نخستین موافقت‌نامه‌های استراتژیکش با هند را امضا کرد که شامل پذیرش درخواست تقریبا شش ساله‌ی افغانستان از هند در زمینه‌ی آموزش نیروهای امنیتی بود. علاوه برآن، پیش از خروج خروج نظامیان ایالات متحده و ناتو در سال ۲۰۱۴، کابل با درخواست‌نامه‌ی سلاح به هند رو آورد. علاوه برآن، بیش از ۱۴۰۰ افغان برای آموزش نظامی به هند فرستاده شدند. انگیزه‌ی چندجانبه‌گرایی و منطقه‌گرایی او از روابط‌اش با ایالات متحده و این‌که پاکستان در عقب تشدید ناامنی در افغانستان قرار دارد و خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو بسیار تاثیر پذیرفته بود.
روابط کابل با پاکستان در دور دوم [ریاست‌جمهوری] کرزی، به‌دلیل ناامنی در افغانستان و دید رمانتیک کابل نسبت به دهلی (به‌ویژه وقتی پای امنیت و روابط استراتژیک به‌میان می‌آید)، وخیم‌تر شد. در همین حال، نیروهای امنیتی پاکستان آن‌عده از رهبران طالبان را که «گفت‌وگوهای صلح» با کابل را آغاز کرده بودند، دستگیر کرد و به جنگجویانی که در ستیزه‌جویی و شورش در افغانستان دست داشتند، پناه داد، به این دلیل است که در این دوره، در مقایسه با دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری کرزی، سیاست‌های افغانستان بیشتر به هند متمایل شد.

بخش سوم و پایانی
سیاست کابل در قبال هند و پاکستان در حکومت وحدت ملی
در حکومت وحدت ملی به‌رهبری رییس‌جمهور اشرف غنی در افغانستان، روابط دوجانبه میان افغانستان و پاکستان معکوسا متناسب به روابط دوجانبه بین هند و افغانستان بود. در دو سال گذشته، روابط دوجانبه‌ی افغانستان و پاکستان از دوره‌های دشواری گذشت و در مقایسه با روابط کابل با دیگر همسایه‌هایش، روابط افغانستان-پاکستان بی‌ثبات‌تر، مبتنی بر شک و بدبینی بود. با این‌حال، همه‌چیز همیشه تاریک و دلگیر نبود. سیاست اشرف غنی در قبال اسلام‌آباد و دهلی از زمان تشکیل حکومت وحدت ملی تاکنون در حقیقت از سه مرحله گذشت.

مرحله‌ی اول
پس از تشکیل حکومت وحدت ملی، غنی تلاش کرد تا برای متوقف ساختن ناامنی و تامین صلح پایدار در افغانستان کمک پاکستان را به‌دست بیاورد. رییس‌جمهور جدید احساس کرد که پاکستان پشت خشونت‌ها است، بنابراین، اگر کابل نگرانی‌های پاکستان را از میان بردارد این کشور به افغان‌ها کمک خواهد کرد. طرف افغان استدلال کرد که نگرانی اولیه‌ی پاکستان در افغانستان عامل هند است و بنابراین کابل باید به این موضوع به‌طور موقت، اگر نه به‌طور دایمی، روی این مسأله سازش کند. به این دلیل بود که کابل به پاکستان متمایل شد و به سختی کار کرد تا روابط را تقویت کند.
پس از تشکیل حکومت وحدت ملی، رییس‌جمهور افغانستان برای ۷ ماه از هند دیدار نکرد تا پاکستانی‌ها را خوشحال کند و احتمالا برای دلجویی از پاکستان [دریافت] سلاح‌های سنگین از هند را رد کرد. از سوی دیگر، کابل سربازان افغان را برای آموزش به اکادمی نظامی پاکستان فرستاد و برای تشریک اطلاعات استخباراتی با سازمان استخباراتی پاکستان (آی.اس.آی) تفاهم‌نامه امضا کرد. کابل هم‌چنین برای سرکوب گروه‌های مستقر در افغانستان که پاکستان را هدف قرار می‌دهند به‌سختی کار کرد. افغانستان لطیف‌الله محسود، معاون تحریک طالبان پاکستان را که در ماه اکتوبر ۲۰۱۳ در افغانستان دستگیر شده بود، به پاکستان تحویل داد. کابل بعدا در ماه دسامبر ۲۰۱۴ افراد مظنون قتل‌عام در مکتب دولتی ارتش در پاکستان را بر اساس اطلاعات استخباراتی که پاکستان فراهم شده بود دستگیر کرد و حتا عملیات‌های نظامی را علیه تحریک طالبان پاکستان در افغانستان راه‌اندازی کرد و بسیاری از رهبران آن را کشت.
به‌دلیل این تغییر در سیاست افغانستان، دیدارهای دوجانبه‌ی [رهبران] پاکستان و افغانستان به سطحی افزایش یافت که در ۱۵ سال گذشته سابقه نداشت. نخست‌وزیر پاکستان، مشاور امور خارجه‌ی نخست‌وزیر پاکستان، رییس ستاد ارتش، رییس آی.اس.آی، ناسیونالیست‌های پشتون و دیگر رهبران سیاسی و نمایندگان پارلمان پیوسته از کابل دیدار کردند و وعده سپردند که طالبان را به میز مذاکره خواهند آورد. در این مرحله، دهلی جدید صبوری اختیار کرد. به گفته‌ی هارش پنت، تحلیلگر هندی، «زمان خودش را می‌گرفت تا آقای غنی جدید دوست داشته شود، کسی که ظاهرا هزینه‌های تمایلش به پاکستان را دیر می‌شمارد». با این‌حال، این صبوری هند نیز به آرامی متانت‌اش را از دست می‌داد و چند سیگنال دیپلماتیک از نارضایتی‌اش فرستاد. هندی‌ها به‌دلیل اوضاع [نامطلوب] در افغانستان از سرمایه‌گذاری بیشتر در یک پروژه‌ی زیربنایی حمل‌ونقل سه‌جانبه در چابهار خودداری کردند. هند هم‌چنین در سال ۲۰۱۴ هیات پایین‌رتبه‌یی به کنفرانس قلب آسیا در پکن و سپس در کنفرانس همکاری اقتصادی منطقه‌یی برای افغانستان (ریکا) در سال ۲۰۱۵ در کابل فرستاد و وزیر خارجه‌ی هند در آن حضور نداشت. دهلی جدید در ادامه چندین درخواست کتبی و شفاهی کابل را در زمینه‌ی «احیای موافقت‌نامه‌ی همکاری استراتژیکِ امضاشده در سال ۲۰۱۱ به‌منظور برگزاری نشست شورای همکاری استراتژیک» را رد کرد.

مرحله‌ی دوم
سیاست کابل در قبال پاکستان، پس از ناکامی اسلام‌آباد در روی‌دست‌گرفتن اقدامات مشخص و مستحکم علیه طالبان یا آوردن آن‌ها به میز مذاکره به آهستگی تغییر کرد. در عوض، ناامنی و انفجار بمب‌ها چندین بار کابل را لرزاند. پس از نخستین گفت‌وگوهای رسمی با طالبان در موری، خبر مرگ ملا عمر رهبر طالبان درز کرد که نه‌تنها روند صلح افغانستان را تخریب کرد، بلکه نقطه‌ی آغاز موج تازه و مرگباری از حملات خونین در افغانستان نیز شد. به این دلیل بود که غنی گفت پاکستان در یک «جنگ اعلام‌نشده» در افغانستان دخیل است.
بنابراین، کابل تلاش کرد روابط هند و افغانستان را تقویت کند، روابطی که در ختم ریاست‌جمهوری کرزی به حال خود واگذار شده بود. افغانستان نخست عبدالله عبدالله، رییس اجرائیه را در اواسط ماه مارچ به هند فرستاد؛ غنی نیز در ماه بعدی، اپریل ۲۰۱۵، از هند دیدار کرد. کابل مشتاق بود روابط دوجانبه را دوباره در مسیر استراتژیک قرار بدهد و بنابراین پیوسته از طرف هندی خواست براساس موافقت‌نامه‌ی همکاری استراتژیک، نشست‌های شورای همکاری استراتژیک را دایر کند. با این‌حال، همان‌طور که در بالا اشاره شد، هندی‌ها [درخواست] کابل در این مورد را رد کردند. بعدا، حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی افغانستان و حکمت‌خلیل کرزی، معیین وزارت خارجه در ماه نوامبر به هند رفتند و این مسأله را، همراه با درخواست هلیکوپترهای تهاجمی، مطرح کردند.

مرحله‌ی سوم
اکنون سیاست افغانستان وارد مرحله‌ی سوم شده است که در آن کابل، به‌دلیل ناکامی پاکستان در عمل به وعده‌هایش در نشست‌های دوجانبه و در نشست‌های گروه همکاری چارجانبه، از اسلام‌آباد بسیار فاصله گرفته است و مهم‌تر از آن، به دهلی [نزدیک شده است].حرکات دیپلماتیکی از طرف افغانستان و هند در مرحله‌ی دوم راه را برای روابط استراتژیک و امنیتی آرام هموار کرد. با این‌حال، حملات بر پایگاه هوایی پتانکوت در پایگاه یوریِ ارتش در هند، همراه با افزایش ناامنی، بالاترین میزان تلفات ملکی و سقوط چندین ولسوالی افغانستان به‌دست طالبان، به‌دلایل مقناطیسی برای روابط نزدیک هند و افغانستان تبدیل شدند. هردو کشور حالا با هم کار می‌کنند تا پاکستان را در سطح منطقه منزوی بسازند. آن‌ها، به‌شمول ایران، موافقت‌نامه‌ی حمل‌ونقل و ترانزیت چابهار را به‌عنوان راهی برای به حاشیه بردن و دور زدن پاکستان در زمینه‌ی تجارت دوجانبه میان افغانستان و هند و ترانزیت افغانستان امضا کردند.
در این دوره، هند نه‌تنها چهار هلیکوپتر تهاجمی Mi-25 را به افغانستان تحویل داد، بلکه کابل، یک‌بار دیگر، با فهرستی از درخواست‌های اسلحه‌ی سنگین به هند رجوع کرد که اخیرا توسط رییس ستاد ارتش افغانستان به طرف هندی تسلیم شد. دیدارهای دوجانبه نیز میان کابل و دهلی افزایش یافت؛ از ماه دسامبر ۲۰۱۵ تاکنون، اشرف غنی و نرندرا مودی صدراعظم هند بیش از پنج بار با هم ملاقات کرده‌اند. هم‌چنین هیات‌های بلندپایه‌ی هندی در کنفرانس‌های بین‌المللی در مورد افغانستان شرکت کرده‌اند.
علاوه برآن، در این مرحله، غنی پاکستان را نیز به‌شدت مورد انتقاد قرار داد. قرار گزارش‌ها او علنا گفته است که «بزرگترین چالش برای افغانستان طالبان یا القاعده نیست، بلکه روابط دولت-به-دولت با پاکستان است». این، دوباره ما را به جایی می‌آورد که این نوشته آغاز شد، در کنفرانس قلب آسیا در آمریتسار. رییس‌جمهور افغانستان در سخنرانی‌اش مشتی نکوبید، وقتی گفت: «ما باید تروریسم فرامرزی و پولی برای مبارزه با تروریسم را شناسایی کنیم. پاکستان ۵۰۰ میلیون دالر را برای توسعه‌ی افغانستان تعهد کرده است. آقای عزیز [مشاور امور خارجه‌ی نخست‌وزیر پاکستان]، این مبلغ می‌تواند [در پاکستان] برای مهار تروریسم استفاده شود چرا که بدون صلح، هیچ مبلغ کمکی نیازهای مردم ما را رفع نمی‌تواند». غنی هم‌چنین از رحمت‌الله کاکازاده (سرکنسول طالبان در کراچی در دوران امارت طالبان در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰) نقل‌قول کرد که به گاردین گفته بود ستیزه‌جویی طالبان یک ماه دوام نخواهد کرد اگر پناهگاه‌های‌شان در پاکستان را از دست بدهند. (کاکازاده به‌زودی این گفته را رد کرد و گفت که خبرنگاران گاردین منظور او را نفهمیده‌اند).
حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، سیاست مشابهی در قبال پاکستان به اجرا گذاشته است. تفاوت در این است که امروزه بخش بزرگی از افکار دیپلماتیکی بین‌المللی به‌دلیل نزدیکی و دوستی اولیه‌ی غنی با پاکستان در حمایت از او است. آینده‌ی روابط افغانستان و پاکستان، چنانچه غنی در مصاحبه‌یی با «دِ هندو» گفت به این وابسته است که رهبری پاکستان «فراتر از اطمینان‌دادن‌های کلامی‌اش اقدام می‌کند» یا خیر. کابل که در وضع دشواری گیر افتاده است، دروازه را برای بهبود روابط باز نخواهد کرد، این پاکستان است که باید اولین‌گام را برای بهبود روابط دوجانبه و توسعه‌ی اجتماعی-اقتصادی و امنیت منطقه بردارد. با این‌حال، این‌بار بهبودی روابط افغانستان و پاکستان به قیمت روابط کابل با هند به‌دست نخواهد آمد.

http://www.etilaatroz.com/44195