گفت‌وگو با ضمیر کابلوف ؛

بازخوانی یک رابطه تاریخی ویژه

۱۴ جدی ۱۳۹۵

مصاحبه‌کننده: محمد اوزتورک

برگردان: حمیدمهدوی قدرت‌الله احمدی

خبرگزاری اناتولی با ضمیر کابلوف، نماینده‌ی ویژه‌ی رییس‌جمهور ولادیمیر پوتین به افغانستان و مدیر بخش دومی آسیایی وزارت خارجه مصاحبه کرده است. مصاحبه‌ی ویرایش‌شده‌ی زیر اندکی قبل از سالروز حمله‌ی شوروی به افغانستان که در ۲۷ دسامبر سال ۱۹۷۹ آغاز شد و ۱۰ سال بعد پایان یافت، انجام شده است.


خبرگزاری آناتولی: قبل از همه چیز، می‌خواهم از شما به‌خاطر موافقت با انجام مصاحبه تشکر کنم.
با آغاز نخستین دخالت شوروی در زمان سردار داوود، نخست‌وزیر افغانستان در سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳، همکاری میان اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان آغاز شد و اتحاد جماهیر شوروی کارهای زیادی انجام داده است. بسیاری از زیرساخت‌ها توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شدند. من شخصا از برخی از نقاط در افغانستان مانند کابل، تخار و دیگر جاها بازدید کردم. نمی‌دانم که مردم افغانستان این نقش اتحاد جماهیر شوروی را ستایش می‌کنند یا خیر. شما ایده‌یی در مورد سرمایه‌گذاری‌هایی که در افغانستان در دوران شوروی در بخش‌های اقتصادی، ارتش یا زیرساخت‌ها انجام شده‌اند، دارید؟
کابلوف: نسل جدید افغان‌ها ممکن این چیزها را به یاد نداشته باشد، اما نسل قدیمی‌تر البته که به‌خاطر دارد و اکنون آن‌ها به لطف چند عامل تاریخ اخیر خودشان بررسی می‌کنند. اجازه بدهید با ناکامی ایالات متحده‌ی امریکا و سپس القاعده، طالبان و مجاهدین آغاز کنیم.

خبرگزاری اناتولی: و امروز داعش …
کابلوف: بلی، البته که امروز داعش. همه‌ی آن‌ها با هم به ملت افغانستان کمک کردند تا نقش اتحاد جماهیر شوروی در ساختن کشورشان را به یاد بیاورند. پس، به این دلیل است که ما سپاسگزار همه‌ی این عناصر و عوامل هستیم، باوجودی که با برخی از آن‌ها دشمن هستیم. تعدادی هنوز شریک هستند، منظور ایالات متحده است. ما شاهد گرایشات جدید خواهیم بود؛ حالا صرف حدس می‌زنیم. منتظر بمانیم دونالد ترامپ، رییس‌جمهور جدید، سیاست‌اش در قبال افغانستان را توضیح بدهد. سپس قضاوت خواهیم کرد، نه در گفتار بلکه در کردار و عمل.

خبرگزاری اناتولی: فکر می‌کنید ترامپ در سیاست دیرینه‌ی واشنگتن در قبال افغانستان تجدید نظر خواهد کرد؟
کابلوف: نمی‌دانم، اما همه به‌شمول خودش می‌گویند که او یک تاجر است و یک شخص عملگرا. اگر درست باشد، او تلاش خواهد کرد ۱۵ سالِ امریکایی‌ها را با تمام متحدان امریکا تغییر بدهد. بنابراین، امریکایی‌ها، چنانچه ادعا می‌کنند، در ۱۵ سال نزدیک به یک تریلیون دالر مصرف کرده‌اند، هرچند من نمی‌دانم چگونه این مبلغ را مصرف کرده‌اند. همه‌ی این مبلغ پول به افغانستان نیامد. مهم نیست، پول ما نیست. بگذارید آن‌ها پول خودشان را حساب کنند. اما برای ما، این مهم است: این پول به افغانستان آمد تا کاری انجام بدهد که ما به‌عنوان اتحاد جماهیر شوروی قبل انجام داده‌ایم، اما بیهوده. با نگاه به وضعیت فعلی این کشور، فرض من این است که آقای ترامپ برای تغییر آن کاری انجام بدهد. چرا امریکا این‌همه پول، منابع انسانی و چیزهای دیگر را هزینه می‌کند؟ نتایج منفی‌اند، پس باید کاری انجام شود. البته، هرکسی می‌تواند روسیه را به‌خاطر آن متهم کند، این آسان‌ترین کار است چون این کار یک مُد است. برای ما مهم نیست، ما با آن عادت کرده‌ایم. این مردم در هنگام حمله بر روسیه عجیب و غریب هستند. آن‌ها یک چیز را فراموش می‌کنند: ما بیرون از جنگ سرد زندگی می‌کنیم. بگذارید به‌طور رسمی آن را بیان کنیم، صرف در ۲۰ سال گذشته بیرون از جنگ سرد زندگی می‌کردیم، اما ما برای مدت طولانی‌تر در جنگ سرد زندگی کردیم. ما با تمام تکنولوژی «جنگ سرد» بهتر از تکنولوژی «صلح سرد» آشنا هستیم. بنابراین، برای ما مشکلی نیست. ما آماده‌ی رویارویی با هرگونه چالشی هستیم. ما خواهان هیچ نوع جنگی نیستیم که می‌تواند سرد یا یکی دیگرش باشد. انتظار داریم که دونالد ترامپ رویکرد جدیدِ امریکایی در قبال افغانستان را در پیش بگیرد و او باید به چندین مسأله رسیدگی کند که نه‌تنها برای روسیه، بلکه برای بازیگران مهم منطقه‌یی مانند چین، ایران، پاکستان و دیگران مایه‌ی نگرانی‌اند. ایالات متحده، در پایان ناکامی‌اش، می‌خواهد در افغانستان پایگاه داشته باشد؟ ما پاسخ روشن نداریم. باراک اوباما از یک‌طرف نیروهای [امریکایی] در افغانستان را کاهش می‌دهد و از طرف دیگر او افغان‌ها را وادار می‌کند. آن‌ها نخست تلاش کردند این کار را با حامد کرزی انجام بدهند و بعدا آن‌ها حکومت جدید را وادار کردند تا موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی را امضا کند؛ موافقت‌نامه‌یی که [موجودیت] نه پایگاه امریکایی [در خاک افغانستان] را پیش‌بینی می‌کند. آن‌ها در ترکیه صرف یک پایگاه دارد، در افغانستان، آن‌ها حق استفاده از نه پایگاه کلان نظامی به‌علاوه‌ی تقریبا ده پایگاه دیگر را دارند. چرا؟

خبرگزاری اناتولی: این [پایگاه‌ها] برای شما مزاحمت می‌کنند؟
کابلوف: البته؛ چرا برای کسی مزاحمت نکنند؟ چرا در افغانستان؟ افغانستان کجاست و امریکا کجاست!؟ اگر ما چیزی شبیه آن را در مکزیک انجام می‌دادیم، برای امریکا مزاحمت نمی‌کرد؟ ما قبلا در کیوبا تجربه کرده‌ایم و پیامدش را می‌دانیم. فکر می‌کنم این کار قدیمی و از کارافتاده است. چرا آن‌ها این کار را پس از ۱۵ سال شعار مبارزه با تروریسم در افغانستان انجام می‌دهند؟ آن‌ها به‌شکل احمقانه‌یی تلاش می‌کنند بگویند که «این کار برای آموزش است». بی‌خیال! طرف شما احمق‌ها و نادان‌ها نیستند. ما دلایل [حضور نظامی فعلی ایالات متحده در افغانستان] را می‌دانیم. روسیه هرگز این را تحمل نخواهد کرد.

خبرگزاری اناتولی: هدف تهاجم ایالات متحده در افغانستان چه بود؟
کابلوف: چندین هدف. اما پیش از همه، آن‌ها پس از آن که از ایران بیرون انداخته شدند، این مشکل را دارند.

خبرگزاری اناتولی: منظورتان انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ است؟
کابلوف: بلی؛ آن‌ها [امریکایی‌ها] در انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ بزرگترین پایگاه نظامی‌شان در این منطقه را از دست دادند؛ پایگاهی که [امریکایی‌ها با داشتن آن] قادر بودند مناطق وسیعی آن بخش آسیا را کنترل کنند. بنابراین، افغانستان برای آن بود، چون این کشور یک گزینه در دسترس و یک کشور نزدیک به روسیه، آسیای مرکزی، چین، ایران و پاکستان است. امریکایی‌ها در مورد ظرفیت هسته‌یی پاکستان واقعا نگران هستند. همه‌ی احساساتِ اولین بمب اسلامی چیز دیگری است؛ این در حد شعار و لفاظی است اما با آن‌هم یک عامل است. [تهاجم سال ۲۰۰۱] جنبه‌های سیاسی و اقتصادی نیز داشت. افغانستان تقریبا در مرکز سه ذخیره از بزرگترین ذخایر هایدروکاربن جهان است: ذخایر خلیج فارس، دریای خزر و آسیای مرکزی. افغانستان به هرسه ذخیر دسترسی آسان دارد. قبلا، در دوران شاه، ایران به این هدف خدمت می‌کرد. با توجه به چینِ در حال رشد و روسیه‌ی در حال ظهورِ دوباره، آن‌ها به چنین چیزی نیاز داشتند. ما تکنولوژی‌ها را می‌شناسیم، داشتنِ [پایگاه‌های نظامی] در آن‌جا بسیار راحت‌تر و خطرناک‌تر است، همه چیز در آن‌جا به هدفِ حمله، در صورت نیاز، است. بنابراین، ما می‌دانیم، ما درک می‌کنیم و من [حرف‌های] کارشناسان نظامیِ ما در همان اوایل مرحله‌ی خروج [سربازان امریکایی] توسط اوباما را به خاطر دارم که آن‌ها همه چیز را محاسبه کرده‌اند. امریکا، با داشتن چنین زیربنایی به‌عنوان اساس، دو تا چهار هفته زمان نیاز دارد تا نزدیک به ۱۰۰ هزار سرباز را دوباره در همین پایگاه‌ها مستقر سازد. چنین [اقدامی] از نظر موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده یک تهاجم نخواهد بود. ما از همان آغاز به افغان‌ها هشدار دادیم که اگر امریکایی‌ها از این زیرساخت‌ها علیه منافع ملی ما استفاده کنند، این [موافقت‌نامه‌ی دوجانبه] پیامدهایی برای روابط دوجانبه‌ی ما خواهد داشت. آن‌ها گفتند که امریکایی‌ها وعده داده‌اند. خوب، ما ارزش وعده‌های امریکایی‌ها را می‌دانیم.

خبرگزاری اناتولی: سوال دوم ما به دخالت ارتش شوروی مربوط می‌شود که در ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ آغاز شد.
کابلوف: بلی؛ در روزهای آینده سالروز آن خواهد بود.

خبرگزاری اناتولی: بلی، سالروز. چه فکر می‌کنید دلیل دخالت نظامی اتحاد جماهیر شوروی چه بود؟ به‌خاطری که روابط با افغانستان از زمان داوود خوب بود؟
کابلوف: نه از زمان داود؛ بگذار مفصل‌تر پاسخ بدهم. روابط ما از زمانی آغاز شد و هرگز پس از آن مختل نشد که نخست ما و سپس شما [ترکیه] حکومت امان‌الله خان را به رسمیت شناختیم.

خبرگزاری اناتولی: در سال ۱۹۱۹ …
کابلوف: بلی، در سال ۱۹۱۹. ما در ماه می و شما اندکی بعدتر، اما در عین سال [حکومت امان‌الله خان را به رسمیت شناختیم]. ما دو نخستین کشورهایی بودیم که امان‌الله را به‌عنوان یک رهبر مستقل و پادشاه افغانستان به رسمیت شناختیم. وقفه و خللی در روابط ما و افغانستان وجود داشت، اما پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۵۳ تقویت شد، چون دوران جنگ سرد بود. امریکایی‌‌یها کودتای مصدق [در سال ۱۹۵۳] در ایران را ترتیب دادند و ایران را به فهرست سیاهه خودشان تبدیل کردند. آن‌ها توانستند این کار را در آن زمان انجام بدهند. بنابراین، افغانستان بسیار مهم بود. البته، مبارزه با استعمار در هند و پاکستان نیز یک عامل بود. در واقع، تعامل اقتصادی با افغانستان در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰ آغاز شد. پس از سال ۱۹۵۴، در جریان ۲۹ سال، ما به افغانستان بسیار کمک کردیم. پروژه‌ها کلان متعلق به این دوره است. [این پروژه‌ها] در زمان ظاهر شاه بود. داوود برای مدتی نخست‌وزیر بود، چون او توسط پادشاه اخراج شده بود. بعدا، او کودتایی را علیه شاه ترتیب داد.

خبرگزاری اناتولی: به تنهایی کودتا کرد؟
کابلوف: خوب، [کودتای] ما نبود. ما آن را طرح نکرده بودیم. این یک شگفتی دیگر برای ما بود. بلی، تعداد زیادی از افسران ارتش که کودتا کردند، در اتحاد جماهیر شوروی آموزش دیده بودند. اما تمام افسران فارغ‌التحصیل ارتش یا در کشور ما [اتحاد جماهیر شوروی، یا در شما [ترکیه]، در این دو مرکز آموزش نظامی کلان برای افغان‌ها. آموزش دیده بودند. شما [ترکیه] نیز به ارتش افغانستان این آموزش را دادید.

خبرگزاری اناتولی: تعداد از افسران …
کابلوف: بلی، البته، اما شما بدون هزینه شرایط بهتری مهیا کردید. بسیاری از آن‌ها به روسیه آمدند. بنابراین، اتحاد جماهیر شوروی پشت کودتای داوود خان قرار نداشت، چون ما در آن زمان از بیچاره ظاهرشاه بسیار راضی بودیم. او فروتن بود، او با ما همکاری عالی داشت. چرا ما باید این کار را می‌کردیم؟ پس، لحظه‌ی تاسف‌آوری بود. اما حالا برای این‌که درک کنیم چرا «دفتر سیاسی» اتحاد جماهیر شوروی، حزب کمونیست چرا [در افغانستان مداخله‌ی نظامی کرد]، باید با برداشت‌ها و مشاهدات آن زمان فکر کنید. دوران جنگ سرد بود، جنگ سردِ تمام‌عیار. [باید به] نظام دو قطبی، حزب کمونیست، رهبری و همه چیز از طریق عینک [نگاه کنید]. تکنولوژی، مثل [تکنولوژیِ] امروز نبود و برای ما مایه‌ی نگرانی بود. بنابراین، برداشت این‌که چگونه رهبری کمونیست اتحاد جماهیر شوروی [در افغانستان مداخله‌ی نظامی کرد] این‌گونه است. آن‌ها از تصاحبِ بالقوه‌ی افغانستان توسط امریکایی‌ها ترسیده بودند. شاید نه، اما من برداشت آن‌ها از جهان را این‌گونه فکر می‌کنم. و بعد از آن، اظهارات احمقانه، مانند این که روس‌ها قصد دارند بر پاکستان مسلط شده و به آب‌های گرم [نزدیک شوند]، مطرح شد. هیچ سندی وجود ندارد، هیچ‌کسی در مورد این مسأله و فراتر رفتن از آن بحث نکرد، اما در هرصورت، حضور در افغانستان مهم بود.

خبرگزاری اناتولی: احتمالا این یک پرسش تکان‌دهنده خواهد بود. نمی‌دانم کسی قبلا از شما پرسیده است یا خیر. آیا اتحاد جماهیر شوروی گاهی در مورد تهاجم بر پاکستان فکر کرده بود؟ چون پاکستان پایگاه تدارکاتی مقاومت افغانستان بود.
کابلوف: خوب اگر امکان دارد، می‌توانیم روی این مسأله به‌صورت فرضی بحث کنیم. اما، البته، من در آن زمان در سفارت شوروی یک دیپلمات تازه‌کار و پایین‌رتبه بودم و به یاد ندارم. هرگز از کسی نشنیدم در مورد آن بحث کرده باشد. فکر می‌کنم که رهبری شوروی خطرات چنین چیزی را درک کرده بود [که این کار] آغازگر یک جنگ و درگیری کلان‌تر خواهد بود – روی‌هم‌رفته، پاکستان قبلا کلاهک‌های هسته‌یی داشت. اما آزمایش نکرده بود، با آن‌هم اما ما مشکوک بودیم. ما با بسیاری کسانی که در آن زمان روسای کلان بودند، صحبت کردم. روی این مسأله هیچ‌گاهی بحث نشد. اما مسأله‌ی چگونگی از بین بردن چنین پایگاه‌هایی در داخل پاکستان یک بحث عملیاتی بود و این طبیعی است.

خبرگزاری اناتولی: من در مورد هسته‌یی شدن پاکستان پرسش دیگری دارم. کی به پاکستان اجازه داد؟ چون بدون رضایت قدرت‌های هسته‌یی جهان، تولید سلاح‌های هسته‌یی ممکن نیست.
کابلوف: این درست نیست، پاکستان این را ثابت کرد. اما اتحاد جماهیر شوروی دوست پاکستان نبود.

خبرگزاری اناتولی: شاید ایالات متحده؟
کابلوف: ایالات متحده، چین… پاکستان دوستان زیادی داشت. نمی‌دانم کدام یکی. همه داکتر عبدالقدیر خان [دانشمند هسته‌یی پاکستان] را مقصر دانستند. اما کسی باید [حمایت] کند، چون مسأله تنها استفاده از هوش یا دانش تخنیکی نیست. برخی از بازیگران، عربستان سعودی نیز… بین قدرت‌های بزرگ توافق نظر وجود نداشت. این احتمال وجود دارد.

خبرگزاری اناتولی: اتحاد جماهیر شوروی سابق چه وقت تصمیم گرفت به جنگ افغانستان پایان بدهد؟ چون برخی‌ها می‌گویند که در سال ۱۹۸۸، اما من فکر می‌کنم زودتر از آن.
کابلوف: […] حضور نظامی ما در افغانستان مانعی برای توسعه‌ی اتحاد جماهیر شوروی پنداشته شد. بنابراین، از این لحاظ بلی، به‌صورت مشخص ۱۹۸۵ مهم بود؛ چون تلفات ما، تلفات نظامی ما، به دلایل مختلفی افزایش یافت. اما باز هم، دلیل اصلی، عدم محبوبیت این جنگ در داخل اتحاد جماهیر شوروی بود. دلیل این عدم محبوبیت تلفات بود. شرایط اجتماعی و اقتصادی در اتحاد جماهیر شوروی این ایده را خلق کرد، مردم آن را باور کردند. پول زیادی در افغانستان مصرف نشد. نمی‌توانیم تقصیر همه‌ی مشکلات و اقتصادِ اتحاد جماهیر شوروی را به گردنِ هزینه‌های ما در افغانستان بیاندازیم. نه … مسأله بیشتر یک مسأله‌ی ساختاری در داخل اتحاد جماهیر شوروی و ناکارآمدی اقتصاد بود. البته، افغانستان بر مشکلات افزود، اما تعیین‌کننده نبود.

خبرگزاری اناتولی: تعدادی می‌گویند که موشک‌های استینگر…
کابلوف: بلی، موشک‌های استینگر نقش مهمی ایفا کردند. مشخصا، علیه چرخبال‌ها. اکنون، افغان‌ها مشتاق هستند این چرخبال‌های MI-35 را از ما به‌دست بیاورند. آن‌ها، در آن زمان معروف‌ترین و و کارآمدترین چرخبال‌های توپدار بودند. موشک‌های استینگر به‌طور خاص علیه آن‌ها کارآمد بودند.

خبرگزاری اناتولی: شما اشاره کردید که تصمیم خروج اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۵ اتخاذ شد، اما موشک‌های استینگر بعد از آن عرضه شد.
کابلوف: بلی، اما من به شما گفتم که در سال ۱۹۸۵ ما تلفات بیشتر داشتیم. چون در آن زمان امریکایی‌ها و متحدانش عربستان سعودی، همه، تقریبا همه، از مجاهدین افغانستان حمایت می‌کردند، برای آن‌ها دعا می‌کردند و آن‌ها را بزرگتر و بزرگتر ساختند. بنابراین، تعداد مجاهدین افغانستان در سال ۱۹۸۵ بسیار بالا بود. پس، آن‌ها توانستند صدمات زیادی را بر ارتش شوروی و افغانستان وارد کنند. دلیلش این بود.

خبرگزاری اناتولی: در مورد این تلفات. شما باید داده‌ها و آمار داشته باشید؟
کابلوف: ببینید، من این‌جا کتاب‌های زیادی در مورد افغانستان دارم، در مورد کسانی که در جنگ افغانستان جنگیدند.

خبرگزاری اناتولی: به یاد دارم گنادی گراسیموف، سخن‌گوی [وزارت خارجه‌ی شوروی] در آن زمان، تلفات نظامی را رسما بیش از ۱۵ هزار تن اعلام کرد.

کابلوف: ۱۵۵۴۵ تن. چیزی در آن حدود.
خبرگزاری اناتولی: و این تنها تعداد کشته‌شده‌ها در پایان بود. اگر سربازانی را که در ارتش خدمت کردند و زخم برداشتند، [تلفات] احتمالا بیشتر بوده؟
کابلوف: شاید.

خبرگزاری اناتولی: و از سوی دیگر، برخی‌ها از تلفات حدود یک میلیون افغان صحبت می‌کنند؟
کابلوف: این آمار جعلی است. این آمار را بارها شنیدم.

خبرگزاری اناتولی: پس آمار شما چقدر است؟
کابلوف: هیچ‌کس، هیچ‌کسی هیچ‌گاهی محاسبه نکرده است. آخرین سرشماری در افغانستان در سال ۱۹۷۸ در دوران رژیم داوود خان، قبل از [انقلاب اپریل] انجام شد. جمعیت افغانستان در آن زمان ۱۵.۲ میلیون بود. این ارقام توسط امریکایی‌ها و دیگران به‌منظور تحت تاثیر قرار دادنِ جهان اختراع شد [تا بگویند که] «به قصابان روسی نگاه کنید، آن‌ها چنین می‌کنند».

خبرگزاری اناتولی: شما آمار خودتان را دارید؟
کابلوف: نه، چطور می‌توانید تصور کنید که ما در افغانستان آمار حفظ می‌کنیم؟ ما در آن‌جا جنگیدیم، ما در آن‌جا ماندیم، بدون آمار. اما نه‌تنها ما، بلکه هیچ‌کسی آمار نداشت.

خبرگزاری اناتولی: آیا برای خسارات مادی‌تان مبلغی تعیین کرده می‌توانید؟ به‌طور مثال، برخی می‌گویند که خسارات ایالات متحده در افغانستان و عراق به ۳ تریلیون دالر بالغ می‌شود.
کابلوف: درک مشکلی وجود دارد. غرب دوست دارد از این ایده که روسیه سالانه ۵ میلیارد دالر در افغانستان مصرف کرد، انتقاد کند. محاسبه‌ی آن بسیار دشوار است، چون می‌دانید که روبل در آن زمان قابل تسعیر نبود. حتا درک آن‌ها بسیار دشوار است. آن‌ها، به‌طور مثال، نه‌تنها قیمت تجهیزات نظامی، بلکه گندم، تجهیزات، مواد غذایی و همه چیز را می‌گیرند. آن‌ها قیمت تعیین می‌کنند. چون آن‌ها مبلغی که از اتحاد جماهیر شوروی به داخل افغانستان فرستاده شد را می‌دانند و برای آن‌ها یک قیمت بازار جهانی تعیین می‌کنند. اما برای حکومت روسیه، قیمت، قیمت یک بازار جهانی نبود، قیمت‌های محلی روسیه بود. به این دلیل، خسارات مادی در افغانستان چند مرتبه کمتر بود. بنابراین، بسیار دشوار است به شما خسارات واقعی خسارات واقعی، یعنی بودجه‌ی اتحاد جماهیر شوروی برای جنگ افغانستان، را بگویم. دشوار است، برای ما مهم نیست که غرب با آن ۴ تا ۵ میلیارد دالر در یک سال خوشحال است یا خیر. پس چه؟ نمی‌توانیم آن را برگردانیم. چرا باید روی آن مجادله داشته باشیم؟ می‌توانیم روی یک میلیون تلفات مجادله کنیم. بلی، ما نزاع خواهیم کرد. هیچ‌کسی نمی‌خواهد مجادله کند.

خبرگزاری اناتولی: فکر می‌کند ریشه‌های داعش و القاعده به دوران شوروی باز می‌گردد؟
کابلوف: نه، نه، نه. القاعده در دوران شوروی ظهور نکرد، بعدا ظهور کرد.

خبرگزاری اناتولی: بلی، اما آیا فکر می‌کنید که بی‌ثباتی افغانستان به‌دنبال تهاجم شوروی در سال ۱۹۷۹ احتمالا به ظهور گروه‌های افراطی منجر شده است؟
کابلوف: فکر می‌کنم پاسخ فراتر از آن است. اسامه بن‌لادن، یک سعودی یمن‌تبار، و بسیاری از دیگران که از اوضاع در جهان اسلام ناراض بودند خواستند با چالش‌ها مواجه شوند، از جمله چالش‌هایی که آن را تهدیدی برای اسلام دانستند. یکی از شعارهای اصلی حمایت از افغانستان [در دوران تهاجم] این بود که اتحاد جماهیر اسلامی برای از بین بردن اسلام آمده است. این شعار به اندازه‌ی کافی خوب بود. افراد زیادی تشویق شدند که بروند و در افغانستان بجنگند و آن‌جا جهاد کنند.
افغانستان یک مکان مناسب برای دیدار افراد همفکر شد. با این‌حساب، بلی. این بسیار راحت بود که آن‌جا بروی، آموزش بدهی، اما برای انجام چه؟
کی می‌خواهد در یک کشور کوهستانی سرگردان باشد؟ آرزوها بیشتر و فراتر از آن بود. آن‌ها حتا بی‌ثباتی‌های بیشتری در افغانستان به‌وجود آوردند. اما آن‌ها کی بودند؟ مجاهدینی که از امریکا و عربستان سعودی پول می‌گرفتند، یک دالر امریکا با دالرهای نفتی عربستان مقایسه می‌شد. چین، شما همه را می‌دانید، حتا ایران و پاکستان.

خبرگزاری آناتولی: این مهم است که شما از چین نام می‌برید….
کابلوف: در آن وقت، مشخص بود، این موضع رسمی چین بود. این پنهان نبود…

خبرگزاری آناتولی: چین یک بازیگر خاموش بود و نقش بسیار بزرگی را در تجهیز تمامی گروه‌های نظامی توسط احتمالا دالرهای نفتی ایفا کرد. آیا در آینده چین نقشی را در افغانستان بازی خواهد کرد؟
کابلوف: چین امروز در افغانستان نقش دارد و همکار ما است.

خبرگزاری آناتولی: در ارتباط با طالبان، آیا شما فکر می‌کنید این یک هویت محلی است یا گروهی است که از بیرون مدیریت می‌شود؟
کابلوف: اول از همه، طالبان یک‌دست نیستند. در میان طالبان، شاخه‌های مختلف تقریباً با زمینه‌های ایدئولوژیکی متفاوت وجود دارند.
اما به‌طور کلی، رهبری اصلی، رهبری فعلی و بخش عمده‌ی طالبان – در نتیجه‌ی تمامی این درس‌های تاریخی که آن‌ها در افغانستان گرفته‌اند، حالا به یک نیروی محلی تبدیل شده‌اند. آن‌ها ایده‌ی جهادگرایی جهانی را ترک کرده‌اند. آن‌ها از این‌که اسامه بن‌لادن را پیروی کردند، ناراحت و پشیمان‌اند. و من به‌خوبی به یاد دارم، من در سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ در قندهار بودم و پیش چشمم طالبان جوانی را دیدم که گفت‌وگو می‌کردند.

خبرگزاری آناتولی: آیا شما ملا محمد عمر را ملاقات کردید؟
کابلوف: بلی، البته، همچنان من به یاد می‌آورم که آن‌ها زبانی را صحبت می‌کردند که امروز داعش صحبت می‌کند، در کل فرق ندارد. سناریوی مشابه، ایدیولوژی مشابه، مردم متفاوت. و من به‌خوبی به یاد می‌آورم که من در شورای قندهار می‌نشستم و صحبت می‌کردم و در دیوار آن یک نقشه‌ی بزرگ بود که در عربستان سعودی به چاپ رسیده بود. خلافت، در همه‌جا. خاورمیانه بخشی از آن بود، البته افغانستان هم بخشی از هند، آسیای مرکزی تا اطراف شهر مسکو ما. آن‌همه خلافت بود. من این نقشه را در دیوار دیدم.
بنابراین، آن‌ها از نتیجه‌ی این پالیسی رنج کشیدند و طالبان گفتند «نه، ما یک نیروی محلی هستیم. کشور ما به‌واسطه‌ی صلیبیون مورد تهاجم قرار گرفته و ما حالا علیه دشمنان اسلام و اشغالگران می‌جنگیم. و البته ما حکومتی را می‌خواهیم که لیاقت یک ملت اسلامی را داشته باشد و ما باید براساس قوانین و معیار شریعت زندگی کنیم، لذا ما این نوع حکومت را می‌خواهیم. بسیار آسان».
اما در میان طالبان، شما می‌توانید گروه‌های پرنفوذی مانند شبکه‌ی حقانی را پیدا کنید که ایدئولوژی‌شان بیشتر رادیکال است، نزدیک‌تر به داعش. من می‌توانم بگویم که آن‌ها همه‌ی ایده‌ها را ترک نکرده‌اند.
دلایل زیاد برای طالبان وجود دارند که یک‌دست نباشند. دلیل قبیلوی هم مهم است. قبایل مختلف پشتون، شما می‌دانید در افغانستان بیشتر از ۲۰۰ قبیله و طایفه وجود دارند. تمامی این دشمنی‌ها و رقابت‌ها به ۳۰۰ سال قبل بر می‌گردد. پاسخ کوتاه من این است که امروز طالبان عمدتاً یک نیروی محلی است.

خبرگزاری آناتولی: آیا شما یک برنامه‌ی صلح برای افغانستان دارید و آیا شما کنفرانسی را در این خصوص دایر می‌کنید؟
کابلوف: نه، ما کدام برنامه‌ی صلحی برای افغانستان نداریم.

خبرگزاری اناتولی: چرا نه؟
کابلوف: ما امریکایی نیستیم که برای ملت‌های دیگر برنامه بسازیم. ما عادت بد نداریم. دوماً، ما برنامه‌یی برای برگزاری کنفرانس هم نداریم، به‌خاطری‌که چنین چیزی از ما خواسته نشده است.
چه نوع کنفرانسی؟ ما به‌عنوان جامعه‌ی بین‌المللی هر سال یک کنفرانس در مورد افغانستان داریم. ما مهارت برگزاری کنفرانس عالی را داریم، دو مورد آخرش در امریتسار و بروکسل بود.

خبرگزاری آناتولی: قلب آسیا….
کابلوف: بلی، قلب آسیا، پروسه‌ی استانبول… ما در برگزاری کنفرانس مهارت داریم، اما ما در دست‌یابی به یک نتیجه‌ی واقعی ناکامیم. هیچ کنفرانس نمی‌تواند صلح را در افغانستان بیاورد.

خبرگزاری آناتولی: من فکر می کنم که شما حالا مصمم‌تر از امریکا هستید که صلح را در افغانستان بیاورید.
کابلوف: صلح باید بین طالبان و حکومت افغانستان باشد. برای آن، مطابق به قوانین بین‌المللی و اصول سیاست خارجی فدراتیف روسیه، از ما باید خواسته شود. هردو طرف، از ما بخواهند: «لطفاً چنین کنفرانسی را ترتیب دهید، ما می‌خواهیم تحت نظر شما صلح کنیم». ما تا حالا چنین درخواستی را دریافت نکرده‌ایم. اگر شما دریافت کرده‌اید، خبرمان کنید.

خبرگزاری آناتولی: افغانستان را در دو دهه‌ی آینده چگونه می‌بینید؟ ایا جنگ ادامه خواهد یافت یا صلح خواهد شد؟
کابلوف: من آرزو می‌کنم برای دو دهه بیشتر مطمئن باشم، به‌خاطری که شما ممکن است مرا دو دهه بعد برای جوابگویی پیدا نتوانید. من فکر می‌کنم آن‌جا در افغانستان صلح خواهد شد، اما شرایطی وجود دارند. اول، یک صلح ممکن آینده در افغانستان باید امروز و فردا به‌وجود آید. اگر تغییراتی در تلاش‌های بین‌المللی به‌وجود نیاید، این کمک خواهد کرد تا سه چیز بهبود یابد: اقتصاد، اداره و ارتش، [در غیر آن] افغانستان به‌طور کلی آینده‌یی ندارد.
افغانستان نابود خواهد شد، از هم خواهد پاشید. اما ما امیدواریم بتوانیم [سه شرط فوق] را انجام دهیم. ما این سناریو را نمی‌خواهیم، به‌خاطری که از هرجهت، این برخلاف منافع کشور من و کل منطقه است.
این خیلی آسیب‌پذیر و خطرناک خواهد بود. به همین دلیل، ما امیدواریم سه شرط فوق در ۲۰ سال آینده در افغانستان محقق شود، آن‌وقت آن‌جا صلح خواهد بود.

خبرگزاری آناتولی: اگر نه؟
کابلوف: اگر نه، افغانستان نابود خواهد شد.

خبرگزاری آناتولی: آیا شما به‌طور جنگی را پیش‌بینی می‌کنید؟
کابلوف: در مراحلی، یک جنگ علیه همه خواهد بود. اما آن‌جا بخش‌هایی از کشور خواهد بود که خود را دولت‌های مستقل اعلام می‌کنند و آن‌ها بسیار وابسته خواهند بود. به‌خاطری‌که منابع مستقل از همسایه‌ها وجود نخواهد داشت، زود یا دیر {این وضعیت} عجیب‌وغریب خواهد بود، اما بعد از آن باور کنید، آن‌ها در دهه‌ی بعد دوباره یکجا خواهند شد.

خبرگزاری آناتولی: بعد از ظهور داعش، آیا شما فکر می‌کنید که تهدیدات القاعده به‌گونه‌ی کامل از بین رفته است؟
کابلوف: نه، تهدید القاعده تمام نشده، اما کمتر شده است. داعش به‌عنوان رقیب القاعده، بسیار زیرکانه عمل می‌کند. این از تمامی اشتباهات القاعده آموخته است. این گروه افراد بسیار عالی و ماهر را آورده است که پالیسی را طرح، دیزاین و اجرایی کند. البته، آن‌ها هرجا موفق نیستند.
آن‌ها معتقد بودند که هیچ‌کسی با آن‌ها در جاهایی مانند سوریه رقابت نمی‌توانند ولی اشتباه کردند، اما این به‌معنای آن نیست که آن‌ها تمام شده‌اند. من باور ندارم که داعش یک رهبر دارد. بغدادی یا چیزی، یک پدیده است بدون رهبری متمرکز، تنها یک چیز متمرکز است: آن ایدئولوژی است و این ایدئولوژی با افراد زیاد به اشتراک گذاشته شده است. اما داعش و چیزهای مشابه وجود خواهند داشت تا زمانی که مشکلات جهان وجود داشته باشد. منظورم این است که جهان مسلمانان احساس می‌کنند که توسط دنیای غرب مهار شده‌اند و تا زمانی که رهبران بعضی از کشورهای مسلمان بسیار ثروتمنداند، اما مردم نه. هرکس گناه را به گردن غرب می‌اندازد. به این دلیل که استثمار می‌کند. این لفاظی اجتماعی- سیاسی بسیار عمومیت دارد. و این یک توضیح برای نسل جوان است.
برای مثال: «چرا من مانند آن‌هایی که در تلویزیون می‌بینم، اروپایی‌ها و مردمان دیگر، موفق نیستم. به‌خاطری‌که آن‌ها سرمایه‌های ما را گرفته و استفاده کرده‌اند». این باور در دل و ذهن نسل‌های جوان مسلمانان وجود دارد. این یک مشکل است.

خبرگزاری آناتولی: کی پشت سر داعش قرار دارد؟
کابلوف: خوب، شیطان (خنده).
خبرگزاری آناتولی: مطمئنا، آیا شما نامی برای آن شیطان دارید؟
کابلوف: داعش پدران زیادی دارد. ما یک ضرب‌المثل خوب روسی داریم، شاید شما هم در ترکی. وقتی طفل نرس‌های زیادی دارد، آن طفل ممکن است یک چشم خود را از دست بدهد. آشپزهای زیاد این آب‌گوشت را خراب می‌کنند. البته، شما بهتر از من می‌دانید، شما به محل تولد داعش نزدیک‌تر هستید.

خبرگزاری آناتولی: یک فاکتور مهم که منطقه به‌شمول فدراسیون روسیه را متاثر می‌سازد، مواد مخدر تولیدشده در افغانستان است. آیا شما رابطه‌یی میان امریکا و مواد مخدر در افغانستان می‌بینید؟ براساس آمار سازمان ملل، در دوره‌ی پایان طالبان، کشت تریاک تقریبا صفر بود، اما در دوره‌ی تهاجم امریکا، این رقم به بالاترین حد خود رسیده است.
کابلوف: من در مورد آمارهای سازمان ملل مطمئین نیستم. چراکه من آمارهای خود را دارم و من تمام این ترفندهای سازمان ملل را هم می‌دانم. به‌خاطر این‌که من دوونیم سال به‌عنوان عضو ارشد سیاسی سازمان ملل در افغانستان ماموریت انجام داده‌ام، بنابراین من به‌عنوان یک خودی می‌دانم آن‌ها این کار را چطور انجام می‌دهند.
امریکا پدرخوانده‌ی تولید مواد مخدر در افغانستان است. چرا؟ به این ‌خاطر که پیش از جهاد، محصولات خشخاش در افغانستان بسیار کم بود. در اوج جهاد، استفاده از آن به‌شکل گسترده اغاز شد. سی‌آی‌ای دهلیزهایی را برای پروسس و فروش هیروئین فراهم ساخت. با این‌حساب، امریکایی‌ها مانند پدرخوانده‌یی برای مواد مخدراند.
بعد از آن، این تبدیل به تجارت بزرگ‌تر شد که هرکس به‌دنبال آن راه افتاد. با توجه به این‌که طالبان به اصطلاح بسیار خوب که کشت خشخاش را متوقف کردند و امریکایی‌های بد، من یک نکته دارم: نه درباره‌ی امریکایی‌های بد، اما در مودر طالبان خوب. پیش از این‌که طالبان در قندهار به قدرت برسند، سومین سال خشک‌سالی در افغانستان بود که زمین‌های زیاد مواد مخدر را از بین برده بود. دلیل اینست، نه طالبان.
دوم، زمانی که طالبان به قدرت رسید، آن‌ها تمامی دست‌اندرکاران مواد مخدر را دعوت و جمع کردند و گفتند: «حالا، این حرام است، اما ما این حرام را به صلیبی‌ها می‌فرستیم تا پول برای مسلمانان به‌دست آوریم. اما این تحت کنترل ما می‌باشد. شما حق ندارید که آن را بفروشید و آن را انتقال دهید. این متمرکز خواهد شد».
آن‌ها مجبور کردند، آن‌ها بعضی از دست‌اندرکاران مواد مخدر را که جدیت این طرح را نفهمیدند و کار خود را ادامه دادند، کشتند. چرا آن‌ها این کار را می‌کنند؟ برای این‌که آن‌ها با مافیای بین‌المللی مواد مخدر در ارتباط بودند. می‌دانید که در آن‌وقت اول بودند؟ البانیایی‌ها این تجارت را انجام می‌دادند.

خبرگزاری آناتولی: آلبانیایی‌ها؟
کابلوف: آلبانیایی‌ها… آن‌ها با برخی افراد شورای قندهار صحبت کرده بودند نه با شورا اما با برخی افراد. این البانیایی‌ها بودند که طالبان را ملاقات کردند و به آن‌ها گفتند: «تولید زیاد هیرویین را متوقف کنید، قیمت مارکیت‌ها کاهش پیدا می‌کند. بیاید این را کنترل کنیم». از آن‌جایی‌که آن‌جا خشک‌سالی بود، آن‌ها بذرهایی را تهیه کردند که در خشک‌سالی مقاوم‌اند. البانیایی‌ها فقط از مافیای بزرگتر نمایندگی می‌کردند، من نمی‌دانم که پشت سر آن‌ها کیست. آن‌جا شبکه‌یی تحت فرمان مافیای بین‌المللی مواد مخدر می‌باشد. آلبانیایی‌ها فقط یک قطعه‌ی کوچک‌اند، صف‌های پیش رو.
لذا، به این دلیل افت در آمارها دیده می‌شود. واقعی نبود. طالبان هرگز کشت خشخاش را محو نکردند. آن‌ها برخی زمین‌های تریاک را که عشر و زکات پرداخت نمی‌کردند، نابود کردند، مالیات مذهبی، آن‌ها را تنبیه کردند. این یک اسطوره و افسانه‌ی طالبانی است.

خبرگزاری آناتولی: سوال آخری، شما اتحاد جماهیر شوروی را با فدراسیون روسیه‌ی امروز چگونه مقایسه می‌کنید؟ فدراسیون روسیه دست‌کم از نظر من بسیار موثرتر از اتحاد جماهیر شوروی است. آیا شما با این نظر موافق‌اید؟
کابلوف: البته، اگرچند من هردو را دوست دارم. البته، هرکس با شما موافق خواهد بود. روسیه بسیار موثر است ب‌خاطری‌که روسیه از اشتباهات گذشته‌ی خود بسیار آموخت. شاید من با تو شریک کرده باشم، وقتی من با امریکایی‌ها صحبت می‌کنم، همیشه به آن‌ها می‌گویم: «دوستان، تفاوت بین شما و ما این ست که شما دوست ندارید از تاریخ بیاموزید، شما دوست دارید تاریخ را بسازید».
ما از تاریخ می‌آموزیم و ما تلاش می‌کنیم اول‌تر از همه آن را تکرار نکنیم و پیشرفت کنیم. بعد از هر وقت، کافیِ کافی است. مردم روسیه در یک درک کلی، در دوران اتحاد جماهیر شوروی، با ایده‌های طلایی که ما ممکن خیلی به آن نزدیک می‌شدیم، اما هرگز به آن نرسیدیم، زندگی می‌کردند، اما به همین دلیل ما در فدراسیون روسیه زندگی می‌کنیم و برای زندگی منتظر نیستیم.

خبرگزاری آناتولی: بسیار تشکر از مصاحبه‌ی شما!

http://aa.com.tr/en/asia-pacific/exclusive-interview-with-russian-diplomat-zamir-kabulov/717573

http://www.etilaatroz.com/44561