مذاکرات آستانه؛ از بیانیه پایانی تا دستاوردهای میدانی

بهمن شمسی: در روزهای اخیر شاهد خبرها و تحلیل های قابل توجهی از جانب کارشناسان منطقه ای و فرامنطقه ای و «دوستان» و «مخالفان» دولت سوریه پیرامون نحوه انجام و سرانجام گفتگوهای صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان و دستاوردها و تبعات احتمالی آن برای هر یک از طرفین گفتگو بوده ایم ... در این بین اما آنچه درکنار شگفتی ناشی از نتیجه بخش بودن مذاکرات خودنمایی می کند، اتفاق نظر طرف های مذاکره بر مستثنی خواندن و تروریست دانستن داعش و جبهه النصره (فتح الشام) است، امری که بلافاصله آثار میدانی خود را نیز بروز داده است ... به نظر می رسد که تحولات مابعد نشست آستانه و انشقاق و اختلافات میان گروه های معارض با دولت سوریه هرچند تاکنون در راستای خواست و اهداف دولت این کشور و متحدین آن برآورد و تحلیل می شود، اما نباید از نظر دور داشت که شکل گیری اتحاد و ائتلاف های جدید نیز حکم تیغی دولبه را برای دولت سوریه و متحدین آن خواهد داشت ...
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۷
 
نویسنده: بهمن شمسی / دانشجوی دکترای مطالعات منطقه ای، دانشگاه تهران

ایراس: در روزهای اخیر شاهد خبرها و تحلیل های قابل توجهی از جانب کارشناسان منطقه ای و فرامنطقه ای و «دوستان» و «مخالفان» دولت سوریه پیرامون نحوه انجام و سرانجام گفتگوهای صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان و دستاوردها و تبعات احتمالی آن برای هر یک از طرفین گفتگو بوده ایم. از پرداختن به چرایی و چگونگی به ثمر نشستن سریع گفتکو و صدور بیانیه مشترک پایانی که توسط نماینده سرشناس دولت قانونی سوریه یعنی بشارجعفری قرائت گردید گرفته تا اذعان مخالفان جدی بشار اسد رئیس جمهور سوریه  مبنی بر ممکن نبودن یافتن راه حلی برای بحران سوریه بدون در نظر گرفتن بشار اسد و همچنین تأکید برخی خبرگزاری های بین المللی فرامنطقه ای بر میزان تأثیرگذاری فشارهای ایران بر کمرنگ شدن حضور و نفوذ آمریکا در مذاکرات آستانه و در نهایت ستایش و تمجید سازمان ملل از اعمال و اجرای موفق یک مکانیزم سه جانبه از سوی ایران، ترکیه و روسیه در راستای آفرینش و تحقق راهکاری سیاسی به منظور حل بحران سوریه، همگی، در دایره توجهات ناظران و کارشناسان جای گفته است.
 
در این بین اما آنچه درکنار شگفتی ناشی از نتیجه بخش بودن مذاکرات  خودنمایی می کند، اتفاق نظر طرف های مذاکره بر مستثنی خواندن و تروریست دانستن داعش و جبهه النصره (فتح الشام) است، امری که البته بلافاصله اثر میدانی خود را بروز داده و نگرانی، عصبانیت و واکنش «جنون آمیز» نیروهای تحت امر این گروه را سبب شده است. موافقت ترکیه با منفک سازی جبهة النصره واکنش احساسی دیگر حامی منطقه ای تروریست ها یعنی عربستان سعودی را نیز به دنبال داشته، به گونه ای که سفیر این کشور در ترکیه در بیانی غیر دیپلماتیک واحساسی اردوغان را خائن نامید (1)، این موضوع بیش و پیش از هرچیز نمایانگر تضعیف و «شکرآب شدن» روابط کشورهای همفکر دیروز در بحران سوریه و رسوخ تردید و بی اعتمادی در بین گروه های معارض تحت حمایت و پشتیبانی آنهاست که خود تبعات جدیدی را نظیر کنترل ناپذیر شدن این گروه ها رقم خواهد زد. این کنترل ناپذیری زمانی تشدید می شود که تنگناهای تحمیل شده بر معارضین از سوی جبهه مقاومت، یعنی کمبود فضا در نتیجه تراکم بیش ازحد گروه های معارض سوری در ادلب، فقدان منابع اقتصادی و به ویژه غذایی این شهر در مقایسه باحلب را نیز در نظر بگیریم. موارد فوق از یکسو تقابل و انشقاق این گروه ها و از سوی دیگر، اتحاد و ائتلاف یا به عبارت بهتر ادغام های جدیدی را رقم زده است.
 
در این میان آنچه بیش از بقیه موارد خبرساز شده است، تقابل دو گروه احرارالشام و جبهة النصره (جفش) و تلاش آنها به منظور یارگیری از میان گروه های تروریستی کوچکتر حاضر در عرصه میدانی سوریه می باشد. تلاش و تقابلی که با ملحق شدن گروه هایی نظیر «الویة صقورالشام»، «جیش الأسلام»، «کتائب ثوار الشام»، «جبهة الشامیة»، «جیش المجاهدین»، گروه «فاستقم کما أمرت» به أحرار الشام و اتحاد جبهه النصره (جفش) با گروه های «جندالأقصی»، گردان «نور الأیمان»، «نورالدین الزنکی»، «جیش السنة»، «جبهه أنصار الدین» و «لواء الحق» تحت عنوان واحد هیئت تحریر الشام به فرماندهی فردی به نام أبوجابر هاشم الشیخ (2)، نبردهای خونینی را بین این گروه ها در شمال و جنوب شهر ادلب رقم زده که منجر به کشته و زخمی شدن بسیاری از نیروهای دوطرف از جمله برخی از فرماندهان مطرح و مؤثر آنها نظیر «عبدالله مخزوم» و دستگیری و اسارت عده ای دیگر شده است (3).
 
ورای همه این مسائل و رخدادهای خونبار و تلاش حامیان منطقه ای این گروهها برای میانجیگری و حاکم کردن مجدد آرامش و صلح و سپس تجمیع توان آنها برای پرداختن به هدف اصلی و اساسی یعنی ساقط کردن دولت بشار اسد، آنچه در تحلیل میدانی و تلاش برای پیش بینی پذیر شدن تحولات آتی سوریه و منطقه به ذهن متبادر می شود، ریشه دواندن و تعمیق کینه و عداوتی است که میان گروه های متحد دیروز و معارض امروز رخنه کرده است. موضوعی که به دنبال کشته شدن ده ها نفر از طرفین در درگیری های چند روز اخیر رخ نموده است. از طرفی برخی از گروه های مؤثر و مطرح مانند  «صقور الشام» به دلیل انشقاق و جداشدن تعداد قابل توجهی از عناصر آن و همچنین کشته شدن برخی از فرماندهان میدانی و از دست دادن مقادیر قابل توجهی از تجهیزات نظامی خود طی درگیری های اخیر جبهة النصره (فتح الشام)، دیگر قادر نخواهد بود مانند گذشته ایفای نقش نموده و در قامت یک مدعی ظاهر شود. با این اوصاف و به دنبال تحولات سریع و غیر قابل کنترل روزهای اخیر در میان گروه های تروریستی و معارض سوری باید منتظر بود و دید که آیا مذاکرات آستانه از دستاوردهای  -در حال حاضر پنهان- دیگری به نفع دولت مرکزی سوریه و بشار اسد رونمایی خواهد کرد و آیا می توان شاهد ظهور و بروز آثار آن دستاوردها در معادلات میدانی سوریه طی روزها و ماههای آتی بود، یا اینکه حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای تروریست ها و گروه های معارض سوری خواهند توانست ائتلاف های جدید این گروه ها را ذیل عناوین جدید تحت کنترل خود درآورده، مدیریت نموده و اهداف خود را به گونه ای تحول یافته و جدید دنبال کنند.
 
به نظر می رسد که تحولات مابعد نشست آستانه و انشقاق و اختلافات میان گروه های معارض با دولت سوریه هرچند تاکنون در راستای خواست و اهداف دولت این کشور و متحدین آن برآورد و تحلیل می شود، اما نباید از نظر دور داشت که شکل گیری اتحاد و ائتلاف های جدید نیز حکم یک تیغ دولبه را برای دولت مرکزی سوریه خواهد داشت. از یکسو تداوم درگیری ها و تقابل های خونین مابین گروه های تروریستی و معارض دولت سوریه در کنار تنگناهای میدانی تحمیلی از جانب محور مقاومت یعنی تجمیع تروریست ها درشهر ادلب واقع درشمال سوریه  که دیگر، ظرفیت های شهری مانند حلب را برای اداره بی دغدغه گروه های تروریستی نداشته و سبب تداخل مواضع و تعمیق اختلافات فکری آنها با یکدیگر می شود، شاهد هدر رفت هرچه بیشتر توان نظامی، تسلیحاتی و نامتمرکز شدن این گروه ها در مقابله با دولت مرکزی سوریه خواهیم بود، امری که می تواند روشن کننده چرایی اصرار محور مقاومت بر تجمیع تروریست ها در شهر ادلب به دنبال مصالحه با آنها در حلب و دیگر شهرها باشد.
 
از سوی دیگر شکل گیری اتحاد و ائتلاف های جدید میان گروه های معارض و تروریستی که عمدتا در قالب دو گروه «أحرار الشام» و «هیئت تحریر الشام» قابل بررسی و مطالعه است، می تواند آن ها را سوای از یکه تازی داعش، از پراکندگی و تحرکات انفرادی خارج کرده و به آن ها توان عملیاتی فوق العاده ای ببخشد. این امر زمانی حساس تر خواهد شد که اختلافات فعلی در نتیجه تلاش حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای گروه های معارض تحت کنترل درآمده و سبب افزایش قدرت طراحی و اجرای عملیات از جانب این گروه ها شود. امری که هرچند به سبب کینه و عداوت شکل گرفته میان این گروه ها سخت و دشوار به نظر می رسد اما به عنوان یک احتمال، دور از ذهن نبوده و لزوم اندیشیدن راهکارهای مناسب و ایجاد آمادگی در جبهه مقابل یعنی دولت قانونی سوریه و متحدین آن را برای مقابله با سناریوهای احتمالی بیش از پیش لازم و ضروری نشان می دهد.
 
یادداشت ها:
1- یوم 7، «سفير السعودية بأنقرة: تركيا مسئولة عن دمار سوريا وتشريد أهلها»، 24 ژانویه 2017
2- فرانس 24 عربی، «فتح الشام "تضم أربعة فصائل مسلحة وتشكل تحالف" تحرير الشام»، 28 ژانویه 2017 (به نقل از الشرق الأوسط)
3- الجزیره، «"فتح الشام" تندمج مع أربعة فصائل بسوريا»، 28 ژانویه 2017؛ المرصد السوري لحقوق الإنسان، «التوترات تعود إلى إدلب مع استمرار عمليات الانضمام إلى هيئة تحرير الشام وحركة أحرار الشام وخلافات تظهر في جيش السنة»، 29 ژانویه 2017

http://www.iras.ir/fa/doc/note/2882/