در پسا داعش : دلایل غرب برای ادامه حیات داعش درخاورمیانه
دلایل غرب برای ادامه حیات داعش درخاورمیانه

دوشنبه 29 شهریور 1395
الوقت- در حالیکه به موازات تشدید شکست های داعش در عراق و سوریه، سناریوهای متعددی درباره دوران پساداعش مطرح می شود، برخی از تحلیگران معتقدند که پایان دادن به ماجرای شوم داعش در عراق و سوریه نیازمند چیزی فراتر از بازپسگیری قلمروها است و پیشرویهای ارضی ارتش و نیروهای مسلح را را نباید به معنی کفایت تلاشهای ضد داعش در عراق یا در سوریه دانست. این دسته از کارشناسان برای ترسیم آینده داعش، به فلسفه پیدایش این گروه تکفیری و اهدافی که در گسترش دامنه فعالیت آن نقش اساسی را ایفا میکند، اشاره کرده و بر این باورند که زمانی قدرت عملیاتی و خشونت بار داعش در عراق و سوریه کاهش خواهد یافت که حامیان غربی و منطقهای این گروهک، دیگر نیازی به آدمکشیها و اقدامات بسیار افراطی برای پیشبرد اهدافشان نداشته باشند؛ حال که، آن اهداف تحقق نیافته است، و از همین رو به طرق مستقیم و غیرمستقیم ( در عرصه عمل ) اجازه نخواهند داد که داعش در مسیر انحطاط و افول قدرت قرار گیرد.
در واقع، دنیای غرب (عمدتاً آمریکا، انگلیس و فرانسه همراه با رژیم صهیونیستی) و برخی دیگر از کشورهای منطقه از ناحیه حضور، استقرار و فعالیتهای خونبار داعش در عراق و سوریه، سه هدف کلان را جستجو میکند که هیچیک از این اهداف به طور کامل، تحقق نیافته است و به همین علت، دنیای غرب از پایان حیات داعش در این منطقه، استقبال نمیکند. این سه هدف عبارتند از:
1. انحراف اذهان از توجه به ضرورت مبارزه با رژیم صهیونیستی و مشغول کردن نیروهای مقاومت (تأمین امنیت رژیم صهیونیستی)
2. جلوگیری از قدرتمند شدن جبهه مقاومت اسلامی ( یک قدرت اسلامی بزرگ در منطقه) با محوریت جمهوری اسلامی ایران
3. ضعیف نگه داشتن عمده ترین کشورهای نفت خیز منطقه و زمینه سازی برای بازگشت دلارهای نفتی از طریق خرید محموله های تسلیحاتی جدید
براساس این دیدگاه، داعش در حال حاضر در تامین سه هدف مورد اشاره ( اهداف بالا)، نقشی بسیار اساسی دارد و از این لحاظ، مهمترین و مؤثرترین اهرم تاثیرگذار آمریکا و انگلیس در منطقه تلقی میشود؛ و لذا همانطور که در کارنامه ائتلاف به اصطلاح ضد داعش به رهبری آمریکا مشاهده میشود، مقامات واشنگتن و لندن، برخلاف شعارهای تبلیغاتیشان، به هیچ وجه در صدد آن نیستند که زمینههای از میان رفتن داعش را فراهم کنند، بلکه افزون بر آن و براساس شواهد متعدد در مسیر شکست کامل داعش در عراق و در راه پایان دادن به حیات سیاسی این گروهک نیز سنگ اندازی میکنند. چنانچه به سخنان باراک اوباما و دیگر مقامات آمریکا در ابتدای پاییز 1394 (هنگام تشکیل ائتلاف ضد داعش ) مراجعه کنیم شواهد دیگری از این سیاست به خوبی به چشم میخورد؛ به ویژه در آنجا که هم رئیس جمهور آمریکا و هم صاحبمنصبان نظامی این کشور، بر این موضوع پای میفشاردند که پدیده داعش دهها سال ( در برخی از اظهارات حدود سه دهه) در منطقه باقی خواهد ماند و از بین رفتنی نخواهد بود.
از این مسئله هم که بگذریم، عناصر تصمیم گیرنده در گروهک داعش در صورت افزایش فشارهای نظامی، منطقه مناسبتری را برای تداوم فعالیتهای ضد اسلامی و منفعت جویانه خود پیدا نخواهند کرد؛ چنانکه عزیمت و یا مهاجرت بخشی از نیروهای آن ها به شمال آفریقا، آنگونه که خواست این گروهک بوده، اهدافشان را تامین نکرده است؛ به ویژه آن که هر نوع حضور داعش در شمال آفریقا، موجب احساس خطر در اروپا شده و کشورهای اروپایی ( همچنین قدرتهای سرمایه داری که از تجارت بر روی مدیترانه سود میبرند) را واداشته است تا به هر صورت که شده، مقدمات پایان حضور داعش را در کشورهای این منطقه بخصوص لیبی فراهم نمایند. البته مهاجرت تروریستهای داعش به صحرای سینا و یا سومالی نیز مشکلات و موانع دیگری دارد که در مقایسه با دستاوردهای احتمالی، نمیتواند جذابیتی برای حضور گسترده تروریستهای داعش داشته باشد. این درحالی است که داعش و حامیان آن برای حضور در خاورمیانه، دلایل و اهداف گوناگونی را در سر می پرورانند.
تلگرام 09158919412