دکتر حسن بهشتیپور : جایگاه غرب آسیا در سند سیاست خارجی نوین روسیه
جایگاه غرب آسیا در سند سیاست خارجی نوین روسیه


یکشنبه 24 بهمن 1395
گفتوگو با دکتر حسن بهشتیپور/
سند نوین سیاست خارجی روسیه ازسوی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور این کشور به دستگاههای اجرایی روسیه ابلاغ شد. این سند سیاست خارجی روسیه نگاهی نوین به غرب آسیا داشته و برای نخستینبار ایران را در سند سیاست خارجیاش مورد لحاظ قرار داده و از همکاری همهجانبه با ایران سخن گفته است. برای بررسی سند سیاست خارجی روسیه و جایگاه غرب آسیا گفتوگویی با حسن بهشتی پور تحلیلگر ارشد اوراسیا داشتهایم:
با توجه به انتشار سند نوین سیاست خارجه روسیه، این سند در سیاست خارجی از چه جایگاه و اهمیتی بر خوردار است؟
بهطور کلی در سالهای بعد از فروپاشی شوروی، روسها سعی کردند؛ اسناد پایهای که جهتگیریهایشان را در سیاست خارجی و همچنین امنیت ملی و نظامی توضیح دهد را تولید کنند. مثلاً درمورد مسائل نظامی چهار سند مهم در سالهای 1993، 2000 ، 2010 و 2014 تولید کردند. آخرین دکترین نظامی آنها در سال 2014 مطرح شد. آنها درمورد امنیت ملی در سال 1993 و 2000 دو سند پایه فراهم کردند و دیدگاههای امنیتی خود را در رابطه با امنیت داخل و امنیت بینالملل مطرح کردند. در اسناد سیاست خارجی که در سال 1993 در دوره یلتسین، در سال 2000 دور اول ریاست جمهوری آقای پوتین، در سال 2008 و در دوران مدودف، و دستورالعملی که آقای پوتین بهعنوان سند سیاست خارجی در سال 2014 تولید کرد و آخرین آن هم که در روزهای اخیر منتشر شده است، رویکرد روسیه را در بخش سیاست اعلانی درمورد موضوعات مختلف بینالمللی و منطقهای توضیح میدهد. شناخت این اسناد بسیار مهم است؛ زیرا ما میتوانیم حداقل در بخش سیاست اعلانی ببینیم روسیه دیدگاهش درمورد مسائل بینالملل چیست.
با مقایسه سند اخیر در حوزه سیاست خارجی با سند پیشین چقدر تغییر در اهداف و اولویتها حاصل شده است؟
روسیه برخلاف گذشته که اسناد خود را با فاصله طولانی بهروز میکرد، با توجه به سرعت تحولات بهویژه از سال 2010 در منطقه غرب آسیا تلاش کرده است تا عملگرایانه برخورد و نسبت به تحولات بینالمللی اسناد جدیدی تدوین کند. تفاوت سند فعلی با سند قبلی در این است که مثلاً در سند قبلی مبارزه با داعش و گروههای تکفیری پیشبینی نشده بود؛ اما در سند اخیر بر روی این موضوع تأکید شده است. در سندهای قبلی درمورد مبارزه با افراطگرایی و یا درمورد مسئله تروریسم کلی سخن گفته شده بود؛ اما در اینجا مسائل مشخصاً باز شده است. در سند جدید رویکرد نسبت به غرب بهویژه آمریکا تهاجمی است همانطور که قبلاً بود؛ اما اینبار تعاملی بود، بنابراین متناسب با تغییر رویکردهای آمریکا و اروپا، روسیه سعی کرده است، در سیاست خارجی خود، اولویتهای خود را مطابق با تحولات روز تطبیق دهد.
اصولاً در سند جدید سیاست خارجه روسیه چه اهداف یا ویژگیهایی را درقبال منطقه غرب آسیا میتوان یافت؟
در فصل چهارم سند اخیر سیاست خارجی، اولویت های منطقه ای روسیه تشریح شده است. اگر بخواهیم بندها را ملاک اولویت قرار دهیم، غرب آسیا و شمال آفریقا اولویت هیجدهم سند است، بعد سوریه نوزدهم و بعد ایران در اولویت بیستم سند قرار دارد. بند 95 هم بهطور کلی بهمنظور حلوفصل مشکلات به موضوع غرب آسیا اشاراتی دارد، بنابراین در رویکرد اعلانی روسیه بر اهمیت غرب آسیا و کمک روسیه بهعنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل تأکید شده است. در این سند روسیه سازمان ملل را برای حلوفصل مشکلات غرب آسیا محور قرار داده است. همچنین در بندهای قبلی بر حضور یک جمع گسترده در غالب سازمان ملل در مبارزه بر علیه تروریسم تأکیده کرده است. ازاینرو مشکلات غرب آسیا بهویژه تروریسم را بهصورت تکروانه نمیتوان حل کرد بلکه باید با افراطگرایی و تروریست بهصورت جمعی زیر پرچم سازمان ملل مبارزه کرد. این در سیاست اعلانی روسیه است؛ اما در سیاست اعمالی بهصورت آشکاری روسیه تغییر مسیر داده است. به موازات اینکه توجه آمریکاییها در دوره اوباما نسبت به غرب آسیا کمتر شد و بخش مهمی از سیاستهای خود را به سمت شرق آسیا تغییر دادند. روسها به غرب آسیا توجه بیشتر کردند و در چهار، پنج سال اخیر بهصورت فعال آنجا را بهعنوان یک کارت برنده در برابر تهدیداتی که ازطرفِ آمریکا و اروپا شاهد آن هستیم برای خود درنظر گرفتند.
بهطور کلی در سالهای بعد از فروپاشی شوروی، روسها سعی کردند؛ اسناد پایهای که جهتگیریهایشان را در سیاست خارجی و همچنین امنیت ملی و نظامی توضیح دهد را تولید کنند. مثلاً درمورد مسائل نظامی چهار سند مهم در سالهای 1993، 2000 ، 2010 و 2014 تولید کردند. آخرین دکترین نظامی آنها در سال 2014 مطرح شد. آنها درمورد امنیت ملی در سال 1993 و 2000 دو سند پایه فراهم کردند و دیدگاههای امنیتی خود را در رابطه با امنیت داخل و امنیت بینالملل مطرح کردند. در اسناد سیاست خارجی که در سال 1993 در دوره یلتسین، در سال 2000 دور اول ریاست جمهوری آقای پوتین، در سال 2008 و در دوران مدودف، و دستورالعملی که آقای پوتین بهعنوان سند سیاست خارجی در سال 2014 تولید کرد و آخرین آن هم که در روزهای اخیر منتشر شده است، رویکرد روسیه را در بخش سیاست اعلانی درمورد موضوعات مختلف بینالمللی و منطقهای توضیح میدهد. شناخت این اسناد بسیار مهم است؛ زیرا ما میتوانیم حداقل در بخش سیاست اعلانی ببینیم روسیه دیدگاهش درمورد مسائل بینالملل چیست.
با مقایسه سند اخیر در حوزه سیاست خارجی با سند پیشین چقدر تغییر در اهداف و اولویتها حاصل شده است؟
روسیه برخلاف گذشته که اسناد خود را با فاصله طولانی بهروز میکرد، با توجه به سرعت تحولات بهویژه از سال 2010 در منطقه غرب آسیا تلاش کرده است تا عملگرایانه برخورد و نسبت به تحولات بینالمللی اسناد جدیدی تدوین کند. تفاوت سند فعلی با سند قبلی در این است که مثلاً در سند قبلی مبارزه با داعش و گروههای تکفیری پیشبینی نشده بود؛ اما در سند اخیر بر روی این موضوع تأکید شده است. در سندهای قبلی درمورد مبارزه با افراطگرایی و یا درمورد مسئله تروریسم کلی سخن گفته شده بود؛ اما در اینجا مسائل مشخصاً باز شده است. در سند جدید رویکرد نسبت به غرب بهویژه آمریکا تهاجمی است همانطور که قبلاً بود؛ اما اینبار تعاملی بود، بنابراین متناسب با تغییر رویکردهای آمریکا و اروپا، روسیه سعی کرده است، در سیاست خارجی خود، اولویتهای خود را مطابق با تحولات روز تطبیق دهد.
اصولاً در سند جدید سیاست خارجه روسیه چه اهداف یا ویژگیهایی را درقبال منطقه غرب آسیا میتوان یافت؟
در فصل چهارم سند اخیر سیاست خارجی، اولویت های منطقه ای روسیه تشریح شده است. اگر بخواهیم بندها را ملاک اولویت قرار دهیم، غرب آسیا و شمال آفریقا اولویت هیجدهم سند است، بعد سوریه نوزدهم و بعد ایران در اولویت بیستم سند قرار دارد. بند 95 هم بهطور کلی بهمنظور حلوفصل مشکلات به موضوع غرب آسیا اشاراتی دارد، بنابراین در رویکرد اعلانی روسیه بر اهمیت غرب آسیا و کمک روسیه بهعنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل تأکید شده است. در این سند روسیه سازمان ملل را برای حلوفصل مشکلات غرب آسیا محور قرار داده است. همچنین در بندهای قبلی بر حضور یک جمع گسترده در غالب سازمان ملل در مبارزه بر علیه تروریسم تأکیده کرده است. ازاینرو مشکلات غرب آسیا بهویژه تروریسم را بهصورت تکروانه نمیتوان حل کرد بلکه باید با افراطگرایی و تروریست بهصورت جمعی زیر پرچم سازمان ملل مبارزه کرد. این در سیاست اعلانی روسیه است؛ اما در سیاست اعمالی بهصورت آشکاری روسیه تغییر مسیر داده است. به موازات اینکه توجه آمریکاییها در دوره اوباما نسبت به غرب آسیا کمتر شد و بخش مهمی از سیاستهای خود را به سمت شرق آسیا تغییر دادند. روسها به غرب آسیا توجه بیشتر کردند و در چهار، پنج سال اخیر بهصورت فعال آنجا را بهعنوان یک کارت برنده در برابر تهدیداتی که ازطرفِ آمریکا و اروپا شاهد آن هستیم برای خود درنظر گرفتند.
این سند چه تأثیری بر استراتژیها و راهبردهای جدید مسکو در غرب آسیا خواهد گذاشت؟
این سند نشان میدهد که روسیه همچنان بر حضور خود در غرب آسیا تأکید و این حضور را نه مداخلهجویانه بلکه صلحطلبانه دانسته و ادعا میکند که در چهارچوب سازمان ملل عمل و بیشتر براساس اراده بینالمللی عمل خواهد کرد؛ اما من فکر میکنم برای اینکه بدانیم سیاست روسیه در غرب آسیا چه خواهد بود، باید توجه داشته باشیم که با توجه به فشاری که غرب در شرق اروپا بهویژه در اوکراین به روسیه میآورد، روسیه فضا را مناسب دیده است که در حیاط خلوت آمریکا یعنی غرب آسیا دست به اقداماتی بزند. برایناساس در سالهای آتی حضور خود را پررنگتر کند. چون اخیراً خبردار شدیم که آمریکاییها هزاران تانک را عازم آلمان کردند که ازطریق آلمان در شرق اروپا یعنی لهستان، مجارستان و رومانی مستقر شوند و این درست برخلاف پیمان پاریس در سال 1990 (در این پیمان قرار شد که سلاح متعارف در اروپا بهشدت کاهش پیدا کند). است این نشان میدهد که ما وارد یک دوره تحول جدید شدیم. آمریکاییها در دوره ترامپ قول دادند که به روسها نزدیک شوند؛ اما با همین اقدام که هزاران تانک را عازم آلمان کردند نشان دادند که این برنامه بلندمدت است و آنها میخواهند بر روسیه فشار آورند.
این سند نشان میدهد که روسیه همچنان بر حضور خود در غرب آسیا تأکید و این حضور را نه مداخلهجویانه بلکه صلحطلبانه دانسته و ادعا میکند که در چهارچوب سازمان ملل عمل و بیشتر براساس اراده بینالمللی عمل خواهد کرد؛ اما من فکر میکنم برای اینکه بدانیم سیاست روسیه در غرب آسیا چه خواهد بود، باید توجه داشته باشیم که با توجه به فشاری که غرب در شرق اروپا بهویژه در اوکراین به روسیه میآورد، روسیه فضا را مناسب دیده است که در حیاط خلوت آمریکا یعنی غرب آسیا دست به اقداماتی بزند. برایناساس در سالهای آتی حضور خود را پررنگتر کند. چون اخیراً خبردار شدیم که آمریکاییها هزاران تانک را عازم آلمان کردند که ازطریق آلمان در شرق اروپا یعنی لهستان، مجارستان و رومانی مستقر شوند و این درست برخلاف پیمان پاریس در سال 1990 (در این پیمان قرار شد که سلاح متعارف در اروپا بهشدت کاهش پیدا کند). است این نشان میدهد که ما وارد یک دوره تحول جدید شدیم. آمریکاییها در دوره ترامپ قول دادند که به روسها نزدیک شوند؛ اما با همین اقدام که هزاران تانک را عازم آلمان کردند نشان دادند که این برنامه بلندمدت است و آنها میخواهند بر روسیه فشار آورند.
براساس این سند نگاه روسیه به بازیگران اصلی منطقه غرب آسیا در دوره نوین چه خواهد بود؟
چیزی بهعنوان بازیگران اصلی را در غرب آسیا نمیتوان دید؛ اما ایران بهعنوان یک بازیگر در بند 94 این سند مورد اشاره قرار گرفته و بر توسعه همهجانبه همکاریها تأکید دارد. درواقع در حدود پانزده سندی که بعد از فروپاشی شوروی سند پایه درمورد مسائل نظامی امنیتی و سیاست خارجی منتشر کردند، برای اولینبار در یک سند پایه اسمی از ایران برده میشود و کلمهای بهکار برده شده، توسعه همهجانبه همکاری است، یعنی هنوز با تعامل راهبردی، شراکت راهبردی و... (که برای کشورهایی مثل ویتنام و یا هند بهکار برده) خیلی فاصله داریم. این موضوع نشان میدهد که جایگاه ایران در نگاه روسها نسبت به قبل ارتقا پیدا کرده، ولی هنوز در سطحی است که اصطلاحاً اسم آن را بهدنبال توسعه همهجانبه همکاری با جمهوری اسلامی ایران گذاشتهاند؛ بنابراین بهنظر میرسد که جایگاه ایران هنوز در ردههای چهارم و پنجم در اولویتهای سیاست خارجی روسیه است. همچنین در سوریه اشاره شده که بهدنبال یک راهحل مسالمتآمیز از طریق سازمان ملل و مبارزه قاطع با ترویستهاست.
باتوجه به فحوای کلام و برداشت از متن آیا مشخص است در آینده سیاستهای اعلانی و غیراعلانی مسکو نسبت به بازیگران عربی بهویژه عربستان چگونه خواهند بود؟
درمورد عربستان و غرب آسیا اگر بخواهیم به سند توجه کنیم بر گسترش روابط با کشورهای عربی و خلیج فارس تأکید و نگاه در چهارچوب توسعه متوازن مناسبات با ایران و کشورهای عربی منطقه است. یعنی همزمان توسعه مناسبات همهجانبه با ایران و کشورهای عربی را در حوزۀ خلیج فارس دنبال میکند. بنابراین روسیه در سیاست اعلانی خود بهدنبال تقویت مناسبات همهجانبه خود با کشورهای منطقه است؛ ولی درعینحال در سیاست اعمالی بهطور قطع میتوانیم این را پیشبینی کنیم از تعارضات موجود در بین کشورهای منطقه قطعاً به نفع خود استفاده خواهد کرد.
چیزی بهعنوان بازیگران اصلی را در غرب آسیا نمیتوان دید؛ اما ایران بهعنوان یک بازیگر در بند 94 این سند مورد اشاره قرار گرفته و بر توسعه همهجانبه همکاریها تأکید دارد. درواقع در حدود پانزده سندی که بعد از فروپاشی شوروی سند پایه درمورد مسائل نظامی امنیتی و سیاست خارجی منتشر کردند، برای اولینبار در یک سند پایه اسمی از ایران برده میشود و کلمهای بهکار برده شده، توسعه همهجانبه همکاری است، یعنی هنوز با تعامل راهبردی، شراکت راهبردی و... (که برای کشورهایی مثل ویتنام و یا هند بهکار برده) خیلی فاصله داریم. این موضوع نشان میدهد که جایگاه ایران در نگاه روسها نسبت به قبل ارتقا پیدا کرده، ولی هنوز در سطحی است که اصطلاحاً اسم آن را بهدنبال توسعه همهجانبه همکاری با جمهوری اسلامی ایران گذاشتهاند؛ بنابراین بهنظر میرسد که جایگاه ایران هنوز در ردههای چهارم و پنجم در اولویتهای سیاست خارجی روسیه است. همچنین در سوریه اشاره شده که بهدنبال یک راهحل مسالمتآمیز از طریق سازمان ملل و مبارزه قاطع با ترویستهاست.
باتوجه به فحوای کلام و برداشت از متن آیا مشخص است در آینده سیاستهای اعلانی و غیراعلانی مسکو نسبت به بازیگران عربی بهویژه عربستان چگونه خواهند بود؟
درمورد عربستان و غرب آسیا اگر بخواهیم به سند توجه کنیم بر گسترش روابط با کشورهای عربی و خلیج فارس تأکید و نگاه در چهارچوب توسعه متوازن مناسبات با ایران و کشورهای عربی منطقه است. یعنی همزمان توسعه مناسبات همهجانبه با ایران و کشورهای عربی را در حوزۀ خلیج فارس دنبال میکند. بنابراین روسیه در سیاست اعلانی خود بهدنبال تقویت مناسبات همهجانبه خود با کشورهای منطقه است؛ ولی درعینحال در سیاست اعمالی بهطور قطع میتوانیم این را پیشبینی کنیم از تعارضات موجود در بین کشورهای منطقه قطعاً به نفع خود استفاده خواهد کرد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۲۷ ساعت 11:15 توسط ابراهیمی
|
تلگرام 09158919412