اندیشکده شورای آتلانتیک:اختلاف ایران و افغانستان بر سر آب بالا می گیرد
اختلاف ایران و افغانستان بر سر آب بالا می گیرد
Water Dispute Escalating between Iran and Afghanistan
http://www.atlanticcouncil.org
اندیشکده شورای آتلانتیک
مرکز جنوب آسیا، طرح آینده ایران
Iran and Afghanistan have no major territorial disputes, unlike Afghanistan and Pakistan or Pakistan and India. However, a festering disagreement over allocation of water from the Helmand River is threatening their relationship as each side suffers from droughts, climate change, and the lack of proper water management. In “Water Dispute Escalating Between Iran and Afghanistan,” Fatemeh Aman analyzes the issues related to these ancient waterways and lakes that have historic, economic, and national importance for both Iran and Afghanistan
نویسنده: فاطمه امان
بر خلاف افغانستان و پاکستان یا پاکستان و هند، ایران و افغانستان اختلاف ارضی ندارند. اما اکنون یک اختلاف دیرینه بر سر تقسیم میزان آب رودخانه هلمند (به فارسی هیرمند) در شرایط تغییرات اقلیمی و نبود توافق جامع، روابط دو کشور را تهدید می کند.
هر دو کشور بدون مطالعات زیست محیطی به منحرف کردن جریان آب از طریق ساختن سد و چاه و کشت محصولاتی که برای تغییرات اقلیمی مناسب نیستند، ادامه می دهند. بدون مدیریت بهتر و کمک بین المللی، به احتمال زیاد بحران گسترش می یابد. روشنگری درباره قرارداد موجود نیز در شرایط کنونی حیاتی است.
ایالات متحده آمریکا در یک مقطع زمانی خاص نقش اساسی در میانجی گری بر سر این اختلاف میان ایران و افغانستان بازی کرده است. این به نفع ایالات متحده که در جهت تقویت دولت افغانستان تلاش می کند هم هست که در راستای حل اختلاف ایران و افغانستان بر سر رودخانه هلمند و سهم آب (حقابه) هلمند و دیگر آب های مشترک بکوشد.
ساختار تاریخی
اختلاف بر سر رود هیرمند میان ایران و افغانستان به سال های 1870بازمی گردد زمانی که افغانستان تحت کنترل بریتانیا بود. یک افسر بریتانیایی مرز ایران و افغانستان را در شاخه اصلی رود هیرمند قرار داد. در سال ،1939حکومت رضا شاه پهلوی ایران و محمد ظاهر، شاه افغانستان توافقی را در زمینه تقسیم آب امضا کردند، اما افغان ها این توافق را تصویب نکردند.
در سال ،1948تلاش دیگری برای حل اختلاف در واشنگتن به عمل آمد. بر اساس پیشنهاد آمریکایی ها، کمیسیون سه نفره ای از سوی ایران و افغانستان انتخاب شد تا به بررسی موضوع و ارایه توصیه های لازم بپردازد. در فوریه ،1951 کمیسیون دلتای رود هیرمند گزارش خود را تسلیم کرد. بر اساس این توصیه ها، سهم ایران از آب هلمند 22متر مکعب تعیین شد. ایران این پیشنهاد را رد و تقاضای سهم آب بیشتری کرد. 1روند طولانی مذاکره طی شد. اسدالله علم وزیر دربار شاه ایران در خاطرات 1969خود نوشته است که افغان ها اعلام آمادگی کردند که در صورتی که ایران دسترسی افغانستانبه بندرهای چابهار و بندرعباس را بهبود بخشد و در کمک های توسعه این کشور مشارکت کند، 2آب بیشتری در اختیار ایران بگذارند.
چهار سال بعد در سال ،1973امیر عباس هویدا نخست وزیر ایران و موسی شفیق نخست وزیر افغانستان قراردادی را امضا کردند که بر اساس آن جریان آب افغانستان به ایران 22متر مکعب در ثانیه و برای ایران امکان خرید میزان اضافی 4متر مکعب در ثانیه در "سال های نورمال آبی" تعیین شد.
در عوض ایران موافقت کرد که بندرهای چابهار و بندر عباس بدون قید و شرط در اختیار افغانستان قرار بگیرد. اما این قرارداد هم در پی تحولات سیاسی دو کشور، از جمله کودتای 1973افغانستان، انقلاب 1979ایران، اشغال افغانستان توسط شوروی سابق در همان سال و روی کار آمدن طالبان در سال ،1995نه تصویب شد و نه به اجرا در آمد.
آبیاری و سدها
دولت های پیشین افغانستان در تلاش بوده اند تا از طریق ساخت کانال و سد در دره هلمند کشاورزی را توسعه دهند. هم آلمان و هم ژاپن در بازسازی کانال های باستانی افغانستان در دهه 1930میلادی مشارکت داشتند، اما کار آنها در نتیجه شکست در جنگ جهانی دوم پایان یافت. دولت افغانستان در سال 1946شرکت آمریکایی موریسن-کنودسن را برای ساخت سیستم آبیاری و راه سازی در جنوب هلمند- در دره ارغنداب دعوت کرد.
این پروژه از سوی آمریکا تامین مالی می شد. در میانه راه تکمیل پروژه احیای کانال های قدیمی، شرکت موریسن کنودسن پیشنهاد کرد که برای استفاده بهینه از آب احیا شده، سدی برای ذخیره آب و یک مخزن ساخته شود. در راستای پایین نگه داشتن مخارج، این پروژه بدون مطالعات لازم صورت گرفت و بعدها بر اساس مطالعه برنامه کمک های توسعه آمریکا، مشخص شد که این طرح دچار "ضعف جدی" بوده است.
سد ارغنداب در 29کیلومتری شمال شرقی قندهار در سال 1952تکمیل شد و چند ماه بعد سد کجکی در 115کیلومتری بالای لشکرگاه ساخته شد. این سد به مهمترین مخزن آب افغانستان که هدف آن تامین برق، آب برای آبیاری، و کنترل سیلاب بود، تبدیل شد.
در مورد سد ارغنداب مطالعات خاک و توپوگرافی انجام نشد و مطالعه ای مربوط به سازمان ملل متحد در سال 1950 درباره عقلانیت این پروژه ابراز تردید و پیش بینی تاثیرات زیست محیطی منفی از جمله نمک زایی در دشت پایینی کرد.
ساخت سد کجکی اثرات متفاوتی داشت زیرا در ماه های خشک جریان آب به ایران را افزایش داد اما سیلاب را که باروری دشت ها به آن وابسته بود، کاهش داد.
با این همه بدون قرارداد ،1973احتمالا وضعیت از آنچه اکنون است، پیچیده تر می بود.
آب مورد نیاز افغانستان از آب باران و ذوب یخچال های طبیعی تامین می شود. سه رودخانه از پنج رود اصلی افغانستان به کشورهای همسایه جاری می شود. هلمند و هریرود به ایران می ریزند. دو سوم ظرفیت آبی افغانستان از مجموع 75 میلیارد متر مکعب آب های سطحی هستند و این کشور تنها قادر است 25تا 30درصد آب رودخانه های خود را استفاده کند.
هلمند که 40درصد آب های سطحی افغانستان را تشکیل می دهد طولانی ترین رودخانه افغانستان است. این رودخانه که 95درصد آن در خاک افغانستان واقع شده، منبع حیاتی و اصلی زندگی در ولایت های جنوبی و جنوب غربی است. همین مساله باعث شده که در افغانستان هلمند به یک مساله ملی تبدیل شود که به طور فزاینده ای حل معضل را برای هر دولت افغانستان مشکل تر می کند. از سوی دیگر برای ایران هم موضوع آب هلمند به یک مساله ملی تبدیل شده است. در واقع همه دولت های ایران پس از انقلاب ،1979درباره اختلاف بر سر هیرمند، موضع واحدی را حفظ کرده اند.
هامون ها
هامون در واقع از سه دریاچه تشکیل شده: هامون هلمند که کاملا در ایران واقع شده، هامون صابری که در مرز میان دو کشور است، و هامون پوزک که به طور کامل در خاک افغانستان قرار دارد. این ها تالاب هایی هستند که در مرز ایران و افغانستان واقع شده اند. هر سه دریاچه به هم متصل هستند و از طریق آب هیرمند تغذیه می شوند.
شواهد تاریخی بر آنند که منطقه هامون بیش از 5000سال میزبان تمدن های باستانی بوده است. هامون ها اهمیت ویژه ای در ادبیات فارسی و در اوستا، کتاب مقدس زرتستیان دارند.
این دریاچه ها و تالاب ها روزگاری تامین کننده تنوع ویژه گیاهی و جانوری در منطقه سیستان بودند، اما ترکیبی از خشکسالی، انحراف آب برای آبیاری، از جمله ساخت دایک (آب بند) بر محل مرزی این رودخانه و ساخت چهار مخزن بزرگ (چاه نیمه) در منطقه سیستان و بلوچستان، جریان آب را به هامون کاهش داد. پیامدهای پرورش یک نوع ماهی در این دریاچه از سوی شیلات ایران در سال 1983نیز بسیار جدی بود.
از سوی افغان ها نیز ساخت سد و کانال های گوناگون برای آبیاری در منطقه هلمند، نیمروز و قندهار به کاهش سطح آب این دریاچه ها انجامید. در نتیجه دریاچه هامون، همراه با جمعیت ماهی ها و پرندگان آن که زندگی مردم منطقه به آن وابسته بود، تقریبا ناپدید شد. این وضعیت در مقطع زمانی 2001-1998که طالبان دریچه های سد کجکی را بست و جریان آب را به روی ایران قطع کرد که با یکی از بدترین خشکسالی های منطقه مصادف بود به وخامت گرایید.
توفان های شن برخاسته از هامون خشک، جزو بدترین انواع آن در جنوب غربی آسیا محسوب می شوند و باعث ایجاد بحران های جدی در زمینه بهداشت عمومی در ایران شده اند. اقتصاد منطقه نیز به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است زیرا هزاران نفر از ساکنان روستاها خانه های خود را ترک کرده و روانه شهرها شده اند. وضعیت رو به وخامت اقتصادی، بیکاری، و از دست دادن درآمد حاصل از کشاورزی در هر دو کشور، به گسترش بیشتر مواد مخدر در منطقه هامون و همه تاثیرات مخرب ناشی از آن در جامعه های ایران و افغانستان منجر شده است. در حالی که وضعیت مشابهی در دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران توجه رسانه ای گسترده ای را به خود جلب کرد، داستان سرنوشت هامون برای بسیاری از ایرانیان و جامعه بین المللی نسبتا تازه است.
آب به عنوان اهرم فشار ایران افغانستان را متهم می کند که موضوع هیرمند را به یک مساله سیاسی تبدیل کرده است. عده ای هم در افغانستان، ایران را به علت شیوه برخورد با مهاجران افغان و اخراج آنها از ایران مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند ایران از مساله پناهندگان افغان به عنوان اهرمی برای فشار بر دولت افغانستان استفاده می کند. این عده می گویند افغانستان هم می تواند به همین نحو از آب به عنوان اهرم فشار بر ایران به خاطر شیوه برخورد با پناهندگان افغان استفاده کند. اما محسن میلانی می گوید اگر این تصور ایجاد شود که کابل از ایران اخاذی می کند، این رویکرد می تواند به ضد خود عمل کند.
نجیب فهیم مدیر قراردادها و کنوانسیون های بین المللی در وزارت امور خارجه افغانستان و کارشناس زوایای حقوقی آب های مرزی افغانستان، ادعای رسانه های ایران را که افغانستان حقوق آبی ایران را رعایت نمی کند رد می کند و می گوید: "در 40سال گذشته ایران چندین برابر بیش از سهمی که در قرارداد میان دو کشور پیش بینی شده آب برداشت کرده است.
این مساله به یک موضوع مرکزی در روابط دو جانبه ایران و افغانستان تبدیل شده است. در اکتبر ،2015از محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در جلسه علنی مجلس خواسته شد که به افغانستان برای آب بیشتر فشار بیاورد و وقت بیشتری را صرف موضوع دریاچه های هامون کند. ظریف هم در مقابل قول داد که هر کاری از دستش برمی آید برای تضمین حقوق آب هامون انجام دهد. ظریف در این جلسه اظهار داشت که "موضوع به هیچ وجه سیاسی نیست" و افزود: "احیای هامون برای همه مفید است". آقای ظریف همچنین گفت که "همه همکاری ها و توافق ها با افغانستان در حال حاضر به این مساله بستگی دارد".
بحث های جاری از آن زمان به پیشرفت قابل توجهی نرسیده است. در 23ماه مه ،2016این مساله توسط رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان مطرح شد. 20آیت الله خامنه ای خواستار یک راه حل عاجل برای حل مشکل آب مرزی ایران و افغانستان شد و غنی قول داد که نشست های کارشناسی در مورد رودخانه های مرزی را در "هفته های آینده" به راه بیندازد.
عملکرد کشاورزی ایران
در ماه مارس 2016سعید محمودی مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان سیستان و بلوچستان در گفتگو با روزنامه شرق از طرحی برای برچیدن دایک های مرزی واقع در مرز ایران وافغانستان خبر داد. و احمد علی کیخا معاون گوناگونی منابع طبیعی اداره محیط زیست از طرحی برای "برچیدن کامل" این دایک ها خبر داد.
ایران مدت زمان طولانی بر توسعه کشاورزی بدون در نظر داشتن اثرات آن بر دامنه تالاب های هامون تمرکز کرده بود. به گفته محسن سلیمانی مدیر پروژه حفاظت از تالاب ها، به جای چانه زنی بر سر آب بیشتر از افغانستان، بحث ها باید "بر حفاظت از اکوسیستم و احیای هامون به عنوان یک اکوسیستم زنده متمرکز می بود".
دیگر سدها
"افغانستان منابع آبی بسیاری دارد اما ما مردمی تشنه هستیم." اشرف غنی ایران و ترکمنستان در حوزه رودخانه هریرود شریک هستند. در سال ،2004دو کشور سدی را بر روی این رودخانه برای تامین آب آشامیدنی، آبیاری، و برق ساختند. هر دو کشور درباره احداث سد دیگری بر روی این رودخانه ابراز نگرانی کرده اند، سد دوستی هند-افغانستان بر روی رود سلما، که در "چشت شریف" در هرات افغانستان افتتاح شده بود.
سد سلما که در آغاز انتظار می رفت تا سال 2011به مرحله بهره برداری برسد، شاهد حمله های فزاینده شورشیان در محل ساخت و ساز آن بود. ده ها مهندس هدف حمله قرار گرفتند و بر اساس گزارش ها چند کارمند امنیتی جان خود را از دست دادند. نرندرا مودی، نخست وزیر هند در مراسم افتتاح سد در ژوئن 2016این پروژه را که هند با هزینه سیصد میلیون دلار و اعزام صدها مهندس و کارشناس به ساخت آن کمک کرده است، "هدیۀ هند به افغانستان" توصیف کرد و آن را به عنوان "راه درست برای منطقه در قرن بیست و یکم" ستود. همزمان رییس جمهوری افغانستان، اشرف غنی، از حق کشورش برای مهار آب های افغانستان به منظور آبیاری زمین های افغانستان دفاع کرد.
سد سلما که با هدف ذخیرۀ آب آشامیدنی و آبیاری ساخته شده، ظرفیت ذخیرۀ شش صد و چهل میلیون متر مکعب آب، تولید چهل و دو مگاوات برق، و آبیاری هشتاد هزار هکتار زمین را دارد. این سد به منظور خودکفایی افغانستان که در حال حاضر نزدیک به هشتاد درصد برق را از کشورهای همسایه وارد می کند، ساخته شده است.
همزمان با ساخته شدن سد، افغانستان با نگرانی همسایه های خود ایران و ترکمنستان را رصد می کرد. مدت ها بود که این ظن وجود داشت که ایران با حمایت از طالبان محل در تلاش است اتمام پروژه را به تاخیر بیندازد. یک فرمانده افغان که مسئول محافظت از سد بود، با اشاره به "مداخله" ایران در این پروسه، برخی "حلقه های ایرانی" را متهم به داشتن تمایل برای انفجار سد، که سهم آب ایران را به طور قابل ملاحظه کاهش خواهد داد، کرد. 26شاه حسین مرتضوی، معاون سخنگوی رییس جمهوری گفت: "سد سلما به رغم تلاش های دشمن برای مختل کردن آن، ساخته شد".
علی احمد عثمانی، وزیر انرژی و آب افغانستان 28می گوید که سد سلما تنها بر سی درصد حوزه آبی هریرود تاثیر خواهد گذاشت. عثمانی بر آن است که افغانستان حقابه کشورهای همسایه را بر اساس پیمان ها و قراردادهای بین المللی می پذیرد، اما این نظر را که مخالفت همسایه ها در برابر سد "می تواند سبب تنش در مناسبات میان دو کشور گردد" رد کرد.
کارتونی که وزارت آب و انرژی افغانستان به تازگی منتشر کرده، بیانگر دیدگاه این وزارت برای مدیریت آب است. کارتون منابع آبی و مدیریت آب را سنگ بنای توسعه اقتصادی و رشد می داند. اما آنچه که توجه بیننده را بیشتر جلب می کند، ذهنیت وزارت درخصوص مدیریت آب است که گویا ساخت سد تنها کلید ثروت و سعادت است.
مسئله مهم دیگر برای ایران، احداث سد کمال خان در قسمت سفلی رود هلمند در استان نیمروز است. بر پایه قرارداد ،1973آب هلمند به طور مشترک از سوی ایران و افغانستان در سد کمال خان اندازه گیری می شود. آبیاری از سیستم رودخانه در بالاآب، از نقطه نظر تاریخی اندازه گیری آب در سد کمال خان، می تواند وضعیت آب را مشکل تر سازد.
محمد جواد ظریف در اکتبر 2015گفت که سد کمال خان، حق آب ایران از هلمند و مقدار آبی که به سیستان و بلوچستانمی رسد را "شدیدا" تحث تاثیر قرار خواهد داد؛ افغانستان اما این نتیجه گیری را رد می کند. بصیر عظیمی، سخنگوی وزارت انرژی و آب گفت که تکمیل مرحله سوم سد کمال خان، اختلاف را با "شفاف سازی اشتراک آب میان دو کشور" حل خواهد کرد. او این پروژه را وضعیت "برد-برد" برای هر دو کشور دانست و افزود: "ایران حق خود را از این راه به دست خواهد آورد و افغانستان منابع آبی خود را مدیریت خواهد کرد و استفاده از آب را تنظیم خواهد کرد." بر اساس اظهار نظر عظیمی، اندازه گیری حقابه ایران در این موقعیت (تنها در فاصله صد کیلومتری ایران) تضمین خواهد کرد که آب بدون اتلاف به ایران می رسد.
نیاز مبرم به مدیریت بهینه آب در افغانستان
به رغم کمک های فراوان بین المللی به افغانستان از زمان سقوط رژیم طالبان به دست ائتلاف به رهبری آمریکا در اواخر ،2001افغانستان نتوانسته است سیستم کارایی برای ذخیره و مدیریت آب ایجاد کند.
در مجموع هشت میلیون هکتار زمین افغانستان قابل کشت است، اما تنها دو میلیون هکتار این زمین ها زیر کشت می رود. 34افزون بر این، خشکسالی های پی در پی، از حاصلخیزی زمین در مقایسه با سال های 1970سی درصد کاسته است.
زیربناهای ناکافی آب مانعی در راه رشد اقتصادی شده است. به همین دلیل مدیریت بهتر منابع آبی کلید شکوفایی اقتصادی است. اما وخامت اوضاع امنیتی به ویژه در بخش های جنوبی کشور و همچنین کاهش کمک های بین المللی در سال های اخیر سد راه دستیابی به این اهداف است.
سد سازی بیشتر راه حل نیست
سد برای مردم آب نمی شوند، اما برای بعضی شرکت ها نان می شود" فاطمه ظفرنژاد، کارشناس توسعه پایدار اشرف غنی، رییس جمهوری افغانستان، اخیرا اعلام کرد که دولت افغانستان در نظردارد در سال جاری نزدیک به بیست و یک سد دیگر در سراسر کشور احداث کند. ایرانی ها نیز که طی چند دهۀ گذشته با شتاب به سدسازی پرداخته اند، از این تجربه تلخ آموختند که پروژه هایی از این دست به طور معمول مشکل آب را بدتر می سازد. ایران که سومین مقام جهانی را در سدسازی دارد، دریافته است که بدون مطالعات قبلی و تحلیل تاثیرگذاری، سدها می توانند سبب کاهش باروری زمین گردند و جمعیت کثیری از مردم را با مشکل نبود دسترسی به آب مواجه سازند. 37فاطمه ظفرنژاد، کارشناس ایرانی توسعه پایدار می گوید تداوم سدسازی "زمین را به دشت مبدل خواهد کرد." سازمان ملل متحد کمبود آب را جدی ترین چالش "امنیت انسانی" در ایران امروز خوانده است.
در کنار سدسازی های بی رویه، حفر چاه منابع آبی ایران را نیز به سرعت می خشکاند. برآورد می شود که شش صد و پنجاه هزار چاه در ایران حفر شده باشد.
با این همه، هیچ نشانه ای از کند شدن این روند به چشم نمی خورد. رحیم میدانی، معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب، سال گذشته از پروژه ای به ارزش دویست و پنجاه میلیون دلار خبر داد که طی آن روسیه در عمق هزار متری زیرزمین به جستجوی آب خواهد پرداخت. کارشناسان از ایدۀ مشارکت روس ها به دلیل نداشتن کارنامه روشن در اتمام پروژه ها در ایران انتقاد کردند و این برنامه را نتیجۀ "ندانم کاری های مسئولان" دانستند.
مساله جنجال برانگیز دیگر انتقال آب از مناطق ساحلی به استان های خشکسالی زده است، پروژه ای که در دوره محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری پیشین آغاز شد. رییس جمهوری حسن روحانی در جریان سفر خود به استان یزد، پروژه ای را به ارزش چهارصد میلیون دلار برای انتقال آب از دریای عمان و خلیج فارس به این استان اعلام کرد .کارشناسان بر این باورند که این طرح نه از نظر اقتصادی و نه از نظر زیست محیطی منطقی نیست.
محصولات گزینه
بهینه سازی روش های کشاورزی هم برای افغانستان و هم برای ایران که محصولاتی را انتخاب کنند که به آب زیاد نیاز ندارد، حیاتی است. به عنوان مثال زیان کشت برنج در استان خشک خوزستان ایران و ذرت در استان
کهگیلویه و بویراحمد بیشتر از سود آن است. نود درصد آب ایران صرف محصولات پرمصرف آب از قبیل برنج و
ذرت می شود اما این محصولات تنها 15درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند.
مصرف داخلی آب در ایران تقریبا هفتاد درصد بیش از میانگین جهانی است. برای کشوری که با کمبود آب مواجه است، مصرف سرانه روزانه شصت و شش گالن آب فوق العاده زیاد است.
به گفته میدانی، معاون وزارت نیرو، هشتاد و هفت درصد منابع آبی ایران "با خطر نابودی رو به روست". او می گوید: "تغییرات اقلیمی و خشکسالی به تنهایی نمی تواند مسبب این وضعیت بوده باشد. حتی قبل از این که تغییر اقلیم در کشور ما اثر خود را نشان دهد، ما باز هم در بسیاری از دشت های کشور شاهد افت سطح آب زیر زمینی بودیم".
کمبود آب و کشت خشخاش
خشکسالی کشاورزان افغان را به طور فزاینده ای به سمت کشت خشخاش می راند که در میان محصولات کشاورزی به کمترین میزان آب نیاز دارد و همزمان محصول سودآورتری است. چندین سال است که افغانستان به بزرگترین تولیدکننده تریاک در جهان و ایران به مسیر اصلی برای انتقال تریاک افغانستان به آسیای میانه و اروپا تبدیل شده است. این مساله باعث تشدید معضل اعتیاد و تبدیل آن به مشکل شماره یک اجتماعی ایران شده است. ایران منابع وسیعی را صرف مبارزه با قاچاق مواد مخدر کرده است، قاچاقچیان اما هربار راه های نویی برای انتقال مواد مخدر از مسیر ایران می یابند. این بحران بر خشم ایرانی ها نسبت به افغان ها افزوده است؛ ایرانی ها، افغان ها را متهم به "ضایع کردن حقابه ایران" در کشت خشخاش 50می کنند و این که افغان ها تنها در وقت آب خیزی ها می گذارند آب به سوی ایران سرازیر شود.
احمد عاقبت بخیر، از مدیران شرکت آب سیستان و بلوچستان، ادعا می کند که در شانزده سال گذشته سهم منصفانه حقابه از آب رودخانه هلمند به ایران داده نشده است. ایرانی ها همچنین شکایت دارند که افغان ها زمین های علیای هلمند را زیر کشت می برند و از این طریق از سهم ایرانی ها استفاده می کنند. 53افغان ها در مقابل بر آنند که ایران بیشتر از حق خود آب می گیرد.
گاه هزینه تنش بر سر آب دامن مهاجران افغان را می گیرد. این تنش به طور معمول به دنبال واکنش عمومی نسبت به جرایمی که به مهاجران افغان نسبت داده می شود، بیشتر می شود. یک نماینده مجلس از شهر تربت حیدریه در استان خراسان اخیرا گفت، "ما نزدیک به چهار میلیون مهاجر افغان در ایران داریم. اگر مصرف آب هر فرد روزی 100لیتر باشد، افغان هایی که در ایران زندگی می کنند، نزدیک به چهارصد میلیون لیتر آب مصرف می کنند".
برخی ایرانی ها حتی غرب را متهم به تلاش برای دست کاری در اقلیم ایران با استفاده از فناوری های پیچیده می کنند.احمدی نژاد شخصا کشورهای اروپایی را به استفاده از فناوری های ویژه برای جلوگیری از رسیدن ابرهای باران زا به برخی کشورهای منطقه از جمله ایران متهم کرد.
کارشناسان اتهامات بی پایه از این دست را رد می کنند. پرویز کردوانی جغرافی دان می گوید "کشورهایی مثل آمریکا اگر قدرت داشتند که در کشوری مثل ایران خشکسالی ایجاد کنند میرفتند طوفانهای کشورهای خودشان را کنترل میکردند".
بیشتر کارشناسان می گویند که نوشتن یک قرارداد کاملا جدید آب میان ایران و افغانستان عملی نیست، و بهتر است موافقتنامه 1973بازنگری شود. بسیاری افغان ها حتی ضرورت بازنگری قرارداد 1973را رد می کنند و بر آنند که ایران و افغانستان می توانند به طور مشترک مدل های علمی ایجاد کنند و تحقیقاتی در راستای یافتن راه حل قابل قبول برای هر دو طرف در چارچوب ساختار حقوقی موجود انجام دهند. نجیب فهیم می گوید، "اما، بازنگری قرارداد نه عملی است و نه ممکن".
متاسفانه به دلایل سیاسی، هر دو کشور در آگاهی رسانی لازم به مردم کوتاهی کرده اند و به رغم نیاز مبرم به بهتر کردن مدیریت و زیربناهای آبی و درک اثر تغییرات اقلیمی، اطلاعات ارائه شده به مردم جانبدارانه است. در حالی که مردم باید درک درستی از اهمیت مساله داشته باشند، به نظر می رسد مسئولان به جای در پیش گرفتن روش های مبتنی بر حقیقت، بیشتر به اتهام زنی تمایل دارند. 61در چنین وضعیتی، کمتر امکان دارد که حتی یک قرارداد جامع جدید بتواند مساله را حل کند.
توسعه پایدار با مدیریت موثر آب رابطه مستقیم دارد. یکی از فرصت های از دست رفته افغانستان در اوج کمک های بین المللی، فرصت تصویب یک قانون موثر آب بود. در همین حال نهادهای مدیریتی افغانستان نیز فوق العاده ناکارآمد هستند. نبود بانک اطلاعاتی منابع طبیعی دیگر چالش مهم است. تصمیم درخصوص حفر چاه های جدید برای استفاده منزل از آب یا آبیاری معمولا شتابزده و بدون برنامه جامع گرفته می شود.
در نبود مدیریت درست آب، اثراث تغییرات اقلیمی می تواند به مراتب جدی تر باشد. اما با مدیریت بهتر منابع آبی موجود، افغانستان می تواند زمین های کشاورزی بیشتری را آبیاری کند. به باور نوراحمد آخندزاده، رییس بخش منابع طبیعی دانشگاه کابل، برای دستیابی به این هدف، حکومت افغانستان "باید همسایه ها را متقاعد کند که اگر آب بیشتری از افغانستان نشات بگیرد، همسایه ها نیز به آب بیشتری دسترسی خواهند داشت". 63به باور صمیم هوشمند، کارشناس اداره ملی حفظ محیط زیست افغانستان، "مدیریت آب تنها یک مسئله تکنیکی و علمی نیست." او می گوید افغانستان باید با همسایه هایش به توافقاتی دست یابد و تلاش هایش را در این جهت سرعت بخشد.
همکاری ایران و افغانستان
همسایه ها باید متقاعد شوند که راه حل پایدار آنست که منافع هر دو طرف در آن در نظر گرفته شود. بدون چنین چشم اندازی، پیشرفت ممکن نیست. در ژانویه 2016و در جریان سفر به تهران، رییس اجرائیه افغانستان عبدالله عبدالله و همتای ایرانی وی یادداشتی صادر کردند که در آن به نگرانی های اکوسیستم گودزره ،65پایین ترین بخش حوزۀ آبی سیستان، و هامون اشاره شده بود، و موافقت کردند که کارشناسان هر دو کشور و "سازمان های مرتبط بین المللی" به این مساله رسیدگی کنند. 66حال باید دید که آیا این اقدام، آغاز یک روش عقلانی درخصوص مساله است که از اتهام زنی فاصله می گیرد یا خیر.
نتیجه
آب یک موضوع منطقه ای با ملاحظات بین المللی است زیرا به طور مستقیم با امنیت منطقه ای مربوط می شود. با آن که موضوع به طور بنیادی ماهیت فنی دارد، سیاسی کردن آن، وضعیت را بسیار پیچیده تر می کند. تمرکز باید بر ترکیب تلاش ها برای دستیابی به یک راه حل عملی و متوازن باشد. همکاری منطقه ای با حمایت بین المللی برای کمک به ایران و افغانستان برای حل این مساله حیاتی ضروری است. سرمایه گذاری در زیرساخت ها و کاربردهای سیاست مدیریت علم- پایه برای منابع آبی اهمیت فوق العاده دارد.
کارشناسان فنی هر دو طرف به یاری نهادهای بین المللی باید مشکلات را بررسی کنند و به راه حل های عملی دست یابند.
سیاستمداران واقع بین و آینده نگر نیز باید نقاط مشترک در هر کشور را شناسایی کنند. این مساله که هر دو طرف در سطح رهبران سیاسی، دانشگاهیان، و نهادهای مدنی ارتباط برقرار کنند اهمیت اساسی دارد. رهبران دو کشور باید درک کنند که مسایل رود هلمند و دریاچه هامون فقط مسایل داخلی نیستند بلکه چالش های منطقه ای هستند و فقط به صورت جمعی قابل حل شدن است.
حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی به نحوی الویت های نسبتا تازه ای برای این کشورها محسوب می شوند. آگاهی عمومی برای موفقیت سیاست های زیست- محیطی حیاتی است و از این رو هم ایرانی ها و هم افغان ها باید بدانند که پیامدهای زیست- محیطی هر گونه طرح اقتصادی به یک کشور واحد محدود نخواهد بود. نبود ملاحظات اقتصادی و مصرف بی رویه آب، به ویژه آب های مرزی، می تواند تنش ها را افزایش دهد. ایران باید محصولات کشاورزی خود را به شیوه آبیاری و سهم آب خود تطبیق دهد. طرح های مشترک برای هر دو کشور بسیار مهمند زیرا از رقابت ها می کاهند.
این مساله مهم است که هر دو طرف بتوانند انتظارات خود را به طور صریح و مراودات خود را به صورت موثر بیان
کنند. در این زمینه بسیار مهم است که کانال های ارتباطی در سطح معاون وزیر گسترش یابند. پیشرفت بدون مدیریت صحیح و لازم و بدون سرمایه گذاری و بهبود سیستم مدیریت آب میان ایران و افغانستان حاصل نمی شود. برنامه های احیای تالاب ها نیازمند کمک های مالی بین المللی است. مشارکت با نهادهایی مانند برنامه توسعه سازمان ملل متحد و تسهیلات محیط زیست جهانی می تواند تخصص های علمی لازم را در اختیار این پروژه ها قرار دهد.
[باز نشر این مقاله به مفهوم تأیید دیدگاه مذکور از سوی این وبلاگ نمی باشد]
منبع :
http://www.atlanticcouncil.org/publications/issue-briefs/water-dispute-escalating-between-iran-and-afghanistan
تلگرام 09158919412