سید محمد علوی زاده

افول «اتحادیه همکاری کشورهای ترک‌زبان» در آسیای مرکزی

اتحادیه کشورهای ترک‌زبان، بنابه دلایلی از جمله ترکیب قومی و جغرافیایی، توان کمتر در رقابت با روسیه و عدم موفقیت در جذب حداکثری کشورهای منطقه خیلی زود به حاشیه رانده شده است.

۹۴/۱۲/۰۹ :: ۱۰:۵۰

خبرگزاری فارس- سید محمد علوی‌زاده: سفر ماه گذشته نخست وزیر ترکیه به قزاقستان یک نکته قابل تامل را در خود جای داد و آن عدم صحبت از اتحادیه کشورهای ترک زبانی بود که تا همین 3 سال پیش، با جدیت از سوی آنکارا و کشورهای آسیای مرکزی خصوصاً قزاقستان دنبال می‌شد.

این بی‌اعتنایی به حداقل ذکر نام اتحادیه کشورهای ترک زبان که تا سال 2013 سه نشست مهم منطقه‌ای را در سطح سران و با حضور روسای جمهور قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان از آسیای مرکزی برگزار کرده بود، در کنار توقف برگزاری نشست‌های تخصصی 5 کشور عضو، نشان می‌دهد علیرغم ضرورت «نگاه به آسیای مرکزی» که با رویکرد «عمق استراتژیک» «داوداوغلو» رنگ و بوی بیشتری به خود گرفته بنابر دلایلی از جمله، روی‌گردانی برخی کشورهای منطقه آسیای مرکزی از عضویت رسمی در اتحادیه، تغییر استراتژی کلان روسیه در نگاه به حیات خلوت؛ پراکندگی مسیرهای انتقال انرژی آسیای مرکزی؛ رشد ایدئولوژی‌های رقیب پان‌ترکیسم در منطقه و مخالفت با سیاست‌های فرهنگی ترکیه و اکنون نیز خصومت میان روسیه و ترکیه و تاثیرپذیری کشورهای آسیای مرکزی از مسکو با وجود طی مسیر تکامل ژئوپلتیکی این روز‌ها از اثر بازمانده و به سرنوشتی همچون همگرایى کشورهاى فارس‌زبان مبدل شده و دیگر نمی‌توان امیدی به ادامه کار آن داشت.

شورای همکاری کشورهای ترک زبان؛ از صعود تا سقوط

شهر آلماتى پایتخت‌ قبلی قزاقستان در اکتبر 2011 میزبان اولین اجلاس همکارى کشورهاى ترک‌زبان با تاکید بر همکارى‌هاى اقتصادى بود. این اجلاس در گذشته با عـنوان اجـلاس مـشترک سران‌ کشورهاى‌ ترک‌زبان برگزار مى‌شد که تاریخ برگزارى آن به سال 1992 بازمی‌گردد و اولین دور برگزاری آن بـه مـیزبانى ترکیه و در منطقه «تورگوت اوزال» آنکارا‌ برگزار‌ شد.

اما نخستین بار پیشنهاد شروع بکار شوراى‌ کشورهای ترک زبان را «نظربایف» رئیس جمهور قـزاقستان در نـشست سال 2006 ترکیه مطرح کرد. این پیشنهاد در سال 2009 از طرف مقامات‌ آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکیه‌ نهایی و در سال 2010 در نهایت قرارداد تاسیس شوراى همکارى در 3 اکتبر در‌ جریان‌ نشست سران در استانبول ترکیه به امضا رسید.

هـدف از تـاسیس این شورا در آغاز سازمان بخشی سیاسی براى اتحادیه ترک بود که رسالت اصـلى آن هم تـحکیم وحدت و همکاری متقابل بین‌ مردمان ساکن در محیط زبانى و فرهنگى، بالا بردن همبستگى سیاسى، توسعه هـمکارى‌ و روابط تجارى-اقتصادى، افزایش روابط‌ انسانى و مواظبت از میراث تاریخى و فرهنگى جهان ترک اعلام شـد.

در‌‌ همان ابتدا، پیشبینی شد این شورا در راستای تعمیق همکارى‌هاى سیاسى-اقتصادى بین کشورهاى ترک‌زبان مانند اتحادیه عرب، شوراى هـمکارى خـلیج ‌فارس‌ یا اتحادیه اروپا عمل نماید زیرا شوراى همکارى ترک اولین نهاد سیاسى-اقتصادى بود که با ماهیت کشورهای دارای فرهنگ ترک تاسیس می‌شد و از سطح استقبال کشورهای عضو اینگونه برمی‌آمد که استقبال خوبی از روند آن صورت گیرد.

خصوصا اینکه طی دوره 3 ساله فعالیت، اقدامات مناسبی در جهت تکامل ژئوپلتیکی صورت گرفت و بنابر عقد قراردادهای چند جانبه و دو جانبه، کار‌شناسان امیدواری‌هایی را نیز در خصوص آینده آن مطرح کردند اما اکنون و پس از گذشت 3 سال، و همزمان با قدرت گیری اتحادیه کشورهای عضو اوراسیا، تقویت مواضع اوراسیاگرایان، رشد جریانات افراطی و فاصله گیری ترکیه از مواضع کشورهای منطقه، رفته رفته کمتر صحبتی از لزوم ادامه فعالیت آن از سوی کشورهای عضو سخن به میان رفت و اکنون کار بجایی رسیده است که حتی در ملاقات 2 مقام ارشد هدایت کننده شورا، دیگر هیچ صحبتی از آن به میان نمی‌آید.

این فروکش آنی، از 2 جنبه قابل بررسی است. ابتدا دلایل تغییر مواضع کشورهای عضو و ترکیه در قبال اهداف بلند مدت آن، و دوم تجربه مناسبی که عمر کوتاه مدت این شورای همکاری به الگوهای احتمال آینده خواهد داد. در ابتدا به مهم‌ترین دلایل چرایی زوال این شورای اشاراتی خواهد رفت.

عدم موفقیت در جذب حداکثری

از جمله بزرگ‌ترین مشکلات‌ ژئوپلیتیکی‌ روند همگرایى کشورهای ترک زبان، عدم حضور همگی کشورهای دارای ریشه زبان ترکی بود که شاید نوع تعاملات آن‌ها با کشورهای قدرتمند منطقه و فرامنطقه همچون روسیه-چین-ایران‌ در‌ ماهیت رفتاری آنان تاثیرگذار بوده‌ باشد‌، و شاید به همین خاطر، ‌ در‌ بین کشورهاى ترک‌زبان حتی تا همین اواخر نیز ازبـکستان و تـرکمنستان‌ به رغم‌ حضور در نشست سران کشورهاى ترک‌زبان (البته ازبکستان در سه‌ دوره‌ اخیر نشست سران در آنتالیا، نخجوان‌ و استانبول حضور نداشته است‌)، از‌ عضویت رسمی به این همگرایى خوددارى‌ کرده‌اند‌.

البته مسئله ازبکستان از 2 جنبه قابل تحلیل است ابتدا اینکه ازبکستان تاحدودی از نقش تـرکیه در مـحکومیت ازبکستان در سـازمان ملل در روزهای بعد از‌ رویدادهای خونین اندیجان دلخور است‌. از سوى دیگر‌، نحوه رفتاری کریم اف، به وی اجازه نخواهد داد‌ به عضویت اتحادیه‌ای درآید که ابتکار عمل آن در دست رقیب یعنی «قـزاقستان» باشد.

همچنین، ترکمنستان نیز به دلیل وضعیت حساس ژئوپلیتیک در شمال ایران در چارچوب سیاست‌ بى‌طرفى‌ و همکارى در حـوزه انرژى با کشورهاى شرق‌ و غرب‌ با هدف تنوع بخشی به صادرات خطوط لوله گاز، هیچگاه‌ تمایل‌ چندانى‌ براى‌ عضویت در شوراى همکارى کشـورهاى ترک‌زبان از خود نشان نـداد و عملا 2 کشور مهم منطقه، از این چرخه کنار گذشته شدند.

قدرت اندک ترکیه در برابر رقبای منطقه‌ای

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین دلایل شکست پروژه پان‌ترکیسم مورد نظر ترکیه در تشکیل اتحادیه کشورهای ترک زبان را ضعف ساختارهای نفوذ ترکیه در برابر روسیه در آسیای مرکزی دانست. همچنین قدرت گیری اوراسیاگرایان در روسیه نیز به همراه تغییر برخی راهبردهای نظامی در پس حوادث اوکراین و سوریه، از جمله دلایل دیگری می‌توان برشمرد که بنابر آن ترکیه از توان کمتری در برابر با روسیه برخوردار است. بعبارت دیگر روسیه چطور اجازه خواهد داد که شورای همکاری کشورهای ترک زبان همکاری‌هایی نظامی داشته باشد؟ یا گذشته از این، در عرصه همکاری‌های اقتصادی جدای از ترکیه کدام یک از این کشور‌ها توان لازم را دارد و ترکیه چگونه می‌تواند درخواست‌های کشورهای ترک زبان را پاسخ گو باشد؟

همچنین روسیه از سال‌های پیش نسبت به ترک گرایی و روابط این کشور با منطقه آسیای مرکزی که دلیلی بر دامنه دار شدن دامنه نفوذ ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز است، نگران بوده است. 

در کنار روسیه، تهران و پکن هم نگران آن هستند که بحث ترک گرایی در ساختار شورای همکاری کشورهای ترک زبان، منافع کلان ملی این کشور‌ها را به خطر اندازد. زیرا وجود آذری‌ها در ایران، اویغور‌ها در سینگ کیانگ چین و منطقه و ترک زبان‌ها در روسیه دلیلی خواهد گردید که این کشور‌ها نگاهی جدی به اهداف و آینده شورای همکاری ترک زبان داشته باشند و نسبت به احتمال هرگونه تحرک حساس باشند.

نقش منفی و بالادستی ترکیه

یکی از چالش‌های اثرگذار در درون شورای همکاری کشورهای ترک زبان، کارکرد بالادستی ترکیه بود. شروع بکار اتحادیه کشورهای ترک زبان اینگونه تعریف شد که اگر ترکیه نباشد، چنین شورا و اتحادی وجود ندارد. البته این موضوع در منطقه مسبوق به سابقه نیز هست. روسیه در اتحادیه اقتصادی اوراسیا چنین نقشی را بر عهده دارد با این تفاوت که روسیه قدرتی بر‌تر و همه کشورهای عضو و منطقه نسبت به این ارجحیت وقوف کامل دارند. اما در مورد ترکیه اینگونه نیست بنابراین تلاش آنکارا برای تقویت جایگاه خود از راه این نهاد باعث شد چالش‌هایی ایجاد گردد. چنانچه کشورهای چهارگانه عضو این شورا در طی 3 سال فعالیت نیمه رسمی، تصور در مورد زیردستی خود و کارکرد بر‌تر ترکیه با توجه به رهبریت کشورهای ترک برای آنکارا را داشتند.

در این حال یعنی غالب شدن این تفکر بالادستی و پایین دستی، بطور طبیعی منجر به حاشیه نشینی کشورهایی همانند قزاقستان، آذربایجان و قرقیزستان شد همچنین که نیروهای داخلی در بین کشورهای دیگر هم نظر چندان مساعدی در مورد افزایش نقش ترکیه نداشتند تاجاییکه برخی‌ها معتقدند، چنین شورایی اصلاً شورای همکاری نیست.

ترکیب ناهمگون جغرافیایی و فرهنگی

شورای همکاری کشورهای ترک زبان، اولین نهادی بود که با هدف سازمان منطقه‌ای در سطح کشورهای ترک زبان، فعالیتش را آغاز کرد اما این شورا با توجه به هدف، از نظر جغرافیایی ترکیب واحدی را در خود جای نداد به عبارت دیگر، از چهار کشور داخل در این شورا دو کشور در منطقه آسیای مرکزی و در شرق دریا خزر قرار داشتند و دو کشور دیگر، ترکیه در آسیای صغیر و آذربایجان در قفقاز واقع شده که نزدیکی سرزمینی با یکدیگر ندارند.

در همین حال، چالش‌های درونی‌ای نیز میان اعضا وجود داشت اول؛ نگرش آنکارا برای تشکیل چنین اتحادیه‌ای قائل بر اندیشه‌ای سیاسی و قوم گرایانه بود تا اینکه قصد داشته باشد اجتماعی برای کشورهای ترک زبان به وجود آورد. بنابراین تشکیل شورا، با هدف تقویت ایده پان ترکیسم بود که توسط ترکیه چه در دوران حکومت داری لائیک‌ها و چه در دوره کنونی دنبال می‌شود.

دوم اینکه، اعضای شورای همکاری کشورهای ترک زبان بایستی با محوریت کشورهای ترک باشد در حالی که از نگاه جامعه‌شناسی، ریشه همه این کشور‌ها یکی نیست و حتی برخی مواقع صحبت یکدیگر را هم نمی‌فهمند که این موضوع یک ضعفی درونی محسوب می‌گردد از طرف دیگر، از نظر نژادی هم تفاوت‌هایی دارند. بنابراین در درون شورای همکاری کشورهای ترک زبان که محوریت آن بر اساس همگرایی‌های قومی و تباری است، واگرایی‌هایی وجود دارد و اکنون خیلی زود متوجه شده‌اند که همکاری در قالب کشورهای ترک زبان از قدرت و انسجام لازم برای ایجاد پیوند همگرایانه برخوردار نیست و زمینه‌ای واگرایی نیز بیشتر است.

فرجام

خلا ژئوپلتیکی که در آغاز قرن بیست و یکم در آسیای مرکزی حاصل شد، این مجموعه جغرافیایى را به یکى از مهم‌ترین حـوزه‌هاى رقابت بین بازیگران منطقه‌اى‌ و فرامنطقه‌اى تبدیل کرد. در‌ بین‌ بازیگران منطقه‌اى فعال و خواهان نقش آفرینی در این حوزه مى‌توان به ترکیه، ایران و روسیه اشـاراتی داشت که داراى زمینه‌های پیوندی ژئوپلیتیک ویژه‌ در منطقه بوده و طی یک دهه گذشته شاهد این ادعا را می‌توان در رقابت بین این بازیگران‌ در رویکردهاى همگرایى با منطقه مشاهده کرد.

بنابر همین استدلال، اوراسیاى مرکزى طی چند سال اخیر شاهد شـکل‌گیرى اتحادیه اقتصادی اوراسیا به رهبرى روسیه، شورای همگرایى کشورهاى ترک‌زبان به رهبرى‌ ترکیه‌ و همگرایى کشورهاى فارس زبان به رهبرى ایران بود. اما در این بین، طبق قرائن موجود، تنها روند همگرایى اتحادیه اوراسیا به مرحله تـکامل ژئوپلیتـیک رسید و این مجموعه در حال‌ حاضر‌ در روند تبدیل شدن به یک سازمان منطقه‌اى قرار دارد. اما اتحادیه کشورهای ترک زبان، بنابر دلایلی از جمله ترکیب قومی و جغرافیایی، توان کمتر رقابت با روسیه، و عدم موفقیت در جذب حداکثری کشورهای منطقه، خیلی زود همانند سازمان همگرایی کشورهای فارسی زبان به حاشیه رانده شد.

در حال حاضر روسیه که در عمل نیز طی ماه‌های اخیر نشان داده است؛ حتی در سخت‌ترین شرایط اعمال خشونت و اقتدارگرایی دست از حمایت حکام آسیای مرکزی بر نمی‌دارد؛ اکنون درصدد استفاده از فرصت ناب حمله به جنگنده خود از سوی ترکیه است تا ضمن جدا کردن خود از درهم تنیدگی منافع بعضاً متعارض با ترکیه؛ کشورهای آسیای مرکزی را نیز متقاعد کند که در کلیت روابط خود با ترکیه تجدید نظر نمایند.

البته فاصله گیری روسیه بطور طبیعی تاثیر غیرمستقیم خود بر روند همکاری همه جانبه آسیای مرکزی-ترکیه را خواهد داشت. همان‌گونه که تأثیر تحریم‌های غرب این روز‌ها ناخواسته کشورهای اسیای مرکزی را در بحرانی مالی قرار داده است؛ بطور طبیعی چالش در روابط مسکو-آنکارا اثرات خود را خواهد داشت. کما اینکه بنابر دلیلی مانند اولویت حفظ منافع امنیتی بر تجاری و فرهنگی و... خود کشورهای آسیای مرکزی نیز از سیاست کرملین دنباله روی خواهند کرد و این دقیقا‌‌‌ همان خواستی است که می‌توان در قبال مواضع کلی مسکو در دوران پوتین بعنوان یکی از قطعات پازل تبدیل سازی روسیه به هژمونی نوظهور تحلیل کرد.

بنابراین استدلال، با توجه به جمیع جهات و اتفاقات درشت امنیتی منطقه طی یکسال اخیر، کمتری امیدی به احیای اتحادیه کشورهای ترک زبان می‌توان داشت و بایستی پایان کار آنها را تنها پس از نیم دهه فعالیت اعلام کرد.

http://www.farsnews.com/13941205000712