ازبکستان، تحولات پیشِرو و آینده آسیای مرکزی
فارس گزارش میدهد
ازبکستان، تحولات پیشِرو و آینده آسیای مرکزی

تاشکند اقدامات زیادی در حوزه بازار کار و ایجاد موقعیتهای کاری جدید پیشِ رو دارد که تحقق آن در کوتاهمدت غیر ممکن است؛ هر چند همگرایی ازبکستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا ممکن است راه حل احتمالی این مشکل باشد.
۹۵/۰۷/۱۸ :: ۱۲:۴۱
به گزارش خبرنگار دفتر منطقهای خبرگزاری فارس، در حال حاضر در ازبکستان، دولت در انتظار تغییر و تحول و «تاشکند» منتظر برگزاری انتخاباتی شایسته است. به احتمال زیاد، رئیسجمهور بعدی نیز پیرو خطمشی رهبر پیشین این کشور در مسائل سیاست و توسعه اقتصادی خواهد بود. هرچند تغییرات جزئی در این بخشها نیز دور از انتظار نخواهد بود.
ازبکستان پس از «اسلام کریماف» هنوز موفق نشده کمر راست کند. رهبر فقید این کشور در طی یک ربع قرن توانست سطح موجود توسعه دولت را تأمین و با اکثر قدرتهای جهانی ارتباط برقرار کند.
از نظر سطح توسعه اجتماعی-اقتصادی، ازبکستان تنها با قزاقستان قابل مقایسه است. «آستانه» به دلیل دارا بودن معادن غنی و منابع پردازش شده هیدروکربن، همواره مواضع تجاری-اقتصادی غالب را در آسیای مرکزی در اختیار داشته است. در عین حال، اقتصاد تاشکند نیز از امتیازاتی برخوردار است که کریماف موفق نشد تمام آنها را کشف نماید.
پیش از هرچیز، ازبکستان در منطقه وسیعترین بازار را با 32 میلیون نفر جمعیت در اختیار دارد، هرچند کارشناسان این جمهوری را توسعهنیافته مینامند.
همانطور که انتظار میرود، روسیه و چین شرکای تجاری-اقتصادی اصلی این کشور هستند که این برای دولتهای آسیای مرکزی به دلیل موقعیت جغرافیایی آنها قابل پیشبینی است.
برخی کشورهای اروپا، ترکیه و البته همسایگان منطقهای نیز میتوانند مدعی حجم بالای تجارت متقابل با تاشکند باشند.
از سوی دیگر، میتوان حدس زد که به دلیل ماهیت بر جای مانده تعاملات تجاری-اقتصادی تاشکند با شرکای اصلی، در آینده نیز تغییرات زیادی در این عرصه مشاهده نشود. دستاوردهای کریماف باید در تحولات اقتصادی (که به هر صورت بر «اکوسیستم» کلی منطقه تأثیر میگذارند) ادامه پیدا کنند.
البته احتمالا تاشکند بابت میزان بسیار بالای حضور دولت در اقتصاد ملی تا اندازهای با مشکل مواجه باشد. هرچند فرآیندهای لیبرالیزهسازی اقتصاد داخلی در زمان رئیسجمهور سابق شروع شدهاند. با این حال، ازبکستان مجبور است برای افزایش محسوس آزادی بازار و تشکیل محیط سرمایهگذاری قابل رقابت، تحولات و اصلاحات زیادی را انجام دهد.
سرمایه خارجی در این جمهوری تنها در حوزههای مورد علاقه بازیگران استثنائی بهجامانده، متمرکز شده است. به عنوان مثال، 99% صادرات ازبکستان به سوئیس در حوزه طلا میباشد که باعث تعامل زیاد با نمایندگان این کشور اروپایی شده است. اما این برای فضای سرمایهگذاری کشور در رقابت با سایر کشورهای آسیای مرکزی کافی نیست. در اینصورت، اگر رهبری جدید کشور راه آزادسازی اقتصاد و تشکیل فضای کاری موثر در آینده را انتخاب کند، تاشکند به طور کامل میتواند با قزاقستان نسبتا توسعهیافته در این راستا همکاری نماید.
البته مسائل بخش مهاجرت کاری را باید جزء مسائل حل نشده دانست. اقتصاد ازبکستان به حوالههای مهاجران کاری که ترجیحا در قلمرو روسیه و قزاقستان مشغول به کار هستند، وابسته میباشد. تضعیف ارزهای ملی این دولتها، باعث کاهش درآمدهای کارگران و در نتیجه کاهش میزان حوالههای پولی به کشورشان شده است.
تاشکند کارهای زیادی در مورد بازار کار و تأمین موقعیتهای کاری جدید را پیشرو دارد که در عین حال، تحقق آن در کوتاهمدت غیر ممکن است. هرچند همگرایی ازبکستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا ممکن است راه حل احتمالی این مشکل باشد. با این حال، تحقق این سناریو در آینده نزدیک بنا به 2 دلیل زیر بعید است: اولا، برای ورود به هر بلوک تجاری-اقتصادی، دوران انتقال ضروری است. دوما، مشخص نیست که رئیسجمهور بعدی، از این امکانات و فرصتها استقبال خواهد کرد.
از سوی دیگر، نباید این موضوع را نیز منکر شد که تغییرات و تحولات زیادی در انتظار ازبکستان هستند. کریماف پس از خود یک دولت مستقل با سیستم اجتماعی-اقتصادی در حال توسعه را به جا گذاشته است. اما علیرغم تمامی تلاشهای رهبر سابق، در اقتصاد ازبکستان مسائل مهمی وجود دارند که نیازمند حل و فصل هستند. البته رئیسجمهور جدید، این جمهوری را در زمان بحرانی (رویدادهای خاص در اغلب کشورهای منطقه) بدست خواهد گرفت.
به هر حال، آنچه با اطمینان میتوان در مورد آن سخن گفت، حفظ روابط مثبت با همسایگان و شرکای نزدیک ازبکستان در آینده میباشد، زیرا این به نفع هر رهبر بالقوهای است. از طرف دیگر، فرد جانشین موظف به توسعه موفقیتهای رهبری گذشته کشور و انجام اصلاحات بعدی است که انتظار میرود این تحولات تا حدی بر کل منطقه تأثیرگذار باشد.
تلگرام 09158919412