قطعه سرخ ؛پاکستانی‌های لشکر طیبه و جیش‌المحمد در افغانستان

 

دوشنبه ۱۹ میزان ۱۳۹۵

۸صبح، کابل: بحث حضور نظامیان پاکستانی در جنگ علیه دولت و مردم افغانستان یک مساله تکرار شده و زاید است. زیرا در این باره، بار‌ها و بار‌ها گفته شده است. اما چگونگی و نحوه این حضور چیزی است که به طور دایم، ابعاد تازه‌تر پیدا می‌کند. تا جایی که می‌توان پاکستانی‌ها را مستقیما در سنگر‌ها نیز مشاهده کرد. جنگ‌های چند ماه اخیر در گوشه و کنار کشور طالبان را به شدت ضربه زده است. تلفات طالبان بر اساس گزارش منابع موثق به شدت بالا است. تا جایی که طالبان دچار کمبود نیرو در جبهات جنگ شده‌اند. به همین خاطر «آی.اس.آی» پاکستان طرحی را روی دست گرفت تا بخشی از تروریستان پاکستانی را وارد افغانستان کند. روی همین لحاظ «آی.اس.آی» از نیرو‌های پنجابی لشکر طیبه و جیش‌المحمد که در کشمیر علیه هندوستان مصروف فعالیت‌های تروریستی بودند، خواست تا به‌جنوب افغانستان رفته و علیه دولت افغانستان بجنگند. بخشی از این نیرو‌ها از کشمیر به یکی از پایگاه‌های مربوط به سازمان «آی.اس.آی» برده شده و مورد آموزش قرار گرفتند و پس از آموزش، به مناطق جنوب افغانستان فرستاده شدند. بر اساس آمار غیررسمی تعداد این افراد به چهار تا پنج‌صد نفر می‌رسد و به نام «قطعه سرخ» یاد می‌شوند و بیشتر برای تک‌تیراندازی آموزش دیده‌اند. منابع غیررسمی می‌گویند تعداد کوچکی از نیروهای قطعه سرخ (حدود سی تا چهل نفر) از مسیر هرات خود را به ولایت کندز رسانده‌اند. آنان بیشتر با تفنگ‌های (سنایپر) که در افغانستان به نام تفنگ دوربین‌دار و سیمینوف هم مشهور‌ است، مجهز می‌باشند و وظیفه اساسی‌شان هدف قراردادن سربازان افغان از دور است. هرچند منابع رسمی حضور این تعداد از اعضای قطعه سرخ در کندز را رد می‌کنند، ولی با توجه به گزارش تلفات نیرو‌های امنیتی کشور که بیشتر از مسیر راه دور مورد هدف قرار گرفته‌اند، حضور بخشی از این افراد در کندز محتمل است. از سوی دیگر تنها نیرو‌های پاکستانی نیستند که در افغانستان علیه نظام کشور ما می‌جنگند. یک تعداد از نظامیان پاکستانی که با اصول جنگ به خوبی آشنایی دارند، به‌طور کل رهبری جنگ در افغانستان را به عهده دارند. راه‌کار‌های که طالبان در جنگ علیه دولت افغانستان استفاده می‌کنند، نشان می‌دهد که در عقب این راه‌کار‌ها تیوریسن‌های جنگی قدرتمندی حضور دارند. به‌خصوص در جنگ کندز روش‌هایی که طالبان استفاده کردند، نشان داد که پشت این حمله‌ها، دست‌های قدرتمند و آگاه نظامی وجود دارد که استراتژی جنگ در افغانستان را طرح می‌کنند. به طور مثال کمتر کسی می‌داند که بستن راه‌های مواصلاتی نقش تاثیرگذاری در سنگر‌های جنگ دارد. این مساله در جنگ کندز کاملا هویدا است. طالبان هم‌زمان که در کندز جنگ می‌کنند و مسیر‌های منتهی به کندز را نیز زیر ضربه قرار داده‌اند تا نیروی کمکی به کندز به‌زودی و سادگی نرسند.
این گونه طرح‌ها از تفکر نظامی آموزش‌دیده و آگاه بیرون می‌شود. لشکر طیبه و جیش‌المحمد دو گروه تروریستی‌اند که در لیست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارند. این دو گروه بیشتر حوزه‌ی فعالیت‌شان کشمیر مربوط به هند و در کل هندوستان است. اما به تازگی این گروه‌ها نیرو‌های خود را به‌طور دسته‌جمعی به داخل افغانستان فرستاده است، تا جلو تضعیف بیشتر طالبان خصوصا در هلمند را بگیرند. اما یک چیز دیگر که این روز‌ها بیشتر به چشم می‌خورد، سکوت عجیب غریب و معنادار دستگاه تبلیغاتی طالبان است. طالبان در گذشته به محض این‌که بینی یک نفر در افغانستان خون می‌شد، در بوق تبلیغات خود می‌دمید و از دستاورد‌های اغراق‌آمیز و گرفتن مسوولیت آن خبر می‌داد. اما این بار با وجود گستردگی جنگ در افغانستان دستگاه تبلیغاتی طالبان کاملا خاموش است. شما این روز‌ها نه از رهبری طالبان سخنی در مورد جنگ در افغانستان شنیده‌اید و نه سخنگویان متعدد طالبان حرفی در این باره می‌زنند. به نظر می‌رسد ابتکار عمل در جبهات جنگ را به‌طور کاملا نظامیان پاکستانی که در افغانستان و صفوف طالبان حضور دارند، به عهده گرفته‌اند و رهبری طالبان شکل سمبولیک را به خود گرفته است. نظامیان پاکستان خصوصا سازمان استخباراتی «آی.اس.آی» تقریبا تمام رهبری جنگ را بر عهده گرفته و طالبان در این وضعیت حیثیت ابزار را برای منافع پاکستانی‌ها پیدا کرده‌‌اند.
اکثریت افرادی که از طرف گروه تروریستی لشکر طیبه و جیش‌المحمد به افغانستان آمده‌اند، نه با زبان فارسی آشنایی دارند و نه به پشتو. حتا یک عده می‌گویند آنان به هندی هم درست صحبت کرده نمی‌توانند و فقط به پنجابی سخن می‌رانند. این‌ طرح جدید پاکستان برای تشدید جنگ در افغانستان است که هدفش بی‌ثبات‌سازی بیشتر افغانستان و گرفتن حداقل یک ولایت توسط طالبان می‌باشد.

http://8am.af/1395/07/19/pakistan-afghanistan-jish-almohammad-tayebe/