بـن‌لادن  را کـی به افغانستان آورد؟

 

یکشنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۵ 

فردوس کاوش

۱۵ سال پیش از امروز ایالات متحده امریکا برای سقوط امارت طالبان و محو پایگاه‌های القاعده عملیات نظامی گسترده‌ای را در افغانستان آغاز کرد. جنگی که آن روز آغاز شد، تا حال ادامه دارد. دولت امریکا در آن زمان به پاسخ حمله‌ی تروریستی یازده‌ی سپتامبر به طالبان و القاعده حمله کرد. در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ القاعده به نیویارک و واشنگتن حمله‌ی تروریستی کرد، در این رویداد فاجعه‌بار، سه‌هزار انسان بی‌گناه جان باختند. القاعده بعد از سقوط گروه طالبان، به طراحی و اجرای حمله‌ی تروریستی یازده سپتامبر اعتراف کرد. ملامحمدعمر که در آن زمان امیرالمومنین طالبان و القاعده بود نیز به صورت کلی از حمله‌ی احتمالی القاعده به قلمرو دولت ایالات متحده اطلاع داشت، اما ظاهرا به صورت مشخص در مورد ابعاد این حمله‌ی بزرگ که در نتیجه‌ی آن، جان سه هزار انسان گرفته شد، چیزی نمی‌دانست.
اصرار طالبان به حمایت از بن لادن سبب شد که نیروهای ویژه‌ی امریکایی و هواپیماهای آنان به افغانستان بیایند و به طالبان و القاعده حمله کنند. جورج بوش رییس‌جمهور امریکا در سال ۲۰۰۱ دشمن امریکا را به خوبی شناخته بود. او القاعده را در آن زمان برای مردم امریکا، سازمانی متشکل از سنی‌های افراطی معرفی کرد که قصد دارند یک امپراتوری توتالیتر درگستره‌ی خاورمیانه، شمال افریقا، آسیای جنوبی، آسیای میانه و بخش‌هایی از اروپا ایجاد کنند. برنامه‌ی القاعده این بود که با راه‌اندازی حمله‌های تروریستی بر تاسیسات دیپلوماتیک، سیاسی، اقتصادی و نظامی امریکا در خاور میانه، هزینه‌ی حضور امریکا را در این بخش دنیا را بالا ببرد و در کنار آن با راه‌اندازی حملاتی در داخل قلمرو ایالات متحده و دیگر ممالک غربی، این کشور‌ها را زیر فشار قرار دهد تا از خاور میانه خارج شوند. القاعده می‌دانست که با خروج این کشور‌ها از خاورمیانه، دولت‌های مدرن ویستفالیایی سقوط می‌کنند و زمینه برای ایجاد یک امپراتوری توتالیتر، که اسلام‌گرایان تندرو ازآن به‌عنوان «خلافت» تعبیر می‌کنند، مساعد می‌شود.
تصور القاعده این بود که با ایجاد این امپراتوری، جلال و جبروت اعراب بر می‌گردد و تمام تمدن‌های دنیا از جمله تمدن معاصر یا تمدن غربی، مغلوب این خلافت می‌شود. گروه القاعده قدم اول را به سوی تاسیس این خلافت یا‌‌ همان امپراطوری قهار و توتالیتر برداشته بود. سران القاعده از جمله بن لادن بنیان‌گذار این گروه و ایمن‌الظوهری رهبر برحال آن، با ملامحمدعمر به‌عنوان امیرالمومنین یا فرمانده کل مسلمانان دنیا بیعت کرده بودند. بیعت با ملامحمدعمر، به این معنا بود که گروه القاعده می‌خواست قلمرو حاکمیت او را گسترش دهد.
القاعده بخش‌هایی از افغانستان را به پایگاه آموزش نظامی و عقیدتی برای جوانان بنیادگرای سراسر دنیا بدل کرده بود. سازمان‌های بنیادگرایی که به اسلام ملیتاریزه معتقد بودند، از سراسر جهان اعضای جوان‌شان را به افغانستان می‌فرستادند تا در اردوگاه القاعده درس‌های نظامی، مهارت تولید بمب و انفجار آن را یاد و درس‌های عقیدتی را نیز فراگیرند. سازمان‌های بنیادگرای معتقد به اسلام سیاسی یا اسلام ملیتاریزه که در کشورهای اروپایی فعال بودند، نیز اعضای‌شان را به افغانستان می‌فرستادند تا القاعده آنان را آموزش دهد. این جوانان بعدا عضو القاعده می‌شدند و هسته‌های این سازمان تروریستی را در کشورهایی که از آن آمده بودند، تشکل می‌دادند.
القاعده در سال‌هایی که در افغانستان حضور داشت، هزاران جنگجوی جوان را آموزش داد. این گروه که افغانستان برایش حیثیت یک پایگاه را داشت، دنباله‌رو عبدالله عزام فلسطینی بود. عزام فلسطینی در سال‌های ۱۹۸۰ برای کمک به تنظیم‌های ضد شوروی به پاکستان آمد و در همکاری با بن لادن، مرکزی را به اسم «مکتب‌الخدمات» تاسیس کرد تا به جنگجویان عرب ضد شوروی خدمات لوژستیکی، فنی و آموزشی عرضه کند. او به بن لادن اجازه داد تا در جنب این مرکز، سازمانی را به نام «قاعده‌الانصار» نیز تاسیس کند. وظیفه‌ی قاعده‌الانصار برگزاری مشق و تمرین‌های نظامی برای جنگجویان عرب بود. بن لادن و قاعده‌الانصار یک اردوگاه آموزش نظامی را به نام «ماصده الانصار» در جاجی پکتیا نیز تاسیس کردند. این اردوگاه در سال ۱۹۸۸ ساخته شد. تاسیس این اردوگاه را بسیاری‌ها سرآغاز شکل‌گیری القاعده می‌دانند.
در اردوگاه «قاصده الانصار» و دیگر اردوگاه‌هایی که عبدالله عزام و اسامه بن لادن تاسیس کردند، هزاران جنگجوی عرب، فلیپینی، سومالیایی، پاکستانی و حتا برمایی آموزش دیدند. عزام انتظار داشت که از این‌ها لشکری چند ملیتی درست کند و به جنگ تمام دولت‌های مدرن ویستفالیایی در دنیای اسلام برود تا بعدا موفق به تاسیس خلافت شود و به کشورهای غربی لشکرکشی کند. عزام در سال ۱۹۸۹ ترور شد و تمام تاسیسات، پول و امکانات برای بن لادن باقی ماند. بن لادن پس از سال ۱۹۹۲ به سودان رفت. اما در سال ۱۹۹۶ شماری از فرماندهان تنظیمی و برخی از مقام‌های حکومت استاد برهان‌الدین ربانی، او را به افغانستان برگرداندند. شرکت هوایی آریانا به‌دستور دکترعبدالرحمان، وزیر هوانوردی حکومت استاد ربانی، دو هواپیما را برای آوردن بن لادن از سودان به جلال آباد تنظیم کرد. این هواپیما‌ها هنگام عزیمت به سودان، در جده سوخت‌گیری کردند. روایت دیگر حاکی از آن است که حداقل یکی از این هواپیما‌ها، در برگشت از سودان، در شهر شیراز ایران سوخت‌گیری کرده بود.
هیچ یک از مقام‌های حکومت استاد ربانی تا حال در باره‌ی داستان برگرداندن اسامه بن لادن از خرطوم پایتخت سودان به شهر جلال‌آباد، سخن نگفته‌اند. داکتر عبدالرحمان وزیر هوانوردی آن حکومت، دیگر در قید حیات نیست. اما انجنیر روح‌الله، رییس شرکت هوایی آریانا در حکومت برهان‌الدین ربانی، در قید حیات است و رسالت دارد که روزی در این باره بنویسد یا سخن بگوید. گلبدین حکمتیار و آقای عبدرب‌الرسول سیاف هم چیزهای زیادی در مورد داستان برگشت اسامه بن لادن از سودان به جلال‌آباد می‌دانند که وقت آن است در باره‌ی آن سخن بگویند. حکمتیار در سال ۱۹۹۶ و هنگام برگشت بن لادن به جلال‌آباد، نخست وزیر بود و یکی از فرماندهان تنظیم او به استقبال بن‌لادن در فرودگاه جلال‌آباد رفته بود. سازنور یکی از فرماندهان تنظیم عبدرب‌الرسول سیاف هم وظیفه‌ی حفاظت از بن‌لادن در شهر جلال‌آباد را به دوش داشت. بسیار بعید است که این فرماندهان در باره‌ی استقرار بن‌لادن در جلال‌آباد به رهبران تنظیم‌‌های‌شان گزارش نداده باشند.
بن‌لادن در اگست سال ۱۹۹۶ در شهر جلال‌آباد علیه امریکا و غرب اعلام جنگ کرد. یکی دو روز بعد از این اعلام جنگ، طالبان به شهرجلال‌آباد مسلط شدند. طالبان، در سپتامبر همان سال کابل را نیز اشغال کردند. طالبان به بن‌لادن آزادی و اختیار مطلق دادند تا هرکاری که می‌خواهد در افغانستان انجام دهد. بن لادن هم در بدل آن به طالبان پول و نیروی جنگی فراهم می‌کرد و امارتِ رهبر این گروه را نیز پذیرفته بود.
بن‌لادن پس از ۱۹۹۶ یک رشته مصاحبه‌ها را با رسانه‌های جهانی انجام می‌داد و در آن امریکا و غرب را تهدید به حملات تروریستی می‌کرد. روایت‌ها، گزارش‌ها و خاطرات برخی از مقام‌های طالبان و القاعده نشان می‌دهد که حکومت طالبان، نمی‌خواست بن‌لادن با رسانه‌ها مصاحبه کند، اما هیچ‌گاهی این حکومت به‌صورت قاطع و جدی مانع بن‌لادن نشد. اسامه بن لادن در فبروری سال ۱۹۹۸ با گروه «تنظیم‌الجهاد» ایمن الظواهری که یکی از گروه‌های انشعابی از اخوان‌المسلمون مصر بود، ایتلاف کرد. بن‌لادن و ظواهری موجودیت سازمانی را اعلام کردند که «قاعده‌الجهاد» نام داشت. بن‌لادن و ظواهری مشترکا اعلام کردند که با غرب و امریکا می‌جنگند. پنچ ماه پس از این رویداد، یعنی در اگست سال ۱۹۹۸، القاعده سفارت‌خانه‌های امریکا در کشورهای کنیا و تانزانیا را هدف حملات تروریستی قرار داد. در آن حملات، ۱۲ امریکایی و ۲۲۴ شهروند مسلمان این دو کشور افریقایی جان‌شان را از دست دادند.
این حمله‌ی تروریستی، دنیای غرب را متوجه القاعده ساخت. آنان درک کردند که دشمنان‌شان در افغانستان، پایگاه امن دارند. پس از آن، شورای امنیت سازمان ملل متحد، تعزیراتی را برگروه طالبان وضع کرد تا زیر فشار قرار گیرند و بن‌لادن و گروهش را از افغانستان اخراج کنند. اما گروه طالبان زیربار نرفت و به حمایت از بن‌لادن ادامه داد. حمایت طالبان از بن لادن، القاعده را دل‌گرم کرد تا به فعالیت‌هایش ادامه دهد. استراتژی القاعده صرف ضربه‌زدن به تاسیسات و منافع امریکا در دنیای اسلام نبود. این سازمان می‌خواست که امریکا را در درون قلمروش هم ضربه بزند تا فشار برملت امریکا افزایش یابد و این ملت، دولتش را وادار به ترک خاور میانه کند. برمبنای همین استراتژی بود که القاعده حملات تروریستی یازده سپتامبر را طرح و اجرا کرد.
گروه طالبان پس از حملات یازده سپتامبر هم به حمایت از بن‌لادن ادامه داد.‌‌ همان بود که امریکا در هفت اکتبر سال ۲۰۰۱ به طالبان و القاعده حمله کرد. طالبان غیر از عملیات نظامی دیگر، راهی برای امریکا باقی نگذاشتند و از اخراج بن‌لادن و سازمانش از افغانستان امتناع کردند. این را هیچ‌کسی نمی‌تواند انکار کند. این گروه طالبان بودند که با حمایت از بن لادن، القاعده و دیگر گروه‌های قتال‌باور اسلام‌گرا، وضعیتی را خلق کنند که کشورهای غربی به افغانستان نیرو بفرستند. غرب ناگزیر شد که طالبان را سرنگون کند و به‌جای آن از دولتی حمایت کند که دوست غرب باشد و به تروریسم پناه ندهد.
گروه طالبان پس از سرنگونی حکومت‌شان، نیز به جنگ ادامه دادند. آنان حالا هم در نقشه‌ی القاعده جای ویژه‌ی دارند. القاعده با آن‌که خیلی تضعیف شده است، اما از بین نرفته است. این سازمان به‌شمول گروه طالبان، از تمام سازمان‌های اسلام‌گرای قتال‌باور حمایت می‌کند. اهداف القاعده تغییر نکرده، این سازمان می‌خواهد دولت‌های مدرن را در آُسیای میانه، جنوب آسیا و خاور میانه سقوط دهد و به جای آن امپراطوری دل‌خواه خود را تاسیس کند تا با قدرت بیشتر به جنگ غرب برود. هنوز هم رهبر القاعده به‌رهبر برحال گروه طالبان بیعت دارد.
عده‌ای از توهم‌زدگان گمان می‌کنند که گویا طالب از القاعده جدا است و گویا امریکا حتا پیش از این‌که حادثه‌ی یازدهم سپتامبر اتفاق بیفتد قصد داشت به افغانستان نیرو بفرستد. این حلقات متوهم، فکت‌ها و واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و تلاش بیهوده به خرج می‌دهند تا تاریخ را مسخ کنند.

http://8am.af/1395/07/18/ben-ladan-america-afghanistan/