گزارش ویژه پیام آفتاب از حمله افراد مسلح به زیارت کارته سخی

گارنیزیون گربه سیاه شهروندان کابل!

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ میزان ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۶

قیام جاودانه سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) برای احیای دین مقدس اسلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر بود؛ در کربلا حوادثی رقم خورد که بقای اسلام ناب محمدی را برای همیشه بیمه ساخت. نوه رسول خدا(ص) با اهدای خون پاک خود، خانواده و یاران با وفایش به بشریت درس آزادگی و سرخم نکردن در مقابل ظلم را داد، درسی که ریشه در فطرت انسان دارد و تا زمانیکه انسان با وجدان و بیدار در این کره خاکی زندگی کند، نام حسین(ع) را فریاد خواهد زد.
افغانستان اسلامی نیز در ماه محرم امسال همچون سالهای گذشته غرق در ماتم و عزا است و از گوشه و کنار پایتخت در این شبها صدای نوحه سرایی و سینه زنی عاشقان ابا عبدالله الحسین(ع) به گوش می رسد، عزاداران اعم از زن و مرد و پیر و جوان به مساجد و تکایا می شتابند تا ارادت خود به سرور و سالار شهیدان را نشان دهند؛ مردم مسلمان افغانستان چه شیعه و چه سنی به اهل بیت پیامبر(ص) علاقه دارند و در این میان شور و حال شیعیان اما به پروانه هایی می ماند که برای آب شدن در حرارت عشق به امام حسین(ع) سر و پا نمی شناسند و این شور و حال توام با شناخت از قیام ابا عبدالله(ع) در شب عاشورای حسینی به اوج خود می رسد.
ساعت حول و حوش شش و نیم شب است و من برای شرکت در مراسم شب عاشورای حسینی و البته انجام رسالت مقدس رسانه ای خود راه زینبیه کارته چهار کابل را در پیش می گیرم؛ با خود حوادث کربلا و آنچه بر امام حسین(ع) و اهل بیتش گذشت را مرور می کنم، به سخرانی حضرت زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) که چهره واقعی قیام عاشورا را بر جاهلان و فریب خوردگان دنیا آشکار ساخت می اندیشم. به راستی اگر روشنگری های حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) نبود، تبلیغات انحرافی دستگاه فاسد یزید اصل رویداد عاشورا و اهداف مقدس آن را شاید از بین می برد. کار زینب(س) و امام زین العابدین کمتر از رویداد بزرگ عاشورا نبود: اگر امام حسین(ع) در جنگ سخت به شهادت رسید و جامعه به خواب رفته آن روز را تلنگری زد تا به خود بیایند و دین محمد مصطفی(ص) را از انحرافات نجات دهند، حضرت زینب(س) نیز جنگ نرم دشمنان را خنثی کرد و سخنی به گزاف نگفته ایم اگر بگوییم پیروزی در جنگ نرم آن روز که همه باورشان شده بود یک مشت خارجی علیه خلیفه زمان شورش کرده اند و اکنون اسیران آنها و سران بریده شده شورشیان بر نیزه در ملا عام می چرخد، چیزی کمتر از شهادت در کربلا نبود.



کوچه های نیمه خاموش و خاموش کارته چهار را با گامهای تند طی می کنم تا سخنرانی مهم شب عاشورای حسینی را از دست ندهم؛ انعکاس این سخنرانی که بازخوانی درس ها و اهداف مقدس قیام خونین کربلاست از اهمیت بالایی برایم برخوردار است. به دروازه زینبیه کارته چهار که می رسم کارت خبرنگاری ام را در دست می گیرم و برای کنترل بدنی به دروازه ورودی مراجعه می کنم. دروازه ورودی تکیه خانه به شدت کنترل می شود و علاوه بر خادمان تکیه خانه که اکنون کار کنترل بدنی را انجام می دهد، نیروهای امنیتی زیادی نیز در اطراف درب ورودی و البته دو طرف سرک به چشم می خورد. جمعیت زیادی خواهان ورود به زینبیه هستند اما نیروهای امنیتی اجازه ورود نمی دهند و مدام فریاد می زنند:" زینبیه پر شده است! لطفا تقاضای ورود نکنید!" کارتم و کامره عکاسی را نشان می دهم اما اجازه ورود نمی دهند، هرچه اصرار می کنم سودی ندارد، یکی از نیروهای امنیتی با دستان خود مرا هل می دهد و می گوید:"برو! از ساحه دور شو!" کمی آن طرف تر مسئول تکیه خانه را می بینم؛ او را می شناسم چون محرم سال گذشته او را دیده بودم. پیش او می روم اما او نیز همچون شبهای این روزهای کابل ملتهب و کم حوصله است. می گوید برادر اجازه ورود نداری!
 شب عجیبی است! نمی توانم تصور کنم که از مجلس عزاداری و البته پوشش خبری آن باز مانده ام. به آیت الله ساجدی زنگ می زنم اما گوشی اش را یک پسر جوان بر می دارد و می گوید که آیت الله گوشی اش را در خانه جا مانده است. داستان را به پسر جوان می گویم اما او تنها احساس افسوس می کند. یکی از افراد امنیت که لحظاتی پیش با او بگو مگو کرده بودم پیش می آید و می گوید:"واسطه فایده ای ندارد! برو! برو یک مسجد یا تکیه خانه دیگر پیدا کن یا برو حوزه مجوز ورود بگیر! سخنان او برای بسیار غیر قابل تحمل است. به او می گویم چرا فکر می کنی که همه مثل خودت با فرهنگ واسطه بزرگ شده اند، تازه ورود به مجلس عزای امام حسین(ع) مگر واسطه می خواهد؛ این وظیفه ام است که شرکت کنم و به نوبه خود واقعیات حادثه عاشورا را از زبان روحانی سخنران بشنوم و به مردم از طریق نوشته ام منتقل کنم.  
 در همین لحظه افراد اهل زر و زور را می بینم که تازه از موترهای لوکس خود پیاده شده اند و همراه بادی گاردهای خود بدون کدام مشکل خاصی وارد زینبیه می شوند، با خود می گویم عجب کشور و عجب مردمی هستیم: بدون واسطه حتی نمی شود به مجلس عزا رفت، این کشور در فساد می سوزد وحتی عزاداری نیز در انحصار عده ای خاص در آمده است. دوباره به نزد آن فرد امنیتی که از زیر لباسش تفنگچه خود را به من نشان می دهد، می روم. او عصبانی تر از چند دقیقه قبل است و این بار بلند بر سرم فریاد می زند و می گوید:"برو! دور شو! برو کارته سخی، آنجا انتحاری شده! برو آنجا عکس بگیر!"
به او می گویم تو برداشتت از خبرنگار اشتباه است و من دنبال انتحاری نمی گردم!



به هر دری می زنم سودی ندارد و نمی توانم وارد زینبیه کارته چهار کابل شوم؛ یک لحظه فریاد های آن فرد امنیتی را مرور می کنم: انتحاری در کارته سخی! به سرعت به سوی سرک اصلی حرکت می کنم و با تلفن به دوستانی که در صحن زیارت کارته سخی هستند زنگ می زنم. با دو یا سه تن از شاهدان عینی ماجرا صحبت می کنم: آنها می گویند افراد مسلح در لباس پلیس به دروازه زیارت نزدیک می شوند و پس از حمله به نیروهای پلیس و نگهبانان دم دروازه که عزاداران را برای ورد به صحن حرم کنترل می کنند، وارد صحن زیارت می شوند.
به گفته صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت امور داخله، در این حمله 18 تن شهید و بیش از 26 تن دیگر زخمی شده اند.
به گفته وی بعد از چند ساعت درگیری سرانجام افراد مسلح که عده ای از عزاداران را به گروگان گرفته بودند توسط پلیس و نیروهای امنیتی از پای در می آیند.
زیاد کارته سخی کابل در شب های تاسوعا و عاشورا و نیز روز عاشورا شاهد حضور خیل کثیر عزاداران حسینی در قالب دسته های کلان سینه و زنجیر زنی است که از نقاط مختلف کابل می آیند و این بهترین فرصت برای تروریستان کور دل است که همانند اجداد گمراهشان مردم بی گناه را به خاک و خون بکشند؛ اینان از نسل یزید و شمر و عمر سعد هستند که حتی بر کودکان و زنان نیز رحم نمی کنند.
شنیده می شود که گارنیزیون و نهاد های امنیتی قبلا درباره احتمال وقوع حملات تروریستی و انتحاری در شب و روزهای محرم به مردم هشدار داده است.
پیشتر، نهادهای امنیتی از جمله گارنیزیون و پلیس کابل در باره احتمال حملات بر دسته‌های سینه زنی هشدار داده بودند.
در نزد شهروندان کابل اینک گارنیزیون کابل به گربه سیاهی می ماند که پیش بینی های شومش درست از آب در می آید؛ درست همانند هشداری که قبلا از حادثه دوم اسد سال جاری در مورد تظاهرات جنبش روشنایی داده بود. آن پیش بینی هم همان طوری شد که گارنیزیون گفته بود. شهروندان کابل انگار کم کم باور کرده اند که این گارنیزیون تنها برای هشدار دادن ایجاد شده و کار دیگری برای حفاظت از جان مردم خود بلد نیست؛ این گارنیزیون همواره از انتحاری و حملات تروریستی گام ها عقب است و تنها بعد از رویداد به مردم تسلیت می گوید، ابراز تاسف می کند و تا هشدار بعدی صبر می کند.
گفته می شود بیشتر کشته و زخمی شدگان حادثه زنان و کودکان بوده است؛ در بین زخمی شدگان یک مقام پلیس نیز دیده می شود.
داعش مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته و طالبان آن را تقبیح کرده است.
به هر صورت کابل یک شب خونین دیگر را در شرایطی پشت سر گذاشت که شیعیان و سنی های کشور در یک اتحاد کامل برای مراسم عاشورای حسینی آماده می شدند. دشمنان کور دل و حامیان آنها که جنگ در افغانستان و اختلافات مذهبی را به نفع خود می بینند هرگز خواستار اتحاد و یکپارچگی مردم ما نیستد و علیه هرچیزی که مردم ما را متحد کند مبارزه می کنند.
به هر صورت یک حادثه خونین دیگر باز هم در شب عاشورا اتفاق افتاد و عده زیادی از عزاداران که درس آزادگی را از سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) آموخته بودند به خاک و خون کشیده شدند.
و یک بار دیگر دولت وحدت ملی ماند و کوتاهی هایش در حفظ جان شهروندان خود؛ شهروندانی که رای دادند تا صلح را که آرزوی دیرینه آنها بود را در کشور ببینند اما آنچه می بینند اختلاف و خیانت است نه مدیریت صحیح کشور.
حفیظ الله رجبی، خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب در کابل

http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/56904